رشته حقوق

مشکلات اجتماعی

دانلود پایان نامه

وجود شرایط لازم برای یک زندگی خوب
تمرین برای خوب زندگی کردن.
هنگامی که سطح اجتماعی و جمعی مطرح می‌شود، معنی اول مدنظر است لذا وقتی می‌گوییم کیفیت زندگی در یک کشور ضعیف است بدین منظور است که شرایط اساسی مانند غذای کافی، مسکن، مراقبت‌های بهداشتی، … در این کشور کم است. به عبارت دیگر این کشور برای ساکنانش غیرقابل زندگی کردن است و یا تحمل چنین شرایط دشواری برای ساکنان آن سخت است.
اما معنی دوم کیفیت زندگی در سطح جمعی به کار نمی‌رود. نمی‌توان گفت که خود یک کشور خوب زندگی می‌کند؛ کشور زندگی نمی‌کند بلکه ساکنان آن زندگی می‌کنند. در مفهوم فردی این واژه (کیفیت زندگی) به هر دو معنی به کار می‌رود. وقتی گفته می‌شود فرد زندگی خوبی ندارد ممکن است منظور این باشد که او فاقد آن چیزهایی است که وجود آن حتمی و واجب فرض می‌شود یا ممکن است این منظور را داشته باشد که زندگی و سلامت عمومی فرد در معرض تهدید بوده و رو به زوال می‌رود.
این شرایط و معانی ممکن است با هم تلاقی داشته باشند اما با همدیگر توافق نداشته و در یک مسیر نباشند چرا یک فرد می‌تواند غنی، نیرومند و مشهور باشد اما پریشان، آزرده خاطر و گرفتار نیز باشد. برعکس، فردی که فقیر، ضعیف و منزوی است ممکن است از نظر روانی و جسمانی شاداب و کامیاب باشد. در این دیدگاه نیز نقش ادراکات فرد از موقعیت‌ها و تفسیرهای ذهنی کاملاً نمایان است. (اراسموس ، 1997)
برخی مواقع سلامت را فقط در ارتباط با وضعیت مطلوب جسمانی در نظر می‌گیرند و به مفهومی که وسیع‌تر بوده و ابعاد مختلف را در نظر داشته باشد از واژه بهزیستی استفاده می‌شود. در مقابل برخی از مؤلفان مفهوم سلامت و بهزیستی را معادل هم قرار داده‌اند. ما نیز صرفنظر از تمایزهای بحث‌انگیز تمام مفاهیم مترادف را یکی فرض کرده و با واژه کلی سلامت به بحث درباره آنها می‌پردازیم.
2-8-2 الگوهای سلامت
دانشمندان در تعریف سلامت سه الگوی عمده را برگزیده‌اند: (به نقل از رفیعی)
الف) الگوی پزشکی
عقیده کلی الگوی پزشکی این است که سلامت یعنی فقدان یک یا چند مورد از موارد مرگ ، بیماری ، ناراحتی ، ناتوانی و نارضایتی که در انگلیس به آنها (5D) گفته می‌شود.
بنابراین اگر فرد بیمار یا در حال مرگ نباشد در حالت سلامت به سر می‌برد. پیروان الگوی پزشکی عمدتاً بر تبیین زیست شناختی بیماری متکی بوده و تمایل دارند که بیماری را برحسب بدکاری اندامها، سلولها و سایر سیستم‌های زیست شناختی مانند بیماری کبد، قلب، یا کم خونی ناشی از سلول‌های داسی شکل،… تبیین کنند.
در الگوی پزشکی، سلامت یک جمعیت بر حسب آمار حیاتی اندازه گرفته می‌شود. آمار حیاتی عبارت است از میزان بیماری و تعداد مرگ در یک جمعیت خاص، همچنین آمار حیاتی مشتمل بر بروز و شیوع بیماری است.
الگوی پزشکی با مشکلات اجتماعی که بر سلامت اثر می‌گذارند سروکار ندارد. در این الگو سلامت از طریق معالجۀ بیماری یا توان بخشی ناحیه‌ای از بدن که آسیب دیده است، برقرار می‌شود. این الگو چون بیشتر بر فرایندهای زیست شناختی متمرکز است لذا محدودیتهایی دارد.
تکیه بر تفکر زیست شناختی نمی‌تواند سبب درک درستی از سلامت برحسب عوامل روان‌شناختی و اجتماعی باشد و همینطور باشد و همینطور نمی‌تواند در ایجاد سلامت بوسیلۀ پیشگیری از بیماریهایی که در اثر سبک زندگی ناسالم و رفتارهای تخریبی بوجود آمده‌اند، موفق باشد.
ب) الگوی محیطی
بر وضعیت‌ها و شرایط خارج از فرد که بر سلامت او تأثیر می‌گذارند، متمرکز است. این شرایط مشتمل است بر آب و هوا، که شرایط زندگی، در معرض مواد مضر قرار گرفتن، شرایط اقتصادی- اجتماعی، روابط اجتماعی، و نظام مراقبت از سلامت.
از برخی جهات دیدگاه الگوی محیطی دربارۀ سلامت شبیه نظریه‌های فلسفی آسیا و آمریکای باستان است که سلامت را به تعاملات موزون با همنوعان و محیط مرتبط می‌داند. وقتی محیط تغییر می‌کند، تعامل فرد با آن نیز باید تغییر یابد تا این نظم باقی بماند. براساس این رویکرد بیماری و عدم سلامت یعنی ناموزونی انسان با تعاملات محیطی.
ج) الگوی کلی نگر
این الگو سلامت را برحسب کلیت شخص، و نه براساس بخش بیماری از بدن، تعریف می‌کند. الگوی کلی نگر، جنبه‌های فیزیولوژیکی، روانی، هیجانی، اجتماعی، معنوی و محیطی افراد و جوامع را شامل می‌شود و بر سلامت بهینه، پیشگیری از بیماری و حالتهای روانی و هیجانی مثبت متمرکز است. الگوی کلی نگر، سلامت معنوی را نیز در برمی‌گیرد که الگوی پزشکی فاقد این بعد می‌باشد. برخلاف الگوی پزشکی که معتقد است شخصی که بیمار نیست یا از بیماری رنج می‌برد تا حد ممکن سالم است، الگوی کلی نگر، سلامت را حالت بهینه و یا رفتارهای مثبت می‌داند.
بنابراین بر اساس الگوی کلی نگر، سلامت چیزی بیش از سلامت جسمانی است و به جنبه‌های روانی، اجتماعی، هیجانی و معنوی فرد و همچنین روابط بین این ابعاد اشاره می‌کند، بعلاوه، این الگو معتقد است که سلامت ایستا نیست بلکه فرایند پویایی است که تمام تصمیماتی را که روزانه می‌گیریم مانند مقدار غذایی که می‌خوریم، مقدار ورزشی که انجام می‌دهیم، رفتار خاصی که بروز می‌دهیم،… در نظر می‌گیرد. بنابراین تمام تصمیمهای ما بر سلامت و تندرستی‌مان اثر می‌گذارد. (ادلین 1999)
استقرار این الگو نوید ظهور قلمرو بین رشته‌ای جدیدی را به میان آورده که با پذیرش یک روی آورد کلی و به کار بستن این راهبرد در روش شناسی پژوهشی، در پی پاسخگویی به معماهای حل نشده دیدگاههای تک بعدی درباره سلامت و بیماری است. (آزاد فلاح، 1378)
برخی از دانشمندان در تعریف و تبیین سلامت از نظریه سیستمی سود می‌جویند. بر اساس این دیدگاه، که در واقع تعبیر دیگری از الگوی کلی نگر است، هر قسمت از سیستم، هم یک زیر عنصر اساسی برای سیستم بزرگتر است و هم خود یک سیستم مستقل بوده و زیر عنصرهای خاصی برای خود دارد. عنصرها به صورت تقابل با همدیگر ارتباط دارند بطوری که اختلال در تعادل حیاتی در هر سطحی مستلزم سازگاری کل سیستم است.
دان (1967) بیان می‌کند که سلامت فردی در برگیرندۀ روش یکپارچه‌ای از کنش روی است. چنین روشی بیان کنندۀ یکپارچگی تقابلی است. این نوع یکپارچگی در سطح فردی نشاندهندۀ عملکرد خودبخودی در ابعاد چندگانه است و در سطوح مختلف، در درون این ابعاد، می‌توان ابعاد مختلف جسمانی، معنوی، روان‌شناختی، اجتماعی، هیجانی و عقلانی را یافت.
مؤلفان مختلف به چند بعدی بودن سلامت اعتقاد دارند. با توجه به این مسئله، برای توصیف و پیش بینی بهتر سلامت فردی، الگوهای باید مشتمل بر چندین ابعاد باشد که همسان با روی‌آورد سیستم‌ها عملیاتی شده و مورد تفسیر قرار گیرند بویژه اینکه میزان سلامت در هر کدام از ابعاد و تعادل بین آنها باید مورد توجه قرار گیرد. بعلاوه، یک الگوی سلامت معتبر باید یا عوامل فرهنگی، سازمانی و محیطی را در بر بگیرد و یا با الگوهایی که این عوامل را دارند. ارتباط داشته باشد. (بزنر، اشتاین‌هاردت 1997)

مطلب مشابه :  معنای سیاست جنایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید