رشته حقوق

فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه

نارضایتی زنان از تقسیم کار مبتنی بر ویژگی جنسی
کم شدن فعالیت زنان در عرصه خصوصی به علت پیشرفت فنون
ورود بانوان به عرصه های عمومی و جذب آنان در بازار کار ثانویه در دوران رکود
حضور موفق زنان در کارهای مختلف و به ویژه حوزه هایی که در عرف، مردانه شناخته می شد.
ورود بانوان به دانشگاه ها و افزایش معلومات آنان در سطوح عالی
نگارش کتاب در زمینه موقعیت های نابرابر زنان نسبت به مردان
آگاهی بانوان از نارضایتی قشر زنان با ورود به جلسات عمومی و مطالعه کتاب ها
سعی در غلبه بر فرهنگ جامعه و فمنیزه کردن قواعد اجتماعی و کل سیستم ارزش گذاری جامعه
تبعیض در دستمزد ها و مشاغلو نیز در موقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به علت جنسیت
استفاده ابزاری از زنان برای افزایش مصرف گرایی
تشکیل سازمان هایی که خواستار حقوق و موقعیت برابربودند.
بر اساس آن چه بیان شد فمینیست ها معتقد بودند، دستیابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مسأله زنان را حل نکرده است و نجات بانوان تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان‌پذیر نخواهد بود، بلکه نیاز به یک فرآیند ریشه‌ای و انقلابی دارد تا زنان را از دست مردان نجات داد. بر پایه این تفکر بود که هدف اصلی و مهم فمینیست‌ها در موج دوم نجات زن از دست مردان مطرح شد. موج دوم نجات زن از هرگونه قیدی را دستمایه حرکت خود قرار داد، حتی قیدهای ارزشی را و چون همه ارزش‌ها در این عرصه مانند عشق، همسری، مادری، حیا، عفت و… در تعامل با مرد قرار می‌گرفت، نجات زن از دست مردان به عنوان تیتر و سرلوحه جریان فمینیسم‏‏ قرار گرفت.
2-4-نقد موج دوم
در بررسی این موج می توان با ذکر نکات زیر، آن را به نقد کشید:
2-4-1-عدم توجه به نظرات تمام بانوان؛ تحول نظام ارزشی بدون توجه به شرایط عینی اساساً عملی نیست. فمنیست های انسان گرا با ارائه مدل خاص خود، به نوعی قوم مداری زنانه متوسل می شوند. آنان با تکیه بر تجربه خاص یک گروه ویژه از زنان(زنان غربی، طبقه متوسط، سفید پوست)الگوهایی برای رفع مشکلات بانوان ارائه دادند. در حالی که زنان یکپارچه نیستند و تفاوت هایی میان آنان و درخواست هایشان وجود دارد.
2-4-2-پایه ریزی شکل جدیدی از نابرابری؛تأکید بر قابلیت های مثبت زنانگی و هویت سنتی زنان – خصوصاً بطورمطلق- می تواند ما را به سمت گرایش گوهرگرا سوق دهد. یعنی زنان مطلقاً بهتر از مردان قلمداد شوند و به این ترتیب شکل جدیدی از نابرابری تأیید شود. فمنیست های موج دوم با ارائه نگرش نسبی گرایی فرهنگی خود در جهت ابقای نظام نابرابر -یعنی تداوم این تفاوت ها – حرکت کردند. برخی از فمنیست های این موج با بیان تمایز افراطی زنان از مردان و تأکید یک جانبه بر خصیصه های مثبت زیستی زنان، به دامن گوهرگرایی – برتری ذاتی زنان- دچار شدند.
2-4-3-غلبه دادن پیامد منفی اشتغال بر تمام جوانب آن؛ فمینیست های موج دوم معتقدند کار در جامعه برای مردان مساوی با ابزارنگری، ‌فردگروی، تقابل، خشونت و دوری از خانه است. در این صورت با تساوی تقسیم کار بین زن و مرد هر دو گروه گرفتار نتایج منفی کار می شوند و در این راه تفاوتی بین زن و مرد نیست. بدین روی طبق نظر موج دومی ها، هرکس در جامعه مشغول به فعالیت شود، پیامدش ابزارگرایی، خشونت و دوری از عاطفه و احساسات است. البته لازم به ذکر است که اشتغال و فعالیت های اجتماعی مانند هر حوزه دیگری می تواند نتایج مطلوب و نامطلوبی را در بر داشته باشد.
2-4-4-عدم توجه به تفاوت های فردی بانوان؛ ارج گذاشتن بر اختلاف های زیستی و اجتماعی زنان موجب دفاع از حقوق آن ها می گردد و عدم توجه به این تفات ها، منجر به شکل گیری نوع جدیدی از ستم می شود .
2-4-5-موجه جلوه دادن رفتارهای مردانه؛ حاکمیت برخی از نظریه های«مردانه» بر وضعیت زنان سبب گردید تا آنان به گونه ای نامحسوس جذب دیدگاه های «پدر سالارانه» شوند و رفتارهای مردانه در سطح وسیعی توسط زنان از همین دهه بروز یابد.
2-4-6-عدم توجه به نیازهای فطری افراد. در این موج، جایگاهمادری قربانى شد. زیرا تأکید فمنیستها بر تجرد و تقبیح ازدواج و تشویق زنان به شرکت گسترده در فعالیت های اقتصادی موجب شد تا بانوان پذیرش نقش های انفعالی مانند مادری و همسری را زمینه ساز تسلط مردان بدانند و در نتیجه از پذیرش چنین نقش هایی خودداری نمایند و به منظور رقابت با مردان در صحنه های کار و فعالیت های اجتماعی حضور یابند.
نارضایتی عده ای بسیاری از بانوان با دیدگاه های افراطی موج دوم موجب شد که این موج رو به افول رود و موج سوم حیات خود را آغاز کند.

مطلب مشابه :  درمان روان پویشی افسردگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید