اما به چند دلیل روایی می توان این قضیه که نماز صبح روز رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به امامت ابوبکر انجام شده را زیر سوال برد:
1. حضور ابوبکر در جیش اسامه
2. خواست پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) برای حضور خود در نماز
3. اضطراب متن حدیث در باب امامت ابوبکر و عمر
4. درخواست پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به حضور علی (علیه السلام) برای رفتن به مسجد و
عدم اعلام به امام علی (علیه السلام).و … .
همچنین با توجه به آیه ” یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله …” همه مردم می دانستند با حضور پیامبر(علیه السلام) امامت برای کسی صحیح نیست.
نتیجه آن که پیامبر اکرم(علیه السلام) هنگامی که بیمار بود ابوبکر به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با اسامه بن زید در لشکر او حضور داشت. و خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که ابوبکر را کنار می زد به خاطر ضعف و شدت بیماری نشسته با مردم نماز خواند.
5. 4 پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به امور آخرت مسلمانان واقف است نه به امور دنیوی آنان
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان هادی و رهبر همه انسانها از جانب خداوند مبعوث شد. بر طبق آیه قرآن پیامبر از خود مومنان به خودشان سزاوار تر است.«اَلنَّبِیُ اَولَی بِالمُومِنینَ مِن اَنفُسِهِم »چه در امور دنیایی و چه در امور آخرتی. اما متاسفانه با احادیثی همچون حدیثی که در زیر می آید گروهی تلاش می کنند تا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را فقط در امور دینی پیامبر بدانند نه در امور دنیوی. البته این مساله بر همه مسلمین روشن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که وظیفه هدایت مسلمین را دارد در همه امور هادی است. اما برای اینکه بیشتر این مساله برای ما روشن شود این حدیث را بررسی می نماییم:
“حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن ثابت عن أنس قال سمع رسول الله صلى الله علیه وسلم أصواتا فقال ما هذا قالوا یلقحون النخل فقال لو ترکوه فلم یلقحوه لصلح فترکوه فلم یلقحون فخرج شیصا فقال النبی صلى الله علیه وسلم ما لکم قالوا ترکوه لما قلت فقال رسول الله صلى علیه وسلم إذا کان شئ من أمر دنیاکم فأنتم أعلم به فإذا کان من أمر دینکم فإلى”
انس بن مالک نقل می کند :
“روزی همراه با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مسیری عبور می کردیم . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)صداهایی را شنیده و فرمودند: این صدای چیست؟ به آن حضرت عرض شد: دارند نخل ها را تلقیح می کنند. حضرت فرمود: این کار را رها کنید و بگذارید خود به خود تلقیح انجام گیرد که این کار بهتر است. آنها حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را اطاعت کرده و تلقیح را رها نمودند. اما آن سال نخل ها هیچ باری نداد. به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اطلاع دادند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در کارهای دنیا خودتان اعلم از من هستید. اما در امور دین از من بپرسید.”
نتیجه این گونه روایات که در معتبرترین کتب حدیثی اهل سنت وجود دارد چیست؟ آیا این ثمره را به دست نمی دهد که هر چه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد مسائل دنیایی گفته باشد . مثلاً بعد از خود برای مردم حاکم و ولیّ امر معیّن فرموده باشد . چندان قیمتی ندارد؟ زیرا مردم می توانند بهتر از آن حاکم را بیابند و انتخاب نمایند؛ زیرا خود آن حضرت گفته، و با عمل خود اثبات کرده است که مردم در کارهای دنیایی خود آگاه تر و دانا تر هستند!
نتیجه دیگر اینکه مردم می فهمند که دین آمده است به شما یاد بدهد چگونه نماز بخوانید، چگونه روزه بگیرید، و چگونه نیایش کنید، و بالاخره چگونه عبادت نمایید؛ اما به کار دنیا دخالتی ندارد، و مسائل دنیایی را به خود مردم واگذار کرده، زیرا مردم در این زمینه ها داناترند! آیا پاسخ به اینجا نمی رسد که دین از سیاست جداست، دین از اجتماعیات و مسائل مربوط به دنیای انسانها جداست، و در این زمینه حرف و پیام و سخنی ندارد؟
بررسی حدیث:
این حدیث از چند جنبه مورد خدشه واقع می شود:
1. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در جایی زندگی می کرد که در اطراف او مملو از درختان خرما بود. و چطور ممکن است پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به نحوه تلقیح نخل ها آگاه نباشد.
2. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دارای عصمت از هرگونه خطایی است. چه این خطا در امور دنیایی باشد چه در امور اخرویتنها نتیجه ای که می توان از این احادیث گرفت این است که این دست احادیث برای این ساخته و پرداخته شد تا خلفا و حکامی که بعد پیامبر زمام امور را در دست گرفته اند اگر روزی بر خلاف دستورات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل کردند این حدیث را الگو قرار داده و بگویند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: شما به امور دنیا از من آگاه ترید.
6. 4 . شرح حدیث فرقه ناجیه
یکی از مشکلاتی که هر دین و آیینی با آن مواجه است, مسئله انشعاب در آن دین است؛ زیرا هر کس, یا گروهی برداشت خاص از آن دین, در سطح کلّی دارند, که نتیجه آن پدید آمدن فرقه ها و مذهب های مختلف در آن دین است. یهودیان به فرقه هایی از قبیل صدقیان و فریسیان و فرقه های دیگر متفرق شدند. در مسیحیت نیز فرقه هایی از قبیل کاتولیک, ارتدکس و پرتستان پدید آمد.
در اسلام نیز به نصّ پیامبر اسلام ( صلّی الله علیه و آله ) بیش از امت های پیشین فرقه ها و مذهب ها پدید آمد. و از آ نجا که می دانیم: از میان مذهب ها که برداشت های مختلف از یک دین است, تنها یک برداشت صحیح است و بقیه باطل. لذا هر مذهب در صدد آن است که مذهب خود را عین اسلام ناب, و به تعبیر دیگر عین دین بداند.
لذا برآنیم که مذهب حق در بین مذاهب اسلامی, و به تعبیر روایی « فرقه ناجیه » را بیابیم.
انس بن مالک از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند:

                                                    .