رشته حقوق

مسیرهای ارتباطی

دانلود پایان نامه

مکان‌یابی و ساختار ارگ در قلمرو جغرافیایی ایران
نخستین نشانه‌ها از ارگ به صورت گونه‌ای از معابد محصور در دژهای ستبر، مربوط به ویرانه‌های بازمانده از تپه‌تمدن‌های باستانی است که در سیلک کاشان، تپه نوشیجان ملایر، هگمتانه همدان، گیان نهاوند و آثار تازه‌کشف‌شده در کُنارصندل جیرفت و … نمایان شده است. علاوه بر این، نشانه‌هایی از ارگ یا معابد مطبق (طبقه‌بندی‌شده) روی ظروف سفالین و نشانه‌ها و علائم مذهبی و نمادین، سنگ‌های صیقل‌داده‌شده، کتیبه‌ها و نگاره‌ها نقش بسته که می‌توانند تصویری از نخستین ارگ‌ها را مجسم کنند. دست کم در هزاره‌های پنجم تا سوم پیش از میلاد نخستین نمونه‌ها از چنین آثاری بنا نهاده شد. همزمان با استقرار دائم نخستین جوامع، شهرها به سوی بنای باروهای دفاعی پیش رفتند و به تدریج بناهای عالی در میان شهر مانند کاخ و معبد درون دژهای ستبر و روستاها بیرون از آنها به صورت بی‌دفاع قرار گرفتند. این ساخت‌وسازها در واقع نخستین تجربه از بناهایی بود که بعدها به تفکیک بناهای حکومتی -‌ ارگ- و مذهبی مانند معابد زیگورات انجامید. در این باره، آنچه از بناهای زیگورات‌مانند بر جای مانده نمایان‌کنندۀ نشان‌یابی نخستین نمونه‌های ارگ‌سازی در ایران اما با اهداف مذهبی و سیاسی- توأمان- است.
از بررسی مجموع ارگ‌های ایران برمی‌آید که بیش‌تر بر مکان‌های مرتفع، تپه‌های منفرد در دشت‌ها و ستیغ بلندی‌ها اما پیوسته با شهرها بنا شده‌اند. در حالی که ارگ‌های بسیاری وجود دارند که در پهنه شهرها و در دشت سر برآورده‌اند. مانند ارگ‌های بخارا، تهران و شیراز. بستر مرتفع برخی ارگ‌ها نیز از خاک دست‌ریز یا تخریب‌ها و ساخت‌و‌سازهای پیاپی به وجود آمده است. معمولاً ارگ‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که مجموعه ساختمان‌های اداری- سیاسی و گاه مذهبی شهر را در بر گیرند. اگرچه ارگ‌های بنا شده در دشت، بارو و دژی در میان باروها و دژهای ستبر و مستحکم شهر بودند. اما بیش‌تر ارگ‌ها که بر تپه‌های منفرد درون دشت بنا شده‌اند ارگ در ارگ بوده و هر ارگ بر باروهای بیرونی آن مشرف بوده که مهمترین نمونه آن را می‌توان در باروهای ارگ‌های بم، بمپور، نارین‌قلعه میبد، ارگ بُست و بیش‌تر شهرهای کویر جستجو کرد. پیداست وجود برخی تپه‌ها و ستیغ‌هایی که موقعیت طبیعی خاصی در میانه کوه و دشت دارند، بنا به دلایلی می‌توانست بستر ایجاد ارگ‌های عظیم قرار گیرد:
1. در پیوند با موقعیت‌های اقلیمی و طبیعی دسترسی به آب‌های سطحی (رود و جویبار) و یا سفره‌های زیرزمینی (قنات) در انتخاب موقعیت ارگ بسیار مهم بود. این گمان را باید پذیرفت که از همین آغاز امر، بسیاری از ارگ‌ها بر مناطقی زلزله‌خیز و بر کنارۀ گسل‌ها ایجاد می‌شدند که نمونه‌های متعدد آن را می‌توان در ارگ‌های بم، بمپور، نیشابور و تپه سیلک کاشان دانست. دلیل آن هم واضح است؛ چرا که از طریق همین گسل‌ها دسترسی به سفره‌های زیرزمینی آب که می‌توانست به وسیله گسل به بالاترین حد ممکن در کویرهای خشک و بایر نفوذ کند، آسان‌تر بود.
2. به سان بسیاری از سرزمین‌های دیگر به ویژه کشورهای اروپایی که در قرون وسطی از قلعه‌های مستحکم برخوردار بودند، در ایران‌زمین، ارگ تناسبی هنرمندانه از کارکرد سیاسی- اداری و اجتماعی داشت و از این رو نه بیرون از شهر بلکه درون آن و در پیوند با ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر بنا نهاده می‌شد و گاه به دلایل مختلف طبیعی و سیاسی قلعه‌های نظامی با کارکردی کاملاً مشخص به عنوان مجموعه‌ای از برج و بارو‌های مستحکم در نزدیکی قلعه مسکونی بنا نهاده می‌شدند که قلعه جلال‌الدین در نزدیکی جاجرم بر سر راه استرآباد (استارآباد) از مهمترین نمونه‌های آن است. اما این گونه استحکامات پیش از آن که ارگ خوانده شوند با عنوان قلعه، کارکردی متناسب با استحکامات دفاعی- نظامی می‌یافتند .
3. عبور راه‌های تجاری و مسیرهای ارتباطی در سرزمین پهناور ایران و قرار گرفتن آن بر سر راه‌های مهم تجاری- فرهنگی موسوم به جاده ابریشم که در ایران شاخه‌های متعدد داشت و راه فلفل (راه ادویه) که از جنوب شرقی، ایران را به هندوستان وصل می‌کرد، از عوامل مهمی است که بنای ارگ‌های مستحکم با تشکیلات نظامی را ضروری می‌کرد. تردیدی نیست که با در نظر گرفتن موقعیت ایران در مسیرهای مهم تجاری دنیای قدیم، بایستی پنداشت که بسیاری از شهرها در موقعیت مناسبی از نظر طبیعی بر سر راه‌های مهم ارتباطی قرار گرفته‌اند.
4. در پیوند با نقش دفاعی- نظامی ارگ‌ها، می‌توان چنین باور داشت که در بسیاری از بحران‌های سیاسی و ناملایمات، ارگ‌ها مهم‌ترین نقش را در حفظ و حراست از جان و مال ساکنان داشته‌اند. از این رو، ساخت و توسعه و گسترش ارگ می‌توانست در مواقعی مهم از بحران‌های سیاسی انجام گیرد. به همین دلیل است که از زمان اختراع توپ‌های برج‌کوب و قلعه‌کوب که بارو‌های مستحکم با ضخامت 4- 5 متری نتوانستند در مقابل ابزارهای جدید جنگی مقاومت کنند، نقش دفاعی ارگ‌ها کم‌رنگ شد و به تدریج از گستره فعالیت‌های اجتماعی- اقتصادی فاصله گرفته به پیکره‌ای برای بازدید تماشاگران و پژوهشگران تبدیل شدند.
اگر بتوان دو نوع سیستم دفاعی کلی را در طراحی ارگ‌ها در نظر داشت، کشف چگونگی مکان‌یابی ارگ‌ها آسان‌تر خواهد شد؛ «دفاع عامل» (تدارکات جنگی، شیوه‌های مبارزه و آنچه به ابزار و نیروی نظامی مربوط می‌شود) و دیگر «دفاع غیر عامل» که بستر و جایگاه جنگ را مانند دفاع در محیط طبیعی (استقرار روی ارتفاع، کنارۀ رودخانه و …) و برخورداری از امکانات معماری در زمینۀ مهندسی نظامی را به منزلۀ دفاع در شرایط جنگی (بنای برج، بارو، دیده‌بانی، خندق و …) را در برمی گیرند.
چنان که اشاره شد، ارگ در پیوند با شهر است و گاه نماد ستبری و استحکام یک شهر محسوب می‌شده و حتی اقتدار حکمران شهر را به نمایش می‌گذاشته است. بدین سان ارگ از نظر ساختار درونی، نمای ظاهری و نوع مصالح نماینده نوع معماری و بیان‌کنندۀ شرایط مختلف اقلیمی تأثیرگذار در پیکره هر شهر و دیار است. ارگ، بخش‌های چندی دارد که با استحکامات، برج و بارو، خندق و حصارها مجموعه‌ای از بناهای عمومی سیاسی- نظامی را در کهندژی ستبر گرد آورده که از یک سو شاه‌نشین (حاکم‌نشین) و بخش‌های در پیوند با آن مانند قورخانۀ نظامی، زندان، خزانه و اصطبل حکومتی را از سوی دیگر با شارستان به منزلۀ هستۀ اصلی شهر و ربض (بیرونی) با کارکردهای مختلف به هم پیوند داده است. از این رو ارگ از دیدگاه شهرشناسی و کالبد یا ساخت فضایی شهر و همچنین گونه‌شناسی معماری، مجموعه‌ای از بناهایی است که با کارکرد‌های گوناگون، اما پیوستگی و همبستگی خاص و طرحی جامع از مصالحی همگون، به وجود آمده باشند.
معمولاً در شناخت کُهَن‌شهرها، بخش اداری- سیاسی را که مستحکم‌تر و برخوردار از برج و بارو‌هایی مرتفع‌تر از شارستان است کهندژ (قهندز- ارگ) می‌خواندند. برخی به این نتیجه رسیده‌اند کهندژ را به عنوان هستۀ مرکزی شهر، شهر درونی بنامند؛ چنان که شارستان را شهر میانی و ربض را بیرونی خواندند. اما این برداشت جای تأمل اساسی دارد. اما این بدان معنا نیست که کهندژ به تمامی شهر یا دست کم به شهر درونی اطلاق شود بلکه کهندژ یکی از سه بخش اصلی شهر‌های ایران به ویژه در قرون میانه بوده است که در کنار شارستان و ربض (بیرونی) ساختار یک شهر را رقم می‌زده‌اند. چنان که تأکید شد، کهندژ به عنوان ارگ محسوب می‌شد. بر این اساس می‌توان در میان برج و باروهایی که کهندژ را تشکیل می‌دهند مستحکم‌ترین، درونی‌ترین و در دژهای بنا شده بر روی بلندی‌ها، مرتفع‌ترین دژ را مقر حکمران و تشکیلات سیاسی یک شهر دانست، اما این بدان معنا نیست که در چنین مقوله‌ای ارگ‌هایی چون ارگ کریم خانی شیراز- که در دشت و درون باروهای شهر قرار گرفته است- را با ارگ‌هایی چون ارگ بم- که بر فراز بلندی واقع شده از نظر کالبدشناسی ارگ و ساخت فضایی از یک دیدگاه مقایسه کرد. چرا که تمامی ارگ کریم خان مقر حکمران محسوب می‌شود، اما ارگ بم به عنوان بخشی از شهر کهنه بم در چهار باروی بلند که یکی بر دیگری مشرف است مجموعه بناهای قورخانه (سربازخانه)، اصطبل، زندان، عمارت چهارفصل و عمارت زمستانی (مقر حکمران) و برج دیده‌بانی را در بر گرفته است. از این رو تفاوت کلی ارگ بم با ارگ کریم‌خانی شیراز کاملاً مشخص می‌شود به گونه‌ای که آنچه مربوط به کارکرد ارگ کریم‌خانی می‌شود تنها مربوط به آخرین بخش از ارگ بم یعنی پس از بارو و دروازه سوم است. تعمیم دادن «شار درونی» به ارگ یا کهندژ از این رو جای تردید دارد که زندگی اجتماعی به منزلۀ برخورداری از کوی‌ها و تأسیسات مرتبط با آن و تشکیلات صنفی و ساختار اقتصادی اعم از خدماتی، تولیدی، صنعتی و … و نیز حلقه‌های اجتماعی اثرگذار در روند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شارستان را در ارگ یا کهندژ نمی‌توان دید.
ارگ از آن رو با استحکامات کامل بنا می‌شد که در مواقع ضروری بتواند در مقابل تهاجمات دفاع کرده و باروهای آن ضمن این که در برابر دژکوب‌ها، منجنیق‌ها و قلعه‌کوب‌ها استواری خود را حفظ می‌کردند، درون ارگ چندان آذوقه و مایحتاج فراهم می‌آمد که برای مدت‌ها نیروی نظامی، شارنشینان و گاه مردم روستاهای پیرامون ارگ در بیرونی (ربض) را مصون نگه می‌داشت و یا در برابر هجوم، از آنها که به جان‌پناه‌های آن پناه می‌آوردند، حراست می‌کرد. از این رو در منابع مختلف دیده می‌شود که ارگ‌ها چندین ماه در محاصره بوده اما یا گشوده نشده یا به سختی و ترفند گشوده شده‌اند.
ارگ می‌بایست در مواقع ضروری جان‌پناه ساختار حکومتی یا مردم پیرامون خود باشد؛ آب‌انبار، چاه آب، سرباز‌خانه (قورخانه)، حاکم‌نشین، زندان، پرستشگاه، اصطبل و طویله، برج‌های دیده‌بانی، کنگره‌ها، انبارهای آذوقه، تونل‌ها یا کانال‌های زیرزمینی برای هدایت آب یا فرار در موقع ضرورت، بخش‌های به هم پیوسته اما مهم داخل هر ارگ بوده‌اند.
چنان که اشاره شد، متناسب با سیستم‌های دفاعی، ارگ‌ها مکان‌یابی و ساخته می‌شدند. از این رو هرچه مکان‌یابی ارگ‌ در پهنۀ شهر به عنوان هستۀ مرکزی یا در کنارۀ آن با استفاده از موقعیت و ویژگی‌های طبیعی، مورد تأمل واقع می‌شد، شرایط دفاع بهتر فراهم می‌آمد. سیستم‌های «دفاع غیر عامل» مبتنی بر استفاده از صخره، تپه‌های منفرد و رودخانه مهم‌ترین جایگاه برای ارگ‌های ایران را فراهم می‌کرده است و اگر ستیغ کوه یا تپۀ طبیعی فراهم نبوده، معمولاً تپه‌های مصنوعی بستر ارگ را بلندمرتبه‌تر از شهر فراهم می‌ساختند. بنای ارگ روی صخره منفرد در دشت باعث می‌شد تسخیر آن با مشکل مواجه شود. این نکته از یک نظر حائز اهمیت است، چنان که در سده‌های اخیر پیش از گسترش همه‌جانبۀ شهرها و بر چیدن برج و بارو و یا متروک ماندن ارگ‌ها، از آن جا که توپ‌های قلعه‌کوب گسترش یافتند کم کم بنای ارگ حتی بر بلندی‌ها دردسرساز شد چنان که ارگ‌هایی مانند ارگ کریم خان یا ارگ حکومتی تهران در میان شهر و فاصله طولانی با باروهای بیرونی شهر از توان مقاومت بالاتری برخوردار شدند. به همین دلیل بود که شاهان قاجار ترجیح دادند، بناهای حکومتی و ارگ را نه بر بلندای کوه‌ها بلکه در دشت و نزدیک به مواضع موردنظر خود بنا سازند.
سیر تاریخ ایران و تحولات سیاسی- نظامی آن بیان‌کنندۀ آن است که در تسخیر ارگ‌ها و قلعه‌ها از فنون و دانش‌های گوناگون استفاده می‌شده و همین امر موجب شده است که «ثبات و تزلزل حکومت‌ها به میزان توانایی آنها در حفظ و حراست از قلاع» مربوطه باشد، از این رو «فن تسخیر قلاع و ابزارها و ادوات آن، که امری حیاتی برای حاکمیت‌ها بوده، مبحث اصلی برخی آثار شده است، نظیر: کتاب الدبابات و المنجیقات و الحیل و المکاید، آداب الحروب و فتح الحصون و کتاب العلم بالنار و النفظ… فی الحروب». قلعه‌داری و ارگ‌داری یا دژ‌نگهداری و دژبانی به آموزش‌های خاص اما مبتنی بر نوع ساختار هر ارگ احتیاج داشته است، ضمن آن که نباید به ساختار ارگ صرفاً به دیده نظامی نگاه کرد، بلکه بخش‌های غیر نظامی برخی از ارگ‌ها نیز چنان ستبر و محکم بوده‌اند که مطابق منابع حتی برخی بناهای غیر حکومتی و غیر نظامی را ارگ می‌خوانده‌اند و نمونه بارز آن ارگ علیشاه در تبریز است که در واقع جامع علیشاه بوده است. اگرچه توجه در ارگ بم این نکته را نمایان می‌کند که در ساختار معماری و موقعیت‌یابی مکانی آن، تنها بخش‌های نظامی و حکومتی درون باروهای بلندای شهر که همان «ارگ» باشد، قرار گرفته‌اند و بخش‌هایی چون بازار، کاروانسرا، مسجد و منزل‌های مسکونی در بخش شارستان قرار دارند که اکنون به اشتباه همه این بخش‌ها ارگ خوانده می‌شوند. در این ارگ تأسیسات حکومتی و نظامی آن مهم‌ترین و بزرگ‌ترین بخش‌ها را شامل می‌شده است و عوامل تجاری (به دلیل قرار گرفتن بم در شاخه جنوبی راه ابریشم- راه فلفل یا ادویه-) و عوامل نظامی- دفاعی باعث شده تا هم برج و باروهای آن متناسب با شرایط نظامی ساخته شود و هم سربازخانه (قورخانه) در کنار اصطبل و بازار و چهارسوق، کاروانسرا و مسجد اما با ستبری و استحکام بیش‌تر و میانۀ شاه‌نشین و شارستان، بنا شوند. با این تفصیل باید گفت که ارگ‌های ایران شکل مشخص و معین هندسی ندارند و مطابق با کارکرد هر یک از این ارگ‌ها در طرحی خاص در تناسب با شرایط طبیعی و موقعیت سوق‌الجیشی که داشتند، قرار گرفته و با استفاده از مصالح ساختمانی مستحکم برگرفته از هر منطقه (سنگ یا خشت و آجر) بنا می‌شدند.
از آن جا که ضرورت دارد در ساختارشناسی ارگ‌ها پیش از هر چیز تفکیک این بناها از دیگر استحکامات دفاعی بازشناسی شود، لازم است در یک دسته‌بندی کلی انواع دژها نیز بیان شوند و در پرتو آن، ضمن برشمردن انواع استحکامات دفاعی از قبیل بارو، خندق و قلعه، سیر تاریخی ارگ‌ها در ایران متناسب با تحولات معماری مورد توجه قرار گیرد. انواع استحکامات و دژهای دفاعی بدین شرح است:
1. دژهایی که شامل بارو و خندق هستند و به مثابه دیوار دفاعی می‌مانند تا یک دژ با تمام امکانات. این گونه دژها به هیچ وجه در تعریفی که از ارگ ارائه شد نمی‌گنجند. برای نمونه دیوار دربند یا باب‌الابواب، گمش‌تپه از جنوب شرقی دریای مازندران تا حوالی بجنورد، دیوار تمیشه در سرزمین گرگان، جر کلباد بین دریای مازندران و کوه بردنا، دیوار کنپرک (کمپیر) بر گرد مجموعه‌ای از شهرها و روستاهای بخارا به طول تقریبی 250 کیلومتر.
2. استحکامات و دژهای کوهستانی مانند قلعه‌های ساخته‌شده روی کوه‌ها و ستیغ قله‌ها مانند قلعه استخر، قلعه ارّجان، قلاع اسماعیلیان مانند الموت، لمبسر (لنبسر) و… .
3. قلعه‌های راهداری (ارتباطی) که ساکنان آن محدود به نگهبان بوده که در مواقع معین تعویض می‌شدند. از این نمونه است، قلعه‌های دژبانی در راه‌های ارتباطی، قلعه‌های محافظ از پل‌هایی که بر رودها و تنگه‌های صعب العبور زده می‌شد و قلعه‌های محافظ شهرها که در نقاط بلند و مشرف به دشت‌های پهناور نقش برج‌های نگهبانی داشتند. می‌توان گذشته از قلعه‌های راهداری؛ قلعه‌های محافظ سرحدات، ثغور یا مرزها را نیز در همین دسته جای داد.
4. قلعه‌ها و دژهای نگهدارنده و حراست‌کنندۀ بناهای مذهبی: مانند آتشگاه‌ها که از آن میان است: دژ آتشگاه اصفهان و دژهای حفاظتی پیرامون آتشکده و معبد آذرگشسب در تخت‌سلیمان نزدیک تکاب و میاندوآب. از قدیمی‌ترین چنین نمونه‌هایی که نشان از عظمت و اعتلای بنای دژهای ستبر پیرامون معابد دارند و در یک سیر تاریخی مرتبط و تکامل یافته گسترش یافته‌اند می‌توان بسیاری از آثار معابد ایران قدیم را مثال زد: تپه سیلک کاشان، گیان نهاوند و نقش دژهای مطبق روی آثار تازه به دست آمده در کنارصندل جیرفت و پس از آنها در زیگورات عظیم چغازنبیل (سبد وارونه= تپۀ سبدی) شوش، دژهای کوهستانی ماننایی و مادی، صفه‌های بنا شده از تخت‌سنگ‌های عظیم به شیوه اورارتویی در تخت جمشید (دوره هخامنشی)، معبد آناهیتا در کنگاور (دوره پارتی) و دژهای پیرامون آتشکده‌های دوره ساسانی. تداوم این مسئله پس از اسلام به گونه‌ای دیگر بود. آزادی ورود به مکان‌های مذهبی، آنها را از محصور شدن در درون باروهای ستبر بی‌نیاز کرد، مگر مسجدهایی که در شارستان یا کهندژ درون بارو ساخته می شدند.
5. استحکامات شهرها دستۀ دیگر دژهای دفاعی به شمار می‌روند. مانند کهندژ (قهندز= قهندوز= قندز= کندز) یا ارگ و در پیرامون آن قلعه‌های محافظتی در نزدیکی برخی از شهرها، و نیز بخش‌های حفاظتی شارستان (بارو، خندق) و نیز باروهای ربض با برج‌ها، دروازه‌ها و پل روان‌ها (شادروان).
بنای باروهای طویل، مرتفع و عریض در پیرامون شهرهای ایران، همواره مهم‌ترین سد دفاعی میان مهاجمان از یک سو و شارنشینان و ارگ‌نشینان از دیگر سو بوده است. چنان که برخی محققان اروپایی آنها را مهم‌ترین عامل حفاظتی شارستان و ارگ و بارزترین مشخصۀ دفاعی شهرهای ایرانی در تاریخ ایران بعد از اسلام خوانده‌اند. چنین دیوارهای پرطول و عرضی گاه برگرد برخی عبادتگاه‌ها و مکان‌های مقدس نیز کشیده می‌شد.

مطلب مشابه :  جنگ جهانی دوم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید