فواره ی نور نمی گذارد شیرجه بروم در آن
(آفتاب پیش از من رفته)
و سنگ که گنجایش از همه زردشت ندارد ، می ترکد .» (همان ، ص 1955) .
7-3-3-4- سلیمان
«وَ لَقد آتَینا داوُدَ وَ سُلَیمانَ عَلماً و قالاً الحَمدُ للهِ اَّلذی فَضَّلَنا عَلی کَثیرٍ مِن عبادهِ المُؤمِنیِنَ وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ و قالَ یا أَیُّها النّاسُ عُلَّمنا مَنطقَ الطَّیرِ وَ اُوتینا مِن کُلِّ شَیٍء إِنَّ هذا لَهُوَ الفَضلُ المُبینُ
ما به داوود و سلیمان علم و دانش عطا کردیم و آن دو گفتند : حمد و سپاس خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید و سلیمان وارث داوود گشت و گفت : ای مردم ، به ما زبان پرندگان آموخته شده و هر چه به ما عطا گردیده است ، و این جز فضیلتی آشکار نیست .»
«حضرت سلیمان (ع)» از انبیای بزرگ الهی در میان قوم بنی اسرائیل و فرزند و جانشین حضرت داوود(ع) بود . وی همانند پدرش علاوه بر مقام نبوت ، حکومت و سلطنت نیز داشت .
سلیمان در سیزده سالگی به جانشینی پدرش انتخاب شد . این انتخاب بر عالمان و عابدان بنی اسرائیل سنگین آمد و آن ها زبان به انتقاد گشودند . ولی مدّتی بعد ، بر خلاف انتظار ، وی را پیامبری رئوف ، سلطان عادل و حکمرانی فرزانه یافتند و از رفتار خود پشیمان شدند . بخش هایی از زندگانی این پیامبر بزرگ الهی در قرآن کریم و اخبار و روایات اسلامی بازگو شده است . در قرآن کریم ، هفده بار از سلیمان نام برده شده و آمده است که سلیمان ، پیامبر علم و حکمت بود که انس و پرندگان و حیوانات و بادو حتی شیاطین مسخر و تحت فرمان او بودند . خداوند به او منطق اسطّیر و زبان فهم حیوانات را ارزانی فرمود و او با هدهد و مورچه سخن می گفت . داستان هدهد و سلیمان و سلیمان و مور در قرآن ذکر شده است . همچنین از قضاوت خردمندانه ی او درباره از بین رفتن علف های تاکستان سخن به میان آمده است .
در تاریخ و ادبیات ، از انگشتر سلیمان ، که اعظم بر آن نقش بسته بود و بسیاری از کارها را با آن سامان می بخشید ، سخن های زیادی گفته شده است . از دیگر حوادث زندگی این پیامبر بزرگ ، ماجرای او با ملکه ی سبا و نیز بنای ساختمان بیت المقدس است . حضرت سلیمان سرانجام در پنجاه وپنج سالگی در حالی که بر عصای خود تکیه داده بود و از درون قصر به لشکریان خود می نگریست ، جان به جان آفرین تسلیم کرد ، و مدتی این چنین پابرجا بود تا این که موریانه ای عصای وی را جوید و پیکر بی جان سلیمان (ع) ، نقش بر زمین شد . او را در بیت المقدّس در کنار قبر پدرش به خاک سپردند .
نمونه اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«من دیوها را می ستایم
از خوان رنگین سلیمان می گریزم
من باده می نوشم به محراب معابد» (آتشی ،1386، ص24)
«در گرگ و میش ذهن
فرزند «سام نوح» نیما را
در درّه های کنعان می گرداند
و دختران سلیمان پادشاه
با کودکان وحشی من موش و گربه می بازند» (همان، ص1128)
«ای برگ سفید . . . آه . چهار

                                                    .