فقه امامیه

بنابراین می شود گفت سهو ، اشتباهی است که از غفلت یا فراموشی ناشی می شود ، از این رو هر سهوی اشتباه هست ، ولی هر اشتباهی سهو نیست ، زیرا اشتباه یا جهل مرکب اعتقاد به امری خلاف واقع است ، خواه به کوچک ترین چیزی جاهل متنبه گردد یا نگردد.
6 – 3 – 2 – گفتار ششم – مقایسه جهل با غفلت
غفلت یعنی بی خبری محض و در بی خبری محض قصور و تقصیر متصور نیست و این کلمه هم در اصطلاح های فقهی مقابل شک به کار می رود ، آدم شاک غیر از آدم عاقل است ، شاک ، جاهل به جهل بسیط بوده و وظیفه او تحصیل علم یا ظن معتبر است و عذری از او پذیرفته نمی شود ، به خلاف غافل که جاهل به جهل مرکب است و در روایات عنوان « الجاهل معذور » ناظر به غافل و جهل مرکب می باشد.
7 – 3 – 2 – گفتار هفتم – مقایسه جهل با نیسان
و بالاخره واژه دیگری که ممکن است مرتبط با کلمه جهل و اشتباه می باشد ، کلمه نیسان است و در حدیث « رفع » هم از آن یاد شده است. « نیسان » در لغت به معنای فراموشی است. در کتاب مفردات راغب آمده است.
« النیسان ترک الانسان ضبط ما استودع اما لضعف قلبه و اما عن غفله و اما عن قصد حتی ینحذف عن القلب ذکره »
بنابراین می توان گفت میان نیسان و جهل به لحاظ مفهومی تفاوت وجود دارد که جهل و نیسان هر دو در عنصر بی اطلاعی از حکم یا موضوع مشترک اند ، ولی جهل گاهی مسبوق به علم نیست که صورت اول را نیسان هم می گویند. بنابراین اصطلاح جهل اعم از نیسان است. فرق دیگری که گفته اند و در کتب اهل سنت آمده ، این است که می گویند نیسان به طور قهری عارض انسان می شود ، به نحوی که ناسی قدرت دفع آن را ندارد ، بر خلاف جهل که به وسیله علم و کسب آگاهی امکان غلبه بر آن وجود دارد ، از این رو در زمنیه حکم و معذور بودن جهل و نیسان تفاوت است که ناسی در انجام فعلش به اجماع فقها معفوست. به خلاف جهل که اختلافی است و به طور کلی میان قاصر و مقصر از یک طرف در معذور بودن تفاوت قایلند.
4 – 2 – بخش چهارم
تقسیمات جهل در فقه امامیه
1 – 4 – 2 – گفتار اول – تقسیمات جهل به لحظ ماهیتی
یک ) جهل مرکب
« الجهل المرکب ان یجهل شیئاً و هو غیر ملتفت الی انه جاهل بل یعتقد انه من اهل العلم »
« جهل مرکب عبارت است از این که جهل به چیزی داشته باشد و توجه هم نداشته باشد و جاهل اعتقاد دارد که او جزء اهل علم است. »
پس بنابراین می توان گفت : جهل مرکب عبارتند از اعتقاد جازم غیر مطابق با واقع ، و سبب آن که آن را مرکب نامیده اند آن است که آدمی چیزی را خلاف آن چه حقیقت است اعتقاد کند . این یک جهل است و جهل دیگر آن که اعتقاد کند که اعتقاد او عین صوابست که این دو جهل با هم ترکیب یافته اند بنام جهل مرکب و در نهایت این می شود که نمی داند که نمی داند.
و هم چنین این که ، این قسم داخل در اقسام علم است یا خیر ، داخل تصور است یا تصدیق ، مباحثی است که مربوط به علم منطق و فلسفه است.
دو ) جهل بسیط
« الجهل البسیط ، ان یجهل الانسان شیئاً و هو متنفت الی جهله فیعلم انه لا یعلم »
« جهل بسیط عبارت است از جهل انسان به چیزی و او ملتفت به جهل خود است و در نهایت می داند که نمی داند. »
در واقع این قسم از جهل چندان مذموم نیست چرا که چنین شخصی می داند که جاهل است و زمینه تعلیم و کسب علم را دارد و با توجه به این که می داند جاهل است در طلب فهم می کوشد.
چنین جهلی را جهل بسیط می نامند چرا که چنین فردی دارای یک جهل است و آن این است که می داند که نمی داند.
2 – 4 – 2 – گفتار دوم – جهل به لحاظ موقعیت مکلف
یک ) جهل قصوری : به جهلی گفته می شود که شخص متصف به جهل در شرایطی قرار گرفته که به هیچ وجه نمی تواند از حکم آگاهی پیدا کند. مثل این در جایی دور افتاده زندگی می کند که رابطه با مرکز علمی و دینی ندارد و نمی تواند داشته باشد.
دو ) جهل تقصیری : جهل تقصیری به این معناست که شخص جاهل می تواند از قانون و حکم آگاه شود اما در اثر سهل انگاری و عدم اعتنا جهت رفع آن اقدامی نکرده است.
به عبارت دیگر شخص می تواند از قانون آگاهی یابد ولی تقصیر می کند و به دنبال آگاهی نمی رود.
3 – 4 – 2 – گفتار سوم – جهل به لحاظ متعلق آن
یک ) جهل حکمی :

                                                    .