رشته حقوق

فقه اهل سنت

دانلود پایان نامه

هرگاه کسی به اصل وجود حکم و قانون آگاهی نداشته باشد و به خاطر ناآگاهی از حکم ، متعلق حکم را مرتکب شود عمل او مشتمل بر جهل حکمی است. بدین ترتیب شک و شبهه در مورد اصل وجود حکم است.
بنابراین به زبان دیگر این طور می توان بیان کرد :
اگر کسی عملی را مرتکب شود یا عقد و ایقاعی را محقق سازد بدون این که تصور ذهنی نسبت به حکم شرعی یا قانونی داشته باشد یا نسبت به حکم شرع و قانون ، شبهه و تردید داشته باشد و یا تصور می کرده عمل او مطابق شرع و قانون است ، در حالی که در واقع خلاف شرع و قانون باشد ، در این صورت جهل را « جهل به حکم یا قانون » می گویند.
مثل این که کسی نمی داند قانون گذار اسلام برای زنا حد معین کرده است ، یا از حکم شرب خمر آگاهی ندارد و نمی داند که برای این عمل کیفر مقرر شده است ، مرتکب آن ها می شود.
یا این که کسی با زنی در حال عده عقد نکاح منعقد می کند به تصور این که چنین عقدی شرعاً و قانوناً جایز است یا اصولاً بدون علم و آگاهی اقدام به چنین عقدی می نماید و نمی داند که ازدواج با زن در عده جایز است یا خیر ، یا کسی که جاهل به فوری بودن خیار یا حق شفعه است.
دو ) جهل موضوعی :
جهل موضوعی آن است که موضوع حکم روشن نیست ؛ یعنی یا مفهوم موضوع مجمل و مبهم است و یا قلمرو شمول موضوع روشن نیست ، در حالی که شخص به خود حکم آگاهی دارد.
به عبارت دیگر هرگاه کسی به اصل حکم شرعی و قانون عالم باشد و بداند که در اسلام و قوانین ، حکم ، فلان عمل حقوقی کدام است ، اما نسبت به یک مورد جزئی فرعی که همان موضوع است جهل دارد به سخن دیگر جهل و شبهه شخص نسبت به یک امر خارجی است مثلاً می دانیم ترک نفقه همسر جرم است ، ولی در قلمرو شمول همسر به زنی که طلاق رجعی داده شده شبهه داریم یا مثلاً نمی داند زنی که با او ازدواج می کند در عده است ، و یا چیزی را به گمان این که عتیقه است می خرد ، ولی در واقع شیء جدید است ، و یا در حلیت زنی که با آن ازدواج می کند در تردید و شبهه است.
5 – 4 – 2 – گفتار چهارم – تقسیمات جهل در فقه اهل سنت
اقسام جهل :
جهل به دو بخش تقسیم می شود :
اول – جهل باطل : جهلی که صلاحیت عذر بودن را ندارد.
این قسم شایستگی عذر بودن در آخرت را ندارد اگرچه گاهی در احکام دنیا عذر به حساب می آید مانند قبول کردن عقد ذمه از ذمی تا این که کشته نشود در حالی که این مسئله عذری برای او در آخرت نیست و برای آن مورد عقوبت قرار می گیرد. از دیگر مثال های آن علم نداشتن کفار به صفات الهی و احکام آخرت است که به هیچ عنوان عذری به حساب نمی آید. دلیل این که بعد از وضوح ادله بر وحدانیت خداوند متعال و ربوبیت او – به نحوی که حدوث عالم محسوس برای کسی پنهان نمانده – و نیز برحقانیت رسول خدا به سبب قرآن و دیگر معجزات ، چیزی جز مکابره و عناد باقی نمی ماند. نیز این چنین است جهل کسی که دنبال رو هوا ، و قائل به حدوث صفات خداوند تعالی است یا این که به عدم اثبات هیچ صفتی برای او باور دارد.
این آیه چیزی است که حموی بیان کرد. زرشکی می گوید : « جهل به صفت ( از صفات خداوند ) ، ایا مطلقاً جهل به موصوف ( خداوند ) به حساب می آید یا از بعضی جهت ها ؟ گزینه دوم ترجیح داده می شود چرا که او به ذات خداوند از جهت صفاتش جاهل است و نه به صورت مطلق ، و بدین سبب فردی از اهل قبله را تکفیر نمی کنیم. »
و از این قبیل ، جهل کسی است که در اجتهادش با کتاب یا سنت مشهور یا اجماع مخالفت کرده و یا به غریبی که خلاف کتاب و سنت مشهور است عمل کرده باشد که در این صورت این عذر به حساب نمی آید.
دوم – جهلی که شایستگی عذر به حساب آمدن را داراست.
جهلی که شایستگی عذر بودن را داراست که در جایگاه اجتهاد صحیح که مخالف کتاب ، سنت یا اجماع نیست اتفاق می افتد. به طور مثال اگر شخصی که حجامت کرده است بر اساس این ظن که حجامت مفطر روزه است افطار کرد لازم نیست کفاره دهد چرا که جهلش در جایگاه اجتهاد صحیح بوده است.
دیگر مثال برای جهلی که شایستگی عذر بودن را داراست جهل نسبت به شرایع در سرزمین جنگی است برای مسلمانی که در آن اسلام آورده ولی مهاجرت نکرده است. او حتی اگر در آن جا باقی ماند و ندانست بر او نماز و زکات و غیر از این دو واجب است و آن ها را ادا نکرده قضاء آن بر عهده اش نیست برخلاف زفر چرا که دلیل که همان خطاب باشد برای او پنهان بوده است چرا که نه حقیقتاً از طریق شنیدن و نه تقدیر از طریق شهرت به او نرسیده است پس بدین صورت جهل او به خطاب عذر حساب می آید.
برخلاف ذمی آن گاه که در سرزمین اسلام ، مسلمان شد چرا که احکام در ان شایع و سوال کردن برایش مقدور بوده است.
سیوطی می گوید : « هر فردی که حرمت امری که بیشتر مردم در آن مشترکند را نداند ادعای جهل او پذیرفته نیست مگر آن که تازه به اسلام وارد شده باشد یا در سرزمینی دور بزرگ شده باشد که آن جا این امور پوشیده بوده اموری چون تحریم زنا ، قتل ، سرقت ، خمر ، صحبت در نماز و خوردن در روزه. »
زرشکی می گوید : « اگر دو نفر به قتلی شهادت دادند و او قصاص شد سپس برگشتند و گفتند که ما عمداً دروغ گفتیم ولی نمی دانستیم که به سبب شهادت ما او کشته می شود ، بنابر قول اصح قصاص واجب نیست چرا که تعمد آن ها بر قتل روشن نیست چرا که این از مسائلی است که بر عوام پوشیده است. » از این قبیل مسائل که در آن ها ادعای جهل به طور مطلق به دلیل مخفی بودن آن قبول می شود عبارت است :
از مبطل نماز بودن صدا صاف کردن ،
مقدار صحبتی در نماز که حرام است
یا چیزی که تناول آن مفطر ( باطل کننده ) روزه است.
رای صحیح تر در این سه عدم بطلان است. ولی ادعای جهل در امور مشهور بین مردم چون بازگرداندن به دلیل عیب ، یا گرفتن شفعه توسط شخصی که از دیرباز مسلم است برخلاف اموری که فقط خواص آن ها را می دانند قبول نمی شود.
6 – 4 – 2 – نتیجه گیری فصل اول و دوم

مطلب مشابه :  عقب ماندگی ذهنی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید