بنابراین، با توجه به یافته های پژوهشی، به نظر می رسد که علاوه بر اینکه ویژگی نوجویی، تکانش گری، هیجان خواهی و صفات بازداری زدایی در مصرف کنندگان مواد بالاست، همچنین این ویژگی به عنوان یک عامل خطرزا برای شروع مصرف مواد بوده و حتی می تواند بر عامل ریسک خانوادگی نیز اثر گذار باشد.
مشکلات رفتاری برونی سازی و آمادگی اعتیاد
سازه مشکلات رفتاری برونی سازی اشاره به آن دسته از مشکلات رفتاری دارد که در رفتاری بیرونی فرد ظاهر شده و منعکس کننده رفتار منفی کودک به سمت محیط بیرونی است (کمپبل، شاو و گیلیوم ، 2000 و آیزنبرگ و همکاران، 2001). در ادبیات پژوهشی، اختلالات برونی سازی شامل رفتارهای ایذایی، پرخاشگرانه و بیش فعالی است (لیو ، 2006). واژه های دیگری همچون مشکلات سلوک، ضد اجتماعی و کنترل نشده نیز برای سازه مشکلات رفتاری برونی سازی به کار برده شده است. در ادامه هر کدام از مشکلات رفتاری برونی سازی به تفضیل مطرح می شوند.
پرخاشگری. پرخاشگری شامل رفتارهای فیزیکی و کلامی نسبت به دیگران از جمله کودکان، بزرگسالان و حیوانات است به گونه ای که باعث آسیب یا تهدید به آسیب می شود. همچنین پرخاشگری می تواند نقش محافظت کننده و یا مخربی برای خود فرد پرخاشگر و اطرافیان وی داشته باشد (لیو، 2006). پرخاشگری، مفهوم مهمی در دوره کودکی و نوجوانی است زیرا این ویژگی می تواند پیش بینی کننده قوی گرایش به مصرف مواد باشد (نیکلز، ماهادیو، بریانت و بوتوین 2008). پرخاشگری انواع متفاوتی دارد. رویکردهای نظری پرخاشگری مطرح میکنند که پرخاشگری از لحاظ عملکرد دارای انواع متمایزی است. توجه به ماهیت چند بعدی پرخاشگری از این لحاظ اهمیت دارد که محرک های متفاوت در ترکیب با انواع فرآیندهای فکری و روان شناختی متفاوت، اشکال متمایز پرخاشگری را ایجاد می نمایند. سیستم های طبقه بندی مختلفی در مورد این ویژگی ارائه شده است که تا حدود زیادی این سیستم های طبقه بندی با یکدیگر هم پوشی دارند و تفاوت های بسیار کمی بین آنها مشاهده می شود. یکی از طبقه بندی های عمده پرخاشگری از فیش باخ (1970، به نقل از لیو، 2006)، تقسیم بندی آن به پرخاشگری ابزاری و خصمانه است. پرخاشگری خصمانه به عنوان پاسخ پرخاشگرانه کلامی یا رفتاری همراه با خشونت یا بیاحترامی نسبت به دیگران در نظر گرفته می شود که نسبتاً غیرقابل کنترل بوده و باعث صدمه یا درد در فرد مورد تهاجم شده و هیچ منفعتی یا منفعت کمی برای مهاجم دارد. این شکل از پرخاشگری را پرخاشگری واکنشی، دفاعی، تکانشی یا نفسانی نیز می نامند. در مقابل، پرخاشگری ابزاری به صورت پرخاشگری کنترل شده، هدفمند، فاقد عاطفه مشخص شده است به گونه ای که فرد مهاجم آن را برای دستیابی به هدف مطلوب شامل غلبه بر دیگران یا کنترل آنها به کار می گیرد. در پژوهشی بر روی 1500 دوقلوی انگلیسی و سوئدی، محققان دریافتند که رفتار ضد اجتماعی پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه دارای علل محیطی و وراثتی است (الی، لیشن استین و استیونسون ، 1999). تحقیقات نشان داده اند که علل پرخاشگری شامل یادگیری اجتماعی، تقلید، نابهنجاری های ساختاری و کارکردی مغزی، هورمون ها (مثل تستوسترون) و انتقال دهنده های عصبی (مثل سروتونین) هستند (کمپبل، وودز، چواف و پارکر ، 2000؛ لاتنباچر ، 2000؛ پرسکی و شلتون ، 2001 و راینی ، 2002). به طور کلی، عوامل متعددی در ایجاد پرخاشگری نقش دارند که می توانند در دو دسته عمده زیستی و روان شناختی طبقه بندی شوند و ترکیب این دو دسته، از عوامل کلیدی رویکرد تعاملی زیستی-اجتماعی است.
بزهکاری. بزهکاری مفهومی گسترده و ناهمگونی است. فارینگتن (1987، به نقل از لیو، 2006) مطرح می کند که بزهکاری انعکاسی از فعالیت های متفاوت ضد اجتماعی شامل دزدی، خصومت، جرم، سرقت، خرابکاری و مصرف مواد است. اصطلاح بزهکاری نوجوانی، مفهومی قانونی است که در آن نوجوان قوانین را زیر پا می گذارد. به طور کلی در اکثر مواقع اصطلاح بزهکاری را مترادف رفتار ضد اجتماعی در نظر می گیرند زیرا اکثر فعالیت های بزهکارانه به طور مشخص تعیین نشده اند.
تمایز بین اشکال پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی می تواند سوال برانگیز باشد. نوجوانانی که نمرات بالایی در مقیاس پرخاشگری دارند در اشکال غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی نیز نمرات بالاتری داشته و بالعکس. همچنین، تحقیقات بسیار کمی وجود دارد که دقیقاً مشخص کرده باشد چه عواملی مربوط به شکل پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی و چه عواملی مربوط به شکل غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی است. به هر حال، هم بزهکاری و هم پرخاشگری جزء مشکلات رفتاری برونی سازی هستند. در سبب شناسی رفتارهای پرخاشگرانه و بزهکارانه، عوامل محیطی و روان شناختی ثابت شده ای نشان داده شده است. بعضی از محققان مطرح می کنند که رفتار پرخاشگرانه و بزهکارانه یاد گرفته می شوند (شاهین فر، کاپرسمیدت و ماتزا ، 2001). به عنوان مثال مویس و هویسمن (1996، به نقل از لیو، 2006) دریافتند که در دختران سنین 6 تا 11 سال، بین تماشای تلویزیون در اولین سال مطالعه و پرخاشگری در دو سال بعدی ارتباط وجود دارد. همچنین، تحقیقات نشان داده اند که در نوجوانان دبیرستانی، عوامل سهیم در پرخاشگری شامل سوگیری نژادی، تعارض نژادی و پیش داوری است و آموزش همدلی می تواند کمک موثری برای افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی باشد (لیو، 2006).
از دیگر عوامل موثر در پرخاشگری و بزهکاری، در معرض سوء رفتار جنسی و جسمی بودن است (فاگل و بلیای ، 2001). از دیگر عوامل مهم در رفتار ضد اجتماعی شامل عوامل استرس والدین، مسئولیت پذیری والدین، شیوه های تربیتی والدین و سرشت است. همچنین، تأثیرات ژنتیکی نیز در اشکال غیر خصمانه رفتاری ضد اجتماعی ثابت شده است. اما در مورد متخلفان پرخاشگر هیچ شواهدی مبنی بر تأثیر عوامل وراثتی مشاهده نشده است. این یافته نشان می دهد که علی رغم اینکه معمولاً اشکال خصمانه و غیر خصمانه رفتار ضد اجتماعی را با هم در نظر می گیرند، اما آنها در عوامل وراثتی با یکدیگر فرق دارند (لیو، 2006).
مشکلات توجه-بیش فعالی. اصطلاح بیش فعالی یکی از مبهم ترین واژه ها در آسیب شناسی روانی است. این ابهام به این علت است که در واقع این اصطلاح اشاره به دو نوع مشکل دارد. نوع اول، وجود فعالیت حرکتی یا بی قراری است؛ در حالیکه نوع دوم شامل نقیصه های توجه به ویژه در کودکانی است که قادر به تنظیم کردن توجه خود یا توجه کردن به مدت طولانی در محیط های کنترل شده ای مثل مدرسه نیستند. به دلیل همین ابهام نیز DSM-IV اصطلاح اختلال نقص توجه-بیش فعالی را مطرح کرده است، و این اختلال را در سه دسته طبقه بندی کرده است که شامل الف) نوع ترکیبی که شامل نقص توجه و تکانشگری-بیش فعالی است، ب) غلبه با نوع بی توجه و ج) غلبه با نوع تکانشگر-بیش فعال.
کودکان با مشکلات توجه و مشکلات سلوک به طور جدی آسیب می بیند. آن دسته از کودکانی که علاوه بر مشکلات توجه، اختلال سلوک را نیز دارا هستند بدترین انطباق اجتماعی را در دوره های بعدی زندگی خواهند داشت. سوال اساسی و مهم این است که کدام یک از این کودکان ممکن است جامعه ستیز که نوع جدی رفتار ضد اجتماعی بوده و با فقدان احساس گناه و پشیمانی، عاطفه کور، تکانشگری و رفتاری غیر مسئولانه مشخص می شود، باشند. که در این زمینه پژوهش ها ادامه دارد.
در مدل تعاملی زیستی-اجتماعی (راینی، فرنان، فرینگتن و مدنیک ، 1997، به نقل از لیو، 2006) تلاش شده است تا عوامل موثر بر شکل گیری مشکلات رفتاری برونی سازی تبیین شود. همان طور که در نمودار 2-2 مشاهده می شود. مشکلات رفتاری برونی سازی می تواند تحت تأثیر مستقیم تعامل دو عامل خطرزای زیست شناختی همچون سرشت و محیطی همچون شیوه های فرزندپروری ناکارآمد ایجاد شود. البته در این تعامل هوش می تواند نقش میانجی و جنسیت نیز نقش تعدیل گر را داشته باشد.

شکل2-2. مدل تعاملی زیستی-اجتماعی مشکلات برونی سازی. اقتباس از راینی و همکاران، 1997، به نقل از لیو، 2006
در واقع یکی از عوامل روان شناختی خطرزای موثر برای شروع مصرف مواد یا آمادگی اعتیاد، مشکلات رفتاری برونی سازی شناخته شده است. تفاوت های فردی نوجوانان در مصرف مواد نشان دهنده ارتباط مصرف مواد با رفتارهای پرخطر متعدد از جمله مشکلات رفتاری برونی سازی است (لوبر، استوتامر-لوبر و وایت ، 1999). شواهد زیادی وجود دارد که از وجود ارتباط بین مشکلات رفتاری برونی سازی در در اوایل نوجوانی و مصرف مواد در دوره های بعدی زندگی از جمله اواخر نوجوانی حمایت می کند. بنابراین مشکلات رفتاری برونی سازی می تواند به عنوان یک عامل برای آمادگی اعتیاد در نظر گرفته شود (وایت، ایکسای و تامپسون ، 2001). گاهی مصرف مواد را نوعی مشکلات رفتاری برونی سازی در نظر می گیرند اما مصرف مواد به تنهایی معرف مجموعه ای از رفتارهای ضد اجتماعی که در بردارنده سازه مشکلات رفتاری برونی سازی است، نمی باشد. دلایل زیادی برای آن مطرح شده است؛ به عنوان مثال مصرف مواد جدای از فعالیت های سرکشی و بد رفتاری مفهوم سازی شده است. متمایز بودن مشکلات رفتاری و مصرف مواد دارای شواهد نظری، روش شناختی و کارهای تجربی می باشد. تحلیل های نظری شروع مصرف مواد نشان داده اند که به طور آشکار یکی از متغیرهای موثر در شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد، مشکلات رفتاری برونی سازی است. به عبارت دیگر مشکلات رفتاری برونی سازی به عنوان یک عامل خطرزا برای شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد در نظر گرفته شده است. همچنین، ابزارهای اندازه گیری مصرف مواد نیز نشان دهنده تمایز مفهومی بین مصرف مواد و مشکلات رفتاری برونی سازی شده هستند. به عنوان مثال، در سیاهه مشکلات رفتاری آخنباخ که یکی از پرکاربردترین ابزار برای اندازه گیری مشکلات رفتاری در بین نوجوانان است، از 43 آیتم فقط یکی از آیتم های آن به مصرف مواد مربوط می شود. همچنین، شواهد تجربی گسترده ای نشان داده اند که فعالیت های بزهکارانه پیش بینی کننده مصرف مواد در بین نوجوانان است (لیلهاج، ترادیو، اسپات و مدون ، 2005). بنابراین با توجه به آنچه مطرح شد فراگیر بودن مشکلات رفتاری برونی سازی در دوره نوجوانی، لزوم درک ارتباط آن با شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد را مبرهن می سازد تا اقدامات پیشگیرانه لازم صورت پذیرد.
پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد
در پژوهشی (ویس، میرین و فرانسس ، 1992) که از طرح طولی جهت بررسی ارتباط بین شخصیت و مصرف مواد استفاده شده است. به این نتیجه دست یافتند که اولین ویژگی شخصیتی مصرف کنندگان مواد، بیشفعالی آن ها در دوره کودکی است بنابراین بیش فعالی، یکی از علائم پیش بینی کننده مهم برای سوء مصرف الکل در آینده محسوب می شود.
بررسی کانوی (2001) حاکی از آن است که افراد دچار اختلافات مصرف مواد مخدر را میتوان بر اساس کنترل بر ابعاد شخصیتی مانند عدم بازداری رفتاری و هنجارهای مثبت و منفی از دیگران متمایز نمود.
در پژوهشی (هانگ، وایت و کاسترمن ، 2001) که ارتباط بین مصرف الکل و پرخاشگری بینفردی را در نوجوانان بررسی کرده است، به این نتیجه دست یافتند که جهت اثر پرخاشگری بینفردی به مصرف الکل همیشه مثبت است که این نشان دهنده تأثیر مشکلات رفتاری برونی سازی شده در شروع مصرف الکل می باشد.
فلوری، میلیچ، لاینم، لیوکفلد و کلایتون (2003) در پژوهشی که به بررسی اختلال مشکلات توجه-بیش فعالی و اختلال سلوک در کودکی و نقش آن در مصرف مواد در دوران نوجوانی و بزرگسالی پرداخته اند به این نتیجه دست یافتند که افراد با مشکلات بیش فعالی-مشکلات توجه در معرض مشکلات مصرف مواد در سنین نوجوانی قرار دارند.
در پژوهشی (بایلی و همکاران، 2009) که به بررسی شیوه های فرزندپروری، مشکلات رفتاری و مصرف مواد در طی سه نسل با استفاده از مدل معادلات ساختاری پرداخته شده است، به این نتیجه دست یافتند که مشکلات رفتاری برونی سازی در نوجوانانی، مصرف مواد در بزرگسالی را پیش بینی می کند.

                                                    .