رشته حقوق

محصولات زراعی

دانلود پایان نامه

امیر اسماعیل سامانی در کنارۀ جوی رباح (اریق رباح= ریاح) زمین‌های «حسن بن محمد بن طالوت که سرهنگِ المستعین ابن ‌المعتصم» بود، را از او خرید. این زمین‌ها از آنِ طغشاده حکمران بخارا (بخارخدات) در زمان قتیبه بن مسلم، بوده‌اند که ابن‌طالوت نیز از وی خرید. امیر اسماعیل در آن جا «سرای‌ها و بوستان‌ها ساخت و بیش‌تر بر موالیان وقف کرد» و این گونه جوی رباح به نام جوی مولیان مشهور شد. زمین‌های پیرامون آن نیز با نام دشتک از آنِ ابن‌طالوت بود که ده هزار درم خریده شدند و از آن جا که نیزار بود، در همان سال اول ده هزار درم از بهای نی به دست آوردند. اصطخری بیان می‌کند که رود رباح در محدودۀ اراضی دشتک و مولیان، هزار باغ و کوشک و بوستان را آب می‌دهد.
در بخش شمالی شهر و در راه ریامیثن، دروازۀ نو (نور) بنا شده بود که محله‌ای به نام «کارک علویان» قرار داشت. از جایی دیگر به نام دروازۀ شیعیان نیز یاد شده که به احتمال در نزدیکی کارک علویان و به احتمال بیش‌تر در بخش توسعه یافتۀ شهر به سوی کهندژ قرار داشته است. در میان اراضی کارک علویان، امیر منصور بن نوح در سال 356 قمری «کوشکی ساخت به غایت نیکو، چنان که به وی مثل زدندی از نیکویی». زمین‌های کارک علویان، مملکۀ سلطانی بود تا آن که در زمان نصر خان بن طغماج خان قراخانی، این ضیاع را به اهل علم داد به این دلیل که به شهر نزدیک بود و فقها می‌توانستند به راحتی کشاورزی کنند و در ازای آن زمین‌های دورتری را به عنوان مملکۀ سلطانی در اختیار گرفت.
5. سازه‌های آبی و سازمان آبیاری در شهر بخارا
شهر بخارا و شهرواحه‌های پیرامون آن، در جایی واقع شده‌اند که رود سغد (زرافشان) به جوی های چندی تقسیم می‌شود و هرکدام شهرها و آبادی‌های بسیاری را سیراب می‌کنند. این محدوده جایی است که رود در زمین‌های وسیع‌تری جریان می‌یابد تا جایی که در ریگزارهای غرب ورخشه، خجده، مغکان و واحه‌های شرق بیکند فرو رود یا آن که به صورت فاضلاب به پارگین های شهر وارد شود.
اصطخری اشارۀ جالبی به بالا بودن سطح آب در بخارا دارد: «زمین‌های سغد و بخارا همه به آب نزدیک بوَد، از این سبب درختستان بلند نباشد، چون گوز و سپیدار و آنچ به این ماند و اگر نهالی در آن بنشانند دراز و بلند نشود».
خاک زمین‌های بخارا و شهرهای پیرامون آن، اگرچه بر اثر انباشت آبرفت حاصلخیز هستند اما، از آن جا که بخش وسیعی از این منطقه ریگزار بوده یا از زمین‌های سست برخوردار است، آب رود سغد در آن نفوذ می‌کند و از آن جا که در منتهی‌الیه جریانِ آبِ سغد قرار دارد، فاصلۀ آب تا سطح زمین چندان زیاد نیست و این امر موجب خشکاندن درخت به دلیل ریشه دوانیدن در آب و عدم دسترسی به املاح می‌شود. از این رو شیوۀ موفق برای کشت درختان میوه، یا محصولات زراعی و جالیزی، کندن جوی‌ها، هدایت آب به درون حوض‌های بزرگ و در نتیجه استفادۀ تدریجی در زمین‌های کشاورزی بوده است. شاید گذشته از عوامل امنیتی (دفاعی)، عامل مهم برای ساخت شهر بخارا بر روی زمین‌های مرتفع، بدان گونه که آب در شارستان (جز بخش جنوب غربی در محدودۀ بازار ماخ = مسجد مغاک عطار) و در کهندژ جاری نباشد، آن بوده که بستر خانه‌ها از نفوذ آب در امان باشد.
هدایت آب در جوی‌های کوچک و بزرگ، پیش از رسیدنِ به باروی بزرگ بخارا (کنپرک) آغاز می‌شد. این امر دسته کم دو دلیل عمده داشت، یکی آن که بلافاصله پس از باروی بزرگ زمین‌های قابل کشت قرار گرفته بودند که هر کدام با استفاده از جوی آبی سیراب می‌شدند؛ دیگر آن که با تقسیم جریان خروشان آب که به ویژه در فصل تابستان بر اثر ذوب برف‌های ارتفاعاتِ شرق و جنوب سمرقند، سرعت و شدت بیش‌تری می‌یافت، حصار بزرگ تهدید نمی‌شد. در آغاز هر شهر یا در آغاز زمین‌های زراعی حوضچه‌هایی با استفاده از بندهایی که ورغ خوانده می‌شدند، قرار گرفته بود. چنان که در بخش »نقش رود سغد در ساخت شهرواحه ها» بیان شد، این حوضچه‌ها انباشت آب و تقسیم‌بندی آن را برعهده داشتند.
مقدسی در بارۀ چگونگی ورود آب سغد به بخارا، تقسیم‌بندی و نظام آبیاری آن چنین بیان کرده است:
«رودخانۀ سغد پس از ان که از کلاباد می‌گذرد، پر از آب وارد قصبۀ بخارا می‌شود، دربندی بزرگ دارد که چوب‌ها در آن نهاده شده است، پس چون در تابستان آب افزون گردد، چوب‌ها را یکایک به اندازۀ افزایش بر می‌دارند تا بیش‌تر آب به دربند ریخته به بیکند برود. هر گاه این نظام نمی‌بود آب یکسره به قصبه می‌ریخت. جایگاه این دربند فاشون نامیده می‌شود. در پایین شهر نیز دربندی دیگر است که آن را ورغسر نامند و مانند آن است. این نهر، شهر را می‌شکافد و در بازار و خیابان‌ها شاخه شاخه شده به استخرهای روباز و بزرگ شهر می‌رود، که در کنارشان اتاقک‌های چوبین ساخته شده که در آنها شستشو [وضو- غسل] کنند».
جوی‌های واردشده به شهر در بازارها، کوی‌ها و گذرها روان بودند و عموماً به دلیل عدم بهره‌برداری صحیح و دفع زباله در آنها آلوده می‌شدند.
اصطخری، نرشخی و ابن‌حوقل مسیر رودها (اریق‌ها) را به خوبی مشخص کرده‌اند که در واقع همگی از دو جانب شرقی و شمال غربی زمین‌های ربض را سیراب می‌کرده‌اند. در هر دو جانب، ورغ‌ها و حوضچه‌هایی برای نگه داشتن آب و قرار دادن آن در استخرها تعبیه شده بود که این حوض‌ها مهم‌ترین عامل در چگونگی گسترش شهر، مشروب کردن اراضی ربض، باغ‌ها، کوشک‌ها و بوستان‌ها بودند که هنوز هم می‌توان نمونه‌هایی از آنها را در پیرامون کهندژ، ریگستان و به ویژه در محدودۀ پیرامونی آرامگاه امیر اسماعیل (بوستان امیر اسماعیل) مشاهده کرد. دو رود ریگستان و رباح (مولیان) از شمال غربی کهندژ وارد محدودۀ ربض می‌شدند و ضمن سیراب کردن زمین‌های دشتک حوض‌های غرب ریگستان و پیرامون آرامگاه امیر اسماعیل از آنها سیراب می‌شدند.
جویبار بکار که از شرق و تقریباً از مسیر دروازه‌های سمرقند، نوبهار و آهنین وارد شارستان می‌شد و از میان بازار ماخ می‌گذشت، مهم‌ترین جویباری بود که بخش‌هایی از شارستان را آبیاری می‌کرد. جویبار کلان نیز تقریباً از همان مسیر وارد شهر می‌شد که زمین‌های ربض را در جنوب غربی شهر سیراب می‌کرد تا این که در نهایت به نوکنده می‌رسید و به قول بارتولد (که جای تردید دارد!) از مسیر پل بازارک و دروازۀ غشج به جنوب غربی شهر می‌رفت تا به پارگین‌ها و فاضلاب‌های پایین دست شهر بپیوندند.
جوی دیگری که از شرق وارد می‌شد، فشیدیزه نام داشت که آسیاهای آبی را در محدوده‌ای از ورغ‌ها و آبگیرها (حوض‌ها) راه می‌انداخت. بهترین آگاهی‌ها دربارۀ این رود و مسیر آن که باعث بازشناسی جایگاه دروازه‌های مردقشه، زمین‌های ابوابراهیم و به احتمال، دروازۀ ابراهیم و از همه مهم‌تر دروازه‌ای به نام «شیخ ابو الفضل» می‌شود، توسط اصطخری ارائه شده است:
«در میان شارستان و قهندز هیچ آب روان نیست و آب از رود بزرگ بردارند و از این رود دیگر رودها برخیزد: یکی رود فشیدیزه که از رود بخارا برخیزد و به جایگاهی که آن را ورغ خوانند و در کوی مردقشه فرو شود تا به زمین‌های ابوابراهیم رسد و از آن جا به دروازۀ شیخ ابوالفضل [بلعمی] رَوَد و در رود نوکند افتد و قرب دو هزار کوشک و بوستان برین آب نهاده است بیرون از زمین کشاورزی. و از دهانۀ این رود تا آن جا کی به نوکند افتد مسافت نیم فرسنگ راه بود».
از بررسی مسیر این رود می‌توان دروازه و کوی مردقشه و محدودۀ پایین دست آن یعنی نوکند را تشخیص داد. مهم‌تر این که در کنارۀ این رود نیز یکی از حلقه‌های بزرگ جامعۀ آن روزِ شهر در دوهزار کوشک و بوستان قرار گرفته بودند، جایی که بیرون از زمین‌های کشاورزی بوده است.
6. کوی‌های شارستان
وضعیت باروی شارستان و دروازه‌های آن در عصر سامانیان بیش و کم مشخص است. آگاهی‌هایی که نرشخی، اصطخری، مقدسی، ابن‌حوقل و به تقلید از آنها، دیگر مورخان و جغرافی‌دانان ارائه می‌دهند گواه از آن دارد که در عصر سامانی، علی رغم گسترش شهر و به وجود آمدن کوی‌ها و باغ-کوشک‌های جدید، باوری شارستان و هفت دروازۀ آن همچنان پا برجا بودند. در واقع در عصر سامانیان این بارو بر گرد هستۀ قدیمی و کهن شهر بود و عمارت‌های مجلل جدید امیران، وزیران، فرماندهان و دهقانانِ معتبر در بیرون از باروی شارستان و به ویژه در غرب آن در پهنۀ جنوبی و غربی کهندژ (از جوی مولیان تا چشمۀ ایوب و جویبار کلان)، بنا نهاده شده بودند. از این رو شهر بخارا عملاً در عصر سامانیان به دو بخش تقسیم می‌شد. یکم، بخش قدیمی شهر که درون باروی شارستان بود؛ دوم بخش جدید که در پیرامون ربض کهندژ به ویژه در زمین‌های ریگستان و بر کنار جوی‌های آب سر برآورد:
درون باروی شارستان:
شارستان به چند کوی تقسیم می‌شد که در نگاه نخست این کوی‌ها نشان‌دهندۀ گروه‌های مختلف اجتماعی ساکن در آنها هستند مانند کوی مغان و کوی دهقانان در دو سوی بازار خرقان، و کوی رندان در دست چپ دروازۀ شارستان. برخی کوی‌ها نیز به نام صاحبان یا بانیان زمین‌های این بخش بودند. مانند کوی وزیر (کوی کاخ)، در دست راست در شارستان که از آنِ وزیر بن ایوب بن حسان و کوی علاء که بانی آن امیر اسماعیل حسین بن علاء «صاحب شرط» و فرماندۀ سپاه در روزگار امیر اسماعیل بود.
برخی بخش‌ها نیز در پیرامون بازار نام‌های برگرفته از صنف‌های قرار گرفته در آن کوی‌ها را داشتند که از آن میان است، جوبۀ بقالان و بازار پسته‌شکنان. با ورود اعراب به شارستان در برخی محلات دگرگونی‌هایی پدید آمد، چنان که آل کشکثه (کثکثان= کشکشان) به عنوان قومی «باحرمت و قدر و منزلت [که] در میان اهل بخارا ایشان را شرف زیده بودی و ایشان از دهقانان نبودند، غربا بودند، اصیل و بازرگانان»، در روزگار قتیبه بن مسلم از شهر رانده شدند (91 قمری) و محل سکونت آنان به اعراب واگذار شد، این قوم در بیرون شهر کوشک مغان را بنا نهادند و به زودی آن جا آبادان شد و به تدریج به پهنۀ شهر پیوست و پس از ویرانی کوشک‌ها در سال‌های بعد، همچنان آتشخانه‌ها در آن محل باقی ماند. دو کوی دیگر با نام بنی سعد و بنی اسد نامگذاری شدند و در جوار دروازه‌هایی به همین نام قرار داشتند که گواه از نامگذاری‌های جدید در عصر استیلای مسلمانان بر بخارا است.
جویبار بکار از پهنۀ شرقی شهر بخارا وارد می‌شده و از میانۀ بازار و معبد ماخ می‌گذشته است که در کنار آن کوی بکار قرار گرفته بود. اصطخری بیان می‌کند که رود بکار از کنار مسجد قواریریین می‌گذشته و نرشخی کوی بکار را در کنار بازار نشانه‌یابی کرده است که بایستی مهم‌ترین کوی در کنار بازار ماخ بوده باشد.

مطلب مشابه :  ارزش های اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید