رشته حقوق

قاعده نفی سبیل و ارتباط مصرف با تولید

دانلود پایان نامه

به طور کلی از نظر اسلام، «صرف نظر از آثار عارضی که ممکن است بر فقر و یا ثروت مترتب شود، فقر اصولا نامطلوب و ثروت اساسا مطلوب شمرده شده است» (کلانتری،65:1387). اگر ثروت از راه مشروع کسب و در مسیر صحیح خود مورد استفاده قرار گیرد بهترین کمک تقوا و وسیله دست یابی به آخرت است. اما نکته قابل ملاحظه که در سطور آینده بیشتر به آن می پردازیم این است که معمولا ثروتمندان یا از راه نامشروع به کسب ثروت می رسند و یا از آن به خوبی و در مسیر مطلوب بهره نمی گیرند. لذاست که پیامبر اکرم(ص) پس از خود برای امتش از سه چیز بیمناک است که یکی از آن سه چیز، فراوانی ثروت است که موجب مستی و طغیان بندگان در برابر خداوند می گردد (بحارالانوار: ج2، ص42 ؛ الخصال: ج1، ص164).
4- قاعده نفی سبیل و ارتباط مصرف با تولید
ارتباط میان مصرف و تولید از قوانین اولیه ی علم اقتصاد است. مشخصات این رابطه بدین صورت است که افزایش تولید منوط به گسترش بازارهای مصرف است و هر چقدر محصولات تولید شده به دست مصرف کنندگان رسیده و مورد استفاده واقع شوند، تولید کالاها و محصولات جایگزین بیشتر اتفاق می افتد. و نیز کاملا واضح است که این چرخه ی مشخص منجر به ایجاد و رشد سود و بالارفتن سرمایه ی تولید کنندگان می گردد. به عبارت دیگر مصرف هر چه بیشتر مردم باعث افزایش تولید کالا توسط تولیدکنندگان و افزایش تولید منشاء رشد سود و سرمایه ی صاحبان سرمایه می گردد.
از سوی دیگر در دین اسلام قاعده ای تحت عنوان «نفی سبیل» وجود دارد که فقها و عالمان دینی آن را از آیه ی141 سوره نساء که فرموده است: «و لَنْ یَجْعَلِ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى المُوْمِنینَ سَبیلاً» استخراج نموده اند. مضمون کلی قاعده نفی سبیل این است که هر راه، مسیر، عامل و یا عللی که باعث تسلط کفار بر مسلمانان و مومنان گردد، مردود بوده و می بایست مسدود گردد. به عبارت دیگر از نگاه فقها، وضع هر قانونی که در آن و یا به واسطه آن، به هر نحوی از انحاء، تسلط کفار بر مسلمانان حاصل گردد، از نظر شرعی و دین اسلام منسوخ و بی اعتبار است. حال اگر دامنه این قاعده را از صرف ادبیات فقهی آن کمی گسترش دهیم و آن را ناظر بر نظام رفتاری تک تک مسلمانان تعریف کنیم، مضمون قاعده اینگونه خواهد بود که هرگونه رفتاری از مسلمانان که باعث تقویت کفار چه در زمینه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی، و در نتیجه تسلط آنان بر مسلمان در عرصه های مختلف گردد، شرعا حرام بوده و می بایست تغییر رویه در رفتار ایجاد گردد.
حال با عنایت به این دو ملاحظه فوق الذکر، اگر بتوان به این نتیجه رسید که مصرف کالاهای تولیدی توسط کمپانی های غیر مسلمانان که امروزه صاحب بزرگترین کمپانی های تولید کننده انواع کالاهای مصرفی در جهان هستند، باعث تقویت اقتصادی آنان شده و در نتیجه تسلط سیاسی، نظامی، رسانه ای و… آنان را بر مسلمانان در برخواهد داشت، می توان حکم به این مساله کرد که مصرف کالاهای تولید شده توسط این کمپانی ها، حرام است. این قضیه از یک سو باعث تضعیف آنان و از سوی دیگر باعث روی آوردن مردم به مصرف کالاهای داخلی و در نتیجه حمایت و تقویت تولیدکنندگان داخلی می گردد.
5- مفهوم نیاز
مفهوم «نیاز» که بعضا مترادف «انگیزه»؛ «خواست»؛ «تمایل» و «آرزو» نیز دانسته شده است به نیروی ذهنی اطلاق می گردد که موجب انگیزش و سرزدن رفتار خاصی از انسان می شود تا نیاز پیدا شده رفع شود. الکساندر ماری نیاز را اینگونه تعریف می کند:
نیاز عبارتست از نیرویی که از ذهنیات و ادراک آدمی سرچشمه می گیرد و اندیشه و عمل را چنان تنظیم می کند که فرد به انجام رفتاری می پردازد تا وضع نامطلوب را در جهتی معین تغییر دهد و حالت نارضایتی را به رضایت و ارضای نیاز تبدیل کند (الوانی،56:1370).
برای تقسیم بندی نیازهای گوناگون بشر، تقسیم بندی های مختلفی صورت گرفته است که جامع ترین آنها توسط شهید مطهری صورت گرفته است. ایشان در یک تقسیم بندی کلی، نیازهای انسان را به دو دسته نیازهای فطری و نیازهای غیر فطری و یا همان نیازهای اولیه و ثانویه تقسیم می کند. وی نیازهای اولیه را نیازهایی می داند که از عمق ساختمان جسمی و روحی افراد و همچنین از طبیعت زندگی اجتماعی او سرچشمه می گیرند و تا انسان، انسان است و زندگی وی زندگی اجتماعی است، این نیازها وجود دارند. این نوع نیازها یا جسمی اند یا روحی و یا اجتماعی. نیازهای جسمی مانند خوراک و پوشاک و…، نیازهای روحی مانند نیاز به محبت و ستایش و نکوهش و…، و نیاز اجتماعی از قبیل معاشرت، مبادله، عدالت و…، نیازهای ثانویه نیازهایی هستند که از نیازهای اولیه ناشی می شوند اما با توجه به شرایط و زمینه های فرهنگی و اجتماعی جوامع خاص در طول تاریخ متفاوت هستند. به عبارت دیگر نیازهای اولیه محرک بشر به سوی کمال هستند اما نیازهای ثانویه خودشان نیز ناشی از تکامل سطح زندگی است. نیازهای اولیه همواره ثابت بوده و کهنه نمی شوند اما نیازهای ثانویه ممکن است با مرور زمان کهنه و از بین بروند (مطهری،138:1370).
نیازهای انسان را می توان به دو دسته نیازهای واقعی و نیازهای کاذب نیز دسته بندی کرد. نیازهای کاذب نیازهایی هستند که از هیچ واقعیتی نشئت نگرفته و صرفا ناشی از مجموعه از پندارها، خیالات و تبلیغات شعارگونه می باشند که گاه برای پیشبرد اهداف خاصی ایجاد و پیگیری می شوند. اما نیازهای واقعی نیازهایی هستند که از یک واقعیت عینی ناشی شده و دارای بعد مادی و معنوی می باشند (انصاری،22:1389).
مقوله نیاز کاذب در دنیای مدرن بیش از آنکه یک امر اقتصادی باشد یک موضوع فرهنگی بوده و با مناسبات فرهنگی و اجتماعی ارتباط مستقیم دارد. آنچنان که جان فیسک می گوید «هر کالایی که تولید می شود می تواند فرهنگی شود. کالای فرهنگی می تواند در بازار فرهنگی یا بازار مالی به فروش برسد. در حقیقت نیاز های جامعه تغییر پیدا می کنند و نیاز های فرهنگی شکل می گیرند» (فیسک،67:1387).
جامعه سرمایه داری پس از پاسخ به نیازهای اولیه انسان کالاهایی مازاد بر نیاز جامعه و با تنوع روزافزونی تولید می کند که خواهی نخواهی افراد را در معرض انتخاب قرار داده و سپس کالاهای خود را با تبلیغات فراوان تر و به روزتر عرضه می کند. همین امر در حوزه کالاهای فرهنگی هم رخ می دهد. البته درباره کالای فرهنگی آنچنان که گفته شد باید ذکر کرد که هر کالایی می تواند فرهنگی باشد. حتی یک تی شرت. استوارت هال می گوید: «فرهنگ نه بازتاب دهنده، بلکه یکی از سازه های جهان مدرن است و همان قدر عامل دگرگونی است که فرایند های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی» (هال ،54:1390).
دالن تیموتی نیز معتقد است: «در حال حاضر حتی خرید کالاهای روزمره یک فعالیت محسوب نمی شود و تنها یک تجربه است که مادیت خود را از دست داده و تبدیل به یک رویداد فرهنگی شده است» (تیموتی،29:1390).
نیازهای کاذب گاهی اوقات اینگونه به وجود می آیند که نظام تبلیغاتی بازار مانند ویترین ها، این تصور را به مردم منتقل می کنند که کالاها یک سیر و زنجیره مکمل هستند که در کنار یکدیگر تعریف شده و هر کدام بدون دیگری کاربردی ندارد و یا کامل نیستند. تقریبا کلیه فروشگاه های پوشاک، لوازم الکتریکی منزل، لوازم آرایشی و… یک رشته اشیاء مختلف عرضه می کنند که به نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند و با یکدیگر تناسب دارند و گستره ای از اشیای گلچین شده و مکمل را برای مخاطب تداعی می کنند. بدین ترتیب رابطه مصرف کننده با شیء تغییر کرده است. مصرف کننده دیگر به فلان شیء برای فایده خاص آن مراجعه نمی کند بلکه به مجموعه ای از اشیاء با دلالت کلی آنها روی می آورد. ماشین لباس شویی، یخچال، ماشین ظرفشویی و… در مجموع مفهومی متفاوت از آن چیزی دارند که هر یک به عنوان یک وسیله منزل از آن برخوردارند. ویترین ها، آگهی های تبلیغاتی و مارک ها که نقشی اساسی در این زمینه دارند، دیدگاهی منسجم و جمعی از این وسایل ارائه می دهند (بنت :1386).
برای روشن تر شدن بحث نیاز کاذب و ارتباط آن با الگوی مصرف لازم است یک تحلیل کامل از شرایط امروز جامعه جهانی و به خصوص ایران که به نوعی هم مدرن است و هم سنتی، ارائه دهیم. در جامعه امروز ایران چند عنصر تاثیرگذار در بحث نیاز کاذب وجود دارد.
5-1- مد و مصرف گرایی مدرن
جهانی که امروزه در آن زندگی می کنیم را می توان به لحاظ سبک زندگی، جهانی مصرفی دانست و این امر نیز ارتباط نزدیکی با منطق اقتصادی حاکم بر جهان یعنی منطق سرمایه داری دارد. ” انباشت دم افزون سرمایه برای سرمایه گذاری مجدد ” منطقی است که سرمایه داری از آن پیروی می کند و پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم که مبدا پیدایش چنین منطقی پیدایش ” مازاد تولید” بود. اقتصاد ماشینی به دلیل تولید انبوه و مازاد تولیدی که از خود به جا می گذاشت جایگزین اقتصاد معیشتی گردید و به تبع آن سود سرشاری را نیز به همراه داشت. سرمایه داری به منظور انباشت دم افزون سرمایه نیازمند به مصرف رساندن کالاهای حاصل از تولید انبوه خود است و به همین دلیل باید به دنبال بازار مصرف انبوه باشد. مسلم است که بازارهای موجود در هر جامعه ای محدود و در معرض اشباع می باشند. لذا «سرمایه داری برای بقاء خود می بایست از داخل مرزها فراتر رفته و بازارهای موجود در جوامع دیگر را نیز در اختیار خود بگیرد. اما این امر با یک مشکل اساسی به نام بازار مصرف مواجه است» (زاکس ،90:1377). بازار مصرف، آن هم مصرف انبوه مستلزم تغییر ذائقه بازار به تناسب محصولات تولید شده است و در غیر این صورت این امکان وجود نخواهد داشت و سرمایه داری برای ادامه بقا با مشکل روبه رو خواهد شد. به نظر می رسد برای تقریب به ذهن ذکر یک مثال خالی از فایده نباشد.
جامعه ای را تصور کنید که افراد آن به دلایل فرهنگی و سنتی موجود در آن جامعه از یک نوع سبک پوشش مخصوص پیروی می کنند و همه بلا استثنا این سبک پوشش را رعایت می کنند و متفاوت بودن در این جامعه مساوی با ناهنجاری است. حال اگر یک تاجر سرمایه دار بخواهد در این جامعه تجارت شلوار جین و یا شلوار لی بکند لاجرم با شکست روبه رو خواهد شد و سرمایه خود را به باد خواهد داد زیرا در این جامعه شلوار جین یا لی به مصرف نخواهد رسید و هر چقدر هم که تولید این شلوارها برای تاجر به صرفه باشد در آخر با ضرر همراه خواهد بود. دلیل این امر نیز واضح است. ذائقه این جامعه هیچ تناسبی با محصول عرضه شده ندارد و برای به مصرف رساندن این محصول باید ذائقه این جامعه را تغییر داد. حال تنها راهی که پیش رو باقی می ماند این است که سرمایه داری همراه با ورود خود به هر جامعه ای فرهنگ مصرف را نیز وارد آن جامعه نموده تا بدین وسیله بتواند کالاهای تولید شده خود را به مصرف برساند. تغییر فرهنگ جوامع امری ساده نیست و نیازمند برنامه ریزی دقیق و حساب شده است. رابرت باکاک در زمینه مصرف و سرمایه داری می گوید:
فرایند مصرف آنچنان فرایندی از فعالیت اجتماعی، فرهنگی و نمادین است که بر خلاف تصور منفعت گرایی، لیبرالیسم کلاسیک یا بعضی از انواع مارکسیسم ماده گرایانه، کاملا اقتصادی نیست. مصرف را در صورت بندی های مرفه اجتماعی سرمایه داری مدرن غرب بایستی به عنوان فرایندی که با بازی نمادها و نه با ارضاء نیازهای مادی حکومت سرو کار دارد، دید (باکاک ،126:1386).
یکی از ابزارهای موثر در بحث انتقال فرهنگ و سبک زندگی پدیده «مد » است. گئورک زیمل جامعه‌شناس آلمانی، مد و مدسازی را فرآیندی می‌داند که بر اثر کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیه بر فراگرد تمایز حاصل می‌شود (simmel, 1971:87). مد از نظر لغوی به معنای صورت و شکل و از نظر اصطلاحی به چیزی گفته می شود که به دلایل مختلف در یک زمان معین رواج پیدا می کند و بر دو قسم است:
1-مادی مانند : لباس و لوازم منزل
2- غیر مادی مانند رفتارها، نحوه زندگی یا نگرش ها که در یک زمان به صورت مد نمودار می شوند.

مطلب مشابه :  اصول حاکم بر ارتباطات میان‌فرهنگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید