رشته حقوق

مسئولیت

دانلود پایان نامه

و تاج تیشه بر سر بگذار» (همان، ص 1655).
نمونه های دیگر اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است:
صفحه 1693، صفحه 1927، صفحه 1928، صفحه 1929، صفحه 1930.
14-2-3-4- هکتور
«هکتور»، قهرمان تروایی، پسر «پریام» و «هکوب» و ظاهراً پسر ارشد آن ها بوده است. بعضی از روایان، وی را پسر «آپولون» دانسته اند.
با آن که پریام، پادشاه تروا بود، اختیارات واقعی و اداره ی مردم در دست هکتور بود.اداره ی انجمن شهر و مذاکرات آن و همچنین تثبیت امور جنگی به میل او انجام می گرفت. مردم او را از جان و دل دوست می داشتند و برای وی تقریباً احترامات خدایی قائل بودند و دوست و دشمن، او را مدافع اصلی شهر می دانستند. اگاممنون قصد داشت هر چه زودتر او را از میان بردارد. چون می دانست که با وجود هکتور تصرف شهر ممکن نخواهد شد.
هکتور با «آدروماک» دختر پادشاه تب، ازدواج کرد. و از او صاحب پسری شد که مردم تروا وی را «آستیاناکس» و اولیای خود او، او را Scamandrios می خواندند. آستیاناکس در موقع مرگ پدر، بسیار کوچک بود.
تا آغاز سال دهم، هکتور از جنگ در جلگه، بخصصوص موقعی که آشیل در بین سپاهیان یونان حضور داشت، خودداری می کرد. آشیل یک بار کوشید تا خود را به او برساند، امّا هکتور از برابر او گریخت و به داخل شهر رفت. در غیاب آشیل، هکتور به کشار یونانیان می پرداخت و چون مورد حمایت «آرس» بود، به کمک او، قبل از آن که آرس به وسیله ی «دیومد» مجروح شود، عده ای از آن ها را شکست ولی در مقابل یکی از حملات یونانیان وی ناچار به شهر مراجعت کرد.
پس ازاین هکتور، بعد از خداحافظی با آندرو ماک و آستیاناکس، به میدان جنگ بازگشت. «پاریس»، برادر وی، همراه او بود و از میان یونانیان، مبارز می طلبید. منلاس، آماده ی جنگ تن به تن با او شد ولی آگاممنون او را از این کار بازداشت و «آژاکس» با او به جنگ پرداخت. جنگ بدون آن که نتیجه ای داده باشد تا شب طول کشید. شب هنگام، آژاکس و هکتور، هدایایی ردّ و بدل کردند. آژاکس حمایل و بند شمشیر و هکتور، شمشیر خود را داد.
اهمّیّت هکتور، مخصوصاً در موقع حمله به سفاین آشکار شد، همه ی مسئولیت های این جنگ به عهده ی او بود. در این مورد خدایان مکرر مداخله کردند و به این ترتیب از کشته شدن قهرمانانی نظیر نستور و دیومد جلوگیری به عمل آمد. لیکن آپولون حامی هکتور بود و تیرهای Teucer را از او منحرف می ساخت و زئوس مخصوصاً به خدایان و ربه النوع دستور داد، مادام که آشیل در جنگ شرکت نکرده، پیروزی نصیب هکتور باشد.
در لحظه ای که وضع یونانی ها بحرانی شد «پاتروکل» با اجازه ی آشیل، به کمک آن ها آمد ولی هکتور او را کشت و اسلحه ی او را با وجود تلاش یونانی ها، ضبط کرد.
امّا آخرین لحظات زندگی او نیز، با ورود آشیل به میدان جنگ فرا رسید. هنگامی که آشیل، «پولید و روس» ، یکی از برادران هکتور را کشت، هکتور درصدد انتقام برآمد، امّانیزه ی او را در مقابل پای آشیل به زمین افتاد. چون تقدیر چنین خواسته بود که او نتواند صدمه ای به آشیل برساند و خو به دست او کشته شود.
آپولون، برای آن که ساعت مرگ او به تاخیر افتد او را در ابر ضخیمی پنهان ساخت و آشیل هر چند دنبال او گشت، او را پیدا نکرد. در همان موقع باقی مانده ی سپاه تروا به شهر باز می گشتند، هکتور به تنهایی در دروازه ی Scee باقی ماند و با اصرار پدر و مادر خود برای مراجعه به شهر، وقعی نگذاشت و در انتظار آشیل نشست. اتفاقاً به محض آن که آشیل رسید، ترس بر هکتور غلبه کرد و از مقابل او گریخت. دو قهرمان مزبور، در حالی که در تعقیب یکدیگر بودند، سه مرتبه دور شهر گشتند، عاقبت آتنا، که به صورت Deiphobe (برادر هکتور) در آمده بود، بر او ظاهر شد و او را متوقّف ساخته و وعده ی کمک به او داد. امّا موقعی که هکتور حاضر به جنگ با آشیل شد و به مقابله ی او رفت، آتنا ناپدید شد و هکتور دانست که واپسین عمرش فرا رسیده است. زئوس، بر فراز المپ، با ترازوی سرنوشت، قسمت هر یک را می سنجید، قسمت هکتور سنگین تر بود و کفه ی ترازو به سمت هادس پایین آمده بود. از این پس آپولون از حمایت هکتور دست کشید و آشیل، آخرین ضربه را بر او وارد ساخت. هکتور در حال احتضار، ازآشیل خواست تا جسد او را به پریام تحویل دهد، ولی آشیل این درخواست را نپذیرفت و هکتور با روشن بینی مخصوص اشخاصی که در حال مرگ هستند، مرگ نزدیک آشیل را پیشگویی کرد.
آشیل، قوزک های پای هکتور را سوراخ کرد و بندی چرمی از آن گذراند و آن را به ارّابه ی خود بست و در انظار اهالی تروا،دور شهرگرداند. سپس جسد اورادر اردوگاه یونانیان گذاشته شد و طعمه ی پرندگان و سگ ها قرار گرفت. ولی خدایان بر او رحم آورده، زئوس به وسیله ی Iris به آشیل دستور داد تاجسدهکتور را در اختیار پریام بگذارد. پریام خود نیز، شخصاً نزد آشیل رفت و با پرداخت فدیه ی قابل ملاحظه ای جسد پسر را از او مسترد داشت.
میان طرفین، دوازده روز متار، که اعلام شد و مردم تروا، درمراسم تشییع و عزاداری مدافع خود شرکت کردند و آندروماک و هکوب و هلن به عزاداری پرداختند. (گریمال، 1367، ج 1، صص 354-358).
آتشی از این واژه فقط دو بار استفاده کرده است :
«زئوس
کپیده در خوابگاهش
اورانوس

مطلب مشابه :  منبع مقاله درمورد رفتارهای شهروندی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید