2-2-1-شالوده شکنی؛ و محو نژادپرستی و نابرابری جنسی با تأکید بر تفاوت های جنسی و تغییر نظام ارزش ها
2-2-2-توجه به قابلیت های مثبت زنان؛ به نظر طرفداران موج دوم در”هویت زنانه”– چه از نظر زیستی و چه اجتماعی– قابلیت های مثبتی وجود دارد. ویژگیهای زیستی مانند عادات ماهیانه، باروری و شیردهی با محدودیت های جسمانی مقابله می کند و این امر موجب بهره مندی بیشتر زنان از موهبت زندگی می شود. از لحاظ اجتماعی نیز زنان به واسطه برخورداری از نقش های سنتی همچون مادری از ظرفیت پرورش دهندگی و حس مسئولیت بالایی برخوردارند. آن ها بر اساس خصلت مادری مانند تمایل به حفاظت، حمایت و پرورش فرزند، دارای شیوه های تفکر خاصی می شوند که این طرز اندیشه بر سایر افعال آن ها تاثیر مثبت می گذارد و در نتیجه در جریان ارتباطات خود نسبت به مردان تمایلات حفاظت کننده و ارتباطی بیشتری دارند. از نظر فمینیست های این موج، مردان به دلیل تقسیم کار جنسی جدا از فرزندان، دارای ادراکی فرد گرایانه، ابزار گرا و تقابل جو هستند. بدین ترتیب تفکر مادرانه به توسعه ارزش های اجتماعی و ارتباطی کمک می کند. اما فرهنگ مردانه، اقتدار طلب است.
2-2-3-تأکید بر تجرد گرایی؛ فمنیست ها با رد کلیت ازدواج و تأکید بر تجرد و حرفه اقتصادی، آرمان های خود را مطرح می کردند.
2-2-4-زبان شناسی زنانه؛ فمنیسم نسل دوم، اغلب با الهام از نگرش های روان کاوی «لاکان» مدعی است که هدف زنان نباید این باشد که مثل مردان شوند، بلکه آنان با ایجاد زبان، حقوق و اسطوره شناسی نوین و ویژه زنان را هدف خود قرار دهند.
2-2-5-آزادی و برابری مطلق. به طور کلی فمنیست های موج دوم بر خلاف موج اولی ها که خواهان برخورداری از فرصت های برابر بودند، با طرح شعار برابری کامل زن و مرد در تمامی حوزه های اجتماعی، روانی و فرهنگی، خواهان انقلابی اساسی در تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی شدند. از نظر آن ها، نباید با تعریف زنان به عنوان مادر، همسر آن ها را در محدودیت تاریخی قرار داد و باید برای آرمان برابری و مقابله با ستم های جنسی در تمامی زوایای پیدا و پنهان جامعه مبارزه کرد. آنان علاوه بر طرح شعار برابری مطلق، بر آزادی مطلق زنان نیز پای می فشردند.
نظرات گرایش معتدلتر موج دوم:
جریان تند موج دوم به دلیل مخالفت با فطرت و طبیعت زنانه در دهه 60 شروع شد و بعد از آن گرایش معتدلتری در نظریات فمنیستی ایجاد شد که متأثر از دیدگاه پست مدرنیستی بود. پست مدرنیسم(برعکس مدرنیسم)هویت زن را بیشتر یک مقوله سیاسی تلقی می نماید تا امری طبیعی. ریشه پست مدرنیسم را باید به علاقه بشر به امورغیر عقلانیتی یا امور درونی و عاطفی و ضمیر ناخودآگاه دانست. جنسیت از نظر پست مدرنیسم ها یک ساخت اجتماعی است و هدف آن حذف تفاوت های جنسیتی بین مردان و زنان است. از نظر بعضی ها، پست مدرنیسم در دهه 50و60قرن بیستم به اوج خود رسید و از دهه 80 به بعد آثار شکست در آن پدیدار گشت.از جمله نظرات این گرایش می توان به موارد زیر اشاره نمود:
2-2-6-کسانی ماهیت تجربه های زن و مرد؛ از نظر پست مدرنیست ها ماهیت تجربه های زنان و مردان می تواند مشترک و مساوی باشد. اگر چه در نوع تجربه ها تفاوت وجود داشته باشد. بنابراین عواملی چون نژاد، طبقه، جایگاه خانوادگی، جهت گیری جنسیتی، فرهنگ، مذهب و سن و . . نمی تواند فی نفسه عامل نابرابری زنان از مردان باشد.
2-2-7-توجه به اصل تفاوت انسان ها؛ پست مدرنیسم بر اصل تفاوت انسان ها تأکید می کند.
2-2-8-توجه بهقابلیت های مثبت زنانه؛ در هویت زنانه، چه از نظر زیستی و چه از نظر اجتماعی، قابلیت های مثبتی وجود دارد و نقش مادری ظرفیت پرورش دهندگی و حس مسئولیت زنان را افزایش می دهد.
2-2-9-تأکید بر اهمیت نهاد خانواده و برابری نقش زن و مرد در حوزه خصوصی و عمومی؛ این گرایش کلیت خانواده را انکار نمی کند و در عین حال، خواهان نقش برابر زن و مرد در وظایف و مسئولیت های خانگی و اجتماعی است. «کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» که به عنوان مهمترین سند سازمان ملل متحد پیرامون زنان در سال 1979م (1358ش)به تصویب مجمع عمومی رسید، بی تأثیر از دیدگاه های فمنیستی جدید نیست. این معاهده که در30 ماده تنظیم شده اگر چه بر اهمیت نهاد خانواده تأکید می کند، اما خواهان مسئولیت های برابر زن و مرد در خانواده و محیط اجتماعی است. در ادامه سازمان ملل سال 1994 را به عنوان سال خانواده اعلام نمود.
2-2-10–هویت امری تاریخی است. زن مداری از آن جهت یک حرکت پست مدرنیستی است که در تبیین هویت زنان از مبانی معرفت شناختی پست مدرنیستی متأثر است و هویت زنان را امری ساخته شده و سیاسی می داند. هویت از دیدگاه آن ها امری تاریخی و زمینه ای است.
پست مدرنیسم به هویت سازی هر فرد و ذهن او توجه دارد و به همین دلیل اساس هویت را امری متغیر، ساخته شده و متأثر از اقتضائات ناشی از روابط قدرت می داند.
هویت سیاسی و نسبی گرایی فرهنگی مورد نظر پست مدرن ها، در پی ایجاد جامعه ای است که در آن حقوق اجتماعی، قانونی، عقلانی، عاطفی، جغرافیایی و مدنی زنان رعایت شود.
از نظر پست مدرن ها نیازی نیست که پیشاپیش در باره هویت زنان تصمیمی بگیریم و تفاوت ها و تشابهاتی را برای آن ها و مردان در نظر بگیریم بلکه ما می توانیم بر اساس موقعیت های اجتماعی و سیاسی زنان در باره آن ها قضاوت نماییم. در پست مدرنیسم، هویت زنان حاصل نبردهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است که توسط انسان ها دائما در حال تغییر است.
به هر حال از نظر پست مدرنیسم، هر کس زندگی منحصر به خود را داراست، از دیگران جداست و در چارچوب شخصی، معانی را خود خلق می کند و به همراه دارد. به همین دلیل هویت ها متغیر، سیال، شخصی و نسبی اند.
2-3-دستاوردهای مهم موج دوم فمینیسم‏‏:
دستاوردهای مهم زنان اروپا در این دوره را که در واقعاً دوران بازسازی و کسب موفقیت نسبی فمینیست‌ها به‌ شمار می‌رود، می‌توان اینگونه در دو گروه مجزا دانست:
2-3-1-پیامدهای مثبت موج دوم
شاید بتوان موارد زیر را به عنوان دستاوردهای مثبت این موج برشمرد:
2-3-1-1-منع تبعیض جنسی در مشاغل؛

                                                    .