رشته حقوق

فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه

اولین خصصیتی که این گروه دارند و در زندگی آن ها به شکل محسوسی نمودار دارد این است که اهل معصیت و نافرمانی اند.
قرآن کریم در ذیل آیه 33 سوره مبارکه یوسف در جریان داستان عبرت انگیز و اموزنده حضرت یوسف ( ع ) و همسر عزیز مصر به این مطلب می پردازد :
هنگامی که حضرت یوسف ( ع ) درخواست گناه از سوی همسر عزیز مصر را نپذیرفت ، چاره ای نداشت جز آن که به زندان برود ، لذا به خدای عالمیان عرض کرد :
« قال رب السجن احب الیّ مما یدعوننی الیه و الا تصرف عنی کیدهن اهب الیهن وا کن من الجا هلین ».
« یوسف گفت : پروردگارا ! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آن ها را از من بازنگردانی قلب من به آن ها متمایل می گردد و از جاهلان خواهم بود. »
مشاهده می شود که حضرت یوسف ( ع ) به خدای عالمیان عرضه می دارد که اگر مکر و نیرنگ این انسان های گناه کار و نافرمان شامل حال من شود و تو مرا از آن ها نرهانی ، من نیز از جاهلان خواهم شد و اگر لطف تو نباشد ، من نیز گرفتار گناه و عصیان خواهم شد. روشن است انسان هایی که در مسیر ضلالت قدم برمی دارند و مشعل هدایت معرفت را در دست ندارند گرفتار جهل می شوند و در اثر ظلمت جهل نیز گرفتار معاصی می گردد.
سخنی از آخرین رسول الهی حضرت محمد ( ص ) که می فرماید :
« ان العاقل من اطاع الله و ان کان ذمیم المنظر حقیر الحظر و ان الجاهل من عصی الله و ان کان جمیل المنظر عظیم الخطر »
« عاقل کسی است که خدا را اطاعت می کند اگرچه بد چهره باشد و دارای منزلتی در جامعه نباشد و جاهل کسی ایت که خدا را عصیان می کند اگرچه خوش صورت باشد و دارای منزلت و بزرگی »
دو ) دوری از قرآن
مولای متقیان علی ( ع ) در نهج البلاغه از مردم جاهل به خدا شکایت می کند و می فرماید :
« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا. لیس فهیم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعا … و لا اغنی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه »
به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند ، در میان آن ها کالایی خوارتر از قرآن نیست موقعی که آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآور تر و گران بهاتر از قرآن نیست زمانی که آن ها را تحریف کنند.
زندگی در میان افرادی چنین نادان چقدر سخت و جانکاه است.
انسان های جاهل و سنگ دلی که حتی نور حیات بخش قرآن نیز در دل آن ها نمی تواند پرتو افشانی کند. در گمراهی خود دست و پا می زنند و هر روز که می گذرد به درجه جهالت و در نتیجه ضلالت آن ها افزوده می شود.
سه ) انجام کارهای غیر عاقلانه
خصوصیت بارزی که در این گونه افراد می توان نام برد این است که افعال آن ها به هیچ وجه از روی عقل و تفکر نیست. آن ها به خاطر جهلشان توان خوبی برای تفکر ندارند.
درخت معرفت در زمینی می روید که شوره زار نباشد. جاهل در فضای متعفن جهل ، شب و روز خود را می گذراند و توان رشد و تعالی ندارد.
لذا کارهایی که انجام می دهند فاقد اندیشه صحیح است. به اطراف و جوانب کار توجهی ندارند و نمی تواند عواقب امر را بسنجد.
قرآن کریم در قضیه حضرت یوسف ( ع ) و برادرانش به این مطلب اشاره دارد.
« قال هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذا أنتم جاهلون »
گفت : آیا دانستید با یوسف و برادراتش چه کردید آن گاه که جاهل بودید ؟
تفسیر نمونه ذیل این آیه چند نکته را بیان می کند از جمله
اولاً یوسف ( ع ) بزرگواری کرده و گناه آن ها را سربسته بیان می کند و می گوید : ما فعلتم ( آنچه انجام دادید ).
ثانیاً » راه عذرخواهی را به آن ها نشان می دهد که این اعمال شما به خاطر جهل بوده و دوران جهل گذشته و اکنون عاقل شده اید. از طرفی حسادت و کینه توزی برادران نسبت به یوسف ( ع ) و از طرف دیگر جهالت آنان دست به دست هم داد تا دست تقدیر این گونه ورق بخورد و یوسف با چنین حوادثی رو به رو بشود. برادران در آن لحظه نفهمیدند چه می کنند و به عواقب کار اصلاً توجهی نمی کردنند. در آن حال چیزی که در میان نبود فکر و اندیشه بود.
چهار ) تمسخر کردن

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره سیاست خارجی چین

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید