رشته حقوق

فعالیت های فرهنگی

دانلود پایان نامه

در دورۀ ساسانیان رئیس صنعتگران و پیشه‌وران هوتُخشبد خوانده می‌شد. وجود این منصب بیان‌کنندۀ گستردگی و تنوع گروه‌های پیشه‌ور در دورۀ ساسانیان است. پیشه‌وران، صنعتگران، بازرگانان و کشاورزان طبقۀ چهارم جامعۀ ایران در دورۀ ساسانی را دربرمی‌گرفتند که در نامۀ تنسر مهنه خوانده شده‌اند.
چنان که در توضیح پیرامون شارستان بیان شد، در دوران اسلامی متأثر از دورۀ ساسانیان بازار در دو بخش شهر، شارستان و ربض گسترش یافت و از آن جا که ربض در برابر شارستان رشد و توسعۀ بیش‌تری داشت، بازارهای ربض شهرها نیز گسترش قابل تأملی یافتند، چنان که در برخی از شهرها، بازار ربض اهمیت بیش‌تری نسبت به بازار شارستان داشت. برخی در ارائۀ تعریف از شهرهای اسلامی برخورداری شهر از بازار و برخی دیگر مسجد جامع را ملاک دانسته‌اند. با این همه همبستگی این دو عنصر اصلی در شهرهای اسلامی، همواره بر فعالیت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهرها تأثیر مستقیم داشته است. در فصل یکم از بخش دوم از این پژوهش در بررسی نقش شهرها و راه‌ها در ساختار اقتصادی دوره سامانیان، جایگاه شهرها در عرصه راه‌های تجاری و نقش مبادلات پولی سامانیان توضیح داده شده است. اما آنچه در پیوند میان بازار و دیگر فضاهای عمومی شهرها قابل تأمل است، قرار گرفتن بازار در حلقه فضایی مجموعه‌ای از بناها است که برخی از آنها به تأثیر از بازار پدید آمدند و برخی دیگر بستر تشکیل بازار را فراهم آوردند، که از آن میان است دروازه، میدان و مسجد.
میدان:
در شهرهای باستانی ایران، فضاهایی وجود داشته که در نقش میدان جزو کهن‌‌ترین عناصر کالبدی شهر به شمار می‌رفتند، اما از آن جا که بیش‌تر کارکرد سیاسی و اداری داشته‌اند، در پیوند با سازه‌های حکومتی مانند ارگ مورد توجه قرار گرفتند نه به عنوان جایی که محل گردهم‌آیی گروه‌های مختلف اجتماعی باشند یا به مانند نقش میدان در شهرهای یونانی و رومی‌، شهروندان در مناسبت‌ها و رویدادهای گوناگون در آن اجتماع کنند. در شهر عیلامی‌دوراونتاش، میدان همان فضای حکومتی میان معبد (زیگورات) اونتاش گال و بخش‌های دیگر شهر بود. در شهرهای دورۀ ماد، هخامنشی، سلوکی، پارتی و ساسانی، میدان در واقع رزم گاهِ سپاهیان و محل گردهمایی آنها را تشکیل می‌داد. با این همه از دورۀ سلوکیان میدان کارکردهای دیگری نیز داشت که به تدریج مؤسسات حکومتی در پیرامون آن گسترش یافتند و این امر به ویژه از دورۀ پارتیان با تأسیس گِردشهرها، چنان که بیان شد، توسعۀ چشمگیر داشت. در شهرهای دایره‌ای دورۀ ساسانی نیز میدان در مرکز شهر و محل ساخت و ساز بناهای حکومتی، آتشکده و مؤسسات حکومتی بود. گِردشهر گور (فیروزآباد= اردشیرخوره) نمونه‌ای بارز از نقش میدان در کالبد شهر را نشان می‌دهد. میدان شهر در واقع پیرامون برجی بلند را تشکیل می‌داد که اصطخری آن را «کیاخره» نامیده است. آنچه وی از آن به نام طربال (در عربی) یاد کرده و ابن بلخی آن را «ایران گرده» نامیده است در واقع حلقه‌ای بوده از بنای دایره‌وار در مرکز شهر. پیرامون کیاخره که در واقع مناره‌ای یادمانی از آتشکده به شمار می‌آمد بناهای حکومتی و از آن پس خانه‌های بزرگان و واسپوهران، سپاهیان و موبدان قرار می‌گرفت. میدان در این شهر حلقۀ مرکزی و در واقع مرکز ثقل سیاسی- اداری- دینی آن را تشکیل می‌داد.
در دورۀ اسلامی ‌نیز بغداد به مانند شهر گور (اردشیرخوره)، میدانی در مرکز داشت که مجموعۀ دستگاه خلیفۀ عباسی و بناهای مرتبط با آن را در بر گرفته بود و گرد این بناها میدان حد‌فاصل ساختمان‌های حکومتی خلافت و دیگر ساختمان‌های عمّال سیاسی- اداری- دینی بود. دو نمونه از مشهورترین میدان‌ها در سده‌های نخستین اسلامی که البته از دورۀ باستان بر جای ماندند و حتی تا به امروز نام و نشان خود را حفظ کرده‌اند، به نام ریگستان (سهله) در شهرهای سمرقند و بخارا است. دربارۀ این دو میدان توصیف‌های بسیاری در منابع تاریخی و تاریخ‌های محلی این دو شهر ارائه شده است. میدان ریگستانِ بخارا در دورۀ سامانیان نقش مهمی در ربضِ این شهر به دست ‌آورد. چنان که دیوانخانه‌های سامانی، کاخ‌ها و کوشک‌های امیران، وزیران، سرداران و … در بخش غربی آن و در کنار کهندژ بنا ‌شدند. این میدان عرصۀ حضور مردم و سپاهیان در زمان‌هایی بود که امیر سامانی فرمان‌های حکومتی را به آنان ابلاغ یا به امور و خواسته‌های آنان رسیدگی می‌کرد.چنان که خواجه‌نظام‌الملک در این باره روایتی قابل تأمل بیان کرده است:
« و هم این اسماعیل بن احمد را عادت چنان بودی که آن روز سرما سخت‌تر بودی و برف بیش‌تر آمده‌ای، تنها بر نشستی و به میدان آمدی و تا نماز پیشین بر پشت اسب بودی. گفتی: باشد که متظلمی به درگاه آید و حاجتی و او را نفقاتی و مسکنی نبود و چون به عذر برف و سرما ما را نبیند، مقام کردن و به ما رسیدن بر وی دشوار گردد. چون بداند که ما اینجا ایستاده‌ایم، بیاید و کار خویش بگذارد و به سلامت برود».
حسن بن محمد قمی در تاریخ قم، میدان‌های شش گانۀ قم را نام برده و در بخش‌های گوناگون این کتاب رویدادها و مناسبت‌های مربوط به این میدان‌ها را توصیف کرده است. همچنین در تاریخ نیشابور میدان‌های چهارگانۀ این شهر نام برده شده‌اند که برخی از آنها از شهرت بسیار برخوردار بوده و در دیگر منابع تاریخی و جغرافیایی متناسب با برخی از رویدادها نام آنها برده شده است. حاکم نیشابوری «میدان‌های نیشابور» را چنین نشان یابی کرده است:
«میدان تلاجرد و در صدرِ این میدان قصرِ مرفوعِ مرغوبِ محبوبِ مزّن بود. هارون رشید چون به نیشابور رسید مدت اقامت او، آن کوشک مقام او بود. میدان‌هانی، میدان حسین بن معاذ بن مسلم، مجمع سلاطین و میانِ بلد بود و میدان زیاد».
بررسی گزارش‌هایی دربارۀ میدان‌های نیشابور، قم، سمرقند، بخارا، بلخ و… گواه از آن دارد که به جز برخی میدان‌ها مانند ریگستانِ بخارا یا میدان‌های «حسین» و «زیاد» در نیشابور که فضاهایی بزرگ بودند، دیگر میدان‌ها در واقع فضاهایی را دربرمی‌گرفتند که در برابر خانه‌های بزرگانِ سیاسی، نظامی، دینی و یا در برابر راسته‌هایی از بازار یا واحدهای صنفی قرار داشتند که به نام شخص یا گروهی خوانده می‌شدند. جنبۀ نظامی و بازرگانی میدان، معمولاً بر دیگر جنبه‌های آن در دورۀ اسلامی فائق بود. با این همه، میدان‌ها گاه به مرکز برخی تجمع‌ها نیز تبدیل می‌شدند اما این تنها در صورتی بود که میدان در پیوند مستقیم با مسجد جامع یا بازار باشد. اجرای برخی فرمان‌های حکومتی، سیاست کردن یا انجام مجازات‌های مجرمان و مواردی از این دست، کارکردهای متنوع میدان را نشان می‌داد. بازارهای موقتی و بساط خرده‌فروشان یا برگزاری بازارهای هفتگی، ماهیانه، فصلی یا سالیانه از مهم‌‌ترین کارکرد‌های اقتصادی میدان در شهرها به شمار می‌رفت. میدان‌های عمومی، تجاری، حکومتی، نظامی، محله‌ای، ارتباطی، ورزشی، و در سلسله مراتب برون شهری، شهری، ناحیه‌ای، محله‌ای و همسایگی از انواع میدان‌ها در شهرهای ایران هستند که از آنها نام برده شده است.

مطلب مشابه :  شاخص جذر برآورد واریانس خطای تقریب

فصل سوم
مفهوم شهر در ایران با تأکید بر دورۀ سامانیان
بررسی تاریخی شهر و شهرنشینی در ایران، گواه از آن دارد که سدۀ چهارم قمری جزو درخشان‌ترین دوره‌های شکوفایی در تحولات شهر به شمار می‌رود. در این مقطع زمانی و در گستره‌ای عظیم از قلمرو فرهنگی- تاریخی ایران، کهن‌شهرهای ایرانی پیونددهنده و تکمیل‌کنندۀ شهرسازی و بستر شکوفای ارائۀ شیوه‌های شهرنشینی متناسب با سنت‌های مدنی ایرانی در دورۀ اسلامی بوده‌اند. در این میان، دورۀ زمانی سامانیان مهم‌ترین نقش را در تلفیق همه‌جانبۀ دو ساختار کهن و جدید ایرانی و ایرانی- اسلامی، ایفا کرد. بدین ترتیب، عملاً راه را برای بالندگی ساختار شهری در مقوله‌ها و مؤلفه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هموار ساخت.
1. درآمدی بر مفهوم شهر
دربارۀ «مفهوم شهر» در ایران و اسلام، تا کنون تأملات و بررسی‌های شایان توجهی انجام شده است و پژوهشگران از دیدگاه‌های گوناگون مفهوم شهر را مورد بررسی قرار داده‌اند. در حوزه‌های گوناگون علمی و البته در هر حوزه متناسب با نوع برداشت پژوهشگران از مفهوم شهر، بررسی‌هایی پیرامون این مسئله انجام شده است. در حوزه‌های علمی مانند معماری و شهرسازی، باستان‌شناسی و تاریخ، جغرافیای انسانی (در حوزه‌های شهری و روستایی، سیاسی و اقتصادی)، جامعه شناسی، اقتصاد (به ویژه در حوزۀ اقتصاد شهری)، و … و یا در حوزه‌های علمی میان‌رشته‌ای مانند جامعه‌شناسی تاریخی، اقتصاد سیاسی، فرهنگ و تمدن (در معنای عام آن) و … مفاهیمی چند برای شهر بیان شده است که البته وقتی تفاوت دیدگاه‌های پژوهشگران هر کدام از این حوزه‌های علمی بر مفاهیم فوق افزوده شود، گستردگی این موضوع به مسئله‌ای مهم تبدیل می‌شود که ارائۀ تعریفی واحد، همه جانبه و جهان شمول از شهر را سخت دشوار می‌کند. چنان که ملک‌شهمیرزادی در بررسی مفهوم شهر از دیدگاه باستان‌شناسی به رغم شناخت پایه‌ای از مفهوم شهر یا «نخستین شهرها»، امکان ارائۀ تعریفی از شهر و شهرنشینی در سطح جهانی و ایران را غیرممکن دانسته است. شهرپژوهان معمولاً با تأکید بر ساخت فضایی و کالبد معماری شهر بر اساس آهنگِ ظاهری آن، سعی کرده‌اند، «ماهیت شهر» را از دیدگاه مفهومی و در تقابل با دیگر اماکنی که جنبۀ سکونت‌گاهی یا استقرار انسان داشته باشند، مورد ارزیابی و تعریف قرار دهند. بر این اساس است که معمولاً شهرسازان و شهرشناسان، در ساخت فضایی یا سیمای شهر در منظر عمومی، طبیعت و اقلیم، اقتصاد، جامعه و فرهنگ را به عنوان عوامل اثرگذار برمی‌شمارند. عدم اجماع علمی نه تنها در میان پژوهشگران حوزه‌های گوناگون بلکه در یک حوزه نیز باعث می‌شود به تعریفی واحد از شهر، خاص آن حوزه نائل نشوند. چنان که برخی از پژوهندگان شهر، تلاش‌های صورت گرفته پیرامون ارائۀ تعریف دربارۀ شهر را در حد ابتدایی می‌دانند که «کار تدوین معنا و تعریفی برای شهر در فرهنگ ایران، قدم‌های اولیه را بر می‌دارد». بر این اساس است که مفاهیم ارائه شده از شهر، بیش از هر چیز ماهیت تاریخی دارد تا دیدگاه‌های نو. چنان که حتی شهرشناسان و شهرسازان بی آن که در تاریخ به معنای عام و همه جانبۀ آن تأمل کرده باشند یا به قولی «تاریخ‌پژوهی» را به محک تجربه گذاشته باشند، سعی در بازشناسی معنای شهر در ایران از ورای منابع و پژوهش‌های تاریخی کرده‌اند. این اقدام شایسته، اگرچه از نگاه پژوهندگان تاریخ مورد نقد و ارزیابی‌هایی قرار می‌گیرد و ممکن است، اختلاف نظرهایی در این موضوع، به وجود آید اما تلاش برای ارائۀ مفهوم تاریخی شهر در پژوهش‌های جدید می‌تواند باعث توجه بیش‌تر پژوهندگان تاریخ دربارۀ این مقوله شود.
در تاریخ تحولات شهر و شهرنشینی در ایران، نام‌واژه‌های بسیاری در پیوند با شهر و شهرنشینی و بیش‌تر از نظر سلسله مراتب اهمیت مکان‌های جغرافیایی برای زندگی جمعی، به کار رفته است که تنوع و گستردگی معنایی این واژه‌ها، خود نشان‌دهندۀ شکوفایی شهرسازی و شهرنشینی در این دوره از تاریخ ایران و در جهان اسلام است. نام‌هایی که مربوط به دورۀ زمانی سدۀ چهارم قمری مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرند، عبارتند از: دستگرد (دسکره)، دیه (ده)، تسوج (طسوج)، رُستاق (روستا)، شهر، شهرک، شهرستان، شار، شارستان، مدینه، بَلَد و بلده، قصبه، رَبْع، مِصْر، حوزه، ناحیه (ناحیَت)، کوره (خوره)، حِصه و استان.
بررسی «نظام سلسله مراتب ارضی» در تقسیمات اداری، سیاسی و اجتماعی، کارکردهای گوناگون اصطلاحات و نشانه‌های این سلسله مراتب را در بخش‌های جغرافیایی دورۀ سامانیان نشان خواهد داد. مهم‌تر این که علت‌یابی چرایی و توصیف چگونگی بالندگی شهرها (در معنای عام آن) را آسان‌تر خواهد کرد. روش کار در بررسی این نام‌واژه‌ها، بازشناسی معنا و مفهوم آنها در دوره‌های گوناگون و با تأکید بر واژه‌شناسی تاریخی است. از آن پس کاربرد این مفاهیم در دورۀ سامانیان مورد تأمل قرار خواهد گرفت.
2. دستکرت
«دستگرد» و «دستکرت» واژه‌هایی هستند که در متون پهلوی ساسانی بسیار به کار رفته و در دوران اسلامی به ویژه در سدۀ چهارم قمری به صورت «دستجرد» و «دستکره» یا «دسکره» در منابع دیده می‌شوند. پیگولوسکایا معتقد است که دستگرد، مفهوم املاک را دارد، جدا از ده بوده و پادشاهان نیز برای خود دستگرد داشته‌اند. دستکرت شاهی که در منابع بعد از اسلامی دسکره الملک خوانده شده، کاخی بزرگ درون دژ داشته که باروهای بزرگ آن را احاطه کرده بودند. دستکرت به معنای مزرعه و آبادی (آبادکرده، ساختۀ دست) در کارنامۀ اردشیر بابکان جایی را شامل می‌شده که پادشاهی آباد کرده باشد. «دست» «کرد» به معنای آبادکرده توسط دست کسی است و از این نظر آبادی کوچکی را دربرمی‌گرفته است. «در تقسیمات سیاسی و اداری کشور، دستکرت در میان نواحی مسکونی آخرین مقام را داشته است». دستکرت‌ها در واقع بین روستاها ساخته می‌شدند و «روستاک» یا «روستاق» محدوده‌ای از چند ده (به معنای قریۀ عربی) را دربرمی‌گرفت که ممکن بود چند دستکرت هم داشته باشد. گاه یک دستگرد چنان اهمیت می‌یافت که بر گرد آن بناهایی چند ساخته می‌شد و از فرودست‌ترین مرتبۀ مکانی در تقسیمات ارضی، به شهری نام‌آور تبدیل می‌شد، شاید بارزترین نمونۀ آن دستگردِ خسروپرویز باشد که مورخان دربارۀ آن سخن بسیار گفته‌اند، چنان که دستگرد با نام خاص آن مِلک شد. ابن‌رسته که در اواخر سدۀ سوم قمری الاعلاق النفیسه را تدوین کرده است (290 قمری)، دستگرد را دیده و دربارۀ آن بیان می‌کند:
«در راه بغداد- ری، پس از نهروان و دیر ترمه «از دیر ترمه تا دَسکره هشت فرسخ، و این راه در زمینی هموار قرار گرفته… و در چپ آن نخلستان‌ها و مزارعی قرار گرفته است تا به دسکره می‌رسد و آن دسکره شهر بزرگی است و قصری در آن وجود دارد که از آثار خسروان است و حصاری بلند دور آن وجود دارد و در ضلع غربی دری دارد و داخل آن ساختمان و بنایی وجود ندارد. از دسکره تا جلولا هفت فرسخ است…». برخی احتمال داده‌اند که این شهر پیش از روزگار خسرو پرویز بنا شده اما کاربری آن به عنوان ملک شاهی و جایگاهی برای توقف شاهان ساسانی بوده است. این دسکره همان است که در منابع اسلامی به دلیل بزرگی و عظمتش نسبت به دیگر دسکره‌ها به لقب «دسکره الملک» شهرت یافت.
آن گونه که مورخان و جغرافی‌دانان دورۀ اسلامی گفته‌اند دسکرۀ ساسانیان از حد و اندازۀ ده هم تجاوز کرده و به گونه‌ای شهر کوچک درآمده بود که درختان خرما، عمارت‌های شاهی، زراعت، حصار و امکانات مربوط به یک واحد ارضی رو به توسعه را در خود جای داده بود.
مقدسی بیان می‌کند که دستگرد همچنین نام «شهری از چغانیان، دیه‌هایی در ری و نیشابور، نیز دستگرد شهری به کرمان است» و دسکره را جایی در خوزستان (به احتمال قوی ارّجان) و نیز شهری در عراق می‌داند. واژه‌های دستگرد، دستکرت و دسکره در یک معنی در دورۀ اسلامی برای کوچک‌ترین واحد ارضی در معنای آبادی به کار رفتند، اما آبادی‌هایی که ممکن بود طی مدتی به ده و حتی شهر تبدیل شوند. در تاریخ بیهقی این نام در شعری از زبان لیثی شاعر دوران غزنوی به کار رفته که گواه از دسکره‌ای دارد در نزدیکی ری، همان دسکره که مقدسی نشانه‌یابی کرده است:

مطلب مشابه :  اجتماع اسباب به نحو عرضی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید