سبز اندیشان امروز

مصرف مطابق با شان عرفی افراد

الف- اصول و پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اسلام در باب مصرف
از آنجا که مقوله مصرف و ابعاد آن در مرحله یک امر اقتصادی و نیز دارای مناسبات فرهنگی و اجتماعی گسترده است، ابتدا به تبیین پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اقتصادی و فرهنگی اسلام که ارتباط مستقیم با مقوله مصرف دارند پرداخته و هر کدام را مورد بررسی تفصیلی قرار می دهیم.
1- سطوح رفاه در دیدگاه اسلامی
اولین اصل مهم و اساسی در دیدگاه اقتصادی اسلام این است که دین اسلام سه سطح مصرف و رفاه را مورد پذیرش خود قرار داده است که به ترتیب دارای درجه اهمیت بوده و باید درجه بالاتر مقدم بر درجه پایینتر باشد.
1- سطح کمتر از کفاف
2- سطح کفاف
3- سطح بالاتر از کفاف
که هرکدام از این سطوح دارای علائم، محدوده و احکام خاص خود هستند که می بایست هر فرد مسلمان آنها را شناسایی کند.
به طور کلی همه علمای اسلامی این سطوح را پذیرفته اند اما هر کدام در مورد علائم و محدوده های آنها اختلاف نظراتی با یکدیگر دارند. یکی از نظریات مطرح در این زمینه نظر شهید محمد باقر صدر است که در کتاب «اقتصادنا» به آن اشاره می کند. ایشان این دسته بندی را اینطور بیان می کنند که سطوح رفاه، پایینتر از ارضای نیازهای شدید، ارضای نیازهای شدید و ارضای نیازهای غیرشدید است که فقر با ارضای نیازهای شدید و غیرشدید برطرف می گردد و سطح ارضای آن به اندازه سطح رفاه عمومی است و حد بالای آن اسراف است (صدر،335:1375).
همانطور که اشاره شد اختلاف نظر در حدود و علائم این سطوح در میان علما به چشم می خورد که بررسی همه ی دیدگاه ها از حوصله این پایان نامه خارج است و مجال دیگری را می طلبد (برای اطلاع از آراء سایر اندیشمندان ر.ک: غزالی، احیاء علوم الدین: ج3، ص220 ؛ ملامحسن کاشانی، المحجه البیضاء: ج7، ص364 نراقی، عواید الایام: ص620 ؛ دادگر و باقری، سطح مصرف در اسلام: ص137 ؛ کلانتری، اسلام و الگوی مصرف: ص76 ؛ اشکذری، شاخص های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام: ص94).
2- مصرف مطابق با شان عرفی افراد
یکی دیگر از اصول و مبانی که در دیدگاه اسلام پیرامون مصرف فرض گرفته شده این است که مصرف افراد می بایست مطابق با شان عرفی آنان صورت گیرد و همچنان که افراط و بالاتر از شان خود مصرف کردن مذموم است، تفریط کردن و شان خود را در مصرف رعایت نکردن نیز مورد نکوهش است. به طور مثال در روایات آمده است که اگر زندگی زنی در خانه پدر دارای سبک خاصی بود به این شکل که از رفاه خوبی برخوردار بوده و حتی برای انجام کارهایش کنیز و یا مستخدم داشته است، بعد از ازدواج نیز شوهر او موظف است نفقه را متناسب با شان خانوادگی زن پرداخت کرده و حتی لازم است برای او کنیز استخدام کند (المبسوط: ج6، ص4 ؛ منشور حقوق و مسؤلیت های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/6/1383).
البته در این زمینه یک نکته مهم وجود دارد که می بایست مورد توجه واقع شود. در جامعه امروز با وجود طبقات اجتماعی با سطح درآمدهای متفاوت، تعیین مصداق قاعده مصرف مطابق با شان افراد کمی دچار ابهام و دشواری می گردد از این جهت که مصرف در طبقه مرفه و متموّل دارای طیف بسیار باز و سطح بالا و در طبقه پایین و مستضعف شامل یک طیف محدود و سطح پایین است. به عنوان مثال در یک جایی از این شهر بزرگ تهران روسری با قیمت یک میلیون تومان خریداری شده و مصرف می شود و در جای دیگری از همین شهر تهران، روسری با قیمت پنج هزار تومان خریداری و مورد استفاده قرار می گیرد. حال آیا می توان این تفاوت ها را با قاعده فوق توجیه کرد؟ در پاسخ به این سوآل نظرات متفاوتی در میان کارشناسان و صاحبنظران این عرصه وجود دارد که به نظر می رسد تحلیل صحیح این است که شان عرفی افراد چیزی غیر هنجارهای طبقاتی آنان است. به عبارت دیگر اگرچه روسری یک میلیون تومانی در میان طبقات مرفه امری عادی و رایج است اما با این وجود آن را با عرف عمومی جامعه نمی توان توجیه کرد و از دیدگاه عرف جامعه، فردی با جایگاه طبقاتی مرفه چنین شانی را ندارد (مصاحبه با حجت الاسلام زیبایی نژاد، 17/7/90 ؛ دکتر کرمی،20/9/90 ؛ دکتر نیلچی، 11/8/90 ؛ دکتر زاهدی، 23/9/90 ؛ دکتر ایمانی، 3/9/90 ؛ دکتر میرخانی، 24/9/90 ؛ دکتر رجبی، 26/9/90 ؛ دکتر باقری، 11/7/90 ؛ دکتر امامی، 5/8/90 ؛ دکتر آئینه وند، 12/9/90 ؛ دکتر سجادیه،20/9/90 ؛ دکتر علم الهدی، 29/8/90 ؛ حجت الاسلام هادوی، 23/7/90 ؛ حجت الاسلام قمی، 13/9/90 ؛ دکتر قندفروش، 1/10/90 ؛ دکتر همتی، 9/9/90).
3- فقر و غنا
از دیگر اصول و پیش فرض های موجود در دیدگاه اقتصادی دین اسلام، مقوله فقر و غنا و جایگاه هر کدام در زندگی افراد و جامعه اسلامی است. فقر در ادبیات دینی ما به معانی مختلفی اعم از فقر در برابر خدا، فقر نفس و فقر اقتصادی به کار رفته شده است که معنی مورد بحث ما همان فقر اقتصادی است. در نگاه اسلامی به این دو مقوله نمی توان یک حکم کلی مبنی بر تایید و یا ذمّ مطلق آنها استخراج کرد اما به طور کلی می توان گفت که فقر مالی از دیدگاه اسلام به جز در مواردی خاص، که ذکر خواهند شد، نامطلوب بوده و غنای مالی در این دیدگاه با رعایت قیودی خاص، که در ادامه به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرند، مطلوب به شمار می رود.
در روایات بسیاری، فقر مالی با تعابیر مختلف مورد نکوهش واقع شده است. تعدادی از آنها عبارتند از:
قال رسول الله(ص) : «کادَ الفَقرُ اَن یکُونَ کُفراً»
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «نزدیک است که فقر به کفر برسد» (الکافی: ج2، ص307 ؛ وسائل الشیعه: ج15، ص365 بحارالانوار: ج72، ص30 ؛ امالی صدوق: ص295 ؛ الخصال: ج1، ص11 ؛ عوالی اللآلی: ج1، ص40). و نیز روایات بسیار دیگری در کتب روایی شیعه می توان در این زمینه یافت (کنزل العمال: ج87، ص166 ؛ نهج البلاغه: حکمت 319، 3، 163، 56 ؛ بحارالانوار، ج72، ص47 ؛ امالى طوسى، ص 275، ح 526 ؛ غررالحکم و دررالکلم: ح3428 ؛ جامع الاخبار: ص109).
در مقابل نکوهش های فراوان از فقر مالی، از غنای مالی نیز در احادیث بسیاری به نیکی یاد شده است.
قال رسول الله(ص): «نِعمَ العَونُ عَلَی التَّقوی اَلغَنی»
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ثروتمندی کمک خوبی برای تقوی است» (الکافی: ج5، ص71 ؛ من لایحضره الفقیه: ج3 ص156 ؛ وسائل الشیعه: ج17، ص29 ؛ مستدرک ‏الوسائل: ج13، ص15 ؛ بحارالانوار: ج74، ص155 ؛ عوالی اللآلی: ج10، ص268 ؛ تحف العقول: ص49). و نیز روایات بسیاری در همین زمینه وجود دارند (بحارالانوار: ج74، ص163 ؛ وسائل الشیعه: ج17، ص291).
البته همانطور که اشاره شد گاهی اوقات قیودی اتفاق می افتد که فقر بر غنا ترجیح داده می شود. مثلا در روایات تصریح شده است که فقر با اطاعت خدا بر ثروت همراه با معصیت او ترجیح دارد (الکافی: ج8، ص222 ؛ بحارالانوار: ج6، ص129). و نیز فقر همراه با دوستی اهل بیت(ع) و پیروی از پیامبر(ص) بر غنای همراه با غیر آنان برتری دارد (بحارالانوار: ج50، ص299 ؛ کشف الغمه: ج2، ص421). گاهی نیز به دلیل آثار سوء مترتب بر ثروت (بحارالانوار: ج72، ص63 ؛ غررالحکم و دررالکلم: ص370). و یا سنگینی وظایفی که بر دوش ثروتمند است، فقر بر آن قابل ترجیح شمرده شده است زیرا اگر کسی فقیر باشد از این جهت تکلیفی هم ندارد. ولی اگر ثروتمند باشد و به وظایف خود اقدام نکند و یا از عهده آن برنیاید، عاقبت ناگواری در انتظار اوست (مستدرک ‏الوسائل: ج11، ص338). و در صورتی که از عهده برآید غنا به مراتب از فقر بهتر است (بحارالانوار: ج69، ص56).

                                                    .