رشته حقوق

مجتمع های مسکونی

دانلود پایان نامه

3-3-4-5-1- مکان
مکان، فضای دارای معنا است، به همین دلیل مکان را قسمتی از فضا که به وسیله روابط اجتماعی مشخص می شود، تعریف می کنند. بدین ترتیب واقعیت یک مکان همواره پذیرای آن است که تعریف خود را در دل یک فرآیند اجتماعی جای دهد (Logan & Molotch, 1987: 47). راپاپورت مکان را یکی از چهار عنصر تعریف کننده فضا معرفی می کند، که در ترکیب با معنی، زمان و ارتباطات، محیط انسان ساخت را شکل می دهند. دل مشغولی فرد یا گروهی با فضا به آن معنای مکان می دهد، دست کم تا اندازه ای که آن را از سایر مکان ها جدا سازد. لینچ هویت مکان را به سادگی منحصر به فرد بودن آن از سایر مکان ها تعریف می کند. مبنای او برای این شناسایی ماهیت جداگانه داشتن است (لینچ، 1383).
مکان های مختلف برای آدم های مختلف معانی مختلفی در بردارند. بنابراین فرآیند طراحی باید روحیه و شخصیت مکان یا ساختمان را به گونه ای مرتبط با یکدیگر حفظ کند و همچنین به دنبال پیوند دادن ایده ها و تصاویر ذهنی در قالب رویکردی حساب شده و سنجیده ، با ظاهر فیزیکی ، موارد ، رنگ ها و قالب های ارجاع طرح باشد، به طریقی که به سادگی تشخصیص داده و درک شوند.
مکان، مفهومی بیش از موقعیت یا خاستگاه دارد. مکان ها با معنی و احساسات بشری آمیخته اند و همین مفهوم، تفاوت میان مکان و فضا را مشخص می کند. به تعبیر دیگر، مکان ترکیبی است از خاطره، تجارب حسی و روایت ها.
شناخت یک مکان، پدیده ای اجتماعی است. مکان به عنوان ظرفی که دربرگیرنده و قایع و حوادث است، می تواند به حفظ خاطرات کمک کند.
دوید کانتر (1977) معتقد است، مکانها نتیجه ارتباطات سه بعد در هم تنیده فعالیتها، مفاهیم (تصورات ذهنی – عینی) و ویژگیهای فیزیکی (کالبد) هستند. جهت درک و ارزیابی کامل مکانها ما باید بدانیم:
چه رفتاری با آن مرتبط است یا انتظار میرود که در یک مکان معین رخ خواهد داد.
ویژگیهای فیزیکی و جسمی آن مکان چه هستند.
ارزیابی مفاهیمی که مردم در آن محیط در رفتارشان حفظ میکنند.
واگنر معتقد است که زمان، مکان و انسان و عمل، هویت غیرقابل تفکیکی را میسازند، بنابراین معنا و عمل عناصری درهم تنیدهاند که میبایست در فهم هویت مکان در نظر گرفته شوند. در مجموع، هویت مکان متشکل از عناصر غیرقابل تفکیکی است که در فهم ما از مکانهای مختلف به هم پیوند خورده است. سیمای فیزیکی، فعالیتها و معانی مواد خام هویت مکاناند و دیالیکتیک (روش مناظرهای) حاکم بر آنها، روابط ساختاری بین این هویت است
3-3-4-5-2- زمان
از آنجایی که زمان حتی در مقام یک واژه ، دارای معنای قطعی و مجردی نیست ، تأثیرگذاری آن بر رفتار نیز نمی تواند به شکل واحدی صورت گیرد و حداقل به دو طریق زیر بر رفتارها اثر می گذارد:
تأثیر مقاطع زمانی بر رفتار:
منظور از مقاطع زمانی در اینجا برش های کوتاه مدتی از زمان است که با تغییرات محسوس همراه می باشد ، مانند فصول ، ساعات شبانه روز ، ایام تعطیل و غیر تعطیل ، اعیاد و ایام عزاداری و… معمولاً با تغییر این مقاطع زمانی دسته ای از رفتارها جایگزین دسته ای دیگر می شوند یا برخی از رفتارها حذف می گردند یا رفتارهایی که در مواقع دیگر به طور عادی انجام نمی شد ، صورت می پذیرند و یا تراکم بعضی رفتارها کم و زیاد می شود. برای مثال در ایام تعطیل افرادی که در حال پرسته زدن و تماشای ویترین مغازه ها هستند ، جای عابرین شتابان در روزهای غیر تعطیل را می گیرند و یا در ایام عزاداری دسته های سینه زنی و… در سطح شهر به حرکت در می آید.
تأثیر مستمر زمان بر رفتار:
تأثیر مستمر زمان در دراز مدت ، معمولاً با متأثیر ساختن فرهنگ ، دستگاه های ارزشی و توقعات اجتماعی را دگرگون می کند و در پیامد آن ، رفتارها در طیف مشروعیت و عدم مشروعیت جابجا می شوند و به عبارت دیگر برخی از آنها متداول یا مطرود می گردند. برای مثال زمانی در جامعه ما حضور بانوان در اماکن عمومی چون رستوران ها و… پسندیده نبود ولی امروز در اکثر شهرها متداول گشته و لذا وجود بخش هایی در فضای این اماکن که بانوان در آنها احساس راحتی نمایند ، توجیه پذیر به نظر می رسد. در گذشته بازه زمانی حدوث این تغییرات رفتاری بسیار طولانی و حتی در قرن و دهه بود. اما با شتاب گرفتن روند زندگی در قرن اخیر بر سرعت تغییرات تطوری رفتارها نیز افزوده شده است و افزایش دامنه تبادلات اطلاعاتی در سطح جهانی نیز بر این شتاب آلودگی دامن می زند به طوری که گاه در خلال چند سال و یا کمتر شاهد تغییر الگوهای رفتاری و جایگزینی الگوهای نه چندان آشنا هستیم.
3-3-5- الگوهای فعالیت و عرصه های گروهی در مجتمع های مسکونی
نگاه کردن، گوش کردن به دیگران و حرف زدن همگی از فعالیتهایی هستند که تعیین کنندۀ کیفیت یک فضا هستند. وجود فضاهای مناسب همراه با امکانات مطلوب در شکل گیری این قبیل فعالیتها نقش مهمی دارد. این فضاها موجب تقویت تماسهای اجتماعی افراد و تأمین نیازهای روانی آنان میشود.
«فعالیتهایی که در این عرصه ها انجام میگیرند عبارتاند از:
فعالیت های ضروری یا اجباری: نظیر خرید یا منتظر شدن برای سرویس مدرسه.
فعالیتهای اختیاری که در صورت تمایل اشخاص و تنها با تأمین شرایط مناسب زمانی و مکانی به آنها پرداخته میشود. مانند صحبت کردن، پیاده روی، هواخوری، نشستن، تماشا کردن، بازی کردن و لذت بردن. این فعالیتها وابسته به شرایط فیزیکی محیط هستند.
فعالیتهای اجتماعی که انجام دادن آنها وابسته به حضور دیگران در فضاهای عمومی است و شامل سلام و احوالپرسی، بحث و گفتگو، فعالیتها و بازیهای جمعی یا گوش دادن به صحبتهای دیگران، تماشای مردم و رویدادهای اجتماعی است. نقش محیط فیزیکی در شکلگیری ملاقاتها، گفتگوها و انجام فعالیتهای اجتماعی تأثیر بسزایی دارد.» (Gehl, 1987, p.11)
با توجه به مطالعات انجام شده، هنگامی که کیفیت محیط از نظر تنوع فضایی ـ عملکردی و نیز استفاده از رنگهای متنوع و مناسب بر روی سطوح عمودی و افقی ارتقا مییابد. میزان جذب و جلب افراد پیاده به فضاهای گروهی بیشتر میشود.
طبق نظر گل، بهترین مکان های عمومی طراحی شده، فضاهایی هستند که به صورت موفقیت آمیزی مشوق فعالیت های اختیاری و اجتماعی باشند. زمانی که فضاهای عمومی، بسیار خصوصی شود، کنترل بیشتری بر محیط اعمال می گردد و استفاده کنندگان در رفتارهای خویش آزادی کمتری دارند.
سازماندهی یک مکان می تواند از یک سطح منفرد که یک تکیه گاه را فراهم می آورد تا سطوحی که به طور کامل فرد را احاطه می کنند تغییر کند. گاهی اوقات این مکان ها تنها برای مقاصد زیبایی طراحی می شوند، ولی به طور معمول تامین بعضی از فعالیت ها هدف طراحی آنهاست. این بدان معناست که اگر الگوهای جاری رفتار در یک قرارگاه رفتاری در زمان های مختلف بروز نمایند، یک مکان کالبدی می تواند جزئی از چند قرارگاه یا مکان رفتاری باشد تقاطع مسیرها می تواند مقاصد مثبتی چون ملاقات مردم با یکدیگر، تعامل اجتماعی، و افزایش احساس امنیت و تعلق را تامین نماید. از سوی دیگر، عدم کارایی رفت و آمد و دسترسی، می تواند تاثیرات زیان آوری بر عملکرد یک نهاد یا سازمان داشته باشد.
راپاپورت (1986، 165-6) برای تبیین رابطه متقابل فعالیت‌ها و دریافت‌های ساکنان، واژه‌ “محیط‌های حامی” را به کار برده است. محیط‌های طراحی شده نمی‌توانند موجب رفتارها و روابط متقابل اجتماعی شوند، ولی می‌توانند نسبت به آنها خنثی، بازدارنده یا حامی باشند. در مجموعه‌های مسکونی، روند حمایت محیط، از انتخاب محل زندگی آغاز می‌شود و از طریق نشانه‌های موجود در محیط انسان ساخت (عناصر ثابت)، چیدمان محیط (عناصر نیمه ثابت)، و رفتارهای مردم در محیط (عناصر غیرثابت) تداوم می‌یابد. این نشانه‌ها تعیین کننده رفتارها نیستند، ولی با کارکردهای ذهنی، رفتارهای انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

مطلب مشابه :  بیماری پارکینسون

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید