رشته حقوق

مبانی جرم انگاری از دیدگاه حقوقی

دانلود پایان نامه

مبانی جرم انگاری

 

در ابتدای این قسمت لازم است تعریف مبنا مشخص شود. مبنا در تعریفی عبارت است از هر نیروی الزام آور که ارزش قواعد حقوقی را تعیین می کند و هر آنچه نظام حقوقی بر آن مبتنی است و قواعد و مقررات حقوقی براساس آن وضع شده است.[1] در فرهنگ المنجد نیز مبانی در مجموع به معنای پایه ها و بناهایی آمده است که روی هم قرار گرفته و طبقات و لایه هایی را تشکیل داده باشد.[2] در فرهنگ فارسی عمید نیز مبانی به معنی جمع مبنی یا مبنا و به معنای محل بنا و ریشه ی چیزی و یا پایه و بنیان آمده است.[3]

جرم انگاری هر رفتاری در جامعه­ای اسلامی باید بر اساس سیاست های جنایی اسلام باشد و جرم انگاری هر رفتار انحرافی بدون در نظر گرفتن اتخاذ سیاست های جنایی اسلام نه تنها در پیشگیری و مقابله با چنین رفتارهای انحرافی کارایی ندارد ، بلکه در بیشتر موارد امری پرهزینه و مضر به حال جامعه خواهد بود و نتیجه ای جز تورم کیفری در پی نخواهد داشت.

در کشور اسلامی ایران باید جرم انگاری به نحوی صورت پذیرد که تا حد امکان از پیامدهای منفی جرم انگاری جلوگیری شود و این مستلزم در نظر گرفتن برخی معیارهای اجتماعی است که عبارتند از : 1- وجود یک رفتار نامطلوب یا مشکل ساز قابل انتساب به افراد 2- توانایی نظام عدالت کیفری در مقابله با این رفتارها 3-در دسترس نبودن سازوکارهای غیرکیفری بهتر برای برخورد با چنین رفتارهای مشکل ساز و نامطلوب 4- سنگین تر نبودن هزینه های اجتماعی رفتارهای نامطلوب از منافع آن.[4]

نکته ای که توجه به  آن در امر جرم انگاری بسیار ضروری است این است که لااقل بخش عمده­­ی جرایم به وسیله ی قوانین جزایی ایجاد نشده است ، بلکه قوانین جزایی صرفا آن را به رسمیت شناخته اند ، لذا می توان جرم را به طور مستقل از قوانین کیفری تعریف کرد. به عبارت دیگر می توان گفت قوانینی که رفتارهای خاصی را جرم و قابل مجازات می دانند بعد از رفتارهای مجرمانه به وجود می آیند و نه قبل از آنها و قوانین حداکثر شرط تجویز واکنش برای چنین رفتارهای مجرمانه ای به حساب می آیند.[5]

در همین راستا می توان برای جرم بودن تشکیل،اداره و عضویت در فرقه بهائیت مبانی ای را ذکر کرد که علیرغم عدم تصریح قانونگذار در سطوح مختلف قانونگذاری برای جرم شناختن این رفتارها ، باعث تقویت جرم انگاری این رفتار انحرافی شود که می توان این مبانی را  به مبانی شرعی و مبانی عرفی تقسیم کرد که در دو  گفتار مجزا مورد بررسی قرار می گیرد.

 

گفتار اول:مبانی شرعی

با توجه به اینکه جامعه­ی ایران جامعه ای مذهبی  است و قوانین موضوعه از عرف و اخلاق حاکم بر جامعه که هنجارها و اخلاق های مذهبی اسلامی است ، منبعث می شود در همه­ی زمانها و همه­ی موارد در رابطه با جرم دانستن هر رفتاری ، قرآن کریم و آیات و روایات و احادیث و منابع و فتاوای معتبر فقهی در راس آن قرار می گیرد و مهمترین مبانی جرم تلقی کردن تشکیل،اداره و عضویت در فرقه بهائیت بدون شک از این منابع قابل استنتاج است که در این قسمت سعی بر این است که این مبانی مورد بررسی قرار گیرد.در طول تاریخ گروهها و فرقه های مختلف علیه اسلام به شیوه های گوناگونی توطئه کرده اند و قرآن اصطلاحات مختلفی از قبیل کافران،مشرکین و منافقین و…برای آنها به کار برده است ، برای بررسی مبانی شرعی  جرم انگاری این فرقه  ابتدائاً باید مشخص شود که فرقه بهائیت در قالب کدام یک از این گروههایی که در قرآن به کار رفته است قرار میگیرد، امروزه قریب به اتفاق فقها فرقه بهائیت را به عنوان گروه کافر معرفی کرده اند، در خصوص این فرقه از مراجع عظام سوالاتی شده است

1-آیا بهائیت ضاله و منحرف است

2-آیا بهائیان نجس هستند؟

3-آیا بهائیان اجازه تبلیغ فرقه خود را در کشور از نظر شرعی دارند؟

پاسخ ها

مقام معظم رهبری حضرت ایت الله عظمی سید علی خامنه ای(دامت برکاته)

بطور کلى از هرگونه معاشرت با این فرقه ضالّه و مضلّه اجتناب کنید.‏

1-بله کاملا منحرف هستند

2-بله نجس هستند

3-چون موجب انحراف و گمراهی مردم می شوند اجازه تبلیغ ندارند[6]

حضرت آیت الله نوری همدانی

1-بله – فرقه ای ضاله است و بسیار منحرف

2-از سگ هم نجس تر هستند و فرقه ای من در آوردی است

3-تبلیغ فرقه آنها حرام است ، چون گرایش به کفر دارند و سبب مرتد شدن انسان ها
می شوند[7]

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

1-بله ،بهائیان کافر حساب می شوند

2-بهائیان کافر و مرتد هستند و نجس

3-از نظر شرعی تبلیغ این فرقه ضاله حرام است چون بهائیان نجس و کافر هستند[8]

حضرت آیت الله وحید خراسانی

بله-نجس هستند چون کافرند

اجازه تبلیغ فرقه منحرف و ضاله خود را ندارند[9]

و همچنین به موجب مصوبه کنفرانس اسلامی  و صدور رای از طرف مجمع درباره مذهب معارض با تعالیم قرآن و سنت و تاکید براین که موسس فرقه بهائیت ،مدعی رسالت بوده و تالیفاتش را وحی منزل پنداشته ،رسالت پیامبر اکرم را انکار میکرده ،قرآن را منسوخ شده پنداشته و اعتقاد به تناسخ ارواح داشته است ،تغییر و اسقاط بسیاری از فروع  فقه از جمله:تغییردادن تعداد نمازها و اوقات آنها،یعنی 9 نماز درسه زمان صبح،ظهر و هنگام غروب ،شیوه تیمم را تغییر داده ،روزه داری را در 9روز که به عید نوروز در21 مارس هر سال منتهی می شود کافی دانسته،قبله را از کعبه به خانه خودش در عکاء در فلسطین اشغالی تغییر داده ،حرمت جهاد را اعلام کرده ،حدود را اسقاط کرده ،قائل به تساوی زن و مرد در میراث و حلیت ربا شده زمینه های وحدت اسلامی که متضمن دوری از حرکت های تفرقه انگیز بین امت اسلام و ارتداد می باشد مقرر شد:مقابله هیات های اسلامی در تمامی نقاط جهان با تمامی امکانات در برابر این فرقه گمراه که هدف آن ضربه زدن به اسلام می باشد واجب است.ادعای بهاء انکار ضروری دین است و موجب کفر اوست و لذا به اجماع مسلمین بر او احکام کفار منطبق می باشد.[10]

آیت الله گلپایگانی نیز  کسانی را که در جهت انحراف جامعه اسلامی با تبلیغات اقدام میکنند را در حکم جنگ نرم دانسته است، وآنها را کافر حربی محسوب کرده اند، در جواب سوالی که از ایشان شده است،می فرمایند:هر گونه مقابله اعتقادی ولو با اینترنت و یا ماهواره و دیگر ابزار مرسوم فعلی جنگ نرم است و بر هر مومن متمکنی (علما) مقابله با آنها و دفع شبهات آنها واجب است و در بیان احکام این گونه جنگها موارد و مصادیق مختلف است

سوال:حکم فرد یا افراد کافر یا مشرکی که به صورت سازماندهی شده و برنامه ریزی شده در جهت ایجاد انحراف اعتقادی در جامعه اسلامی و تغییر عقاید مسلمانان فعالیت می کنند چیست؟آیا در حکم محارب هستند؟

جواب:اگر مستامن یا کافر ذمی باشد با این عمل از استیمان و شرایط ذمه خارج می شود و حکم کافر حربی را پیدا می کند و به هر حال باید به مراکز قانونی اطلاع داده شود تا حکم شرع مقدس در مورد او جاری گردد [11].

براساس نظر آیت الله گلپایگانی آنچه بهائیان را ملحق به کفار حربی می کند تبلیغات منحرفانه  آنها علیه اسلام است، که سبب منتفی شدن عصمت و احترام آنها می شود و لذا کافر حربی ومهدورالدم هستند.براساس نظری دیگر عملی که باعث آزار به مسلمانان شود،کفار را از تحت ذمه و امان خاج می کند و در حکم کافر حربی غیر مستامن قرار می گیرد.[12] و تبلیغ علیه اسلام از جمله موارد آشکار آزار مسلمانان است.

بهائیان به دو دسته تقسیم می شوند ، دسته اول کسانی که صرفاً بعضی اعتقادات دارند و اظهار و تبلیغی نمی کنند . حکومت اسلامی این دسته از افراد را از حقوق شهروندی محروم نمی کند و با ملایمت با آنها برخورد می کند دسته دوم کسانی هستند که پیرو پیام های بیت العدل به تبلیغ و اظهار عقاید انحرافی در جامعه اسلامی می پردازند و باعث گمراه ساختن عوام می شوند که منظور از مبانی جرم انگاری که در ادامه بیان می شود مبانی رفتارهای دسته دوم است،چرا که تنها این رفتارهاست که واجد جنبه مجرمانه است .

 

 

 

بند اول:آیات قرآن

1- یا ایهالنبی جاهدالکفار و المنافقین واغلظ علیهم و ماوئهم جهنم و بئس المصیر[13]

ای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبازه کن و به آنها بسیار سخت گیر (بیش از  این با آن عناصر فاسد و پلید حلم ومدارا نکن)و مسکن و ماوای آنها دوزخ است که بسیار منزلگاهی بد و دردناک است.

2- یا ایهاالذین امنوا اقتلو الذین یلونکم من الکفار و لیجدو ا فیکم غلظهً و ان الله مع المتقین.[14]

ای اهل ایمان با کافران از هر که به شما نزدیک تر است شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما دشمنی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند و بدانید که خدا همیشه یار پرهیزگاران است.

عللی که باعث می شود ما بهائیان را به گروه کفار ملحق بدانیم علاوه بر نظر مراجع عظام که بیان شد، آیات قرآن کریم راجع به توحید و نبوت و معاد است که رهبران بهایی به صراحت این ضروریات را منکر شده اند. البته این آیات منکر رافت و عطوفت الهی نیست این آیات مربوط به کفاری است که از حدود خود تجاوز کنند،کسی که به کافر هم پیمانی ستم کند یا بیش از توان به او تکلیف کند من روز قیامت علیه او احتجاج خواهم کرد[15].فقها بهائیان را کافر غیر ذمی[16] محسوب می کنند که کسانی که از حدود خود تجاوز کنند و به تبلیغ عقاید انحرافی خود بپردازند مشمول این آیات قرار می گیرند.

3-منیبین الیه و اتقوه و اقیموا الصلوه و لا تکونوا من المشرکین ،من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاً کل حزب بما لدیهم فرحون[17]

شما ای اهل ایمان از پیروی دین فطرت،به درگاه خدا بازآیید و خداترس باشید و نماز را به پا دارید و ار فرقه مشرکان نادان نباشید از آن فرقه هواپرست و نادان نباشید که دین فطرت خود را متفرق و پراکنده ساختند و از هوای نفس و خودپرستی فرقه فرقه شدندو گروهی به اوهام باطل و عقیده و خباثت فاسد خود دلشاد بودند. در این آیه خدا کسانی که در جهت فرقه گرایی در دین اقدام میکنند را در حد مشرکین دانسته اند.

4-ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاً لست منهم فی شیء انما امرهم الی الله ثم ینبئهم بما کانوا یفعلون[18]

آنانکه دینشان را پراکندند و در آن فرقه فرقه شدند چشم از آنها بپوش که چنین کسان به کار تو نیاید و از دست آنها نیز غمگین نباش که مجازات کار آنها با خداست ،بعد از این به عقاب آنچه می کنند آگاهشان می گرداند.

5-انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فساداً ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفقوا من الارض ذلک لهم خزی فی النیا و لخم فی الاخره عذاب عظیم.[19]

کیفر آنانکه با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نیست که آنان را به قتل رسانده یا به صلیب کشید یا دست و پاهایشان (دست راست و پای چپ)،نفی بلد یا تبعید کنند،این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و در آخرت باز به عذابی بزرگ معذب خواهند بود. برای ارتباط این آیه و فرقه گرایی دینی ابتدا  بهتر است معنای واژه افساد در زمین و کاربرد آن را در قرآن بیان کنیم ،کلمه افساد در زمین  در آیات مختلفی در قرآن به کار رفته است از جمله:

واذا قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالوا انما نحن مصلحون[20]:

چون مومنین به آنها بگویند در زمین فساد نکنید پاسخ دهند که ما اصلاح کننده هستیم.

اقدامات فساد برانگیز عافیت طلبان مانند داستان قارون …ولا تبغ الفساد فی الارض[21].. و در روی زمین فتنه و فساد بر میانگیز.

ولولا دفع لله الناس بعضهم ببعض لفسدت فی الارض[22].

اگر خدا برخی از مردم در مقابل بعضی دیگر بر نمی انگیخت فساد در روی زمین را فرا می گرفت.

الا تفعلو ه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر[23]

و شما مسلمانان اگر آنچه را که خداوند دستور داده به کار نبندید بدون شک فتنه و فسادی بزرگ روی زمین را خواهد گرفت.

مطلب مشابه :  مشخصه های

ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی النلس لیدقهم بعض الذی عملو لعلهم یرجعون[24]

به سبب کردار خود مردم فساد و تباهی در زمین و دریا پدیدار گشت تا ما هم کیفر بعضی کردارشان را به آنها بچشانیم تا شاید باز گردند(به خود آیند).

انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض فساد:[25]

این آیه از زبان فرعون و در مقام متهم کردن موسی (ع)آمده است به همین اشاره میکند  و اصطلاح فساد بعد از تغییر دین بکار رفته است.

از این آیات و آیات مشابه فهمیده می شود که فساد در زمین تنها بر وقوع فساد و تباهی در زمین  اطلاق نمی شود بلکه بر انجام فعالیت هایی دلالت می کند که بر ضد نظام به هدف بر هم زدن نظم سیاسی یا اجتماعی آن یا ایستادگی در برابر عدالت و حق به طور گسترده از نظر کیفی و کمی صورت پذیرد،به گونه ایی که نظام حکومتی را در معرض تهدید قرار دهد یا ضرر مادی یا معنوی همگانی بر جامعه وارد کند.این معنا از عموم ((فی الارض))برداشت می شود و عموم و شمول مزبور معنایی دامنه دارتر از معنای ظرفی دارد و همه گسترهءگیتی و زمین در آن لحاظ شده است.

بنابر همین احتمال محور موضوع آیه محاربه و فساد در زمین است و ذکر محاربه با خدا و رسول به منزله ایجاد آمادگی ذهنی و روانی برای بیان بزرگی خطر فساد در زمین است .

رابطه افساد در زمین با موضوع جرم محاربه :محاربه به دو شکل تحقق می یابد:مانند مبارزه و محاربه مادی و معنوی کافران و مشرکان با اسلام و دین و پیامبر و گاه غیر مستقیم از دیدگاه عرف مانند اخلال در عدالت و سازندگی و مصالح اجتماعی جامعه که این نیز به زیان های معنوی یا مادی منتهی می شود.[26]

4-و قاتلوهم حتی لا تکون فتنهً و یکون الذین کله لله))[27] و ((و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الذین لله[28]

در این آیات خداوند مسلمانان را به جنگ فرمان داده است و جنگ را واجب کرده و پایان جنگ را پایان فتنه قرار داده است ،همانگونه که هر جا فتنه ایی باشد جنگ برای دفع آن واجب است هر جا شخص یا گروهی در صدد فتنه باشند جنگ برای دفع آنها واجب است.

برای ارتباط این آیات با فرقه بهائیت چند مطلب ذکر می کنیم،اولاً اینکه در روایات آمده است که منظور از فتنه شرک به خداوند است و  در مجمع البیان نیز فتنه را در آیه ((الفتنه اشد من القتل ))[29]به همین معنا تفسیر شده است به این مفهوم که مراد از فتنه در آیه شرک به خداوند و و رسول است یعنی شرک آنها به خدا و رسولش از ارتکاب قتل در ماه حرام عظیم تر است.[30]

از امام باقر (ع)راجع به این آیه پرسیدند،حضرت امام (ع)فرمدند:تاویل آیه هنوز نیامده و رسول خدا (ص)به جهت نیاز خود و اصحابش به مشرکین رخصت داده اگر تاویل آیه بیاید این ترخیص از آنها پذیرفته نمی شود بلکه کشته خواهند شد تا توحید خدا برقرار شود و شرک از میان برود.[31]فتنه در قرآن در آیات مختلف و خطاب به گروههای مختلف به کار رفته است خداوند بدعت در دین را مترادف فتنه دانسته است برحذر باش که مبادا تو را از بعضی از احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند.[32]

و همچنین شبهه در دین را با فتنه برابر دانسته است[33] آنان که در دل ‌هایشان انحراف است، تنها آیات متشابه را پیروی می‌ کنند تا به این وسیله فتنه به پا کنند.

و راجع به تفرقه در دین می فرماید و در میان شما به سرعت فتنه ‌انگیزی ( و ایجاد تفرقه) می ‌پردازند.[34]

فتنه را مرادف با فساد گسترده دانسته اند و چون با حرف عطف (و) آمده است مراد قرینه است بر اینکه مراد از آن نوع خاصی از فساد است که با تمامیت طاعات و عبادات برای خدا منافات دارد فسادی که مردم را به خروج از اطاعت و عبادت خداوند فرا می خواند [35].

بنابراین فرقه گرایی دینی و و انکار مبانی و ضروریات دین و تبلیغ عقاید انحرافی در جوامع اسلامی باعث فتنه در زمین و فاسد شدن عقیده مردم می شود به طور که این به طور مستقیم  مقابله با خدا شمرده می شوند،وشاید به همین دلیل باشد که آیت الله گلپایگانی کسانی که به تبلیغات انحرافی در جوامع اسلامی مشغولند را کافر حربی محسوب کرده اند.

 

بند دوم: احادیث

1-حضرت علی (ع) فرقه گرایی دینی و تفرقه در دین را مصداق فتنه می داندحضرت علی (ع) درباره استراتژی تفرقه جویان می فرماید:  إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَهً عُقْدَهً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَهِ الْفُرْقَهَ (وَ بِالْفُرْقَهِ  الْفِتْنَهَ).

شیطان راه های خویش را برای شما آسان جلوه می دهد و می خواهد پیمان دین شما را گره گره بگشاید و به جای جمعیت و هماهنگی تفرقه اعطا کند و با تفرقه به شما فتنه بدهد.[36]

2-روایت محمد بن عیسی بن عبید از امام رضا (ع). امام (ع)در این روایت، فارس بن حاتم را مهدورالدم دانست و برای قاتل او بهشت را ضمانت کرد و جنید او را کشت ،فارس شخص فتنه گری بود که مردم را به بدعت دعوت می کرد

هذا فارس لعنه الله من قبلی،فتاناً اعیاً الی البدعه و دمه هدر لکل من قتله،فمن هذالذی یرینی منه و یقتله؟و انا ضامن له علی الجنه[37].

فارس لعنه الله خودش را از جانب من می داند او فتنه گر و بدعت کار است و خونش برای هرکس که او را بکشد هدر است کیست که مرا از او راحت کند و او را بکشد تا من بهشت را برای او ضمانت کنم. استدلال به این روایت این گونه است که امام پیش از آنکه خون او را هدر اعلام کند ،فرمود فارس فتنه­گر و دعوت کننده به بدعت است، بنابراین سبب مهدورالدم شدن او فتنه گر بودن اوست و همانطور که در قسمت قبلی گفته شد فتنه مرادف با افساد است.

آوردن جمله دعوت کننده به بدعت در کنار عنوان فتنه گر بیانگر اهمیت حفظ دین و جلوگیری از ایجاد تفرقه و ایجاد بدعت های جدید در دین مبین اسلام است،که ،رهبران بهایی با ایجاد فرقه بهائیت همانطور که در مباحث قبلی گفته شد مبدع بسیاری از بدعت ها در اسلام بودند.

 

گفتار دوم : مبانی عرفی

اگرچه عرف حاکم بر جامعه ی اسلامی بطور مستقیم یا غیر مستقیم متاثر از مبانی شرعی قانونگذاری در جامعه ی اسلامی است، لیکن به دلیل اهمیت این مبانی و تبیین بهتر جرم انگاری تشکیل و اداره و عضویت در  فرقه مجرمانه ی بهائیت ، مبانی عرفی موثر در جرم انگاری این پدیده ی مجرمانه در ذیل مورد بررسی قرار می گیرد تا مشخص شود که تنها مبانی شرعی نیست که جرم انگاری چنین فرقه­ی مجرمانه ای را سبب می شود. بلکه مبانی عرفی نیز در بسیاری از موارد می تواند جرم انگاری چنین فرقه ایی را توجیه کند.

 

بند اول : امنیت و نظم عمومی

یکی ازتعاریف امنیت به حداقل رساندن تهدیدهای اجتمایی است[38] که بیانگرنسبی بودن
مقوله ی امنیت است.در منابع دینی هم امنیت ، نخستین شرط یک اجتماع سالم است .       اسلام می خواهد در یک جامعه ی اسلامی امنیت کامل حکم فرما باشد و مردم از نظر اندیشه و فکر نیز در امان باشد و از انسانها خواسته است که از فرقه گرایی و اختلاف در دین خدا پرهیز کنند..

مبادا در دین خدا تردید و تلون و اختلاف از خود نشان دهید، که همانا اجتماع و همبستگی در آنچه از حق مورد کراهت شما است، از تفرقه در آنچه از باطل مورد محبت شما است بهتر است[39]

البته این بدان معنی نیست که در برابر تهاجم فرهنگی و اخلال در نظم عمومی فکری جامعه ، تنها باید به اقدامات متقابل فرهنگی یا توصیه های اخلاقی بسنده شود بلکه یک نظم حقوقی کار­آمد نمی­تواند از مجازات های متناسب که گاه گریز ناپذیر است اجتناب کند. در کشورهای غربی نخستین نظریه پردازان در زمینه صلح و امنیت، هابز، لاک و منتسکیو بودند، جان لاک می گوید: منظور از صلح و امنیت تنها آن نیست که زنده باشیم بلکه منظور واجد بودن رفاه و آسایش و ایجاد تسهیلات مشخص می باشد که حق طبیعی ماست و وظیفه ی موسسات دولتی است که آن ها را تحصیل و نگهداری کنند.[40] منتسکیو نیز در رابطه با امنیت معتقد است که چون امنیت نتیجه ی صلح است و صلح اولین قانون طبیعت است لذا بزرگ ترین اصول در حکومت ایجاد امنیت است و مقصود از امنیت تنها حفظ حیات نیست بلکه تامین آزادی است[41].   همانگونه که مشاهده می شود این تعاریف نشانگر سلسله مراتب و سطوح مختلف امنیت است و بیانگر این نکته است که مفهوم امنیت معادل تهدید­های مرزی و صرفاً فردی و جسمی نیست بلکه ابعاد دیگری نیز دارد . همانگونه که سازمان ملل متحد در سال 1945 گزارش محرمانه ای در اختیار دولت ها قرار داد که نتایج کنفرانس سانفرا نسیسکو بود رهایی از ترس و رهایی از نیاز دو جزء مهم امنیت محسوب می شوند[42] با توجه به تعاریفی که از امنیت بیان شد این نتیجه بدست آمد که امنیت از مفهوم ابتدایی خود به تدریج متحول شده وبیشتر به سطوح امنیت عمومی و امنیت ملی متمرکز شده است ،  و بنا براین مجازات که همان خشونت قانونى است در هر سیستم حقوقى وجود دارد و محل ظهور آن را مى‏توان جایى یافت که محدودیتهاى آزادى ترسیم مى‏شوند؛ یعنى این دو عنصر همواره هم‏عرض هم پیش مى‏روند. در هر سیستم حقوقى آن جا که فرد، حق انجام عملى را ندارد اگر اقدام به آن نماید مستحق مجازات خواهد بود.. محدودیتهایى که باعث فعال شدن عنصر مجازات مى‏شوند عبارتند از:قانون و مبانى آن،امنیّت ملى،عفت عمومى،حریم حقوق دیگران.

بنابراین در امریکا با اتکا به اصل امنیّت ملى بود که پیروان یک فرقه مذهبى را که زنان و بچه‏هاى بسیارى نیز در میان آنها بود، در میعادگاه و عبادتگاه خصوصى‏شان زنده به آتش کشید،در اصل چهارم، پنجم، دهم و یازدهم حقوق بشر، محدوده آزادى لیبرالى معین شده است. در این اصول آمده است که اگر ابراز عقاید، مخل نظم عمومى، زیان‏آور براى جامعه، مزاحم آزادى دیگران و مصداق سوء استفاده تشخیص داده شود مى‏توان عامل را مجازات نموده و مورد آزار قرار داد و این محدودیت شامل آزادى مطبوعات، آزادى بیان، آزادى احزاب و آزادى اجتماعات نیز مى‏شود[43]. در قانون اساسى آلمان آمده است که سازمان داخلى احزاب باید با اصول دموکراسى موافق باشد و باید منابع مالى خود را به عامه گزارش دهند و احزابى که مقاصد یا رفتار پیروان آنها دلالت داشته باشد که درصدد برانداختن یا آسیب رساندن به اساس نظام دموکراسى آزاد یا به خطر انداختن هستهء جمهورى هستند، ضد قانون بوده، مورد مجازات قرار خواهند گرفت.[44] قانون اساسى فرانسه نیز به همین ترتیب تصریح مى‏کند که احزاب مادامى که معتقد و ملتزم به اصول حاکمیّت ملى و روح دموکراسى هستند مجاز به فعالیتند و در غیر این صورت، غیرقانونى بودن حزب و مجازات خاطیان بدیهى است.[45]

در نظام­های سیاسی دینی که حقوق کیفری آنها متاثر از آموزه­های مذهبی و وحی الهی است،جرم­انگاری در حوزه ارزش های اساسی دین ، به معنای بیان ، اعلام و قانون­گذاری کیفری درباره جرایم ومجازات های شرعی خواهد بود. مساله­ی سیاست و نظم و امنیت جامعه­ی اسلامی از موضوعاتی است که مورد توجه فقیهان و علمای مسلمان بوده است و اگر امر حکومت و سلطنت در اکثر اوقات در دست علما نبوده آنان در حوزه­ی شرع و قانون همیشه خود را به عنوان نمایندگان دین و مذهب صاحب صلاحیت می­دانستند و معمولا حاکمان و سلاطین با این نقش و کارکرد علما به خصوص اگر مشروعیت دهنده به حکومت آنها باشد کنار آمده اند و به جز در موارد نادری همانند دوران مأمون عباسی که می خواست این نقش را از علما بگیرد[46] جنبه های شرعی و قانونی و مقام قضاوت و امور حسبی معمولا در دست فقها قرار داشته است ،لذا آموزه های فقهی در مسیر امنیت اقتصادی ، اجتماعی روانی ، فرهنگی و سیاسی جامعه ی اسلامی کارکردهای ویژه ی خویش را داشته و جرایم و مجازات های اسلامی به منظور حمایت از دین، عقل ، نسل ، جان و مال به عنوان مصالح مورد نظر شریعت تبیین شده است[47].با توجه به ضرورت حفظ همین مصالح مزبور آنچه موجب تهدید و از بین رفتن تمام یا یکی از آنها شود  نوعی فساد و تباهی است و چنانچه آن عامل عنوان خاصی داشته  و مجازات آن مقرر و معین شده باشد حد و از مصادیق افساد فی الارض می باشد و آنچه در اختیار حاکم قرار گیرد تعزیر می باشد. حال اگر عملی به طور فراگیر یا به صورت عادت و تکرار یک یا چندین مصلحت فوق را تهدید و از بین ببرد یعنی اگر عملی باشد که دین،عقل،نفس،نسل،عرض،ناموس،واموال را تهدید کند به گونه ایی تخریب و فساد این مصالح به وسیله آن عمل و به مراتب از تخریب این مصالح به وسیله ء برخی از جرائم حدی که مصداق فی الارض معرفی شده اند بیشتر باشند باید آن عمل را تحت جرم حدی افساد فی الارض قرار داد و مجازات اشد مفسد فی الارض را که همان قتل است برای آن در نظر گرفت بنابراین در این عمل مصادیق پنج گانه مورد تهدید قرار گرفته و از بین می رود لذا می توان از مصادیق بارز جرم افساد فی الارض باشد.منظور از ارض در این عنوان جامعه اسلامی است و نه صرف زمین ،بنابراین عنصر مهم دیگر افساد فی الارض احراز شیوع فساد در سطحی از جامعه حداقل سه نفر به بالا را باید به حساب آورد[48].

مطلب مشابه :  نحوه ی تعامل با گروه ها و ایدئولوژی های رقیب

نظم اجتماعی در قانون تعریف نشده است ولی می توان نظم اجتماعی را مفهوم کلی قابل انطباق بر امنیت عمومی و صیانت حیات و آزادی فردی و اجتماعی نوامیس و اموال دانست.[49]    هر جرم خواه شدید و خواه ضعیف ، لطمه و زیانی بر امنیت و نظم اجتماعی وارد می کند و به علت همین اختلال در نظم و امنیت است که جامعه به طرف مختلف از خود واکنش نشان می دهد.[50] در رابطه با این بحث می توان گفت تلاش اصلی دین استقرار عقیده ی توحید و فرهنگ بالقوه ی آن و جاری ساختن زندگی است. تمامی تلاش رسولان الهی نیز بر این متمرکز بوده که باور توحیدی را در بین جامعه شکوفا سازند و استقرار این عقیده و فرهنگ همانگونه که خداوند می فرماید با برهان و موعظه میسر است.[51] لذا اگر مرزهای اعتقادی مورد تهاجم فرهنگ باطل قرار گرفت باید از طریق فرهنگ و عقیده ی دینی امنیت آن را تامین نمود. اندیشه ی توحیدی به انسان می آموزد که تنها پناهگاه امن خدای سبحان است.[52] بنابراین اندیشه ی امنیت ملی در سطوح مختلف و همچنین امنیت فردی و اجتماعی از جانب خدای سبحان است و خداوند متعال نیز اجرای امور را براساس اسباب و وسایل پیاده می کند. اندیشه ی توحیدی در ادیان الهی و خصوصا دین مبین اسلام است که جامعه را از تنگناهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی عبور می دهد و امنیت و شکوفایی را فراهم می آورد.[53]

همانگونه که در فصل ابتدایی این تحقیق ذکر شد اندیشه ای که موسسین فرقه بهایی به وسیله آن سعی در جذب و گرایش افراد به خود داشته اند ، نفی یگانگی خداوند و ادعای خداوندی و درهم شکستن مرزهای ادیان الهی با تحریف توحید ، امامت و مهدویت است.

 

 

 

 

 

 

بند دوم : نیرنگ

نیرنگ و خشونت و ممنوعیت و سرکوب آن در تمام نظام های کیفری چه از نوع کمونیستی و لیبرال و چه در قوانین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته مشاهده می شود.[54] واژه ی نیرنگ در فرهنگ فارسی به معنای وسیله یا شیوه ی انحرافی است که به منظور سوءاستفاده یا فریب به کار برده می شود.[55] نیزنگ را نباید با زرنگی خلط کرد. زیرا زرنگ کسی است که آن چه را بر عهده می گیرد با صلاحیت و استعداد انجام می دهد و زرنگی حس فنی نیز محسوب می شود ولی همین زرنگی در صورتی که به منظور فریب به کار برده شود به نیرنگ تبدیل می شود.[56] ممنوعیت نیرنگ به دلیل احساس عدالتی است که در نوع بشر وجود دارد و حقوق و جزا باید پاسخگوی این احساس باشد و به خوبی از آن صیانت نماید.

اصولا یکی از شیوه های عضو گیری فرقه ها استفاده از نیرنگ و شعارهای فریبنده است، همانطور که در ادامه در تعریف فرقه می آید ،فرقه گروهی است که از کنترل و تکنیکهای عضوگیری فریبنده استفاده می کنند.به عبارت دیگر فرقه ها هم مردم را فریب می دهند تا آنها را جذب کنند و هم آنها را فریب می دهند تا در فرقه بمانند[57]. پیش از این به تفصیل مشخص شد که بهاءالدین برای جذب افراد به گرایش انحرافی خود ابتدا ادعای رکن رابع و سپس ادعای دروغین مهدویت می­کند و در مراحل بعدی گستاخی خود را بیشتر و ادعای خدایی می کند. همچنین میرزا حسینعلی داعیه ی امیت داشت و خود را درس ناخوانده می دانست. یکی از نکاتی که ادعای الهی بودن آیین بهائی را زیر سوال می برد پیشینه و نحوه ی ارتباط این آیین با رژیم صهیونیستی است. این ارتباط از آنجا ناشی می شود که علاوه بر اینکه مراکز مذهبی بهائیان در فلسطین اشغالی است مرکز تشکیلات بسیار پیچیده­ی آنان که همان بیت العدل است در همان جا واقع شده است. ذات این آیین از بدو شکل گیری تاکنون همواره با اعمال فریبکارانه سعی در وحیانی و الهی نشان دادن این آیین با ادعاهای فریبکارانه است و با این اعمال فریبکارانه سعی در جذب افرادی دارند که تمایل به گرایش به معنویت های به اصطلاح مدرن برای رسیدن به آرامش و رستگاری دارند.

 

 

 

 

بند سوم:خشونت

خشونت به معنای سوءاستفاده ار زور است و شامل خشونت فیزیکی، سیاسی، اقتصادی، اجنماعی، فرهنگی میشود[58]

فرقه می تواند،نتیجه بروز خشونت سیاسی و استفاده از این ابزار باشند و اعضای خود را در این خصوص تحریک نمایند

برای درک این مطلب،لازم است به برخی از ویژگی‏های ‏ فرق به شرح ذیل اشاره کرد:

1-تعصب و جزمیت اعضا بر آئین و باورها فرقه،خصیصهء ذاتی فرقه‏ها به شمار می‏آید.فرقه‏ها برای خود،رسالت جدی(هزاره‏ای)قایل‏اند.

2-کوچکی گروه و محدودیت اعضا و«احساس در اقلیت بودن»،در بین فرق مشهود است.به‏ نظر کاستلز،هویت‏های جدید دینی نوعی«هویت مقاومت»علیه جهانی شدن است در حقیقت،فرقه‏گرایی نوعی تلاش برای هویت‏یابی نسل جدید در شرایط مدرن است.

3-افراط گرایی و تندروی در بعضی فرقه‏ها وجود دارد و این موضوع از طریق ضدیت با دیگران‏ معنا می‏یابد.گاهی فرق،هویت خود را در نفی دیگران جستجو می‏کنند،.بنابراین فرآیندهای‏ خصومت‏ورزی،تضاد و تکفیر از سوی فرق و در درون آنها همواره ساری و جاری است.

4-قطبیت و اهمیت محوری سران،رهبران و قطاب،ویژگی دیگر فرقه‏هاست تا حدی که‏ اغلب با مرگ و کناره‏گیری اقطاب اصلی و بنیان‏گذار،تحرک فرقه نیز کاهش یافته و یا از بین‏ می‏رود.

5- تا زمانی که عقاید فرقه رواج عمومی نیافته است،فرقه‏ها رسمیت پیدانمی‏کنند.بنابراین‏ تصور غیر قانونی و غیر آشکار بودن برای اعضای فرقه به وجود می‏آید.تصور پنهانی بودن، زمینه را برای استفاده از ابزارهای خشونت‏آمیز آماده می‏کند.

6-انشعاب و جریان‏سازی در درون فرقه‏ها،به صورت جدی مشهود است[59]

ویژگی‏های شش گانه فوق موجب سوق یافتن اعضای فرقه به استفاده از خشونت می‏شود.

از لحاظ تاریخی،کوچک‏ترین مسأله و حادثه‏ای که حاکی از عدم توافق اعضا یا رهبران‏ باشد(به ویژه بر سر مسأله جانشینی رهبران فرقه)،اختلاف عمیقی به وجود آورده و باعث‏ ایجاد گرایش‏ها و انشعاب‏های جدید در درون هر فرقه می‏شود.این امر به سبب سنت‏های‏ تشکیلاتی خاص فرق و سبک هیأتی و غیر منسجم بودن آنها است. رقابت‏های درونی،موجب شکل‏گیری انواع نحله‏ها و رگه‏های مختلف در درون فرق شده و زمینه‏های تنش،تضاد و خشونت را در آنها پدید می‏آورد[60]

یکی از پدیده‏های ذاتی فرقه‏گرایی،شکل‏گیری انواع ضد فرقه‏هااست. این ضد فرقه‏ها گاهی از سوی سایر فرقه‏ها و گاهی از سوی متولیان دین رسمی به وجود می‏آیند

برای مثال فرقه‏های زیادی بر علیه بهائیت فعال شده‏اند که از جمله مهم‏ترین آنها انجمن‏ حجتیه بوده است.تعارض بین فرقه‏ها و ضد فرقه‏ها،منبع دیگر تنش و خشونت در نظام‏ اجتماعی به شمار می‏آیند.

 

[1] – کاتوزیان ، ناصر ، فلسفه ی حقوق ، ج 1، تهران ، انتشارات به نشر ، چ دوم ، 1366 ش ، ص 12.

[2] – معلوف،اویس،المنجدفی الغه  و الاعلام ،تهران،انتشارات مفرد،چاپ دوم،1383، ص 50.

[3] – عمید ، حسن ، فرهنگ فارسی،تهران،انتشارات سپهر،1362.ص450.

[4] – عبدالفتاح ، عزت ، جرم چیست و معیارهای جرم انگاری کدام است ؟ ترجمه : اسماعیل رحیمی نژاد ، مجله ی حقوقی قضایی دادگستری، شماره ی 41، زمستان 1381.

[5] – صادقی ، محمد هادی ، جزوه درس تاریخ تحولات سیاست جنایی ، مقطع کارشناسی ارشد ، شیراز ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، سال تحصیلی 89- 1388.

[6]-گنجینه استفتائات قضایی،دفترآموزش روحانیون و تدوین متون فقهی قم،، نسخه 5/1،س1387

[7] -همان.

[8] -همان

[9] همان.

[10]-فصلنامه فقه اهل بیت (نرم افزار) ،شماره 51،ص236.

[11]– گنجینه استفتائات قضایی،پیشین.

[12] طوسی، ابوجعفر محمد بن الحسن ،مبسوط،،جلد2،ص43

2- سوره توبه، آیه73

[14]– سوره توبه، آیه 123

[15] -من ظلم معاهدً و کلفه فوق طاقته ناحجیته یوم القیامه

[16] -روحانی،سید محمدصادق،استفتائات قضائیه ، انتشارات سپهر، چاپ اول، 1378،ص75

[17] -سوره روم،آیات31و32

[18] -سوره انعام،آیه159

[19] -مائده،آیه33

[20] -سوره بقره،آیه11

[21] سوره قصص،آیه77

[22] -سوره بقره،آیه251

[23] -سوره انفال،آیه73

[24] -سور روم،آیه41

[25] -سوره غافرر،آیه26

[26] -فقه اهل بیت(نرم افزار)،،ص160

[27] -سوره انفال آیه 39

[28] -سوره بقره،آیه 193

[29] سوره بقره،آیه 191

[30] -مطبرسی،فضل بن حسن،جمع البیان،جلد1و3ص285-286

[31] -کافی،جلد8،،ص201

[32] – َاحْذَرْهُمْ َنْ یفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللهُ إِلَیکَ

[33] -فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَه

[34] -وَ َلأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهُ

[35] فقه اهل بیت،(نرم افزار)شماره35،ص53

[36] -نهج البلاغه،خطبه121

[37] – وسائل،باب47،از ابواب جهادعدو،ج1

[38] – گزیده ی مقالات سیاسی، امنیتی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ج 1، تهران، ج دوم، 1378 ش، ص 317

[39] – أیاکم و التلّون فی دین اللّه‏، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیرٌ من فُرقهٌ فیما تحبّون من الباطل

[40] – همان، ص 668

[41] -[41] – همان، ص 693

[42] – مدنی، عباس، ابعاد نوین امنیت انسانی، مجله ی ایران، فردا، شماره 21، ص 48

[43] – ظهیری، سید مجید، باز کاوی پدیده خشونت در جامعه مدرن،اندیشه حوزه،شماره23،ص133

[44] – مسایل حقوق اساسی. جعفر بوشهری، نشر دادگستر، چاپ اول، 1376 ، ص 199

[45] – همان، ص172.

[46] – ابن کثیر، البدایه و النهایه، تحقیق علی یسری، ج 10، بیروت، انتشارات دارالاحیاء الترات العربی، ج اول، 1408، ق ص 298

[47] – غزالی، ابی حامد، المستصفی، ج 10، بیروت، انتشارات دارالکتب العلمیه، 1417 ق، ص 159

[48] -حبیب زاده ،محمدجعفر،محاربه و مفسد فی الارض ،ص30

[49] – نوربها ، رضا ، پیشین ، ص 33.

[50] – محسنی ، مرتضی ، دوره ی حقوق جزای عمومی ، ج 2، تهران ، انتشارات گنج دانش ، ج اول ، 1375 ش ، ص 62..

[51] – آیه ی 125 سوره ی نحل « ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه. مردم را به راه خدا با برهان و موعظه ی نیکو فرا خوان.

[52] – آیه ی 22 سوره ی جن.

[53] – احمدی ، حبیب الله ، دین پشتوانه ی امنیت ملی ، فصلنامه ی علوم سیاسی ، شماره ی 9، تابستان 1379.

[54] – گسن ، ریمون ، آیا جرم وجود دارد ؟ ، ترجمه دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادی ، مجله ی تحقیقات حقوقی ، شماره 29 و 30 ، بهارو ، تابستان 1379، ص 66.

[55] – معین ، محمد ، فرهنگ 6 جلدی ، ذیل واژه ی نیرنگ.

[56] – گسن ، ریمون ، پیشین ، صص 70-71.

[57] -سایت دیده بان،ترجمه ابراهیم خدابنده به نقل از (www.banisadr.info)

[58]-گسن،ریمون،آیا جرم وجود دارد؟ترجمه:دکتر علی حسین نجفی آبادی،مجله تحقیقات حقوقی،بهار و تابستان1379،ش29و30ص9

[59] -کاستلز،مانوئل،عصر اطلاعات،ج دوم،قدرت هویت،حسن چاوشیان،تهران،طرح نو،1380،ص 30به نقل از حاجیانی، ابراهیم، بررسی جامعه شناختی فرقه گرایی مذهبی و تأثیر آن بر نظم و ثبات سیاسی، مجله مطالعات راهبردی، تابستان 1383 – شماره 24،ص245

[60]– عصر اطلاعات،قدرت هویت،پیشین،ص 129،30به نقل از حاجیانی، ابراهیم، بررسی جامعه شناختی فرقه گرایی مذهبی و تأثیر آن بر نظم و ثبات سیاسی، مجله مطالعات راهبردی، تابستان 1383 – شماره 24،،ص245

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید