رشته حقوق

مشکلات اقتصادی

دانلود پایان نامه

طلبه افغانی: مرد جوان اهل افغانستان که برای تحصیل و طلبگی به ایران آمده است. وی با یک از کارگر افغانی که در یک شرکت ساخت و ساز نگهبان است نسبت آشنایی دارد و گاهی کنار او در محل نگهبانی می ماند. بدیعی پیشنهادی که برای سرباز مطرح کرده بود برای او نیز بازگو می کند. او نیز اگر چه پیشنهاد بدیعی را رد می کند اما عکس العملی متفاوت دارد و به جای ترس یا فرار به نصیحت بدیعی می پردازد و سعی می کند او را با اشاره به آموزه های دینی از این کار منع کند.
آقای باقری: پیرمردی با لهجه آذری که در یک مرکز تاکسیدرمی کار می کند. او تنها شخصیت فیلم است که به راحتی خواسته بدیعی را می پذیرد. فرزند او بیمار است و به همین خاطر پول را می پذیرد. ولی با تعریف داستان خودکشی ناموفق خود که با خاطر خوردن توت بالای درخت از این کار منصرف شده است، از بدیعی می خواهد دیدش را به زندگی عوض کند. به خاطر شغلی که دارد با مرگ برخورد متفاوتی دارد و به نظر می رسد حقیقت مرگ را پذیرفته است اگرچه به نظرش نمی توان بدون طعم گیلاس زندگی کرد.
4-3 تحلیل نشانهشناسی فیلم
4-3-1 سکانس اول فیلم / محل وقوع در حاشیه شهر – داخل ماشین – زمان: روز
توصیف صحنه:
نمای مدیوم کلوزآپ از بدیعی، شخصیت اصلی فیلم داخل ماشین در حال رانندگی، نشان داده میشود. صدای هیاهو و صحبت از خیابان به گوش می رسد. صداهای خارج قاب خیلی بلند است و به نظر می رسد به تصویر در حال نمایش غالب شده است. دوربین از داخل ماشین و از جایگاه راننده، پنجره سمت راست بیرون را نشان می دهد. کارگرها ایستاده اند. همه دنبال کار هستند. یکی می پرسد: کارگر؟ بدیعی می گوید: نه خیر. همچنان با نگاه کسی که دنبال چیز خاصر است به همه نگاه می کند. دوربین در رفت و برگشت از یک نمای ثابت از چهره بدیعی و نمای بیرون است. ماشین حرکت کرده و در حال عبور از کنار کارگری که با شلنگ در حال آبیاری است می ایستد. بدیعی نگاه می کند ولی به راه خود ادامه می دهد. صدای کوبیده شدن چیزی به گوش می رسد. به یک منطقه بایر پر از لوله و تپه هایی که تازه در حال درختکاری است می رسیم. دو کودک در حال بازی داخل یک ماشین قرازه هستند. بدیعی ماشین را نگه می دارد. کودکان وانمود می کنند ماشینی که داخلش هستند سالم هست و آنها در حال رانندگی هستند. فریاد می زنند الان می افتد توی دره. ماشین که می ایستد به بدیعی سلام می دهند. بدیعی بدون توجه خاص به بازیگوشی بچهها به راه خود ادمه میدهد. در ادامه با یک کارگر سنگ تراشی صحبت می کند و پیشنهاد کار می دهد. که کارگر پیشنهاد پول بدون بیان نوع کار را برداشت سوء می کند و با درگیری لفظی و تهدید بدیعی را از آنجا دور می کند. کارگر بعدی پلاستیک جمع کن است که او نیز پیشنهاد کار بدیعی را رد می کند و میگوید کار کردن بلد نیست. با شروع تیتراژ سکانس تمام می شود.
هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره تعهد به وسیله، تعهد به نتیجه

صحنه اول
بدیعی در جستجوی چیست؟
چرا بدیعی به کارگران پیشنهاد پول می کند؟
رانندگی مداوم معنای ضمنی سرگردانی
پیشنهاد پول/ مشکلات اقتصادی
لحن تند کارگر سنگ تراش/سطح فرهنگی پایین
ماشین بازی بچهها/ ماشین بازی بدیعی
عنوان فیلم /زندگی در تضاد با مرگ
ماشین/تکنولوژی
کارگر/زحمت و کار فیزیکی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید