رشته حقوق

مصرف در حد کفاف

دانلود پایان نامه

مصرف حد وسطی دارد که تجاوز از آن حد موجب اسراف و کمتر از آن نیز تقتیر و سختگیری است. در روایات نمونه هایی از اسراف و تقتیر بیان شده است که در تعیین حد شرعی اعتدال می تواند کمک خوبی باشند. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرموده اند: «از اسراف است اینکه هر چه را که دوست داری بخوری» (مجموه الورام: ج2، ص229). و نیز از حضرت علی(ع) روایت شده است که می فرمایند: «بیش از کفاف، اسراف است» (مستدرک الوسایل: ج15، ص272). امام صادق(ع) نیز در این رابطه می فرمایند: «در آنچه مایه اصلاح و تندرستی بدن شود، اسراف نیست؛ بلکه اسراف در آن چیزی است که مال را تلف کرده و به بدن آسیب می رساند» (بحارالانوار: ج4، ص53). نیز ایشان در جای دیگر می فرمایند: «کمترین اسراف، بر زمین ریختن زیادیِ آب ظرف است و لباس نو را در جای لباس کار پوشیدن و به دور انداختن هسته خرما» (مکارم الاخلاق: ص103). از امام کاظم(ع) پرسیدند مردی 10 پیراهن دارد، آیا این اسراف است؟ ایشان فرمودند: نه؛ چون سبب بیشتر ماندن و دوام جامه های او می شود، اسراف آن است که لباس پاکیزه ات را در جای کثیف بپوشی» (همان:98). و در حدیث دیگر به همین مضمون از امام(ع) نقل شده است که حتی داشتن 30 پیراهن نیز با هدف تنوع و زیبایی و نیز دوام آنها اگر تا جایی که امکان دارند مورد استفاده قرار بگیرند، اسراف نیست و اسراف آن است که آنها بدون استفاده کامل دور انداخته شوند» (مستدرک الوسایل: ج3، ص244). چنانچه امروزه در فرهنگ مصرف گرا و مد محور مدرن این اتفاق می افتد که براساس مد روز لباس ها زود به زود نو می شوند و لباس های قدیمی تر که به اصطلاح از مد افتاده اند دیگر پوشیده و مورد استفاده قرار نمی گیرند. البته در روایت دیگری، یک شرط برای داشتن لباس های اضافی قرار داده شده است و آن این است که فرد مومن مستضعفی در اطراف این شخص نیازمند به لباس نباشد که در غیر این صورت عذاب خداوند را در پی خواهد داشت (وسائل الشیعه: ج2، ص51).
روایات فوق تا حد بسیار خوبی مبیین محدوده اسراف هستند. در مورد اقتار و خساست نیز روایاتی در کتب شیعه وجود دارند. به طور مثال از امام صادق(ع) نقل است که فرمودند: «اقتار این است که انسان با وجود قدرت بر تحصیل غذای گوارا، به نان و نمک اکتفا کند. پرسیده شد پس اقتصاد یعنی چه؟ فرمودند: اقتصاد به این معناست که انسان همه نوع غذا از قبیل نان، گوشت، شیر، روغن و سرکه بخورد، اما در هر وعده یک نوع» (الکافی: ج4، ص53).
در مجموع 7 عنصر مهم در روایات برای تعیین محدوده اسراف مورد تشخیص است که عبارتند از:
1- ضرر جسمی: هر نوع مصرفی که به آسیب های جسمی و بدنی بیانجامد اسراف است.
2- کفاف: مصرف در حد کفاف اسراف نبوده و بالاتر از حد کفاف اسراف است
3- سلامت بدن: هر مصرفی که برای سلامت و بهداشت بدن باشد اسراف نیست.
4- ضایع نشدن مال: اگر مال در جای مناسب خودش مصرف شود، اسراف نیست، ولی اگر در موارد غیر مناسب مصرف شده و یا دور ریخته شود، اسراف است. بیشتر ضایعات مواد غذایی، آب، لباس و دیگر کالاهایی که بدون استفاده دور ریخته می شوند مصداق آشکار اسرافند.
5- مصرف مشروع: مهمتر از همه اینکه اگر مال در مسیر حق و کارهای مشروع استفاده شود، اسراف نیست، ولی اگر در راه های نامشروع، معصیت خداوند و تقویت دشمنان اسلام به کار رفته شود، اسراف خواهد بود.
6- نیاز: اگر مصرف مبتنی بر نیاز و تامین آسایش در زندگی باشد اسراف نیست. اما اگر صرفا برای ارضای خواسته های شهوانی و نامعقول به کار رود اسراف است.
7- شان: هر کس باید متناسب با شان و موقعیت خود مصرف کند و اگر در مصرف، شان را رعایت نکند اسراف کرده است.
برای تشخیص مصادیق این مفاهیم، بهترین و مناسبترین راه، عرف اجتماعی است (انصاری:275:1389).
2- زهد
زهد و قناعت دو ویژگی اخلاقی انسان هستند که به دلیل تقابل با حب دنیا و حرص و طمع، بر سبک و الگوی مصرفی افراد تاثیر مهمی بر جای می گذارند. زهد در لغت به معنای بی رغبتی و بی اعتنایی به چیزی و رها کردن آن است (دهخدا:1341). البته این تعریف از زهد با تعریفی که از این مفهوم در آموزه های دینی برداشت می شود یک اختلاف دقیق و در عین حال مهم دارد. زهد از نگاه دین مبین اسلام صرفا به معنای گوشه گیری و دوری جستن از نعمت ها و التذاذات دنیایی نیست، بلکه به این معناست که انسان زاهد، لذت و نعمت بزرگتری را به لذت و نعمت کوچکتر ترجیح می دهد. به عبارت دیگر زهد یعنی صرفنظر کردن از یک لذت حلال و نعمت مشروع برای رسیدن به یک لذت و نعمت حلال بزرگتر و مطلوب تر. در تعریفی که شهید مطهری از زبان ابن سینا فیلسوف بزرگ اسلامی از زهد ارائه می دهد، این معنا نهفته است: «زهد نوعی معامله است، مانند فروختن کالای دنیا به کالای آخرت» (مطهری،146:1366).
با این تعریف از زهد، آن تصویر نادرست از انسان مومن و زاهد که زندگی دنیایی را رها می کند و به مظاهر و نعمت های دنیوی پشت کرده و صرفا به عبادت و معنویت می پردازد و از متاع دنیا فقط به اندازه استمرار حیات اکتفا می کند، از بین می رود و انسان زاهد و مومن فردی تصویر می شود که هم به دنیا توجه دارد و هم جهان آخرت را از یاد نمی برد و در صورت تزاحم میان دنیا و آخرت، به یقین آخرت را ترجیح می دهد. حال با عنایت به اینکه در دیدگاه اسلامی ارتباط میان روح و جسم انسان یک ارتباط متقابل و دوسویه است، به این معنا که اگر انسان در پرداختن به جسم و منویات آن بیش از حد معمول افراط کند، به طوری که تمام همت و تلاش خود را صرف رسیدن و ارضاء نیازهای جسمی خود اعم از خور و خواب و شهوت و… نماید، بلاشک به منویات روحی خود بی توجه شده و از تعالی و ارضاء نیازهای روحی و معنوی خود بازخواهد ماند و اگر بیش از حد به مباحث روحی خود پرداخته و به صورت افراطی منویات معنوی را در دستور کار قرار دهد یقینا از نیازهای جسمی خود جا مانده و در حق آن جفا روا داشته است، رویه ی اعتدال اینگونه خواهد بود که انسان زاهد هم پرداختن به جسم خود و نعمت های دنیایی را از دست ندهد و هم به رشد معنوی و روحی خود همت گمارد و البته بیشتر توجه و اصالت را مصروف بعد روحی خود نماید.
پیرامون مباحث مربوط به زهد، آیات و روایات متعددی به چشم می خورد که زهد را یکی از صفات مومنان واقعی دانسته و آنان را به بی میلی به دنیا و ترجیح آخرت بر دنیای فانی تشویق می کنند. خداوند در قرآن ابتدا به مذمت دنیا و متاع آن پرداخته:
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَهٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»
«بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخر فروشى شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است. مثل آنها مثل بارانى است که کشاورزان را رستن آن به شگفتى اندازد سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاک شود و در آخرت دنیا پرستان را عذابى سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست» (قرآن کریم، حدید:20).
سپس در تاکید بر بی اعتنایی به دنیا می فرماید:
«لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»
«تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏ شادمانى نکنید و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد» (همان:22).
در روایات نیز تعابیری وجود دارد که تعریف فوق از زهد را مورد تایید قرار می دهند. مانند:
قال علی(ع) : «اَصلُ الزُّهدِ حُسنُ الرِّغبِهِ فیما عِندَاللهِ»

مطلب مشابه :  حقوق بین الملل محیط زیست

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید