رشته حقوق

قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

از آنجا که با قتل یک انسان شرایط روحی و روانی اسفباری برخانواده مقتول مستولی می گردد در نتیجه قصاص قاتل ازیکسو موجب بازدارندگی قاتل از تکرار قتلهای دیگر می شود و ازسوی دیگر با التیام زخمهای روحی و روانی خانواده مقتول ،تعادل روانی در سطح اندک مجدداً به پیکره خانواده باز می گردد و ترمیم احساس در سطح وسیع در جامعه مجدداً باز تولید می شود .
اما در دین اسلام قصاص یک رفتار منحصر به فرد در مقابله با قتل نیست . در قرآن تنها برقصاص قاتل تأکید نشده است . قرآن برعفو و بخشش نیز تأکید دارد و تأکید بر غلبه جنبه خصوصی یا حق الناسی قصاص نیز به همین دلیل است . قرآن کریم اگرچه قصاص را حق اولیاء دم درقتل عمدی قرارداده است ، اما درعین حال عفو وبخشش قاتل را نیز توصیه کرده و اولیاء دم را به آن ترغیب نموده است . در اسلام درباب قتل انسان اگرچه بیان شده که چنانچه فردی کسی را به قتل برساند مانند این است که تمام مردم دنیا را کشته ، ازسوی دیگر تأکید نموده که چنانچه شخصی فردی را از مرگ نجات دهد مانند این است که تمام مردم دنیا را از مرگ نجات داده است .
قانون مجازات اسلامی نیز که براساس رویکرد نظام اسلامی مبتنی بر مطابقت قوانین با شرع مقدس وضع شده قصاص را برای مجازات قتل عمد در نظر گرفته است وبرای قتل عمد، اصل را برمجازات قصاص قرارداده است اما درعین حال در موارد گوناگون سعی برآن بوده که تاحد امکان مطابق با فقه ، مجازات قاتل عمدی را کاهش داده و از قصاص نمودن قاتل جلوگیری نماید .
در مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی هرچند براساس تعریف فقها از قتل عمد ونیز صراحت ماده 206 ق.م.ا قتل ارتکابی عمدی است اما در عین حال قتل ارتکابی ، قابل قصاص نبوده و مسئولیت مرتکب کاهش می یابد مصادیق کاهش مسئولیت در قتل عمد در قانون مجازات اسلامی بیشتر همان مواردی است که در کتب فقهی تحت عنوان شرایط قصاص بحث شده اما منحصر به این موارد نیست چرا که هرجایی که عمل ارتکابی قتل عمد باشد اما قانون گذار مجازات اصلی (قصاص) را قابل اعمال ندانسته در عین حال مجازات دیه و حبس تعزیری را به جای مجازات قصاص در قانون مجازات اسلامی گنجانده است مسئولیت فردکاهش یافته است .
« در اسلام تشریع قصاص هیچ گونه ارتباطی با مسئله انتقام جویی ندارد ، هدف از قصاص حفظ حیات عمومی اجتماع و پیشگیری از تکرار قتل و جنایت است »1 .مسئولیت کیفری کاهش یافته در قتل عمد بر پایه رویکرد سیاست کیفری فقه امامیه مبنی بر رهایی حداکثری قاتل از مجازات اعدام است از این رو شاید با فرصت دوباره بخشیدن به قاتل بر ادامه زندگی،یکی از اهداف مجازات یعنی اصلاح فرد،قابل دست یابی باشد .اما از سوی دیگر حمایت از قربانی جرم و جلو گیری از تکرار جرم در آینده از جانب مجرم و ارعاب دیگران از دیگر اهداف مجازات است .لذا در کاهش مسئولیت باید این اهداف نیز در نظر گرفته شود و بسته به نوع جرم و حالات مجرم و موقعیتی که مجرم در آن قرار گرفته اقدام به کاهش مسئولیت ویا عدم کاهش مسئولیت واعمال مجازات کامل در نظر گرفته شده نسبت به مجرم نمود
الف) بیان موضوع تحقیق
1) مفهوم مسئولیت کیفری:
در فرهنگ لغات مسئولیت به معنی مورد سوال قرار گرفتن وبه مفهوم تکلیف و وظیفه و آنچه که انسان عهده دار آن باشد تعریف شده است . در فرهنگ جامع نوین عربی به فارسی ، مسئولیت به معنی قابل بازخواست ، و مسئول به معنی قابل جواب آمده است 2.
همچنین در فرهنگ فارسی معین « مسئول به معنی ، چیزی خواهش شده ، کسی که فریضه ای برذمه دارد که اگر عمل نکند از او بازخواست شود و مسئولیت به معنی مسئول بودن وموظف بودن به انجام امری »3
در فرهنگ فارسی عمید « مسئولیت عبارت است از آنچه انسان عهده دار و مسئول آن باشد و مسئول به معنی پرسیده شده وخواسته شده آمده است » 1 در مورد مسئولیت کیفری قانونگذارتعریفی از آن ارائه نداده است و درکتب حقوقی نیز نویسندگان برسرآن اتفاق نظر ندارند .
دررابطه با تعاریف ارائه شده از سوی حقوقدانان راجع به مسئولیت کیفری ، بیشتر این تعاریف را می توان در دو مورد خلاصه کرد : 1) مسئولیت کیفری عبارت است از « قابلیت یا اهلیت » شخصی برای تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود2»2) «التزام یا مجبور بودن» شخص نسبت به تحمل تبعات جزایی .
رفتار مجرمانه خود3
از این تعاریف پی به این برده می شود که برای تحقق مسئولیت کیفری سه مرحله مجزا نیاز است به عبارت دیگر مسئولیت کیفری یک فرایند است که از نقطه ای آغاز و به نقطه ای سرانجام می رسد . در مرحله نخست شخص دارای نوعی وضعیت خاصی است که به موجب آن وضعیت « اهلیت » می یابد تا بارتبعات جزایی رفتار خود را تحمل کند . مرحله دوم مرحله « تحمل» تبعات رفتارمجرمانه می باشد ومرحله سوم این فرایند نیز مرحله « تحمیل» تبعات رفتار مجرمانه است . با این توضیحات برای مسئولیت کیفری دوچهره ترسیم کرده اند که نوع اول «مسئولیت انتزاعی » و نوع دوم « مسئولیت واقعی » می باشد .
1-1) مفهوم انتزاعی مسئولیت کیفری:
مسئولیت انتزاعی در مسئولیت کیفری در واقع ناظر به خصوصیتی می باشد که فرد را به صورت بالقوه و ابتدایی در وضعیت و حالتی قرار می دهد تا هنگامی که فرد مرتکب فعل مجرمانه وبرخلاف قانون شد بتوان مجازات را براو تحمیل کرد به عبارت دیگر این مسئولیت (مسئولیت انتزاعی ) همان تعریف مورد اول از مسئولیت کیفری می باشد «قابلیت یا اهلیت شخص برای تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود » اهلیت انتزاعی چیزی نیست جز جنبه بالقوه مسئولیت کیفری
1-2) مفهوم واقعی مسئولیت کیفری : پس از اینکه فرد از نظر اهلیت واجد مسئولیت شد، پس از ارتکاب فعل مجرمانه می توان پیامد رفتار مجرمانه را که همان مجازات می باشد براو تحمیل کرد به عبارت دیگر اهلیت واقعی همان حالت فعلیت یافته مسئولیت کیفری می باشد که با ارتکاب جرم توسط شخص ، مسئولیت کیفری حالت عینی پیدا کرده و شخص مجبور به تحمل مکافات عمل خود می باشد . تعریف نوع دوم از مسئولیت کیفری که در ابتدا بیان شد در مقام تعریف مسئولیت کیفری واقعی می باشد . باید گفت که اهلیت شخص برای تحمل کیفر جنبه ابتدایی مسئولیت کیفری می باشد و تا زمانی فرد واجد این اهلیت نباشد هرچند مرتکب جرم شود نمی توان او را مسئول دانست وبا وجود این حالت است که هرزمان که فرد مرتکب جرم شد اعمال مجازات براو ازنظر کیفری بلامانع می باشد به عبارت دیگر داشتن اهلیت کیفری شرط لازم برای مسئول شناختن می باشد و شرط کافی آن نیز شرط کافی مسئولیت واقعی و عینی می باشد .
2- مسئولیت کیفری و مفاهیم مشابه
اکنون که مفهوم مسئولیت کیفری مشخص شد به بیان مفاهیم مشابه با مسئولیت کیفری از جمله اهلیت جنایی، اهلیت جزایی و مقایسه مسئولیت کیفری و ضمان پرداخته می شود .
2-1)مسئولیت کیفری و اهلیت جنایی، حقوق جزا درمقام بیان شرایط وتعریف اعمالی می باشد که ارتکاب یا عدم ارتکاب آن اعمال از نظر قانون جرم بوده و قابل مجازات می باشد . لذا باید گفت پایه و اساس حقوق جزا پدیده جرم است . اما جرم تنها از طریق انسان ارتکاب می یابد و حیوانات مخاطبین حقوق جزا نیستند زیرا جرم یک پدیده ارادی است و حیوانات فاقد این خصوصیت اند .
گفته شد که جرم تنها از طریق انسان قابل ارتکاب است در عین حال حقوقدانان ارتکاب جرم را تنها برای برخی از انسانها قابل تصور می دانند 1به عبارت دیگر باید درانسان شرایطی موجود باشد تا « اهلیت » ارتکاب جرم را پیدا کند و این نوع اهلیت را اهلیت جنایی می نامند . از این نظر درصورت عدم وجود « اهلیت جنایی » از ناحیه فرد مرتکب جرم ، عنوان مجرم از او سلب می شود . از این دیدگاه صغار و مجانین فاقد اهلیت جنایی می باشند به همین دلیل هیچ یک از رفتارهای زیان بار آنها جرم تلقی نمی شود اما در مقام بیان علت اینکه چرا صغار و مجانین دارای اهلیت جنایی نمی باشند، از این نظر حقوقدانان قائل به دو نظر شده اند.
عـده ای براین نظـر هستند که « اصـولا ایـن دو گروه مخـاطب امـرونهی جزایی نبوده و مشمـول قـوانین جـزایی نمی باشند1»
عده ای دیگر صغار ومجانین را به حکم اینکه این دو گروه فاقد رکن معنوی می باشند آنها را مجرم نمی دانند . زیرا رکن روانی نیز در کنار رکن قانونی و رکن مادی ، یکی از ارکان سه گانه جرم است و زوال عنوان جرم از عمل چنین افرادی به دلیل زوال رکن معنوی می باشد 2.
در نقد دیدگاه اول که بیان می دارد این دو گروه مخاطب قوانین جزایی نمی باشد باید گفت که قانون مجازات اسلامی درماده 49 بیان می دارد « اطفال در صورت ارتکاب جرم ، مبری از مسئولیت کیفری می باشند » و طبق ماده 51 « جنون در حال ارتکاب جرم در هردرجه ای که باشد رافع مسئولیت کیفری است » در واقع قانون مجازات اسلامی با بیان این دو ماده اعلام می کند که ارتکاب جرم توسط این دو گروه نیز امکان پذیر است اما درعین حال آنان را از تبعات ارتکاب جرم مبری می داند .همچنین در مورد نظریه دوم که قائل به زوال رکن روانی از افعال چنین افرادی هستند باید گفت که چنین افرادی درارتکاب فعل خود دارای عمد و اراده هستند اما دارای اراده معتبر برای ارتکاب جرم نمی باشند . در واقع چنین افرادی دارای سوء نیت ویا خطای جزایی در افعال ضد قانونی خود نمی باشند به همین علت قابل مجازات نیستند .
2-2-) مسئولیت کیفری و اهلیت جزایی
در بیان مفهوم اهلیت جزایی چنین گفته شده « اهلیت جزایی به یک حالت خاص یا وضعیت معین در شخص گفته می شود که چنانچه درآن حالت یا وضعیت به ارتکاب جرم مبادرت کند از قابلیت تحمل مجازات برخوردار خواهد شد .3»

مطلب مشابه :  توسط نرم افزار

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید