رشته حقوق

مسئولیت در قبال خود

دانلود پایان نامه

1- از رختخواب یا اتاق خوابتان برای هیچ کاری غیر از خوابیدن ( یا سکس ) استفاده نکنید.
2- فقط وقتی که خوابتان می‌آید به رختخواب بروید.
3- اگر در فاصله 15 تا 20 دقیقه به خواب نرفتید، رختخواب را ترک کنید و در اتاق دیگری به کارهای دیگر بپردازید. فقط وقتی احساس خواب آلودگی داشتید مجدداً به رختخواب بروید.
4- اگر سریعاً با بازگشت به رختخواب به خواب نرفتید، گام سوم را تا آنجا که لازم است تکرار کنید.
5- هر روز صبح زمان مشخصی را برای بیدار شدن از رختخواب از زنگ استفاده کنید.
6- چرت نزنید.
فنون محدودسازی خواب بر این اساس شکل گرفتند که مشاهده شد افراد دچار بیخوابی به قدر کافی نمی‌خوابند. هدف این مداخله گریها تحکیم خواب از طریق محدود کردن زمان خوابیدن بر پایه تعداد ساعتهای واقعی است که شخص می‌خوابد . اگر شخصی هشت ساعت را در رختخواب می‌گذراند، اما چهار ساعت و نیم می‌خوابد، فقط باید چهار ساعت و نیم ماندن در رختخواب به وی تجویز شود. در ابتدای درمان، افزایش خواب آلودگی روزانه برای شخص معمول است، اگر این درمان موثر واقع شود. خواب به مقدار کافی خود می‌رسد. دستور العملهای استفاده از این فن به سالمندان توصیه می‌کنند که مقدار زمان تجویز شده را به صورت هفتگی افزایش دهند (اسپلیمن و گلووینسکی، 1991).
تنش‌زدایی عضلانی پیشرونده (PMR ) به تنش در آوردن و رها کردن نظامدار 16 گروه عضلات عمده در سراسر بدن به منظور کاهش اضطراب و برپایی و در نتیجه بهبود و ارتقاء خواب است (برنستین و بورکووک، 1973؛ همچنین به فصل 5 همین کتاب مراجعه شود). پژوهشگرانی که در زمینه خواب فعالیت می‌کنند تنش‌زدایی را به عنوان یکی از مداخله گریهای درمانی مطلوب به حساب می‌آورند. سالمندان دارای التهاب مفاصل یا سایر اختلالهای دردناک می‌توانند نشانه‌های جسمانی و تنش در عضلات را با استفاده از تنش‌زدایی عضلانی پیشرونده تشدید کنند که نهایتاً می‌تواند به بازداری خواب منجر شود (بوتزوین و همکاران، 1996؛ لیچستین و جانسون 1993). برعکس یک شکل غیر فعال تنش‌زدایی نیز طرح ریزی شده است : شخص سالمند آموزش می‌بیند تا تنش جسمانی خود را تشخیص داده و تا حد قابل ملاحظه‌ای آن را آرام کند، در عین حال که همزمان از تصویر سازی تدریجی، هم برای آرام کردن تنشهای عضلانی و کاهش اشتغال ذهنی استفاده می‌کند (بوتزوین و همکاران، 1996). به علاوه فنون تنش‌زدایی برای کاهش دادن چرت زدنهای روزانه در سالمندان و با هدف بالا بردن میزان خواب لازم در طول شب توصیه می‌شوند (انگل- فریدمن و همکاران، 1992).
نگرانی، باورهای نارساکنش ورانه درباره خواب و افکار مزاحم با بیخوابی همراه می‌شوند (هال و همکاران، 2000؛ مورین و همکاران، 1993). نمونه‌هایی از باورهای نارساکنش ورانه که با بیخوابی همراه می‌شود عبارتند از : (1) پیامدهای فاجعه آمیز در مورد عوارض فقدان خواب؛ (2) ارزیابی غلط از کمیت خوابی که فرد در طول شب داشته است (3)؛ برداشت نادرستی که خواب را خارج از مهار فرد می‌داند (4) باورهای نادرست درباره رفتارهای مطلوب مربوط به خواب مثل سایر اختلالها، بازساخت دهی شناختی در شناسایی این باورهای نادرست و ارائه اطلاعات واقعی برای مقابله با این باورها و نهایتاً جایگزین کردن آن با افکار مفید به بهبود خواب کمک می‌کند (موین، 1993؛ و همکاران، 1993).
2-7-5 کارآمدی درمانهای بیخوابی اواخر زندگی
مداخله گریهای رفتاری و شناختی در درمان بیخوابی اواخر زندگی فوق العاده موثرند. بیشتر پژوهشهای مرتبط با پیامدهای درمان بیخوابی اواخر زندگی در مورد سالمندانی است که از بیخوابی نخستین رنج می‌برند. پبیشتر پژوهشهای اولیه در مورد ارزیابی کارآمدی شیوه درمانی خاصی مثل روش مهار محرک در درمان بیخوابی در طول ثبت محرکها (دیویس و همکاران، 1986؛ پودر و همکاران، 1983) و بهداشت خواب (مورین، کالبرت و شوارتز ، 1994) است. بیشتر پژوهشهای تلفیقی فنون رفتاری را به کار برده اند یا یک شیوه درمانی از شناخت – رفتار درمانگری مثل فنون بازساخت دهی شناختی را با یک یا چند نمونه از مداخله گریهای رفتاری که ذکر شد تلفیق کرده اند. هنگامیکه ترکیبی از مداخله گریهای رفتاری به کار گرفته می‌شوند، مداخله گریهای درمانی مهار محرک بیشترین تاثیر را هم در تداوم خواب (مورین و همکاران، 1994؛ مورین؛ و آزرین ، 1988) و هم در بیخوابی آمیخته شروع و تداوم خواب در سالمندان نشان می‌دهند (انگل – فریدمن و همکاران، 1992). پیگیری نتایج پژوهشها نشان داده که اثرات درمانی حاصل از فنون مهار محرکها تا دو سال پس از درمان دوام می‌یابند (انگل – فریدمن و همکاران، 1992).
وقتی مداخله گریهای شناختی به بسته نرم افزاری درمانی افزوده می‌شوند، نتایج درمان نیز مضاعف می‌شوند. ادینگر و همکاران (1992) کارآمدی درمان بیخوابی در خلال شب را در سالمندان با فنون بازساخت دهی شناختی، مهار محرکها ،بهداشت خواب و آموزش تنش‌زدایی ارزشیابی کردند. این پژوهشگران گزارش دادند وقتی که از همه این شیوه‌های درمانی استفاده شود نتایج درمان بیشتر می‌شوند . یافته‌های مشابهی نیز در مطالعه‌ای وسیع (مورین و همکاران،1993) گزارش شد که سالمندان مبتلا به بیخوابی حین خواب را با استفاده از بسته نرم افزاری درمانی شامل محدود سازی خواب، روشهای مهار محرک، بازساخت دهی شناختی و روشهای بهداشت خواب درمان کردند. وقتی بسته نرم افزاری شناخت – رفتار درمانگری با یکی از روشهای تنش‌زدایی عضلانی پیشرونده تلفیق می‌شد، نتیجه درمانی بسیار خوب بود (ادینگر و همکاران، 2001 a، 2001، b ) به علاوه پژوهشها نشان می‌دهند که شناخت – رفتار درمانگری می‌تواند کارآمدی داروهای خواب آور را در سالمندان افزایش دهد (اسپی ، انگلیس و‌هاروی ، 2001؛ مورین و همکاران 1999).
از آغاز پژوهش در زمینه خواب تا چندی پیش، سالمندانی که همزمان به مشکلات جسمی و روانی مبتلا بودند از پژوهش در این زمینه مستثنی می‌شدند چه این نظر وجود داشت که مشکلات خواب با اختلالهای دیگری مربوط است که به خوبی به درمان پاسخ نمی‌دهند (لیچتین، ویلسون و جانسون ، 2000). با وجود این، لیچستین و همکاران (2000) نشان دادند که سالمندان مبتلا به بیخوابی ثانوی به درمان با فنون مهار محرک و تنش‌زدایی عضلانی پیشرونده تجدید نظر شده که برای نشانه‌های جسمانی نه چندان شدید طراحی شده خوب پاسخ می‌دهند. در نخستین کوشش پژوهشی مهار شده‌ای که هدف آن درمان بیخوابی ثانوی بر درد مزمن بود، کوری و همکاران (2000) کارآمدی شناخت- رفتار درمانگری را به عنوان یک بسته نرم افزاری درمانی مفید در درمان مبتلایان به این بیماری به اثبات رساندند.
2-7-6 نتیجه گیری
در کار با سالمندان شکایت از کم خوابی پدیده‌ای مهم است . اگر چه کم خوابی در اواخر زندگی عوامل مختلفی دارد اما سوای نوع مشکلات خواب، مداخله گریهای درمانی شناختی و رفتاری نخستین گزینه درمانی در مشکلات مربوط به خواب محسوب می‌شوند. ما اغلب با بیماران چالش می‌کنیم. چه کسانی که از انواع مشکلات خواب رنج می‌برند دارودرمانگری را به عنوان نخستین گزینه درمانی درخواست می‌کنند. به دلیل آنکه اثرات درمانی آن سریعتر است. از این موضع، لازم است که منطق آموزشی و درمانی محکمی به بیمارانمان پیشنهاد کنیم تا تشویق شوند روشهای جدید آداب خوابیدن را یاد بگیرند و باورهای نادرست مربوط به خواب را تغییر دهند به گونه‌ای که در درازمدت مفید واقع شوند.
2-8 سلامت عمومی
در این قسمت به بحث و بررسی سلامت، انواع و ابعاد مختلف آن و برخی متغیرهایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر آن تأثیر می‌گذارند اشاره می‌شود.
2-8-1 مفهوم سلامت
سلامت کیفیتی از زندگی است که تعریف آن مشکل و اندازه‌گیری واقعی آن تقریباً غیرممکن است. متخصصان تعاریف متعددی از این مفهوم ارائه داده‌اند اما تقریباً همه تعاریف موضوع مشترکی دارند و آن مسئولیت در قبال خود و انتخاب سبک زندگی سالم، است.
سازمان بهداشت جهانی(1947) سلامت را چنین تعریف می‌کند:
سلامت عبارت است از حالت بهزیستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی. (دان 1967، نقل از ادلین و ریونسن 1999) سلامت را یک روش کنش وری وحدت یافته‌ای می‌داند که هدفش به حداکثر رساندن توان فرد است. به نظر وی سلامت مستلزم این است که فرد طیف تعادل و جهت (مسیر) هدفمند را با محیط، یعنی جایی که در آن کنش وری خود را آشکار می‌سازد، نگه دارد.
دان سلامت را به محیط فردی محدود کرده است و عقیده دارد که تجربۀ سلامت در هر فرد منحصر به خود آن فرد است. او همچنین معتقد است که افراد اطلاعات حاصله از منبع درون و بیرون خود را به طریق متفاوتی پردازش و تفسیر می‌کنند. وجود چنین تفاوتی می‌تواند ناشی از تفاوتهای فردی باشد که علیرغم فراهم کردن اطلاعات غنی دربارۀ سلامت، نمی‌توان به طور مشخصی آن را توصیف کرد. بنابراین تهیه الگویی که نشان‌دهندۀ چگونگی تأثیر ادراک بر سلامت باشد بسیار مهم و کار مثبتی است (بزنر ، اشتاین‌هاردت ، 1997).
لارسون (نقل از کی‌یس 1996) عقیده دارد سلامت عبارت است از فقدان وضعیت و احساسات منفی که نتیجۀ آن سازگاری و تطابق با دنیای خطرناک است.
برخی از مؤلفین مفهوم سلامت را مترادف با کیفیت زندگی آورده‌اند. به نظر این مؤلفان کیفیت زندگی در برگیرندۀ مجموعه شرایطی است که افراد در زندگی خود دارند. برای کیفیت زندگی در معنی در نظر گرفته شده است.

مطلب مشابه :  سرمایه گذاری مشترک

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید