رشته حقوق

مشارکت اجتماعی زنان

دانلود پایان نامه

میل روز‌افزون به اشتغال را می‌توان هم نتیجه تغییرات هویتی در زنان و هم مؤثر بر آن دانست. زنان شاغل به‌دلیل آنکه باید سنگینی ایفای نقش‌های متعدد خانگی و اجتماعی را تحمل کنند، به الگوی تقسیم کار جنسیتی معترض می‌شوند و مفهوم «برابری» به معنای تشابه نقش‌ها رفته‌رفته در ذهن آنان ارزشمند تلقی می‌گردد. از سوی دیگر، دستیابی به در‌آمدی مستقل می‌تواند روحیه استقلال‌طلبی و فرد‌گرایی را در آنان تقویت کند. نتیجه تغییر نگرش‌ها و تمایل‌های زنان به‌تدریج مرزهای جنسیتی را در نظر آنان کم‌رنگ می‌سازد و آنچه تا دیروز ارزش‌های زنانه به‌‌شمار می‌آمد جای خود را به ارزش‌های جدید می‌دهد. بنابراین می‌توان انتظار داشت که با توسعه اشتغال زنان آثار تحولات هویتی زنان را، هم در حوزه فردی و هم در روابط خانوادگی و اجتماعی مشاهده کنیم (زعفرانچی،43:1389).
الف- احساس رضایتمندی در زنان: در جامعه مدرن، خانه پیوسته در حال تنگ‌تر شدن است؛ هم از نظر جغرافیایی با کوچک‌تر شدن خانه‌ها، هم از نظر ارتباطی با محدود شدن ارتباطات طایفه‌ای و محلی، و هم از نظر ارزشی با تحقیر خانه‌داری و خانه‌نشینی. بنابراین ورود به فضای اجتماعی و عرصه اشتغال، حتی هنگامی که وظایف کاری نسبتاً کسل‌کننده باشد، می‌تواند نیاز زن به ورود به عرصه‌های وسیع‌تر و کسب تجربه‌های نو را به همراه داشته باشد، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران را تأمین کند و او را از فضای خانه آزاد سازد، و به همین دلیل برای زنان لذت‌بخش است. از سوی دیگر، «ارزش‌گذاری‌هایی که در فرهنگ مدرن درباره استقلال مالی و اشتغال صورت می‌گیرد، رقابت برای کسب موقعیت‌های شغلی را به‌ مثابه یک ارزش جلوه‌گر ساخته و افرادی که در این مسابقه موفق به احراز مشاغل شده احساس پیروزی می‌کنند» (بارت،13:1385).
ب- افزایش سن ازدواج دختران: دختران با احراز فرصت‌های شغلی موقعیت‌های اجتماعی تازه‌ای می‌یابند و شرایط سخت‌تری برای ازدواج خود در‌ نظر می‌گیرند. «یک زن شاغل تمایل چندانی ندارد که با فردی جویای کار یا با شخصی با موقعیت شغلی پایین‌تر ازدواج کند» (حمیدی،187:1379). از سوی دیگر، دغدغه حمایت اقتصادی، خود یکی از انگیزه‌های تمایل به ازدواج است که در زنان دارای مشاغل ثابت و حمایت‌های تعیین شده ایام بازنشستگی کمتر دیده می‌شود. بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که دختران شاغل به سن تجرد قطعی برسند.
ج- فشار مضاعف: خانه‌داری در زمره فعالیت‌های سخت و دشوار است، اما تفاوت آن با مشاغل رسمی این است که در خانه فشار برای انجام دادن کار وجود دارد ولی سرعت کار بنابر میل شخصی تنظیم می‌شود. این ویژگی کار خانگی با روحیات زنانه همخوانی تام دارد. اما تقاضای بازار کار با تقاضای‌ خانه بسیار متفاوت است. «ایفای هم ‌زمان نقش‌های خانگی و اجتماعی، هم به ‌‌دلیل ناهمخوانی بسیاری از مشاغل اجتماعی با ویژگی‌های زنانه، و هم به‌‌دلیل فشار ناشی از جمع بین این دو فعالیت، زنان را آسیب‌پذیر‌ می‌سازد» (زعفرانچی،54:1389).
د- تحول در ساختار‌ خانواده و الگوی تفکیک نقش‌ها: تغییر ساختار عمودی به ساختاری که در آن مدیریت تقسیم شده باشد از پیامد‌های اشتغال زنان دانست. معادله تغییر به این صورت است که در آغاز زنان متمایل‌اند با حفظ نقش‌های خانگی، اشتغال مدرن را نیز تجربه کنند. پس از روبه‌رو شدن با تعارض نقش‌های خانگی و اجتماعی، و تحمل فشار دو‌چندان، به این واقعیت پی می‌برند که نباید از خودشان انتظار «ابرزن» داشته باشند و به‌‌دلیل ارزشمندی اشتغال و کم‌ارزش ‌شدن نقش‌های خانگی ترجیح می‌دهند با حفظ موقعیت شغلی، فعالیت خانگی را با همسران خود تقسیم کنند (زیبایی نژاد،46:1389).
م- تأثیر بر فرزند‌خواهی: نخستین موضوع در‌‌خور تأمل، تأثیر اشتغال زنان بر کاهش تعداد فرزندان در خانواده و پیامد‌های بی‌فرزندی یا کم‌فرزندی بر حیات فردی و مناسبات خانوادگی است. با گسترش اشتغال زنان، انتظار می‌رود هم فاصله میان ازدواج و فرزند‌آوری افزایش یابد و هم از تمایل به فرزند ‌آوری کاسته شود. اگر بپذیریم که در طبیعت زن تمایل به مادری نهفته است، ارضا نشدن این نیاز طبیعی می‌تواند آثاری بر روحیات وی بر جای گذارد. به همین دلیل، فرزندان می‌توانند وابستگی‌ زن و مرد به خانواده را افزایش دهند و در استحکام خانواده نقش مهمی ایفا کنند. پیامد دیگر اشتغال، کاهش شمار فرزندان هر خانواده است. با افزایش شمار خانواده‌های تک‌فرزند، امکانات اقتصادی خانواده که هم ‌اکنون با اشتغال به کار زنان افزایش یافته است، در خدمت رفاه تنها ‌فرزند خانواده قرار می‌گیرد. اما نبود فرزندان دیگر، افزون بر آنکه از نشاط تک‌فرزند خانه می‌کاهد و سبب می‌شود وی اوقات فراغت خود را با جای‌گزین‌های مجازی پر کند، زمینه افزایش روحیات خود‌خواهانه و فرد‌گرایانه را در وی فراهم‌تر می‌سازد. این فرزندان کمتر می‌آموزند که تمایل‌های خود را با مصالح دیگران محدود سازند؛ نظم را رعایت کنند؛ و برای به‌ دست آوردن امکانات محدود بکوشند. «خانواده پرجمعیت با امکانات متوسط یا کم، در صورتی که به درستی مدیریت شود، فضایی مناسب برای تقویت روحیه هم‌گرایی، تلاش، قناعت، بهره‌وری و انضباط است. اما تک‌فرزندان برای ورود به اجتماع با مشکلات اساسی روبه‌رو می‌شوند؛ زیرا نه برای هم‌گرایی اجتماعی آموزش دیده‌اند و نه در برابر ناملایمات اجتماعی آستانه تحمل‌پذیری مناسبی دارند» (همان:51). البته در جامعه امروز مسائل و مشکلات معیشتی و آموزشی به نوبه خود تاثیراتی را بر کاهش فرزندخواهی اعمال نموده است و اکنون خانواده پرفرزند مانند گذشته ارزشمند و سهل الوصول تلقی نمی شوند.
ن- تأثیر بر روابط مادر و فرزند: تأثیر مهم‌تر اشتغال را باید در رابطه میان مادران و فرزندان آنان جست. فاصله محیط کار از منزل در اشتغالات رسمی و حضور منظم در محیط کار در ساعت‌های طولانی از موضوعاتی است که توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. چنان‌که بسیاری از روان‌شناسان و کارشناسان تربیت بیان کرده‌اند «میان رشد عاطفی فرزند و دامان مادر، به‌ویژه در سه سال نخست زندگی پیوندی ناگسستنی ‌وجود دارد، و سلامت روانی و عاطفی وی در گرو حضور فیزیکی مادر در کنار اوست» (مطهری،98:1370).
و- تأثیر بر اقتصاد خانواده: تأثیر اشتغال زنان بر بالا رفتن قدرت خرید خانواده انکار‌ناپذیر به نظر می‌رسد. با این حال می‌توان در عمومیت این قاعده که اشتغال زنان بر وضعیت اقتصادی خانواده آثار مثبتی می‌گذارد، تردید کرد. اگر رضا‌مندی اقتصادی را نسبت میان در‌آمد‌ها و انتظارها بدانیم، افزایش رضایت از زندگی منوط به مثبت ‌شدن موازنه میان در‌آمد و انتظار است. بنابراین «اگر در‌آمد‌ها دو ‌برابر شود اما انتظارات سه ‌برابر گردد، نتیجه‌‌ای جز افزایش احساس فقر، حرص و نارضامندی نخواهد داشت» (زاهدی،127:1382). در بسیاری از خانواده‌ها حضور زن در عرصه اشتغال در‌آمد‌زا به تغییر مناسبات اجتماعی و ارزشی خانواده می‌انجامد، عزت‌مندی و آبروی خانواده را افزایش می‌دهد. در این حالت، اعضای خانواده در پی حفظ شئونات جدید و آبرو‌داری برمی‌آیند و می‌کوشند تا با افزایش مصرف در مواردی که پیش از این از ضروریات زندگی تلقی نمی‌شد جایگاه اجتماعی خود را ارتقا بخشند. در این حالت، با تغییر احساسات خانوادگی به‌دلیل افزایش انتظارات روبه‌رو خواهیم شد. چنین خانواده‌‌ای گر‌چه دارایی بیشتری دارد، ضرورتاً لذت بیشتری نمی‌برد. در‌آمد‌زایی زنان در صورتی که به تعدد مدیریت خانواده بر منابع مالی بیانجامد و هر ‌یک از زن و مرد به دلخواه در‌آمد‌های خود را هزینه کند، احتمال مصرف اقلام غیر ضرور را افزایش می‌دهد. نکته دیگر، تأثیر در‌آمد‌زایی زنان در کاهش احساس مسئولیت مردان است که می‌توان آثار آن را، هم در ملاک‌های گزینش ازدواج و هم در روابط خانوادگی مشاهده کرد (زعفرانچی،49:1389).
ه- تأثیر بر روابط خانوادگی: کاهش ارتباط کلامی با همسر نیز از دیگر پیامد‌های اشتغال تمام‌وقت زنان است. اگر نیاز به برقراری ارتباط کلامی با دیگران در محیط کار برآورده گردد، از انگیزه هم‌صحبتی با همسر کاسته می‌شود. همچنین فشار مضاعف، به خستگی زنان، و ضعف در روابط کلامی می‌انجامد. به‌ هم‌ خوردن ساعات فعالیت‌های خانگی و انتقال بخشی از این فعالیت‌ها به ساعات پایانی شب نیز می‌‌تواند هم‌زمانی ورود به استراحت‌گاه را که با دقایقی هم‌صحبتی همراه است، کاهش دهد. ارتباط کلامی میان زوج از عوامل استوار سازی روابط زناشویی است. «در برخی جوامع که مادری ارزشمند‌تر از همسری تلقی می‌شود، ساعات حضور زنان در خانه بیشتر صرف رتق ‌و ‌فتق امور فرزندان و انجام کارهای خانگی می‌شود تا ارتباط با همسر» (حسینی،34:1383).
ی- تحول در سیاست‌ها و قوانین: با گسترش اشتغال زنان می‌توان انتظار داشت که تغییراتی در قوانین کار رخ دهد. با فراگیر شدن اشتغال زنان این اعتراض شکل خواهد گرفت که با وجود مشارکت زنان در مخارج خانواده چرا سرپرستی خانواده بر عهده مردان باشد و آنان بتوانند محدودیت‌هایی برای اشتغال همسران خود ایجاد کنند؟ از سوی دیگر، با رواج ایده برابری زن و مرد، نیاز نظام سرمایه‌داری به فرا‌خوان زنان به بازار کار و فشار‌های احتمالی مردان برای کاهش تعهدات مالی، روند تحول قوانین به سمت مشارکت زنان در تأمین هزینه‌های خانواده و کاهش اقتدار سرپرست خانوار خواهد بود (زیبایی نژاد،63:1389). همچنین کاهش جمعیت، افزایش آسیب‌های اجتماعی، افزایش مزاحمت‌های جنسی در محل کار، توسعه مشاغل جایگزین خانواده، تغییر الگوی مشارکت اجتماعی زنان از تاثیرات اشتغال زنان بر جامعه می باشند (رشاد،133:1379).
حال با عنایت به تاثیرات و پیامدهایی که اشتغال زنان بر ابعاد فردی و اجتماعی زنان و جامعه در بردارد، ملاحظاتی بر مقوله اشتغال زنان وجود دارد که در ادامه به بررسی این ملاحظات از دیدگاه کارشناسان و صاحبنظران این عرصه خواهیم پرداخت.
6-3- نقش های زنانه و مردانه
یکی از ملاحظاتی که در باب اشتغال زنان وجود دارد مقوله نقش های زنانه و نقش های مردانه در جامعه است. نقش های زنانه و مردانه با توجه به موارد زیر تعیین می گردند
در دیدگاه اسلامی با نظر به محدودیت هایی که برای ورود مردان به بعضی عرصه ها وجود دارد، یکسری نقش ها وجود دارند که حضور زنان در آنها هم به لحاظ عرفی و شرعی پذیرفتنی تر است و هم بازدهی زنان در آن عرصه های بیشتر است. نقش هایی که هم موضوع زنانه داشته و هم برای زنان صورت می گیرد که نیازمند فاعلی زنانه نیز هستند. مشاغلی از قبیل پزشک زنان، آرایشگری زنان، آموزش زنان، خدمات به زنان و…
شرایط و استعدادهای ویژه زنان که به صورت ذاتی با مردان تفاوت های اساسی دارند آنان را مهیای پذیرش نقش هایی خاص نموده که ترجیح و تاکید دین اسلام را نیز به همراه دارند. مانند مشاغلی چون معلمی، مربیگری، مشاوره، مددکاری، بافندگی، نقش هنری و.. (بحار الانوار: ج103، ص258).
با توجه به شرایط خاص جسمانی زن که دین اسلام او را با عبارتی نظیر ریحانه (وسائل الشیعه: ج20، ص168 ؛ بحار الانوار: ج74، ص235 ؛ مستدرک الوسائل: ج14، ص251 ؛ الکافی: ج5، ص510 ؛ من لایحضره الفقیه: ج3، ص556 ؛ نهج البلاغه: نامه31 ؛ غررالحکم: ص408 ؛ تحف العقول: ص85 مکارم الاخلاق: ص218 ؛ کنزالفوائد: ج1، ص376). خطاب می کند، پذیرش بعضی از نقش ها و فعالیت های اجتماعی به عنوان شغل برای وی امری سخت و طاقت فرسا بوده و با ویژگیهای وی سازگاری ندارند. مانند مشاغلی چون فعالیت در معدن، بنّایی، کارگری در شرایط سخت و…
در اسلام با عنایت به ارزش هایی که بر مقوله نقش زنان در جامعه حاکم است از جمله تکبر، عزت و احترام زن در مقابل نامحرم (قرآن کریم، احزاب:32 ؛ نهج البلاغه: حکمت234). باعث می شود که بعضی از مشاغل برای زنان مطابق با شان آنان تلقی نشود. مانند مشاغلی چون منشی گری و یا مستخدم بودن زنان. «تکبر برای زن‌ها در مقابل مرد بیگانه ممدوح است. این حالت در بعضی از مشاغل به کلی از بین می‌رود؛ مثل منشی‌گری و مستخدم بودن زن» (مقام معظم رهبری،13/12/84).
6-4- تزاحم اشتغال زنان با وظایف خانوادگی
یکی دیگر از ملاحظات بسیار مهمی که در باب اشتغال زنان در خارج از خانه وجود دارد، تزاحم آن با رسیدگی به وظایف و نقش های خانوادگی همچون همسری و مادری است. حضور زنان در عرصه های شغلی جامعه مساوی است با صرف زمان و انرژی آنها. این فرسوده شدن بخش قابل توجهی از زمان و نیروی آنها خود به خود باعث کم شدن شادابی و نشاط مورد نیاز آنان برای حضور در خانه و ایفای نقش های مادری و همسری خود می گردد و به نوبه خود می تواند آنان را تحت الشعاع قرار داده و از کیفیت پرداختن به آنها بکاهد (ملااحمد،146:1380).
در واقع هر چند اسلام حق کار برای زنان را به رسمیت شناخته است و در کنار آن استقلال مالی و دستمزد عادلانه را نیز مورد تاکید قرار داده است اما با توجه به ضرورت حفظ بنیاد خانواده، اهمیت کار زنان در خانه و سازگاری طبیعت و ویژگی های زیستی زنان با آن، ترجیح می دهد در تقسیم کار، زنان کارهای خانه و تربیت اولاد را به عهده گیرند و در صورت تزاحم بین کار زنان در بیرون از خانه و مصالح مهم تر، مصالح اساسی تر مقدم خواهند بود (مصاحبه با حجت الاسلام زیبایی نژاد، 17/7/90 ؛ دکتر کرمی،20/9/90 ؛ دکتر نیلچی، 11/8/90 ؛ دکتر زاهدی، 23/9/90 ؛ دکتر ایمانی، 3/9/90).
6-5- مطلوب نبودن اشتغال زنان با ذائقه مردان
یکی دیگر از ملاحظات مربوط به بحث اشتغال زنان این است که مردان عموما با اشتغال همسرانشان و دخالت آنان در تامین مخارج زندگی سازگاری ندارند و همواره دوست دارند که خود تامین کننده نیازهای همسر و مخارج زندگی باشند و همسرشان صرفا به امور مربوط به خانواده بپردازد. «جسی برنارد» می نویسد:

مطلب مشابه :  تاریخ

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید