علامه حلی در “قواعد الاحکام ” بیان داشته سبب چیزی است که اثر اندکی در ایجاد حادثه دارد و از این حیث مانند علت است اما از حیث دیگر به شرط شباهت دارد.
قانونگذار سبب را در ماده 506 قانون مجازات اسلامی مصوّب 92 اینگونه تعریف می کند” تسبیب در جنایت آن است که کسی سبب تلف شدن یا مصدومیت دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نشود بطوری که در صورت فقدان رفتار او جنایت حاصل نمی شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.” در این ماده سبب آن چیزی است که در صورت فقدان آن، حادثه محقق نمی شود و در واقع تسبیب از ترک فعل ناشی شده است و تسبیب وجودی را در بر نمی گیرد. بنابراین تعریف ارائه شده در این ماده کامل نبوده اما می توان با استفاده از مفهوم مخالف ماده فوق و سایرقوانین و مواد دیگر ابهامات موجود در ماده مذکور را جبران نمود و در این ماده به تسبیب ناشی از فعل نیز استناد کرد. در قانون مجازات مصوَب 70 نیز در ماده 318 قانونگذار تعریف مشابه ماده 506 قانون مجازات 92 را بیان کرده بود.
به طور کلی در تعریف سبب می توان گفت سبب فعل یا ترک فعلی است که بطور غیر مستقیم و با واسطه موجب تلف و یا ورود خسارت شده و شخص مستقیماً خسارتی را وارد نمی آورد بلکه با فراهم آوردن مقدمات و اسباب به دیگری خسارت وارد می کند.مانند کندن چاه و یا نصب چاقو و کارد.قانونگذار در ماده 331 قانون مدنی بیان می دارد: هرکس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آنرا بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده است باید از عهده نقص قیمت برآید، و منظور از سبب در این ماده فراهم کردن مقدمات تلف شدن مال دیگری است که در این صورت فرد مسبب مکلف است که از عهده تلف وارد شده برآید.
در زمینه مستندات تسبیب فقها طبق اخبار معتقدند که شرط ضمان سبب تقصیر است بدین معنا که اگر مرتکب تقصیر شود ضامن است در صورتی که در مسئولیت فرد مباشر تقصیر شرط نیست.
سبب اقسامی دارد: 1- سبب قولی؛ سببی ست از نسخ گفتار یا لفظ که در آن طرفین قرارداد با ایجاب و قبول لفظی سبب بوجود آمدن عقد می شوند مانند عقد یا ایقاع.
2- سبب فعلی؛ سببی است که با انجام دادن فعلی از افعال صورت می پذیرد مانند حیازت مباحات یا احیا کردن زمین های موات که در آن شخص با انجام دادن فعل یا افعالی سبب احیا شدن یک زمین موات را فراهم می آورد. سبب فعلی به دو قسم فعل مثبت و فعل منفی تقسیم می شود. فعل مثبت یعنی شخص با انجام دادن یک فعل سبب تلف شدن مال می شود مانند اینکه اشیاء لغزنده ای را در معبر عام بیندازد و سبب شکستن دست و پای دیگری شود یا باعث پاره شدن لباس وی شود. فعل منفی بدین معنا که فرد با ترک فعل سبب ورود خسارت می شود. مانند اینکه فرد نظامی که وظیفه ی او کمک رسانی به دیگران است به آن عمل نکرده و موجب ورود خسارت به دیگران می گردد.
بحث تسبیب در مبحث دیات قانون مجازات اسلامی مطرح شده است و شاید این امر به ذهن متبادر شود که تسبیب فقط در جرایم غیر عمدی محقق می شود در صورتی که این موضوع صحیح نمی باشد و در کنار سبب غیر عمدی، سبب عمدی و شبه عمد نیز وجود دارد.
3- سبب عمدی به سببی گفته می شود که در آن فرد با انجام فعل یا ترک فعل به صورت ارادی باعث وقوع جنایت یا تلف شدن مال شخص دیگری می شود مانند اینکه فرد دیگری را که شنا نمی داند داخل آب بیندازد و موجب مرگ وی شود.
4- در سبب شبه عمد، فرد فعل یا ترک فعل را به صورت ارادی انجام می دهد اما قصد وقوع نتیجه را ندارد مانند شخصی که در معبر عمومی چاهی را حفر می کند و دیگری در آن سقوط می کند و می میرد.
5- سبب خطای محض درنتیجه یک بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت ایجاد می شود مانند کسی که به قصد شکار حیوان تله ای را نصب کند و در راه یک انسان قرار دهد با این فکر که حیوان است و تله موجب نقص عضو آن شخص گردد. مصادیق سبب عمدی و غیر عمدی در بخش اول ماده 520 قانون مجازات 92 بیان شده است که در آن اگر شخصی خود را از جای بلندی پرت کند و در اثر آن سبب خسارت بر دیگری شود حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می شود.
6- سبب معنوی؛ سببی که در آن وصف دارای حکمتی است که باعث مشروعیت یافتن حکم سبب می شود مانند زنا که سبب حد است یا ملکیت که سبب انتفاع از آن است یا اتلاف بالمباشره و بالتسبیب که سبب ضمان شخص می شود. سبب معنوی مورد بحث در مسئولیت مدنی است.
7- در سبب وقتی لازمه ثبوت حکم شرعی، وقت است مانند وقت زکات دادن، وقت روزه گرفتن یا وقت حج و یا اوقات نمازها که لازمه وجوب نماز هاست به گونه ای که نماز ظهر وقتی به انسان واجب می گردد که وقت آن رسیده باشد.
8- سبب مقارن که در آن مسبب و سبب هم زمان با یکدیگرند مانند شرب خمر، زنا و دزدی که همزمان با استحقاق فاعل(مسبب) به مجازات حد است یا همراه بودن ملکیت با حیازت مباحات یا احیاء موات.
9- سبب متأخر مسبب از حیث زمان مقدم بر سبب است مانند غسل احرام که مقدم بر میقات است یا پرداخت زکات در ماه رمضان و قبل از وارد شدن ماه شوال، مگر اینکه سبب وجوب زکات رسیدن ماه شوال باشد که در این صورت در دسته اول قرار می گیرد.
10- سبب طولی یعنی دخالت اسباب متعدد در وقوع نتیجه با تقدم و تأخر زمانی همراه باشد و اثر آن ها بر اساس تعاقب و تسلسل باشد به گونه ای که تأثیر هریک از آنها متوقف بر تأثیر دیگری باشد. به عنوان مثال راننده ای در اثر بی مبالاتی موجب انحراف اتومبیل مقابل و در نتیجه تصادم آن با عابری می شود و او را مجروح می سازد او را به بیمارستان منتقل می کنند و در بیمارستان به دلیل عدم رعایت موازین درمانی توسط پزشک مسموم می شود، به اتاق عمل منتقل و در آنجا به علت نقص فنی برق بیمارستان مصدوم فوت می کند.
11- در سبب عرضی چند سبب همزمان باعث وقوع جنایت می شوند بطوری که بین افعال آن ها هیچ گونه تقدم و تأخر زمانی وجود ندارد و جنایت حاصل شده ناشی از فعل همه ی آنهاست و میان رفتار هریک از آنها و جنایت رابطه سببیّت وجود دارد. مانند اینکه اولی غذای مجنی علیه را آلوده به سم می کند و دومی قهوه ی او را و مقتول در نتیجه تأثیر هردو سم فوت می کند.
ماده 527 قانون مجازات جدید به بحث شرکت در جرم به صورت تسبیب اشاره نموده است. قانونگذار در ماده 364 قانون مجازات اسلامی سابق میان سبب طولی و عرضی تفاوتی قائل نشده بود و حکم بیان شده در ماده را بطور مطلق بیان نموده بود اما در ماده 535 قانون مجازات جدید با قید عبارت “بصورت طولی” حکم این ماده را فقط به اسباب طولی اختصاص داده است.
12- سبب حسی؛ هرگاه جانی اراده و احساس شخص دیگری (مباشر) را برای ارتکاب فعل مورد نظر تحت اختیار داشته باشد بگونه ای که وی برای تخفیف جنایت و ورود خسارت از اسباب یا سبب روانی و اقدامات غیر مادی استفاده نموده است که می تواند از انواع جنایت بالتسبیب باشد. مثل اینکه جانی با تحریک و یا تشویق ، اکراه و یا تهدید، فرد دیگری را برای ارتکاب جنایتی ترغیب و تقویت نماید و تحت تأثیر آن تحرکات مرتکب عملی زیانبار گردد سبب حسی بر دو نوع سبب معنوی و سبب مادی تقسیم شده است. سبب معنوی مانند اکراه بر قتل و یا تحریک و ترغیب و سبب مادی مانند رها کردن حیوان، روشن کردن آتش، حفر چاه. در تعریف دیگری از سبب حسی می توان گفت سببیّت کسی یا چیزی به حدی آشکار و روشن باشد که کسی در آن شک و تردیدی نداشته باشد.
13- سبب قانونی یا شرعی؛ سببی است که به اعتبار احکام شرعی و قانونی، زیان دیده مستحق دریافت خسارت می گردد. سببی که شارع آن را قرار داده و جنبه اعتباری دارد. مانند شهادت دروغ که موجب اجرای قصاص یا اعدام شود یا گواهی کذب بر وقوع عملی یا جنایتی که موجب کیفر کسی باشد. در اینجا شهادت دروغ به حکم قانون و موازین شرعی موجب اجرای کیفر را ایجاد کرده است.
14- سبب عرفی؛ ملاک و معیار تشخیص سبب بر عهده عرف است بنابراین نه حسی است و نه قانونی و نه شرعی در واقع می توان گفت وارد کننده زیان به اعمالی دست زده است که عرف فعل و عمل وی را سبب خسارت وارد شده می داند در صورتی که ممکن است علت حادثه امر دیگری بوده باشد مانند ترساندن دیگری که موجب مرگ وی شود که از دید عرف سبب فوت محسوب گردد و یا اطعام فردی با غذای مسموم هرچند که مقتول به عنوان مباشر در خوردن غذای مسموم در قتل خود نقش داشته است اما عرف وی را در صورت جهل به موضوع بری می داند و سبب حادثه را میزبان می شناسد.
در مقابل مفهوم سبب دو مفهوم شرط و علت قرار دارد. شرط در لغت به معنای قرار، پیمان، عهد، نشان و علامت ست و در اصطلاح فقه و اصول فقه شرط به معنای چیزی است که وجود آن برای تحقق چیز دیگر لازم و ضروری است.در مقایسه بین سبب وشرط باید گفت با وجود شباهتی که میان آنها وجود دارد با هم متفاوت هستند. شباهت سبب با شرط این است که هردو اگر نباشند نتیجه محقق نمی شود به این معنا که اگر شرط نباشد مشروط بوجود نمی آید و اگر سبب نباشد مسبب به وجود نمی آید اما با این وجود سبب نسبت به شرط در وقوع نتیجه تأثیر بیشتری دارد بدین معنا که اگر سبب وجود داشته باشد غالباً مسبب و تلف واقع می شود اما با وجود شرط معمولاً تلف به وجود نمی آید.
در کتب لغوی علت به معنای جهت، بهانه، سبب و نیازست، از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول پدید می آید یعنی چیزی که فعل به آن نسبت داده می شود. در سبب عدم آن باعث عدم حادثه می شود ولی وجود آن الزاماً باعث وقوع حادثه نمی شود در صورتی که میان معلوم و علت رابطه عدم و وجود برقرار است و این رابطه تخطی ناپذیر است. علت بدون هیچ واسطه ای معلول را به وجود می آورد اما سبب زمینه تحقق نتیجه را بوجود می آورد اما علت تحقق حادثه سبب نیست بلکه عامل دیگری (مباشر) به عنوان واسطه حادثه را محقق می سازد.

                                                    .