رشته حقوق

فعالیت های

دانلود پایان نامه

آتنا چرا آن بالا پرواز می کند
آفتاب در پرهایش رنگین کمان می شود
و ایکار آن دورها، دارد می افتد
و نرگس از حسد
پژمرده می شود» (همان، ص 1819).
2-2-3-4- آژاکس
«آژاکس» ، از اهالی «لوکرس» به «پسر اویله» معروف بود تا از آژاکس پسر تلامون یا «آژاکس بزرگ»باز شناخته شود. وی درشمارقهرمانان جنگ تروا وفرمانده ی قوای لوکرید و چهل کشتی آن ها بود. وی در کنار همنام خود، پسر تلامون می جنگید.پسر اویله، مردی کوچک و مسلّح به یک زره ی کتانی و یک کمان بود، در صورتی که پسر تلامون، به سلاح سنگین مسلح بود.
وی بسیار سریع بود و در همه ی جنگ های بزرگی که الیاد به نقل آنها پرداخته است از فیبل : داوطلبی در جنگ تن به تن که از طرف هکتور پیشنهاد شد، زد و خورد در اطراف سفایتن، جنگ در اطراف جسد پاتروکل و همچنین مسابقاتی که از طرف آشیل به افتخار پاتروکل دایر گشت، شرکت کرد.
با تمام این احوال، رفتار او را ناپسند می دانستند و از لحاظ اخلاقی با همنام خود تفاوت بسیار داشت. وی مردی مغرور و خودخواه، بی رحم نسبت به دشمن و دلیر و جنجگو و در عین حال کافر و بدون مذهب بود و خطاهای او موجب فنای قسمت عمده ی سپاه یونان شد.
بزرگ ترین اشتباه او بی احترامی نسبت به «آتنا» بود و به همین مناسبت به غضب آن ربّه النّوع دچار گردید.
در موقع محاصره ی تروا، «کاساندر» به معبد آتنا پناه برد و آژاکس که می خواست، به زور او را از مجسمه ی ربّه النّوع دور کند، او مجسمه را از معبد بیرون کشید. برای تنبیه آژاکس از این بی احترامی، آکئی ها درصدد شکنجه و عذاب او برآمدند ولی وی نیز به معبد آتنا پناهنده شد و بدین ترتیب از مرگ نجات یافت، ولی در مراجعت، به امر آتنا، طوفانی برخاست و نزدیک جزیره ی Myconos در سیکلاد، تعداد زیادی از سفاین آکئی، که کشتی آژاکس نیز در بین آنها بود، منهدم شدند. با این حال «پوزئیدون»، آژاکس را نجات داد، آژاکس، از این پیش آمد که با وجود قهر آتنا، سالم مانده است، مغرور شد. امّا آتنا، از پوزئیدون خواست که آزاکس را نابود کند و پوزئیدون با سه شاخه ی خود تخته سنگی راکه آژاکس بر آن قرار گرفته بود شکست دادو او را غرق کرد. به عقیده ای عدّه ای، آتنا با استفاده از صاعقه، که سلاح مخصوص زئوس، پدر خود بود، آژاکس را از میان برداشت.
گناه بی دینی آژاکس، دامنگیر اهالی لوکر، هموطنان او شد. سه سال بعد از تاریخ مراجعت از تروا، بیماری هایی در لوکرید، بروز کرد. چنین وحی رسد که این مصایب، نتیجه ی قهر الهی است و برای تسکین آنتا و برای کفاره ی ربودن «کاساندر» (و تصرف او) مردم لوکرید، باید هر سال تا هزار سال، دو دختر جوان را که به قرعه از میان خود انتخاب می کنند، به تروا بفرستند. این دستور مورد قبول قرار گرفت.
نخستین دخترانی که به این ترتیب به تروا اعزام شدند، به دست اهالی تروا به قتل رسیدند و خاکستر آن ها به دریا ریخته شد ولی همراهان آن دو دختر را مردم تروا، به گرمی پذیرفتند و آن ها را به خدمت آتنا گماشتند. از آن پس، رسم بر این بود که در موقع ورود دختران لوکری جمعی را سکنه ی تروا، که به چوب دستی مسلّح بودند، به آنها حمله می کردند و درصدد و کشتن آن هابرمی آمدند. اگر دختران از مقابل مهاجمین می گریختند، از طرف مردم، در حالی که پای آن ها برهنه شده بود، به معبد آتنا گسیل می شدند و تا مدّتی به همان حال دختری، در آن جا به سرمی بردند.
گناهی که آژاکس نسبت به کاساندر مرتکب شده بود، با این اقدامات، سال ها پس از مرگ او جبران شد. (گریمال، 1367، ج 1، صص 43-46).
آژاکس دیگری که در فرهنگ اساطیر یونان از آن نام برده شده، «پسر تلامون» یا «آژاکس بزرگ» است که بر جزیره ی «سالامین» حکومت داشت و به فرماندهی دوزاده کشتی، که از طرف این جزیره تهیه شده بود، به تروا رفت و رهبری جناح چپ اردوی آکئی به او سپده شد. بعد از آشیل، او قوی ترین و دلیرترین قهرمان سیاه بود.
آژاکس، مردی نیرومند، رشید، بسیار زیبا و در عین حال آرام و خویشتن دار بود. وی به سلاح سنگینی مجهز شده بود و سپر مخصوصی داشت که از هفت پوست گاو تشکیل یافته و طبقه ی هشتم آن، که بر روی پوست ها قرار داشت، یک صفحه مفرغ بود.
آژاکس به حکم قرعه، مامور جنگ تن به تن با هکتور گردید. وی با قطعه سنگی هکتور را به زمین افکندولی منادیان،جنگ رامتوقّف ساختند. در جریان شکست هایی که نصیب آگئی ها می شد، وی تلاش زیادی برای جلوگیری از حملات هکتور به عمل آورد ولی از فعالیت های خود نتیجه ای نگرفت؛ چون خود جراحتی برداشت و نتوانست به جنک ادامه دهد. آژاکس ماموریت یافت تا آشیل را به شرکت در جنگ تشویق کند. وی آشیل را، مخصوصاً به علت خودخواهی و قساوت او که از مصایب یونانی ها تاثری به خود راه نمی داد، نکوهش کرد. هنگامی که به دستور هکتور، حمله به کشتی های یونانی آغاز شد، آکئی ها به رهبری آژاکس، مقاومت سختی از خود نشان دادند و پوزئیدون، از او خواست که بر پادیاری خود بیفزاید. آژاکس با قطعه سنگی، هکتور را مجروح کرد ولی هکتور با قدرت و حرارت بیشتری، مجدداً به میدان آمد و آژاکس که در کشتی خود قرار گرفته بود، به دفاع در مقابل او پرداخت. امّا چون هکتور، نیزه ی او را شکست، وی این پیشامد را نتیجه ی اراده ی خدایان دانست و بنابراین از مقابل هکتور گریخت.
در هیمن لحظه پاتروکل قدم به معرکه ی جنگ گذاشت و سپاهیان تروا را به عقب نشینی واداشت. آژاکس پس از مرگ پاتروکل، باز هم به جنگ با دشمن قیام کرد و هکتور درصدد حمله به او برآمد؛ امّا چون مقدر این بود که هکتور به دست آشیل از پای در آید، به اراده ی زئوس، ابری میان دو قهرمان پدیدار شد.
در داستان های بعد از ایلیا، برای تحلیل آژاکس، سعی زیادی به کار رفته است و حتی اورا، مانند آشیل نواده ی Eaque محسوب داشته اند.

مطلب مشابه :  اقدامات تأمینی و تربیتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید