این رخساره در فارس ساحلی به ویژه در محل هایی که بر روی زون 25 یا Trocholina –Orbitolina در بخش مدود از سازند آهکی سروک قرار می گیرد، به خوبی گسترش یافته است. این رخساره در تمامی بخش احمدی و آهک های سروک که بر روی این بخش واقع شده اند ، ثبت گردیده است. در فارس داخلی، در این رخساره بر روی زون 25 و همچنین به صورت بین لایه ای با زون 25 از سازند سروک دیده می شود.
در خوزستان این رخساره در سطوح پایینی سازند سروک و لایه های بالایی سازند کژدمی به خوبی توسعه یافته است. به عنوان مثال می توان به تنگ سروک در کوه بنگستان در شمال باختری بهبهان و تنگ گورگودا در کوه میش واقع در شمال گچساران اشاره کرد.
در لرستان توسعه رخساره Oligostegina در محدوده زمانی آلبین تا تورونین سازند های سروک و گرو است.
آمونیت های زیر در ردیف این زون دیده شده اند که دارای سنی از آلبین پایینی تا سنومانین هستند:
Oxytropidoceras sp., Diploceras cf. cristatum, Acanthoceras sp.
آمونیتStoliczkaia sp. به سن سنومانین و خارپوست caenholectypus serialis به سن سنومانین بالایی تا تورنین از آهک های بالایی سازند سروک که دارای Oligostegina می باشند، از کوه گدوان در فارس داخلی جمع آوری شده است. آمونیت Calycoceras sp. از آمونیت های متعلق به سنومانین تا تورنین پایینی است از آهک های دربرگیرنده رخساره Oligostegina در طبقات بالایی سازند سروک در کوه پاتاق لرستان جمع آوری شده است . دوکفه ایInoceramus cf. labiatus با سن تورونین از قسمت های بالایی سازند سروک در کوه کلک واقع در لرستان جمع آوری شده است. رخساره Oligostegina معمولا بین سنین آلبین تا تورونین ظاهر می شود، ولی باید به خاطر داشت که Oligosteginids ممکن است از سنونین تا مایستریشتین نیز دیده شوند. به طور کلی این واحد شاخص شناسایی محیط رسوبی به شمار آمده و مبین محیط تدریجی بین ساحل/ پلاتفورم تا حوضه عمیق می باشد. در شکل 8-2 نقشه بایوزون های زاگرس (جیمز و وایند، 1965) و در شکل 9-2 نقشه پراکندگی بایوزون های اشاره شده فوق در محیط های مختلف مشاهده می کنیم.
2-7- ه: مشخصات سکانس چینه ای (سکانس استراتیگرافی) کرتاسه زاگرس
2-7- ه-1: تاریخچه مطالعات چینه نگاری سکانسی
پرادو در سال 1976، سازند سروک را فقط به رخساره نرتیک حاوی Nezzazataو خرده های رودیست اطلاق نموده و بخش پلاژیک روی آنرا واحدی جداگانه در نظر گرفته و به نامOligo نامگذاری می نماید. پرادو معتقد است این واحد در حقیقت تغییر رخساره بخش نرتیک سازند سروک در قسمت حوضه ای این سازند است و معادل های نرتیک آن در دزفول شمالی و جنوب لرستان قابل تعقیب می باشد، وی پیشنهاد می کند واحد Oligoاز سازند سروک مجزا در نظر گرفته شود و به عنوان سازندی جدید معرفی گردد. همچنین وی پیشنهاد می کند در مناطقی که سازند سروک تماماً از رخساره نرتیک تشکیل شده، به جای سازند سروک از نام گروه بنگستان استفاده گردد. مطالعه پرادو از جمله کارهای انجام شده در دهه 70 است که در آن توجه ویژ های به سکانس های رسوبی (سیکل ها) شده است. هر چند در این مطالعه به اهمیت کرونو- استراتیگرافی و خطوط زمانی اشاره شده، اما هیچ تلاشی در جهت تفکیک سکانس های سروک نرتیک و واحد Oligo توسط ایشان صورت نگرفته است. او در لاگ های الکتریکی چاه، سروک پلاژیک را از سروک نرتیک تفکیک نموده است. همچنین تغییر رخساره سازندهای ایلام و سروک به سازند سورگاه و وجود مرزهای پیوسته معادل ناپیوستگی ها را مورد توجه قرار داده است. مطالعه پرادو را می توان تلاشی هر چند ناقص در چینه نگاری سکانسی سازند سروک به حساب آورد.
در سال 1976، استوری نهشته های کرتاسه زاگرس را مطالعه نموده و در بین دو ناپیوستگی راس تیتونین و راس مایستریشتین، ده سکانس رسوبی تفکیک نمود. او به بایوزوناسیون وایند (1965) ایراداتی را وارد نمود، اما در تعیین سکانس ها به آنها بار زمانی داد و به تغییر رخساره ها در حوضه رسوبی اهمیت چندانی نداده است. همچنین در مطالعه ایشان سن بایوزون‌های وایند تغییر داده شده و در قاعده بعضی از آنها ناپیوستگی‌هایی اضافه شده که شاهدی بر وجود
شکل 9-2: پراکندگی بایوزون های جیمز و وایند، در محیط های مختلف دریا (اقتباس از Van buchem et al., 2003).
آنها ارائه نشده است. با این وجود، بکار گیری سطوح پیشروی و سطوح پسروی و تعیین مرز ناپیوسته بین توالی ها برای تعیین سکانس های رسوبی کرتاسه جنوب غرب ایران برای اولین مرتبه توسط ایشان صورت گرفته است.
از جمله کارهای مهم انجام شده از لحاظ چینه نگاری سکانسی در منطقه لرستان می توان به مطالعه نوزدا در سال 1977 اشاره نمود. در واقع مطالعه نوزدا اولین تلاش به منظور مطالعه چینه نگاری سکانسی در منطقه لرستان بر روی سازند گرو و معادل های زمانی آن یعنی سازندهای گروه خامی و سازندهای کژدمی و سروک از گروه بنگستان می باشد. محدوده زمانی مورد مطالعه نوزدا از تیتونین تا تورونین است که در آن هفت افق مهم زمین شناسی با شماره هایH-1 تا H-7 از جدید به قدیم نامگذاری شده و همچنین در تعریف سکانس های رسوبی سازند گرو و سروک در محل برش نمونه گرو و معادل های زمانی آن در لرستان و دزفول جنوبی با توجه به قانون والتر (Walther’s law) تلاش شده است.
در سال 1979 ، صداقت، مطالعه نوزدا را مورد نقد قرار می دهد. در گزارش ایشان فقط دو سطح از سطوح معرفی شده توسط نوزدا را دارای ارزش زمانی و زمین شناسی دانسته و موارد رد یا کم اهمیت بودن سطوح دیگر را ذکر می نماید.
در سالهای 1999 تا 2000 و 2003 تا 2006 مدیریت اکتشاف مطالعات مشترکی را با موسسه نفت فرانسه IFP طی دو نوبت در منطقه زاگرس به انجام رسانده که طی آن، برای توالی رسوبی کرتاسه 16 سکانس رده سوم مشخص نموده است.
شارلند و همکاران نیز در سال 2001 با بررسی چینه نگاری سکانسی صفحه عربی 20 سکانس رده سوم برای توالی رسوبی کرتاسه این منطقه تفکیک نمودند.
در سال 2007 مرسل نژاد و همکاران در مدیریت اکتشاف مطالعاتی را در منطقه زاگرس به انجام رسانده که طی آن، برای توالی رسوبی کرتاسه 19 سکانس رده سوم مشخص نموده اند.
2-7-ه-2: سکانس های رسوبی کرتاسه زاگرس (مطالعات مشترک مدیریت اکتشاف نفت با موسسه نفت فرانسه IFP)
در این مطالعه هشت برش 49 چاه و 10 برش سطح الارضی، و هشت Transect (پنج برش در شمال گسل کازرون و سه برش در جنوب گسل کازرون) انتخاب گردید. سازندهای گدوان، بخش خلیج، سازند داریان، سازند کژدمی، سازند سروک و سازند گرو در لرستان (کبیرکوه) سازند های مورد مطالعه این بررسی بودند. مطالعه رسوب شناسی و تعیین محیط رسوبی نیز در این سازندها صورت گرفت و چهار محیط رسوبی عمده زیر (سیستم رسوب شناسی) در آنها تشخیص داده شد:
1) intra-shelf seaway margin environment
2) flat-bedded, mixed carbonate-siliciclastic ramp environment
3) platform to intra-shelf basin environment
4) shallow-marine, condensed iron-rich siliciclastic environment
محیط رسوبی اول یا intra-shelf seaway margin environment, در کبیرکوه و در سازندهای گرو و سروک مورد شناسایی قرار گرفت که چهار رخساره رسوبی عمده در آنها تشخیص داده شد:

                                                    .