رشته حقوق

مراسم سوگواری

دانلود پایان نامه

دارد کمان ماه را سفت تر می کند
برای پارمیس یا هکتور؟» (آتشی، 1386، ص 1818).
«هلنا !
-فریب نه، سرقت بود آن عشق
در آن شبیخون نابخردانه
عشق، واژه ی «بهانه» است در گیرودار
-همچنان که گیرودار
آشیل مرده است
هکتور هم، آژاکس هم
او دسئوس ….» (همان، ص 1820).
15-2-3-4- هلن
«هلن»، همسر «منلائوس» (شاه اسپارت) و سپس همسر «پاریس» (پسر پریام، شاه تروا) است که یونانیان به خاطر ده سال با تروا جنگیدند.
شرح حال وی که بسیار درهم و پیچیده به نظر می رسد، از زمان انتشار منظومه ی هومر، تغییرات زیادی به خود دید در اثر ورود وعوامل مختلف در آن،صورت اصلی خود را از دست داد.در منظومه ی هومر، نسب نامه ی او به این ترتیب ذکر شده : «دختر «زئوس» و «لدا» و پدر واقعی او «پدر انسانی)، «Tyndare» بوده، «کاستور» و «پولوکس» برادران وی و «کلیتمنستر» خواهر او می باشد. ولی در همان عصر وی را دختر زئوس و «نمسیس» دانسته اند. (گریمال، 1367، ص 358).
نام هلن، یونانی نیست و شاید در اصل نام الهه ای بوده باشد، نامش به نوعی به پرندگان و درختان ارتباط دارد. اما در شعر هومر، هلن، انسان است، زیبایی و افسونی بی نظیر دارد، و هدیه ی «آفرودیته» به شمار می آید؛ و آفرودیته به او قدرت داده است تا هر مردی را که خواست شیفته ی خود کند.
در یکی از روایاتی که درباره ی تولد هلن آمده است، او را دختر زئوس و نمسیس الهه می دانند. دلیل آن را این می دانند که هلن مصیبت به بار می آورد. نمسیس که به عشق زئوس اعتنا نمی کرد، خود را به شکل مرغابی در آورد تا بگریزد. اما زئوس به شکل قو در آمد و او را اغوا کرد. نمسیس در بیشه زاری در اسپارت، تخمی گذاشت که چوپانان آن را پیدا کردند و نزد «لدا» بردند. وقتی هلن از تخم درآمد، «لدا» او را مانند دختر خود بزرگ کرد.
به روایت دیگری «لذا دو تخم گذاشت که هلن و پولوکس از یکی و کلیتمنستر و کاستور، از دیگری متولّد شدند.» (گرانت، هیزل، 1384، ص 481). زئوس هم به هیئت قودر آمد و با لدا آمیزش کرد. برادران هلن، کاستور و پولورئوکس، بودند (که به دیوسکوری شهرت داشتند).» و خواهرش کلیتمنستر، همسر «آگاممنون» بود.
وقتی هلن دوازده ساله شد، «تسئوس» او را ربود تا همسرش شود. تسئوس او را در «آتیکا» زندانی کرد که دو زیر نظر مادر خود، «آیترا» قرار داد، و به دوست خود «پیریتوئوس» نیز کمک کرد تا یک دختر دیگر زئوس را به دست آورد. از بخت بد این دو، پیریتوئوس، «پرسفونه» را انتخاب کرد، وقتی این دو جهان زیرین رفتند تا «پرسفونه» را انتخاب کرد، وقتی این دو جهان زیرین رفتند تا پرسفونه را بیرون بیاورند، «هادس» آنها ر ا گرفت و بر صندلی فراموشی نشاند. در این حال، هلن به دست برادران خود آزاد شد و به اسپارت برگشت؛
هنگامی که موعد ازدواج هلن رسید، همه ی جوانان سرشناس یونان، خواستگارش شدند. آن ها در دربار «توند ارئوس» ازدحام کردند، به طوری که توندارئوس ترسید که مبادا کسانی که جواب رد می شنوند از فرمانش خارج شوند و مشکلاتی به بار آوردند. اودسئوس که یکی از خواستگاران بود، به توندارئوس توصیه کرد که از تک تک خواستگاران بخواهند سوگند یاد کنند که از جان و حقوق هر کسی که شوهر هلن شود، دفاع خواهند کرد. خواستگاران پذیرفتند و کنار لاشه ی اسب قربانی شده ای که وثیقه ی سوگندشان بود. سوگند یاد کردند. سپس منلائوس، انتخاب شد، ظاهراً ثروتش سبب پیروزی اش شد.
پس از چند سال پاریس که پسر ارشد پریام (شاه تروا) بود به اسپارت رفت. پاریس، آفرودیته را زیباترین الهه دانسته بود و آفرودیته به پاریس وعده داده بود که زیباترین زن جهان همسر او خواهد شد. پاریس وقتی هلن را دید دریافت که منظور آفرودیته همین زن بوده است. هلن نیز تسلیم قدرت آفرودیته شد و گذاشت که پاریس دلش را نرم کند. به طوری که وقتی منلائوس ناگهان به کرت فراخوانده شد تا مراسم سوگواری پدربزرگش را برگزار کند، پاریس و هلن گریختند و از خزاین منلائوس نیز هدایای گرانبهایی برای پاریس برداشتند. و پس از سه روز کشتیرانی، به تروا رسیدند.

مطلب مشابه :  کسب و کار اینترنتی - لوکساور

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید