2-2-هجرت
یکی دیگر از نهضت های بزرگی که زنان حضور فعال داشتند، مسأله مهاجرت مسلمانان است. پس از آن که پیروان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رو به فزونی نهادند، مشرکان آن ها را تحت فشار، شکنجه و عذاب قرار دادند تا از اسلام دست برکشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آنان فرمود در زمین پراکنده شوید و به حبشه اشاره فرمود. سپس مسلمانان به همراه خانواده یا بدون آن به حبشه هجرت کردند. این یک حرکت بزرگ سیاسی در تاریخ اسلام بود که همه افراد اعم از زنان و مردان در آن حضور داشتند. بار دیگر پس از انتشار خبر اسلام در یثرب عده ای اسلام را پذیرفتند و زمینه هجرت دوم مسلمانان درعقبه دوم فراهم گردید. زنان نیز در این حرکت عظیم شرکت جستند که از جمله آن ها عبارتند از: ام حبیبه دخترابی سفیان، وی با همسرش عبیدالله بن جحش به حبشه مهاجرت کرد.اسماء دختر عمیس همسر جعفر بن ابی طالب نیز از جمله زنانی است که در راه حفظ اسلام به دستور پیامبرصلی الله علیه و آله به حبشه هجرت نمود.برکه بنت یسار همسر قیس بن عبدالله اسدی وزینب دختر جحش نیز از جمله زنان مهاجر بودند.رائطه دختر حارث بن جُبَیله به همراه همسرش حارث بن خالد بن صخر به حبشه و دُرَّه دختر ابو لهب بن عبدالمطلب، دختر عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه مهاجرت نمودند.اسماء دختر ابی بکر که به مدینه مهاجرت نمود. ام ایمن، مادر اسامه بن زید است وی دوبار هجرت نمود اول به حبشه و سپس به مدینه و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد. ام سلمه دختر ابی امیّه دوبار به همراه همسرش ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد (از بنی مخزوم) به حبشه و مدینه مهاجرت کرد.
لازم به ذکر است که گاه اتفاق می افتاد که بانویی بدون همسرمهاجرت می نمود. در این گونه موارد پیامبر و مؤمنان می باید او را مورد امتحان و آزمایش قرار دهند تا علت هجرت او را بیابند که به منظور حفظ دین باشد، نه فرار از همسر . قرآن کریم در این باره می فرماید:« یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانهِِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلىَ الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لهَُّمْ وَ لَا هُمْ یحَِلُّونَ لهَُنَّ . . .»
از جمله بانوانی که بدون همسر مهاجرت کردند، عبارتند از: «اَروَی دختر ربیعه بن حارث بن عبدالمطلب» است. وی همسر طلحه بن عبیدالله بود که طلحه اسلام آورد و مهاجرت نمود و اروی نزد اقوام خود در مکه بماند. اما چیزی نگذشت که او نیز مسلمان شد و از مکه فرار کرد و به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آمد و پیامبر وی را نگهداشت. اُمَیمَه دختر بِشر همسر ثابت بن دحداحه، وی مسلمان شد و به مدینه فرار نمود. ام کلثوم دختر عُقبه بن ابی مُعَیط که در مکه مسلمان شد و با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت نمود و به مدینه مهاجرت کرد. دو برادرش ولید و عماره به مدینه آمدند تا او را برگردانند که پیامبر به دستور خداوند تعالی مانع شد.بنابراین زنان موظف به حضور سیاسی در جامعه بودند و از این لحاظ حتی می توانستند از عقاید همسر خود نیز تبعیت ننمایند.
2-3-حضور سیاسی در جامعه
با توجه به این که اجرای برنامه های سیاسی برای هر جامعه ای ضروری است و از طرف دیگر انجام مداوم امور سیاسی با روحیات جنس مؤنث سازگاری کامل ندارد، در اسلام زنان تشویق به حضور مستمر در صحنه سیاست نشده اند. البته این موضوع متفاوت با توانایی انجام فعالیت های سیاسی است. تاریخ اسلام گواه بر این است که زنان قادرند و می باید در صورت لزوم و اضطرار در صحنه جامعه حاضر شوند و به اظهارنظرهای سیاسی خود بپردازند، از جمله بارزترین این حضور و ظهورها موارد ذیل می باشد:
فاطمه زهرا سلام الله علیها، دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین بانوی جهانیان، در عرصه سیاست فعال و صاحب نظر بود و به وقت ضرورت نظرات خویش را بیان می فرمود، از جمله زمینه های ظهور فعالیت سیاسی ایشان به قرار زیر است:
1-1- هم ایشان، چند روز بعد از رحلت ملکوتی پدر و در خفقان شدید سیاسی ایجاد شده پس از کودتای سقیفه،(با توجه به خانه نشینی حضرت علی علیه السلام) با حضور خود در صحنه اجتماع و طی سخنرانی های پر بار و گهربار خود بحرانی ایجاد نمود و در برهه ای از زمان که حضرت علی علیه السلام به خاطر وظیفه و موقعیت خاص، مجبور به سکوت می شود، همسر عالی مقام ایشان محاسبات سیاسی غاضبان خلافت را بر هم می زند. حضرت فاطمه سلام الله علیها در مسجد حاضر می شود و در حضور خلیفه و سران حکومت در کمال فصاحت و بلاغت سخنرانی می نماید و حقانیت خود و شوهر مظلوم خود را ثابت می کند.این بزرگوار دفاع از ولایت را در آن اجتماع دنیازده برعهده می گیرد. این بزرگوار پس از بیان خط توحید، به معرفی معلم و رهبری اشاره می نماید که مردم را از ظلمت جهل به نور هدایت دعوت کرد و با رأفت و مهربانی و همراه با دلسوزی به ارشاد مردم پرداخت. ایشان رو به مهاجرین و انصار نموده و صفات مثبت آن ها را در شجاعت و حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و ابلاغ دین خدا می ستاید. سپس به ذکر اشتباهات آن ها پرداخته و غرق شدن آن ها را عیش و خوشی دنیوی بیان می نماید و این که حاضر شدند، در مقابل این امور، ذلت و خواری را در مقابل عزت و سرافرازی خریداری نمایند. حضرت زهرا سلام الله علیها در کمال شجاعت عقاید حقه خود در مقابل جمع رنگ باخته به زبان جاری می سازد و در قالب تمثیل های زیبا فریفتگی آن ها را یاد آور می شود که حقایق را در مقابل تطمیع دنیوی کتمان نمودند و عهد غدیر خم را به بوته فراموشی سپردند و از قرآن و احکام آن روی گردان شدند و با پیامبر رحمت و خیرخواهی و با اهل بیت او با خدعه و نیرنگ رفتار نمودند و در غضب خلافت به حمایت از غاضب پرداختند. سپس در بیداری اذهان مردم خودباخته به آن ها نهیب می زند و علت تغافل و بی اعتنایی آن ها را در ترس، تمایل به تنعم و آسایش، راحت طلبی، رفاه خواهی و عمیق نبودن علم و ایمان خلاصه می نماید. در ادامه نیز درباریان را مورد خطاب قرار می دهد و علت غضب حکومت را نفاق آن ها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، غدر و مکر عمیق و فریفتگی جاه و مقام می داند که موجب ترویج فتنه و فساد، مخالفت با احکام قرآن، محو سنت نبوی و پیدایش بدعت و نابودی دین گردید. تعبیری که ایشان در سخنرانی خویش خطاب به بزرگان در مسجد می کند و می فرماید:«شما همه آن معارف و ارزش هایی را که به آن گوارایی از دست پیامبر خدا نوشیدید، همه را بالا آوردید». این حقایق، نشان دهنده زیر پا گذاشتن تمام حقوق و ارزش ها از طرف کسانی است که حکومت را به ناحق به دست گرفتند. بیانات غراء ایشان دل صاحبان امر را لرزاند و از ترس هوشیاری مردم به فکر چاره جویی افتادند.
با توجه به سخنان آن مخدره می توان به وجود اطلاعات کافی، ژرف اندیشی، عمق و دقت در نگاه به مسائل سیاسی در ایشان پی برد، به طوری که آن بانوی بزرگوار در لحظات حساس سیاسی، وکیل یا نائبی از طرف خویش برای بیان دیدگاه های آن ها قرار نمی دهد، بلکه خود شخصاً وارد عمل می شود و از طرف دیگر در زمانی که حضور ایشان در جامعه ضرورتی ندارد، در اجتماع ظاهر نمی گردد.
1-2- انجام یک عمل سیاسی در حوزه رهبری؛ به طوری که به همراه فرزندان خویش به در خانه مهاجر و انصار رفته و تک تک آن ها را مورد خطاب قرار داده و به نصرت دین خدا و طلب حق دعوت می نماید.
1-3- اعلام مخالفت کردن در اخذ اجباری بیعت از حضرت علی علیه السلام در قالب یک عمل نمادین. بدین صورت که بابه حرکت در آوردن جامعه زنان به نزد قبر پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و اعتراض علنی به این عمل سیاسینمودند و در اصل یک قیام سیاسی در جامعه را به منظور حمایت از مقام ولایت و سرپرستی مسلمانانبه وهله ظهور رساندند.
1-4- ایشان هنگامی که در بستر بیماری بودند، در لحظات مختلف عیادت زنان، به بیان نقطه نظرات خویش در امور حکومتی پرداختند و غضب خلافت را ظلم و خلاف کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی کردند و علت آن را حقد و حسد و کینه شکست خوردگان بدر و احد دانستند.با آن که این سخنان در گوشه ای از خانه و در بستر بیماری ادا شد، اما تأثیر به سزایی در جامعه توسط شنوندگان آن داشت، به طوری که پس از مراجعت زنان به خانه های خویش و شرح سخنان بانوی بزرگ اسلام، همسران آن ها به جانب خانه فاطمه سلام الله علیها شتافتند.
زینب سلام الله علیها دختر علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا علیهما السلام است که در عبادت، زهد و تقوا الگویی مناسب برای جهانیان بوده و هست. ایشان برای حمایت دین اسلام از راحتی و آسایش منزل همسر چشم پوشید و به همراه برادر عزیزش رهسپار کربلا شد و در آن جا پس از نظاره جانبازی عزیزان از خیمه بیرون آمد و ابن سعد و لشگریان وی را مورد سرزنش قرار داد. این حضور یکی از بزرگترین صحنه های ظهور زنان در عرصه های سیاسی بود که منجر به قافله سالاری و مدیریت بانوی مخدره برای کاروانیان شد. او از جان حجت خدا در زمین مراقبت نمود و مانع کشته شدن حضرت سجاد علیه السلام به دست شمر گردیدو سپس با سخنان و خطبه های گهربار خود لرزه بر اهل کوفه و دربار یزید و یزیدیان انداخت.حضرت زینب سلام الله علیها هنگام ورود به کوفه اهل آنجا را مکار و غدار خطاب نمود و عتابشان کرد که با خیانت خود موجب شهادت و اسارت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله شدند و بد جایگاهی برای خویش فراهم ساختند. هنگام ورود به مجلس عبیدالله بن زیاد و در برابر سخنان بی پایه او، به دفاع از امام خود پرداخت و منصب خلافت را شایسته جانشین به حق پیامبر صلی الله علیه و آله دانست. بدین ترتیب آن بانوی بزرگوار رسالت و مسئولیت سیاسی خویش را به نحو احسن ادامه داد و سخنان خود را در نهایت تدبیر و درایت بیان فرمود و با کمال جلالت و قوت قلب و حفظ مراتب خاندان رسالت عمل نمود و هرگز سخنی از در تملق و چاپلوسی ادا نکرد و هرگز قبول ذلت ننمود و ناشکری نکرد بلکه به بطلان عقاید و سخنان معاندان پرداخت. در مجلس یزید که با عظمت مادی خاصی تشکیل شده بود با فصاحت و بلاغتی بی نظیر حق را آشکار نمود و عزت و ذلت حقیقی را بیان فرمود و با احتجاج خود نفوس بسیاری را به حیرت انداخت و در کمال جسارت حقایق را بیان فرمود. جنایات و رسوایی یزید را که در لباس خلیفه مسلمین جهان بود بر حاضرین در مجلس آشکار کرد و بدین ترتیب بنی امیه را رسوا گرداند. مدیریت و ظهور سیاسی حضرت زینب سلام الله علیها در هدایت جریان عاشورا موجب حفظ اسلام گردید.
ام سلمه در بسیاری از جریانات سیاسی صاحب نظر بود. از جمله در احیای میراث دختر پیامبر صلی الله علیه و آله اقدام نمود و فدک را حق حضرت فاطمه سلام الله علیها اعلام کردو نیز عایشه را از برپایی جنگ جمل که موجب ریخته شدن خون های بسیاری از مسلمانان می شد، نهی کرد و منزلت و فضایل حضرت علی علیه السلام را برای او یادآور شد. ابن ابی الحدید در این باره آورده است: «لما اردت عایشه الخروج الی البصره اتتها ام سلمه فقالت لها انک سده بین محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و بین امته و . . »
برخی از زنان هنگامی که معاویه خلیفه مسلمانان بود به بحث و گفتگو با او پرداختند از جمله آن ها عبارتند از: زرقاء دختر عدی بن قیس حمدانی در جنگ صفین حضور داشته و لشکر امیرالمؤمنین به خصوص قبیله حمدان را به جنگ با معاویه تحریص می کرد تا این که روزی معاویه او را در زمان خلافتش طلبید وی در کمال شجاعت و فصاحت به دفاع از حضرت علی علیه السلام پرداخت. سوده دختر عماره بن اسد نیز از جمله افرادی بود که هنگام حکومت معاویه نزد وی رفت و در حق حضرت علی علیه السلام سخن بگفت و شعر بسرود و از بِسر بن ارطاه شکایت کرد که مردان آن ها را می کشد و اموالشان را به غارت می برد و از معاویه خواست همچون حضرت علی علیه السلام از رعیت خود حمایت نماید.دارمیه حجونیه نیز بانویی بود که معاویه وی را به نزد خود طلبید تا در مورد علی بن ابی طالب از وی سؤال نماید، همو با کمال صراحت و شجاعت حضرت امیر علیه السلام را رهبری معرفی کرد که به عدل و قسط عمل می نمود، فقرا و مساکین را دوست می داشت و اهل دین را بزرگ می شمرد وحضرت علی علیه السلام را اولی به سرپرستی مسلمین بدلیل عقد ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانست.
2-4-جهاد
اسلام دینی جهانی است که همراه با استدلال و منطق نه جبر و جنگمی باشد، اسلام برای مردم امنیت، صلح، عمران و آبادانی و همکاری آورده است اما هر گاه مردم در اجتماع به نزاع، ستمگری و حق کشی اقدام کنند به طوری که حق و حقیقت در جایگاه اصلی خود استوار نماند، عدالت پایمال شود و حقوق انسان ها از بین رود، در این صورت فرمان جنگ می دهد، البته جهادی به حق، نه همراه با ستم و تجاوز به حقوق دیگران «وَ قَاتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَ لَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِین‏»تا از بیدادگری جلوگیری کند و عدالت را در میان مردم زنده گرداند و در هر زمانی که عدالت پیاده گردید، باید دست از جنگ برکشند. در آیات الهی آمده است: «اگر دشمنان از جنگ منصرف شدند، دیگر متعرضشان نشوید جز بر تجاوزکاران»و نیز آمده است: « اگر با شما کنار آمدند و نجنگیدند و تسلیم شدند، دیگر خدا راهی برای شما علیه آنان باز نکرده است». بنابراین جنگ به عنوان وسیله ای برای برقرار نمودن آرامش و صلح پذیرفته می باشد. پس از آن که هدف جنگ مشخص گردید، آن را در چارچوب قانون لازم الاجرا می داند، قوانینی که با شهامت و روح معنوی همراه است. نقش زنان در جبهه های جنگ غیر قابل انکار بوده و تاریخ اسلام گواه حضور آن ها می باشد اما در نقش پشتیبانی و پرستاری که هماهنگ با روح و جسم آن ها است و موارد اندکی از جنگیدن مشاهده می شود که در زمان ضرورت و دفاع از دین با دشمن نیز روبرو شده و به مقابله پرداخته اند. رسول خداصلی الله علیه و آله اجازه عزیمت زنان معالجه گر به جبهه جنگ را می داد و آن ها به مداوای مجروحان می پرداختند و از غنایم جنگی نیز سهم می بردند.ایشان بانوان دیگر را که تخصصی در مداوا و معالجه نداشتند، به منظور دادن غذا و آب به سربازان و نگهداری از آذوقه و دیگر مسائل لشگر با خود به همراه می برد. از جمله این زنان می توان به موارد زیر به طور اجمالی اشاره نمود:
فاطمه زهرا سلام علیها . این بانوی بزرگوار هنگامی که در جنگ احد خبر مجروح شدن رسولخدا صلی الله علیه و آله را شنید با جماعتی از زنان به سوی ایشان رهسپار شد و به مداوای زخم های ایشان پرداخت.
ام ایمن . ابن سعد می نویسد: ام ایمن در غزوه احد شرکت داشت و به لشگریان آب می داد و زخمی ها را مداوا می کرد و در غزوه خیبر نیز با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
ام سنان همسر ابوسنان یزید بن حُرَیث. وی هنگامی که پیامبرصلی الله علیه و آله عازم خیبر بود به خدمت ایشان رسید و عرض کرد: یا رسول الله ! دوست دارم با شما حرکت کنم و در میدان جنگ مجروحان را معالجه و بیماران را مداوا کنم و مجاهدان را یاری و متاعشان را محافظت و تشنگان را سیراب کنم. حضرت فرمود:با برکت خداوند خارج شو.
ام عطیه انصاری، نسیبه بنت حارث است. وی در بسیاری از غزوه ها همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است و به مداوای مجروحان و بیماران می پرداخته است.
سلمه در زمان جنگ احد، مشک های آب را به سرعت جا به جا می کرد و به تشنگان می رساند.
امیمه دختر قیس بن ابی الصلت. وی دوشیزه ای از طایفه بنی غفار بود که اسلام آورد و در جنگ خیبر شرکت جست و از مجروحان پرستاری می نمود.
سمیه کنیز آزاد شده ابو حذیفه و همسر یاسر و مادر عمار.ابوحذیفه کنیزی به نام سمیه داشت که او را به عقد دوست خویش یاسر در آورد. وی در ابتدای ظهور اسلام، مسلمان شد و در این راه شکنجه های بسیار دید و مقاومت نمود تا به درجه رفیع شهادت رسید.
نسیبه دختر کعب بن عمرو. . . بن مازن بن نجار انصاری است که کنیه اش ام عماره می باشد. همو در بییعت عقبه و بیعت رضوان حضور داشت. وی حاضر در جنگ های احد ، حنین ، حدیبیه ویمامه بود. نسیبه یکی از بانوان با شهامت و فداکار اسلام است وی پس از ورود به اسلام هر جا موقعیتی می یافت در صحنه های جنگ به صف سپاهیان اسلام در می آمد و بی آن که اندک هراسی به دل داشته باشد، با مشکی از آب و خورجینی از غذا به زخمیان و از پا افتادگان جنگ دارو و آب می رساند. گاهی علاوه بر این دو کار حربه ای نیز به چنگ می آورد و آن جا که لازم بود از حریم خود یا مسلمانانی دیگر دفاع می کرد. چنانکه در جنگ احد به روایت ابن سعد دوازده زخم برداشت و هنگامی که سپاهیان مکه مسلمانان را غافلگیر کردند و عده ای نیز پا به گریز نهادند ، نسیبه مشک آب را به کناری انداخت، سلاح به دست گرفت و با شهامت شگفت آوری از جان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دفاع نمود.عمر بن خطاب می گفت: در روز جنگ احد از رسول خدا شنیدم که فرمود : به هر سو بر می گشتم، ام عماره را می دیدم که از من دفاع می کرد.

                                                    .