رشته حقوق

قابلیت اندازه گیری

دانلود پایان نامه

دی بیر و کوستر فری (2009 ) در صددبررسی میزان فرد ی شدن در 25 کشور صنعتی بودند .با توجه به نظریات بک ، گیدنز وباومن آن ها برای فردی شدن سه بعد را در نظر گرفتند : سنت زدایی ، رهایی و همه چیز خوارگی . و تلاش کردند که این سه بعد را مورد سنجش قرار دهند . از آن جا که سنت زدایی بدان معناست که پیوند افراد با نهاد های سنتی سست و ناپدید می شود معرف روشن برای این بعد عضویت در نهاد های سنتی است از این رو آن ها برای سنجش سنت زدایی عضویت افراد در نهاد های سنتی چون خانواده هسته ای ، کلیسا ها، اتحادیه های تجاری و احزاب سیاسی مورد بررسی قرار دادند .
برای سنجش سنت زدایی این پژوهشگران از سوالات (wvs /evs) استفاده کردند برای این منظورآن ها وضعیت تاهل پاسخگو و این که او صاحب فرزند هست یا نه و این که او آیا به نهاد مذهبی ،اتحادیه کاری یا یک سازمان رسمی وابسته است یا نه را مورد بررسی قرار دادند . متاهل بودن و صاحب فرزند بودن یا مجرد بودن و درکنار والدین زندگی کردن به عنوان وابستگی به خانواده هسته ای مورد سنجش قرار گرفت . اگر شخصی متاهل هست و فرزندی ندارد به عنوان شخصی محسوب می شود که به طور نیمه عضویت در خانواده هسته ای را دارد . برای سنجش این بعد یک طیف در نظر گرفته شده بود که بیشترین نمره آن 4 یعنی سنت زدایی زیاد و کمترین نمره آن صفر یعنی سنت زدایی کم بود . نمره سنت زدایی برای یک کشور خاص به عنوان میانگین سنت زدایی پاسخ گویان محسوب می شد . (همان 58 )
از آن جا که افزایش انتخاب یا رهایی بدان معناست که نگرش افراد هرچه بیشتر از خصوصیات شخصیتی عینی شان مثل جنسیت ، جنس و دستاورد های تحصیلی رها می شود . نتایج نشان داد که هرچه نگرش جمعیت غیر قابل پیش بینی تر باشد مردم در انتخاب هایشان رها شده ترند . به عبارت دیگر وقتی آزادی انتخاب افزایش می یابد مردم در طی زمان رها شده تر می شوند . (همان 57 )
پراکندگی ایده ها شاخص روشنی برای همه چیز خوارگی در نظر گرفته شد آن ها از موج دوم و چهارم مطالعه ارزش های اروپایی و مطالعه ارزش های جهانی استفاده کردند تا میزان فردی شدن را در شماری از کشور ها در دو مقطع زمانی به دست آوریم . موج چهارم اخیر تر است و سالهای 1999 تا 2004 را پوشش می دهد موج دوم سال های 1989 تا 1993 را در بر می گرد . بنابراین به طور میانگین آن ها توانستند تحولات فردی شدن در طی ده سال را مورد بررسی قرار دهیم . متاسفانه این مقطع زمانی برای یافتن نشانه های روشن از یک روند بلند مدت فردی شدن دشوار است . چیزی که دهه ها زمان لازم است تا به درستی مورد سنجش قرار گیرد . (همان 57 )
برای ساختن شاخص برای همه چیز خوارگی انحراف استاندارد چهارده نگرش مورد بررسی قرار گرفت این نگرش ها موارد زیر را در بر می گرفتند
موقعیت شخصی در یک مقیاس سیاسی از چپ به راست ،
تمایل به برابری درآمد ها مالکیت دولتی یا خصوصی ، مسئولیت دولتی یا شخصی داشتن ،تعهد به پذیرش یک شغل برای بیکاران ،آیا رقابت خوب است یا بد و این که آیا شرکت ها باید آزادی زیاد داشته باشند یا آزادی کم
نمره ارزیابی که شخص به سیستم سیاسی برای اداره دولت می دهد و نمره ارزیابی که به سیستم سیاسی قبلی اختصاص می دهد
توجیه شخص برای دزدی ازدولت (با طفره رفتن از پرداخت مالیات یا در مورد محسنات دولت ناعادلانه قضاوت کردن ) حق آزادی شخصی (برای همجنس گرایی ، آزادی سقظ جنین ، طلاق و خودکشی ) و برای رفتارهای جاده ای نامناسب (رانندگی از سر تفنن ،استفاده از الکل در هنگام رانندگی ، پرتاب کردن آشغال در خیابان و افزایش سرعت غیر مجاز )
شاخص آزادی هم از طریق اندازه گیری نسبت متوسط واریانس نظرات اشخاص که قابلیت اندازه گیری با خصوصیات شخصی عینی نداشت اندازه گیری شد . (همان 58 )
آیا فرایند فردی شدن اتفاق افتاده است ؟
قبل از تحلیل روند فردی شدن آنها ابتدا جایگاه فردی شدن را در 25 کشور صنعتی در سال 2000 توصیف کردیم در مورد سنت زدایی نتایج نشان داد ایسلندی ها و سوئدی ها تقربا به دو نهاد سنتی از بین چها ر نهاد سنتی (خانواده ، نهاد مذهبی ، اتحادیه های کاری و شغلی و احزاب سیاسی ) وابسته اند و بریتانیایی ها ، فرانسوی ها و پرتقالی ها کمترین عضویت را در نهاد های سنتی دارند (از این رو نمره سنت زدایی در آن ها بالاست ) (همان 60 )
نمره دو در مقیاس همه چیزخوارگی بدان معناست که ضریب تغییر در مجموعه عقاید استفاده شده در سنجش همه چیز خوارگی زیاد است که این امر به عدم توافق بر سر موضوعات در بین جمعیت اشاره دارد . لهستانی ها ، ترکیه ای ها اسلوواکی ها بیشترین عدم توافق را با یک دیگر داشتند .هلندی ها ، استرالیایی ها و بریتانیایی ها اغلب عقاید مشترکی در مورد موضوعات با یک دیگر داشتند . در نهایت نمره .94 برای آزادی بدان معناست که 94 درصد از تغییر عقاید اشخاص نمی تواند توسط ویژگی های عینی آن ها توضیح داده شود . این یافته به آزادی انتخاب با احترام به آزادی عقیده اشخاصی اوابسته به گروه اجتماعی اشاره دارد . عقاید مردمان پرتقال ، لوکزامبورگ و فرانسه کمتر قابل پیش بینی است . فنلاندی ها ، برتانیایی ها و هلندی ها تا حدودی قابل پیش بینی اند .
اگر به رتبه بندی کشور های مختلف در سه بعد فردی شدن نگاهی بیندازیم کشور های کمی هستند که در همه ابعاد (سنت زدایی ، رهایی و همه چیز خوارگی ) نمره پایینی می گیرند . چیزی که دور از انتظار بود این بود که فرانسوی ها و پرتقالی ها فردی شده ترین مردمان را دارند و یونانی ها و ترکیه ای ها با فاصله کمی به دنبال آن ها هستند . و هلندی ها ، استرالیایی ها ، لهستانی ها و فنلاندی ها فردی شدگی کمتری را نسبت به دیگر کشور ها دارا هستند . (همان 60)
در واقع ، واژه فردی شدن به یک وضعیت اشاره ندارد بلکه به یک فرایند اشاره دارد . برای این که تبیین کنیم آیا فرایند فردی شدن در کشوری اتفاق افتاده است یا نه . یک محقق می بایست تحولات نمرات سنت زدایی ، همه چیزخوارگی و رهایی را مورد تحلیل قرار دهد . اگر فرایند فردی شدن وجود داشته باشد باید نمرات ابعاد فردی شدن در طول زمان بالا بروند .
علاوه بر این ها یافته ها نشان داد سنت زدایی و همه چیز خوارگی در طول دهه 1990 کاهش یافته اند و تنها در شمار کمی از کشور ها ، نمره سنت زدایی بالا رفته که انگلستان از آن دسته بود . بیشترین افزایش در نرخ عضویت افراد در نهاد های سنتی در بین سوئدی ها ایالات متحده و فنلاند اتفاق افتاد . این اتفاق می تواند به طور مشخص مربوط به عضویت افراد در نهاد ها سنتی باشد . در همه 25 کشور مورد نظر عدم تجانس عقاید کاهش یافت و این بدان معناست که تا حوالی سال 2000 شمار عقایدی که مردم در مورد آن موافق هستند نسبت به سال1990 بیشتر است . کاهش عدم تجانس عقاید یا به عبارت دیگر افزایش همنوایی افراد بیش از همه مربوز به کشور کره و ترکیه است . (همان 61 )
روند رهایی نسبت به سنت زدایی و همه چیزخوارگی مبهم تر است . هرچند میانگین غیر قابل پیش بینی بودن عقاید افراد به تدریج رشد می کند ، از هر سه کشور ، تنها در یکی رشد رهایی افراد مشاهده شد که کره و فنلاند از جمله آن ها بودند . در حقیقت ، در بیش از نیمی از کشورها ، در طول دهه 1990 عقاید مردم قابل پیش بینی تر می شود .
به طور خلاصه ، برای روند فردی شدن در طی سالهای دهه 1990 شواهد کمی وجود دارد . برخلاف انتظار در بیشتر کشور ها نرخ عضویت در نهاد های سنتی بالا رفته . از این رو روند معمول سنت زدایی و همه چیزخوارگی در آن کشور ها وجو د نداشت . علاوه بر آن در بیش از نیمی از کشور ها ، نظرات اشخاص قابل پیش بینی تر می شود و این برخلاف جریان رهایی است ،هرچند میانگین همه کشور ها باهم نشان می دهد که غیر قابل پیش بینی بودن عقاید افراد به آرامی در حال افزایش است .به گفته محققان نتایج تحلیل آن ها را قدری گیج ساخته است . هر چند چیزی که از رسانه های عمومی و ادبیات علمی بر می آید این است که فردی شدن یکی از روند های اجتماعی اصلی دهه های گذشته است . آنها نتوانستند این مفهوم را به درستی عملیاتی کنند .
بنا به گفته محققان ادبیات موجود در مورد فردی شدن مبهم است و برای بررسی پدیده فردی شدن به شکل تجربی شواهد تجربی کمی وجو دارد . محققان نتوانستند برای روند فردی شدن در 25 کشور صنعتی شاهدی بیاورند
محققان این پژوهش برای عدم دست یابی خود به نتایج مورد انتظار دلایل زیر را ذکر کردند .
ابعادی که ما ساختیم برای اندازه گیری فردی شدن مناسب نبودند . و سوال واضح در این جا این است که اگر این ابعاد مناسب سنجش فردی شدن نبودند پس ابعاد مناسب کدام هستند . چرا که مشهور ترین نظریه پردازان فردی شدن برای ما مشخص نکرده اند که چگونه فردی شدن را مورد سنجش قرار دهیم . ما نمی دانیم که بهترین ابزار برای سنجش فردی شدن چیست ؟

مطلب مشابه :  رابطه حقوقی انسان با اعضاء بدن خویش

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید