5- مرحله ی تصمیم گیری بر اساس اطلاعات ارائه شده.
6- در میان گذاردن تصمیم اتخاذی با پزشک یا تیم پزشکی.

فصل سوم
آثار آگاهی
این فصل در دو مبحث ارائه می شود:
مبحث اول: اثر حقوقی آگاهی
مبحث دوم: آثار عملی آگاهی
مبحث اول ـ اثر حقوقی
اثر حقوقی آگاهی مؤثر کردن رضایت است. از این مطلب در قسمت ضرورت آگاهی، به تفصیل سخن گفته شد و لذا جهت اجتناب از اطاله ی کلام، به بحث از آثار عملی آگاهی خواهیم پرداخت.
مبحث دوم ـ آثار عملی اگاهی
طرح مطلب
آگاه سازی بیمار موجب افزایش رضایت بیمار از اقدامات پزشکی، کاهش احتمال تعویض پزشک، افزایش قدرت پذیرش بیمار، کاهش عوارض جانبی ناشی از اقدامات پزشکی، بهبود نتایج درمان و مواردی از این دست است؛ همچنین آگاهی بیمار باعث می شود بیمار، تصمیم مناسب (یعنی تصمیمی که بیشترین تناسب را با شرایط موجود بیمار دارد)، اتخاذ کند؛ به علاوه، آگاهی دادن، حسّ اعتماد به حرفه ی پزشکی را افزایش می دهد و رابطه ی بیمار و پزشک را که اساس طبابت است تقویت می کند.
در ادامه از فواید و آثار عملی آگاهی، بیشتر سخن خواهیم گفت.
گفتار اول ـ مشارکت بیمار در درمان
یکی از مهم ترین آثار آگاهی، مشارکت فعّال در روند درمان است. در اکثر نوشته های مربوط به حقوق پزشکی، رضایت آگاهانه، به مفهوم مشارکت در تصمیم گیری است؛ به کار بردن واژه ی رضایت در این گونه نوشته ها که تداعی کننده ی مفهوم “مشارکت آگاهانه” است، به جای واژه ی موافقت که به مفهوم انتخاب منفعلانه می باشد، نشان دهنده ی این واقعیّت است که هدف اصلی و نهایی ارائه ی اطّلاعات و تفهیم آن به بیمار، در واقع جلب مشارکت فعّال وی می باشد.
اخذ رضایت کلی و ساده بیمار، نسبت به عملیات پزشکی بدون مشارکت فعال وی، مبانی حق بیمار را برای تصمیم در خصوص آنچه نسبت به بدن وی می خواهد انجام گیرد، متزلزل خواهد کرد. بنابراین هدف اصلی تئوری رضایت آگاهانه آن است که به بیمار این فرصت داده شود که در تصمیم گیری در خصوص سلامتش مشارکت آگاهانه داشته باشد و در واقع فرآیند آگاهی دادن به بیمار و شکل گیری رضایت آگاهانه را می توان به عنوان دعوت از بیمار برای مشارکت فعال و آگاهانه در جریان عملیات پزشکی در نظر گرفت. در این زمینه، در ادامه، نظر برخی از نویسندگان را مشاهده می کنیم.
توجه به اصل اخلاقی خودمختاری و محترم شمردن استقلال اشخاص، این ضرورت را نشان می دهد که بیمار باید در تصمیم گیری های مرتبط با درمان خود مشارکت آگاهانه و متقابل داشته باشند.
مشارکت آگاهانه در روند درمان، به صورت یک ارتباط متقابل است، نه یک تشریفات؛ تبادل اطلاعات و گفتگوها زاییده ی تعهدی است که پزشک جهت تقویت حسّ مشارکت بیمار، در تصمیم گیری درمانی حس می کند و زاییده ی این باور است که بدین طریق منافع درمانی بیمار، بهتر تأمین می شود.
مشارکت آگاهانه به بیمار فرصت می دهد که در تعیین سودمندی یک مداخله ی پزشکی نقش داشته، سود و زیان هر مداخله ای را از دیدگاه خود ارزیابی کند و با هم فکری پزشک در مورد درمان مناسب خود تصمیم گیری کند؛ برای مثال اگرچه کنترل فشار خون با استفاده از دارو، خطر بیماری های قلبی عروقی را به طور چشم گیری کاهش می دهد، اما برای برخی بیماران، عوارض جانبی دارو چنان بر کیفیت زندگی، تأثیر گذار است که فرد، دیگر این روش را سودمند تلقی نمی کند؛ بر این اساس گفته شده است که می توان واژه ی رضایت آگاهانه را با عبارت مشارکت در تصمیم گیری های درمانی معادل گرفت.
زمانی که فرد با اطلاع کافی از وضعیت خود، تصمیم صحیحی اتخاذ می کند، در وضعیت نا آگاهی یا در شرایط عدم اطلاع کافی، ممکن است تصمیماتی اتخاذ کند که به مصلحت وی نیست؛ از این رو مبادله ی اطّلاعات موجود با بیمار و تشریح اقدامات لازم برای بهبود روند درمان، بیمار را برای شرکت در تصمیمات درمانیِ صحیح، آماده می کند.
اهمیت آگاه سازی بیمار تا حدی است که حتی این تفکر که آگاه نمودن بیمار ممکن است باعث نگرانی وی شود یا باعث کاهش امید به زندگی در فرد شود، نمی تواند دستاویزی برای نادیده گرفتن حقّ آگاهی بیمار باشد؛ ضمن اینکه آمارها هم نشانگر تمایل اکثر بیماران به دریافت اطلاعات و مشارکت در روند درمان است.
عکس قضیه هم صادق است و خودداری عمدی پزشک از ارائه ی اطّلاعات، اثرات منفی در توانایی بیمار جهت اتخاذ یک تصمیم آگاهانه بر جای می گذارد. مطالعات متعدد تجربی ارتباط میان مشارکت فعال و آگاهانه ی بیمار و بهبود نتیجه ی بالینی مناسب، مانند افزایش سلامت روانی، برطرف شدن علائم بیماری، کاهش درد، بهبود علائم فیزیولوژیک و پذیرش راحت تر رژیم درمانی را به اثبات رسانده اند.

                                                    .