بی اعتنا به فصل ، شکفتن می گیرند
و برگ های نخل
بی اشتهای باران
دل باز می کنند قطره ی ناخوانده را که از گلوی مر غ می چکد » ( همان ، 444 ) .
آتشی در این جا صبح را توصیف می کند و با آوردن نخل به این ویژگی اشاره می کند درخت نخل بدون آب و باران زنده و سر سبز بماند .

نمونه های دیگری که آتشی در اشعارش آورده :
صفحه 252 ،صفحه 284 ،صفحه 311 ،صفحه 327 ،صفحه 328 ،صفحه 399 ،صفحه 406، صفحه 414 ،صفحه 444 ،صفحه 677 ،صفحه 605 ،صفحه 921 ،صفحه 937 ، صفحه1029 ،صفحه 1032 ،صفحه 1148 ، صفحه1259 ، صفحه1287 ،صفحه 1419 ،صفحه 1626 ، صفحه1655 وصفحه 1874 .
9-2-2-4-4- هوم
«هوم»درختی است شبیه به یاسمن که درآن اندکی شیرینی و تیزی است ( دهخدا ، 1385، ج 2، ص 3188 ).این گیاه شیره ی آن را طیّ تشریفاتی خاص فراهم می کرده اند و برای تهیه ی فشردگی گیاه هوم ، طی مراسمی توسط هفت موبد فراهم می آمد و در مراسم مذهبی به کار می رفته است. به طوری که می نویسند : امروز این مراسم توسط دو موبد به نام های زرورت و راسپی انجام می گیرد. ( عفیفی ، 1383 ، ص 647 ) .
دراوستا این نام به صورت «هئومه» ودر پهلوی فارسی«هوم»گفته می شود و در وید برهمنان این نام به صورت «سئومه» آمده است. ( همان ، ص 645 ) .
هوم درگیاه پزشکی درختچه ای از تیره ی«گنتاسه» است که جز تیره های نزدیک به مخروطیان است و نزد عامه به «ریش بزی» یا«اورمگ» شهرت دارد. از این گیاه و سایر گیاهان این تیره که نام علمی آن«افدرا» است ، الکالوئیدی به نام «افدررین»که اثراتی همانند آدرنالین دارد و بر خلاف آدرنالین از طریق دهان مصرف می شود. (هینلز،1383،ص95) .
درسراسر کتاب اوستا از هوم و ایزدهوم اسم برده و همه جا با صفت دور دارنده ی مرگ و مورد تقدیس قرار گرفته است. زردشت از ایزدهوم می خواهدکه : کینه را از ما برهانده منش خشمگین را از بین ببرد و بر ضدّ هر کسی پیکر پارسا را نابود می کند ، سلاح بزند .
در«یسناهات»، ابر و باران که پیکر هوم را می بالاند، مورد ستایش قرار گرفته است.قلّه کوهی که درآن جا هوم روییده شده است ستوده شده زمین فراخ پهنی که در برابرهوم است مورد تقدیس گرفته است . همه می ها را خشم خونین سلاح در پی است ما می هوم را، آرامش راستی همراه است. هر مردمی که هوم را چون فرزند نوازش کند ، هوم خود را برای آنان آماده ساخته و به تنشان درمان می بخشد. ( عفیفی ، 1383 ، ص 647 ) .
همان طور که بین چشم و گز ارتباط است بین هوم و چشم نیز ارتباط است ، هوم شاخه اش پر گره و بارش شبیه عنب الثعلب از سموم قتاله و چون پیکان به آب او آلوده وخشک کنند و زخمش کشنده است به درخت هوم ، «درخت سیمرغ» هم می گویند. درخت هوم تنومند و گوناگون تخمه ودرمان بخش است و دانه ی همه ی گیاهان را در بردارد. در تنه ی آن نه کوه جای دارد و جایگاهش در دریای فراخکرد است. در«رشن یشت»، آمده که : نام این درخت و یسپوبیش و آشیانه ی سیمرغ آنج است. چو سیمرغ بر بالای این درخت آشیانه دارد، از این رو به درخت سیمرغ هم شناخته می شود. ( حق پرست ، 1383 ، صص 156 – 157 ) .
دراسلام درخت سیمرغ به «درخت طوبی» اطلاق می شود .داستان دلنشین هوم از ایرانیان است توجّه به این گیاه یکی از وجود عالی آریایی ها را در پرستش نشان می دهد. در واقع می توان با دقّت در این اسطوره روح بلندآریایی و آن مردم کهن در پرستش و عدم وعجزو شهامت و عزت نفس آگاهی پیدا کرد. هوم ایرانی و«سومای» هندوان هر دو یکی هستند. خدایان از شیره ی این گیاه نیروی بسیاری یافته وتهیج می شوندو به جنگ می پردازند وپیروز می شوند.
مطابق باسرودهای ریگ ،«ایندرا» بسیار دوستدار نوشیدن شیره ی این گیاه می باشد و هر بار دریاچه هایی لبریز از شرابی که از این گیاه تهیه می شود می نوشد تا بتواند بجنگد و در چنین هنگامی است که هیچ نیرویی را یارای مقاومت با او نیست . ( همان ، ص 158 ) .
ایرانیان بر این باورند که این گیاه به شکل طبیعی نیرو بخش و شفا دهنده است و با دعا و تقدیس این نیرو فزونی می یابد . روایت چنین است که هر یک از چهار مردی که نخستین بار شیره ی هوم را گرفتنداز موهبت، صاحب فرزندی والا شدندو این چهارتن همانا،«ویونگهونت» ، «اشویه» ،«تریته» ، و «پوروشسپه» بودند که پسران آنها به ترتیب «یمه» ،«ثریتونه» ، «کرساسیه» ، و «زردشت» بودند. ( هینلز، 1383 ، 95 ) .
درکتاب های طبی قدیم هوم را«هوم المحبوس» یا«مراتیا» می نامیدند. در«مخزن الادویه» به نقل از دکتر محمد معین آمده ست : آن چه محقّق است این است که : هوم المجوس ، گلی است که آن را «جعفری» نامند .
شیره ی این گیاه را چندان می جوشاندند که رنگین می شد و این جوشانده را به هنگام دادن نثار، روی آتش می ریختند و آتش شعله ور می شد و موبدان به هنگام اجرای مراسم در حد متعادل از این نوشابه ، می نوشیدند و تقدیس این گیاه چندان بود که چو سومه ی هندی به مقام خدایی دست یافت. این خداجلوه ای دو گانه داشت و به هنگام مهر، نیکو و به هنگام خشم ویرانگر بود.( حق پرست، 1383 ، ص 48 ) .
مورد تقدیس بودن بعضی از گیاهان از دوران بسیار کهن در میان اقوام باستانی جهان رواج داشته است و اساطیر سایر اقوم مشابهت هایی با آن چه درباره هوم گفته شد ، دیده می شود . با توجّه به آن چه گفتیم می توان گفت که در هوم شخصیّت جنگنده ای را می توان تصور کرد که باشد مبارزه می کند. او ایزدی است که خود درمراسم قربانی می شود تا انسان ها زندگی کنند. همان طور که گفتیم حضور ایزدی او در روی زمین درگیاه تقدیس شده ی افدرا که به صورت طبیعی در کوه ها می روید آشکار است . در اسطوره ی زندگی زردشت نیز به این گیاه اشاره کردیم .
آتشی فقط یک بار از این واژه استفاده کرده است :

                                                    .