رشته حقوق

مروری بر تعاریف شرم و مفاهیم مرتبط با آن

دانلود پایان نامه

طبق تحقیقات تجربی و دادههای موجود و شواهد عینی، نتیجهگیری قطعی در باب اعتبار نظری و یا اعتبار تجربی نظریه شرمساری و ابعاد و مولفههای آن دشوار مینماید. اعتبار بیرونی با توجه به تعدد و پراکندگی پژوهشها بر حسب چهار ممیزه واحدها، نتایج، رویهها و زمینهها از یک سو و اعتبار درونی به سبب غلبه رویکردهای غیرآزمایشی و رویههای گوناگون سنجش و اندازهگیری رفتار انحرافی از سوی دیگر، با چالشها و مشکلات عدیدهای مواجه است. لذا با توجه به چالشها و مشکلات موجود، انجام تحقیقات بیشتر در زمینههای مختلف اجتماعی-فرهنگی و بهرهگیری از روشهای دقیقتر و پیشرفتهتر لازم و ضروری مینماید. از همین رو در این تحقیق اولاً تلاش بر این است که ضمن آزمون مستقیم نظریه شرمساری، از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردد تا هم امکان آزمون و برآورد روابط چندگانه مابین متغیرها میسر گردد و هم متغیرهای مکنون به همان شکل اصلی خود تعریف شده و خطاهای اندازهگیری آنها به حساب آید (کنترل شود). دوم اینکه تحقیق حاضر میکوشد با استفاده از پارهای متغیرهای واسط و میانگر و متغیرهای مشروطکننده، مدلهای علّی رقیب را طراحی کند و از طریق مقایسه آنها، به بسط و توسعه مدل اولیه نظریه شرمساری همت گمارد. سوم اینکه سعی میشود با تعریف انواع بزهکاری به عنوان متغیر پیامد (وابسته)، قدرت تبیینی نظریه شرمساری در هر کدام از آنها به تفکیک بررسی شود تا بتوان در مورد تناسب یا عدم تناسب نظریه شرمساری با انواع بزهکاری داوری کرد.
پیشینه نظری
مروری بر تعاریف شرم و مفاهیم مرتبط با آن
شرم
شرم ایده فوق العاده کهنی است. ارجاعات به نقش شرم در شکلدهی رفتار –پاسخ عاطفی درونی به کنشها، ایدهها، واژهها یا افکار خجالتآور که هرگاه فاش شود، شخص را با کاستن از ارزش و مقام او در خانواده و اجتماع تهدید میکند – در همه سنتهای مذهبی و فرهنگی کم وبیش یافت میشود. فرهنگهای آفریقایی و آسیایی از شرم مستمراً به عنوان وسیلهای برای حفظ و نگهداشت کنترل اجتماعی بر طیف گستردهای از رفتارها استفاده میکنند. (جی آر،189:2004). مطالعه علمی شرم طی 25 سال گذشته، رشد قابل ملاحظهای داشته است. در نتیجه، چهارچوبهای نظری متعددی در تصریح نقش شرم و احساسات مرتبط در تعین انگارههای فردی و رفتار مطرح گشتهاند. پارهای از این چهارچوبها شرم را به سان احساس خودآگاهانهای مفهومسازی کردهاند که از احساسات غلیظ بیارزشی یا ناتوانی و کاستی ترکیب شده و از ارزیابیهای عام خودانگاره با توجه به فاصله بین درک از خویشتن و تصور ایدهآل از خود سرچشمه میگیرد. محققان خاطر نشان ساختهاند که شرم به خاطر تصورات شخص از بایستههای کموکیف نگاه دیگران به وی، معمولاً به از دست رفتن عزت نفس و میل قوی به مخفیشدن منجر میشود. بسیاری از شواهد و قراین کمی و کیفی نیز از این ابعاد شرم حمایت کردهاند (تیبت،234:1997).
در سالهای اخیر توجهی روزافزون به شأن احساس و عاطفه و بخصوص شرم در حیات اجتماعی در تقابل با تمرکز معرفتی غالب در علوم انسانی، مبذول شده است. برای نمونه، کریب و وولگر استدلال کردهاند که بیناذهنیت اصلی نه شناختی که عاطفی است. چنین علاقهای، با وجود تجدید حیات، جدید نیست و به انحای مختلف در آثار برخی جامعهشناسان از جمله زیمل، گافمن و الیاس مشهود بوده است. (رای،353:2004). داروین نیز به این موضوع پرداخته است. داروین نخست به توصیف ریشههای بیولوژیک و اجتماعی شرم میپردازد. داروین در واقع، تلقی از ارزیابیهای منفی از خویشتن را- همراه با سرخ شدن به عنوان یک علامت بیرونی- به عنوان علت شرم میداند. داروین بر این باور است که شرم عاطفهای اجتماعی است که هنگام دیدبانی کنش شخصی خود با نگاه به خویشتن از منظر دیگران بروز میکند (جی آر،189:2004). الیاس بدین موضوع پرداخته است که چگونه رشد روزافزون تعامل مضبوط اجتماعی، از حدود قرن هفده و هجده، با افزایش آستانه شرم و خجلت پیرامون تن و بدن همراه و همگام بوده است (ریتزر،215:1389؛جلاییپور،422:1387). در قرون وسطی غیرعادی نبود که زنان و مردانی، که شاید آشنایی چندانی نداشتند، شب را در یک اتاق واحد بگذرانند و لخت بخوابند. در شب عروسی یک زوج در قرون وسطی دستهای از افراد عروس و داماد را تا تختخوابشان همراهی میکردند. ساقدوشها لباس عروس را درمیآوردند. برای آنکه ازدواج قانونی محسوب شود، همخوابگی زوج باید در حضور دیگران نمایش داده میشد. عروس و داماد باید با هم میخوابیدند. البته امروزه تمام اینها در پشت مرز شرمساری رفته است و عروس و داماد شب عروسیشان را فقط در حضور هم میگذارنند (ریتزر،217:1389). رفتارها با یک بار اجرا شدن در ملأ عام، نظیر رفع حاجت یا اختلاط و همخوابگی، به امری به شدت محرمانه و مستور تبدیل میشود. شرم در اینجا، جزئی از «چسب» اجتماعی است که روابط یکپارچهای را وصل میکند، به گونهای که اکثریت کنشهای آدمی متضمن انتظار شرم بالقوه میشود (رای،353:2004).
بی تردید احساسات و عواطف نقش بسزایی در حیات روزانه ایفا مینمایند. به گفته جان الستر، «ما انتخابگر احساسات نیستیم؛ بلکه در قفس احساسات اسیریم». منظور الستر این است که «احساسات مهمترین عامل پیوند دهنده یا چسبندهای است که آدمیان را به همدیگر متصل میسازد». برخی احساسات به سبب نقض اصول و قواعد اخلاقی رفتار بروز میکند. این نوع احساسات را، احساسات اخلاقی مینامند. احساسات اخلاقینقش شایانی در هدایت و راهنمایی انتخاب احساسات رفتاری و اخلاقی مرتبط با رفتارهای اخلاقی ایفا می نماید. شرم و گناه به عنوان دو مورد از مهمترین احساسات اخلاقی عنوان شده است. احساسات اخلاقی مانند خجلت، شرم، غرور و گناه به عنوان «فشارسنج اخلاقی عاطفی» عمل میکنند و بازخورد پذیرش عاطفی و اخلاقی را به ما منتقل مینمایند. به این طریق، احساسات اخلاقی متضمن «حمله» به خودانگاره شخص بوده و نقطه شروع تنظیم یا تعدیل عاطفی و رفتاری واپسین است. احساسات اخلاقی- یا «خودآگاه»- بالذات اجتماعیاند و ریشه در روابط اجتماعی دارند که در چارچوب آن نه تنها افراد تعامل میکنند، بلکه خویشتن و یکدیگر را ارزیابی و داوری میکنند (تافی،352:2008).
تعریف شرم و همچنین نتایج و لوازم آن در علوم اجتماعی، محل نزاع و مناقشه است. اینکه آیا شرم عاطفهای است مثبت یا منفی؟ (توسونی،9:2004). شرم عاطفهای است که هرگاه به گونهای رفتار شود که از حیث اخلاقی ناپسند بنماید، بروز میکند. شرم نقش مهمی را همنوایی یا عدم همنوایی شخص با هنجارهای گروه ایفا میکند. شرم آنگاه بروز میکند که دریابیم هویت اخلاقی ما، نقض شده یا توسط رفتارها و کنشهای ما معرض تهدید و تخریب قرار گرفته است (آسلاند،1:2009؛بریث ویت،9:2001). در مجموع شرم احساسی کاملاً منفی و بحرانی است که با تنزل و رسوایی و خفت و خواری ارتباطی وثیق و تنگاتنگ دارد (شف،266:2001).
شرم به عنوان یکی از مهمترین، تلخترین و غلیظترین احساسات تعریف شده است. شرم موقعی بروز میکند که فرد فعلی را که ناقض هنجارهای درونیشده است، انجام دهد و احساس کند در تطابق با هنجارهای گروه شکست خورده است. عمل به خودی خود اهمیتی ندارد، بلکه در واقع فرد به عنوان شخصِ فاعلِ رفتار حائز اهمیت است. فرد در حضور دیگران احساس شرم می کند. معروف است که «ما اغلب به انجام رفتاری مبادرت میورزیم که بتوانیم از احساس شرم جلوگیری کنیم … انتظار شرم در مقام یک ناظم و پاسبان مقتدر رفتار عمل میکند».
لوئیس (2003) اجمالاً به چهار خصلت پدیدارشناختی شرم اشاره داشته است. میل به مخفی شدن یا پنهان شدن یکی از ویژگیهای اساسی پدیدارشناختی شرم است؛ یعنی، این تمایل جزء نیرومندی از آن تجربه است. دومین ویژگی شرم، درد، نارضایتی و خشم تند و شدید است. در حقیقت، همین شرم را از خجلت و کمرویی تمیز میدهد. خصیصه سوم، احساس ناخشنودی، بیکفایتی و بیارزشی است. شرم حالت کلی توسط خود در رابطه با خود است. و ویژگی چهارم آمیختگی سوژه و ابژه است. در شرم، ما هم به ابژه و هم به سوژه شرم تبدیل میشویم. نظامِ خود در فضایی احاطه میشود که به موجب آن توان عمل یا تداوم کنش فوقالعاده سخت و دشوار میگردد. شرم فعالیت پیوسته و بیوقفه را از هم میگسلد، طوری که خود کاملاً بر خویشتن متمرکز شده و نتیجه مبهم و مغشوش میشود: ناتوانی در تفکر و اندیشه روشن و صریح و ناتوانی در سخن گفتن و عمل کردن (لوئیس،1187:2003).
این چهار ویژگی پدیدارشناختی ما را قادر می سازد تا شرم را از گناه تمایز ببخشیم. شرم بسته کاملی از چرخه خود-ابژه است. در گناه، گرچه خود سوبژه است، اما ابژه نسبت به خود بیرونی است. تمرکز خود بر رفتاری است که موجب وقفه و گسست میشود، عدم کفایت در تطابق با معیارهای خاص و ابژهای که از آن شکست و قصور رنج میبرد.
رشد شرم
شکل 2-1 نمایی از الگوی رشد و خیزش شرم را نشان میدهد. این مدل پنج خصلت عمده را نمایش میدهد که تغییرات ایجاد شده در طول سه سال نخست حیات را توضیح میدهد. رشد شرم متضمن تغییر و ترکیب ساختارها و کارکردهاست.
احساسات اولیه
خوشی
ترس
خشم
غم
نفرت
اعجاب
ظرفیت شناختی
خودآگاهی عینی

مطلب مشابه :  اعتیاد به مواد مخدر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید