رشته حقوق

ماوراءالنهر

دانلود پایان نامه

. Jaxartes
بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ج1، ص 386.
کخ، از زبان داریوش، ص94.
. gava / gau
وندیداد، ص 10: فرگرد اول.
مینوی خرد، ص 70.
رضی، فرهنگ نام‌های اوستا، ج2، ص 796- 797، ذیل: «سوغْدَ».
فرای، میراث باستانی ایران، ص 74. در کتیبه‌های هخامنشیان سوگود (suguda) در مهریشت اوستا سوغدَ، در پهلوی سوراک (surāk) و سوریک (surik)، در منابع یونانی soghdiana (قریب، فرهنگ سغدی، ص دوازده) و در فارسی جدید، سغد و معرب آن صغد (یعقوبی، البلدان، ص 54، 57، 61 و…) و در زبان‌های دیگر بیش و کم واژه‌هایی نزدیک به این نام‌ها برای نام سرزمینی بزرگ در بخش جنوبی میانۀ سیردریا (سیحون) و آمودریا (جیحون) به کار رفته است. در بندهش از سغدستان و سغد به معنی سکونت‌گاه قوم و کشور یاد شده (بهار، واژه‌نامۀ بندهش، ص 357) و برخی از محققان با استناد به بند 14 از کردۀ چهارم مهریشت، از گَوَ سُغد به رودهای پهن قابل کشتیرانی با خیل امواج خروشان به سوی مرو، هرات و خوارزم اشاره کرده‌اند که این امر یادآور پیوند ناگسستنی سغد و رودی است که در میانۀ آن از غرب به شرق جریان دارد: اوشیدری، دانشنامۀ مزدیسنا، ص 412.
قریب، روایتی از تولد بودا، ص 20.
parikani
فرای، میراث باستانی ایران، ص 70 و 75.
فرامکین، باستان‌شناسی در آسیای مرکزی، ص 135- 202.
گذشته از این که نام سغد، ولایتی بزرگ بر پهنۀ رود سغد را در بر می‌گیرد، در منابع دورۀ اسلامی قصبۀ (مرکز) آن ولایت یعنی سمرقند را نیز سغد نامیده‌اند (اصطخری، مسالک و ممالک، ص 246؛ مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص 385). همچنین سغدِ خُرد نام روستایی بوده در نزدیکی سمرقند که سلسله‌ای از درویشان منسوب به امام علی بن حسن بن شیخ محمد سغدی از آن جا برخاسته و سلسلۀ آنها به خواجه احمد یسوی می‌رسیده است (ابوطاهر سمرقندی، سمریه، ص 114). بلاذری (فتوح البلدان، ص 280)، از شهری به نام سغدَبیل در ارمینیه یاد کرده که در پی کوچ گروهی از سغدیان و پارسیان در زمان ساسانیان بنا نهاده شد.
. kyreskhata
فرای، میراث باستانی ایران، ص 141.
. kath / khata
نرشخی، تاریخ بخارا، ص 9.
نمونه‌ای از چنین شهرهایی که در منابع سدۀ چهارم قمری آمده‌اند، عبارتند از:
بروکت، یگانکت، اَذَخکََت، ده نوجیکت، ارُسبانیکتَث، مادانکث، تکایکت، جموکت، نویکث که شهرهایی در اسپیجاب بودند؛ نُکَّث، جینانکث، نجاکث، خرشکث، نوجکث، خاتونکت، اشتورکت که شهرهای چاچ بودند؛ ارسیانکث، کردکت، بنجکث (مرکز اسروشنه)، یارکث (بارکث، بازکث) از شهرهای سمرقند و نموُجکث، فرغانکث، بمجکث و سیشکث از شهرهای بخارا (ابن‌حوقل، صوره الارض، ص 233؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ص 383- 386؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص 244- 267).
ابوطاهر سمرقندی در کتاب سمریه وجه تسمیۀ سمرقند را با ارائۀ نام‌هایی چون ثمرکنت (ثمر= نام شخص؛ کنت = کینونیت= دشمنی)، ثمرقند و… ارائه کرده است (ص 16- 17). نام این شهر در منابع یونانی مارکند (markanda) آمده (استرابو، جغرافیای استرابو، ص 41) که برگرفته از نام آن در عصر هخامنشی است و در منابع چینی «سا-ما-رِه-کان» (sa-ma-reh-kan))، «سی-یه-می-ز-کان» (si-ye-mi-z-kan) و «سوُن-ژ-کان» (sun-j-kan) نامیده شده است. در گزارش‌های مبلغان مسیحی سمیزکنت (semiscant) و در منابع ارمنی سمرگنت (semergent) بیان شده است (برتشنایدر، ایران و ماوراءالنهر در نوشته‌های چینی و مغولی سده‌های میانه، ص 366- 369).
برخی پسوند جند را به عنوان معرّّب به معنای شهر به کار برده‌اند و براساس متون کهن، خجند را خوش‌جند، خوب‌جند و به معنی شهر دوست‌داشتنی معنی کرده‌اند: (Vambery, History of Bokhara, p.8)
. صورت دیگر واژۀ کد به معنی سرور و به عنوان پیشوند در لقب کدخدا و کدبانو (کد= کذک) دیده می‌شود.

مطلب مشابه :  منبع تحقیق با موضوع حل و فصل اختلافات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید