دکتر«بهمن سرکاراتی» نقش پری را در ادب فارسی با آن چه که از آیین زردشتی درباره ی آن روایت شده است چنین مقایسه می کند : «از مجموعه ی اشاره های مربوط به پری در شاهنامه و کتاب های دیگر فارسی و افسانه و داستان های عامیانه چنین بر می آید که در ایران دوره ی اسلامی، پری، آن چنان که پیروان آیین زردشتی و مزدیسنان باور داشتند، موجودی زشت و ناخجسته نیست بلکه به صورت زن اثیری بسیار زیبا پنداشته شده که از نیکویی و زیبایی و حتی فرّ برخوردار است و مثال و نمونه ی زیبارویی و با اندامی و فریبندگی است و گاه به سبب بهی و سود رسانیش به مردمان و نیز به دلیل زیباییش در مقابل دیو و اهریمن قرار می گیرد.» (زمردی، 1383، ص 287).
به طور کلی باید گفت :پریان دارای منشی مبهم و ناروشن و سرشتی به ویژه شرور و بدخواه هستندو گاه به صورت زنانی جذاب و فریبنده ظاهر می شوند ومردم را فریب می دهند.از ویژگی های آن ها این است که قادرند، در هر لحظه به شکلی در بیایند.در اساطیر ایران،ازکارهای خارق العاده ی جمشید و سلیمان و ضحّاک این است که پریان ودیوان رازیر فرمان خود دارند.
درادبیات فارسی،پری مظهر لطافت وکمال وزیبایی است وگاه، سیمای او همچون فرشتگان است. درشاهنامه نیز،پری و سپاه کیومرث بااهریمن و سپاه وی،برای گرفتن انتقام خون سیامک می جنگد و درموارد دیگربه صورت تصویری برای زنان ومردان و چهره ی آن ها به کارمی رود.
پری ازباورهایی است که درشعرجنوب به صورت افسانه، نمودپیدا کرده و پاره ای از شعرهای معاصر این دیار را هم در نوردیده است. این موجود نامرئی ریشه در ساده اندیشی های بی اساس و اغراق آمیز و ساخته و پرداخته ی ذهن گذشتگان دارد.
«آن چه که در ادب فارسی و داستان ها و قصه های عامیانه و ادبیات روستایی و شبانی و فولکلوریک از لفظ «پری» مخصوصاًدرایران بعدازاسلام مستناد می گردد، آن را موجودی زیبا، خجسته، دارای فرّ وشکوه یزدانی و از جنس زن اثیری و سرشار از زیبایی و جمال درمقابل دیو و اهریمن پنداشته اند.» (زنگویی، 1369، ص 12).
امّا اگردرشعر، حوزه ی گسترده ی صورخیال راواسطه قرار دهیم وکاربرد و حرکت آزاد آن را به هر سمت و سویی امکان پذیر بدانیم، تا اندازه ای مشکل وجود پری رامی توانیم حل یاحدّاقل توجیه کنیم؛ زیراشاعر می خواهد ذهنیّت زیبایی خود را نسبت به معشوق واقعی یا خیالی خود عینیّت ببخشد و چون پری را بسیار زیبا و ایده آل می پندارد، به آن متوسل می شود تا به عنوان نمادی برتر معشوق خود را به آن همانند کند، و گرنه، این گونه ذهنیت ها و برداشت های تخیلی که قطعاً از شعر گذشته به شعر معاصر راه پیدا کرده، افسانه ای است که در عالم ماده ملموس نیست. امّا هر چه باشد هم در عالم خیال ممکن است و هم به شکل نمادین قابل بهره برداری است.
نمونه های اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«کوتاه کن دروغ !
شب نیست بزمگاه پری ها
شب، نیست با سکوت لطیفش جهان راز
از آب های رفته به دریای دور دست
و از برگ های گمشده در پیچ و تاب ها
نجوا نمی کنند درختان به گوش رود» (آتشی، 1386، ص 127).
«در کسوت پری ها
با جامه ی بلند غبار آسا
از کوچه های شمشاد آمد
و در مسیر او
گل های باز لادن حیرت گردند.» (همان، ص 201).
آتشی در مجموعه ی اشعار «دیدار در فلق» شعری با عنوان «چند و چونی با فایز» سروده است که در آن کلّاً درباره ی پری قصه های فایز و نیز پری رویاهای خودش گفته است که به ذکر چند نمونه از آن می پردازیم.
«پری دیدی پریشان شد، خیالت؟
پری رفت !

                                                    .