رشته حقوق

متون پهلوی

دانلود پایان نامه

کو شوالیه ی بی باکت، عیارت کو؟ تهم تنت؟ زال زرت؟
من نه تهیمنه، نه رودابه، نه سودابه ام
و نه از زهدانم سهرابی خونین افتاده است» (همان، ص 1865).
13-1-3-4- زال :
«زال» پسر سام و پدر رستم است، که به هنگام زاده شدن سپید موی و به همین دلیل زال (پیر) نام گرفت. «داستان زادن او یادآور «لائوتزه» (کودک پیر) بنیانگذار دائویستم در چین و پیوند ماجراهای دودمان نریم با اسطوره های سکایی است. در روایت چینی لائوتزه نزدیک به یک قرن و به روایتی 72 سال در زاده شدن درنگ می کند و هنگامی که زاده می شود، پیر و سپید موی است.» (هینلز، 1383، ص 121).
سام، هنگام زاده شدن زال، چون دید فرزندش سپیدموی است و از داشتن فرزند سپید موی شرم دارد فرمان می دهد زال بر دامنه ی البرز رها کنند. «سیمرغ» که یاور دودمان نیرم است و بر بلندای البرز آشیان دارد، او را پیدا کرد و ابتدا او را برای طعمه ی فرزندانش به بالای کوه برد، ولی از این کار منصرف شد و زال را هم پای فرزندان خود پرورش داد. از این جاست که ماجرای زال و سیمرغ آغاز می شود و تا پایان زندگی، یاور زال وفرزندش رستم است ونتیجه ی همین ارتباطش با سیمرغ، از او شخصیّتی عجیب ساخته است و زال گردافکنی بزرگ می شود و خبر زود بازوی او و پیدا شدن وی در رویاهای سام، پدر را پشیمان می کند و با رفتن به البرز کوه، سیمرغ، زال را به پدر باز می گرداند و به هنگام جدایی، پری از پرهای خود را به زال می دهد تا به هنگام نیاز بر آتش افکند و سیمرغ را به یاری بخواند. از این پس زال به سبب سپید موی «زال زر» نام می گیرد و هنگامی که سام برای یاری به منوچهر رهسپار در باروی می شود، فرمانروایی زابل را به زال واگذار می کند.

مطلب مشابه :  انواع مسئولیت دولت در برابر کودک آزاری در حقوق موضوعه ایران

«اسطوره ی کودک رها شده که عوامل و عناصر کیهانی از او مراقبت و پشتیبانی می کنند، در داستان فریدون، قباد، موسی و … نیز به چشم می خورد. به گفته ی الیاده، در کنگو تمام زالان (سپید مویان) راهب و کشیش می شوند و این عمل موجب ایجاد احترام به آن هاست و تصور بر این است که آنان از قدرت اسرارآمیزی برخوردارند.» (زمردی، 1383، ص 268).
این پهلوان در شاهنامه «زال زر» و «دستان» نام دارد. بنا به روایت شاهنامه «زال» از آن جهت به او می گفتند که هنگام تولّد، موی سر و روی او چون پیران سپید بود؛ و «دستان» از آن جهت، که پدر با او دستان و مکر کرده و او را به در کوه البرز رها کرده بود.
«در اوستا از این پهلوان، نامی نیست. امّا معمولاًً در متون پهلوی او را «دستان» نامیده و نام او را با «رستم» همراه آمده است. طبری، از این پهلوان نخستین بار در ذکر داستان کیکاووس در حمیر مستقیماً سخن گفته است.» (ادلان جوان، 1385، ص 67).
بنابر نقل فردوسی زال بیشتر از هزار سال زندگی کرد. بنابراین زال از عهد «منوچهر» تا عهد«دارا» زندگی می کرد. از این پهلوان در شاهنامه تا شرح سلطنت «بهمن» سخن رفته است. او همواره یکی از بزرگ ترین رایزنان پادشاهان ایران بودوهمه ی پهلوانان به دیده ی اعتنا واعتباردر اومی نگریستند. شاهان در زمان انتخاب جانشینان با او مشورت می کردند و از این جهت است که بیشتر نقش مشاور دارد و در سطح پهلوانی مشهور نیست.
در حماسه ی ملّی ما، همان گونه که گفته شد، حیات زال به وجود «سیمرغ» رابطه ی بسیار دارد. این مرغ افسانه ای از آغاز زندگی زال تا پایان داستان اسفندیارچند بار در صحنه ی وقایع داخل شده است. هنگامی که زال از سیمرغ جدا شد، سیمرغ، پری از پرهای خود را به او داد تا در هنگام مشکل آن پر را در آتش بیندازد تا سیمرغ حاضر شود و آن مشکل را با نیروی خارق العاده ی خود حل کند. زال نیز این کار را برای اوّلین بار در هنگام زادن رستم انجام داد. زیرا رستم به خاطر بزرگی تن، موجب آزار مادرش، رودابه بود. سیمرغ فرا رسید و دستور داد که رودابه را با می بیهوش کنند و پهلوی او را دریده، کودک را بیرون آورند و با دارویی که به دستور او ساخته می شود، درد پهلوی رودابه را آرام کنند و این موضوع، روش زایمان سزارین امروزی را، که رستم در جنگ، با اسفندیار در تنگنا قرار می گیرد، از آن جا که اسفندیار رویین تن بود، رستم نمی توانست کاری از پیش ببرد، به اشاره ی زال، سیمرغ حاضر می شود اگر چه در ابتدا از نامیمون بودن این جنگ، رستم را آگاه می کند، در پایان چوب گز صحرایی را به او پیشنهاد می کند. رستم نیز با این ترفند و با کمک سیمرغ، این کار را انجام می دهد و به حیات اسفندیار پایان می دهد.
او در اواخر زندگی، در لشکرکشی به سیستان دستگیر شد و با وساطت پشوتن، وزیر بهمن، آزاد شد. فرزندش، رستم نامدار به دست نابرادرش «شغاد» به قتل رسید. این حادثه د رزمان حیات او اتّفاق افتاد و مهم ترین عامل در بدفرجامی شعر اوست.
«نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«چه شکل های گونانی دارد عشق !
این آبشار بلند آویخته
طرّه ی رودابه اگر باشد
نهر خروشان کف آلود
زال تواند بود
کام یافته
که فرودآمده از بلند !

مطلب مشابه :  مدل‌های سری زمانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید