رشته حقوق

فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه

بنابراین مهمترین وظیفه ای که بر دوش والدین به خصوص مادران است، تعلیم و تربیت همه جانبه فرزند و آماده کردن او برای ورود به زندگی اجتماعی، توجه کامل به نیازهای عاطفی (که موجب تکوین شخصیت فرزند و بدنبال آن سلامت و آرامش محیط خانواده و در نتیجه بیمه شدن فرزند در مقابل مشکلات جامعه می شود)، آموزش درس حب و بغض، ذوق و قریحه، عشق و عاطفه، صدق و راستی، رفاقت و دوستی، امانت و فداکاری، حمایت و پشتیبانی، همدلی و همکاری، امنیت، مسئولیت پذیری، ارتباط با دیگران، آداب و رسوم اجتماعی و دینی، و نیز پرورش قدرت تفکر، باور و اندیشه، پرورش احساس امنیت می باشد و در نهایت تعلیم مهارت هایی که فرزند در زندگی به آن احتیاج دارد؛ مانند اعتماد به نفس، انگیزه، تلاش، مسئولیت پذیری، خلاقیت، پشتکار، کارگروهی، حل مشکلات ، تمرکز، و نقش مقدس مادر یا پدر بودن
بدین روی اسلام، مهمترین و اصولی ترین نقش را تربیت نسل آینده و از جمله وظایف مادران می داند و از مرد می خواهد تمام امکانات لازم را برای همسر فراهم نماید تا او بتواند با آرامش خاطر و دقت وافر به ایفای نقش خود بپردازد و مادر را به عنوان بزرگترین و مهمترین مدرسه تربیت کودک دعوت نموده است تا به تحصیل و ارتقاء فضایل اخلاقی خود بکوشد و با کسب مبانی اخلاقی و فضیلت ها و پیاده کردن آن در زندگی سعی نماید ملکات اخلاقی را در کودک ایجاد نماید و سلوک شایسته را به او منتقل کند و سلامت جسمی و روانی او را تضمین نماید و جوانان نیرومند تربیت کند. بر پایه این مسئولیت مهم است که بانوان وظیفه دارند، علوم مورد نیاز را فراگیرند و افرادی مطلع و آگاه به مسائل روز باشند و با ناآگاهی خود آسیب های جبران ناپذیری به فرزندان خود نزنند. آنان زمانی می تواند به موفقیت نائل شوند که موقعیت حساس خویش را در پرورش انسان و حیات انسانی جامعه درک کرده و به نقش عظیم خویش در ساختن اجتماع انسانی واقف باشند و محیط خانه را محل اجرای مسئولیت های الهی خود بدانند. بدین روی است که روسو می گوید:« طفل به دلخواه مادر، تربیت می شود. اگر می خواهید معنی شرف و فضیلت را بفهمید باید مادر او را تربیت کنید».
5- اختلاف در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن
جامعه متشکل از زنان و مردان توانمندی است که سازندگی و تعالی آن را برعهده دارند و بایستی در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن شرکت جویند. فعالیتی قانونمند، آگاهانه، منظم و هماهنگ با حفظ هویت انسانی و جنسی که منافات با روح و روان و ویژگی های فطری فرد نداشته باشد ومطابق توانایی، استعداد و غرایز او برنامه ریزی شده باشد. فعالیتی که او را به اهداف والای انسانی خود برساند و آرامش و پیشرفت را برای فرد و جامعه به ارمغان آورد.حضور در جامعه و انجام فعالیت های اجتماعی و شرایط اشتغال از جمله مواردی متفاوتی است که بین فمینیسم‏‏ و اسلام وجود دارد. این قسمت به مقایسه این دو دیدگاه می پردازد.
5-1-دیدگاه فمینیسم‏‏ در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن
فمینیسم‏‏ در دوران حیات خود دیدگاه های متفاوتی در باره حضور اجتماعی زنان بیان نموده است، که عبارتند از:
5-1-1-حضور فعال در جامعه به منظور رهایی از سپهر خصوصی و نیل به آزادی
رهبران موج اول فمینیست در صدد برآمدند تا زنان را از قید و بندهایی رها سازند که ناشی از محدود ماندن آن ها در سپهر خصوصی فرض می گردد و مانع از رشد و تعالی و کمال نفس آنان می شود و بانوان را از تحقق توانایی های ذاتی شان باز می دارد و بیان داشتند که اگر نهادها به نحوی تغییر کنند که زنان به آزادی و برابری بیشتر برسند و مشارکت بیشتری داشته باشند، امکان تغییر جامعه فراهم می شود.بر این پایه، آن ها می خواهند «زنان در ارزشها-ی تعیین شده در جامعه- و نهادها مشارکت کامل و برابر داشته باشند و به عنوان عضو جامعه، از طیف فرصت ها برای موفقیت بهره ببرند و از حقوق و اعتبار عمومی که مردان از آن بهره مند هستند، برخوردار شوند» تا از موقعیت فرودستی و در حاشیه بودن رها گردند و در امتیازات و مسئولیت ها به برابری کامل با مردان دست یابند. آنان توانستند جهت حضور در جامعه به امتیازاتی دست یابند. به عنوان مثال در کنفرانس سازمان ملی زنان در سال 1967 اعلامیه حقوقی تدوین شود و این موارد به تصویب رسید؛ اجرای قانون منع تبعیض جنسی در اشتغال، حقوق مرخصی برای مادران شاغل و استفاده زنان از مزایای تأمین اجتماعی، کاهش مالیات برای هزینه های نگه داری از کودکان در خانه برای والدین شاغل، ایجاد مراکز روزانه نگه داری از کودکان و آموزش برابر و مختلط
ورود بانوان به جامعه گرچه موفقیتی بزرگ محسوب می شد، اما همراه با معضلاتی بود، از جمله آن که آنان باید در مشاغلی که مردان ایجاد نموده اند، به فعالیت بپردازند و میزان کارآمدی آن ها بر پایه ملاک هایی که مردان تعریف نموده اند، سنجیده می شود. ییتس نیز یاد آور می شود که تأکید بر برابری شغلی به معنای پذیرش معیارهایی است که مردان در نظام اشتغال و بازار کار ایجاد کرده اند و زنان فقط می خواهند در آن سهیم باشند.بر اساس معیارهای تعریف شده، زنان نسبت به مردان در بازار کار، نیروی ثانویه محسوب می شدند که هر گاه به وجودشان نیاز بود به حضور اجتماعی تشویق و ترغیب می شدند و مجبور بودند با حداقل دستمزد به فعالیت بپردازند و در صورتی که حضور مردان در رفع نیازهای جامعه کفایت می کرد، باید به خانه هایشان باز می گشتند.
از طرفی گرچه بانوان توانستند در جامعه حضور یابند و حتی در برخی موارد به مشاغل بالای مدیریتی و رده‌های بالای دولتی وارد شوند، ولی عدم وضع قوانین لازم جهت رعایت هویت انسانی و جنسی آن ها منجر به ایجاد آسیب هایی به جامعه زنان گردید، به طوری که آنان در موارد متعددی از ایذای جنسی رنج می بردندو در محیط کار از آرامش لازم برخوردار نبودند. بهره برداری های جنسی از زنان در محیط کار موجب فروپاشی خانواده ها می شد.
5-1-2-حضور فعال در جامعه به منظور حفظ هویت انسانی(و بدون در نظر گرفتن هویت جنسی)
پس از آن که ارزش فرد بر اساس ایجاد درآمد و حضور در جامعه سنجیده شد و کار در محیط خانه بی ارزش تلقی شد. بانوان حضور در صحنه اجتماع را وسیله ای برای نیل به هویت انسانی از دست رفته خود دانستند و در این راه از هیچ اقدامی صرف نظر ننمودند، حتی خود را به مخاطره انداختند و بدون در نظر گرفتن ساختار جسمانی و روحانی و نقش مهم مادری، آماده انجام هر گونه فعالیتی مشابه با مردان شدند تا به برابری و تشابه کامل با مردان دست یابند. از سال 1920 به بعد تلاش شد، راه ورود زنان به مشاغلی که مردانه تلقی می شد، گشوده گردد و در سال 1926 طرحی برای تشکیل لشگر خدماتی زنانبه عنوان یک بخش ارتش همراه با تعلیمات کامل نظامی و تشکیل جوخه ها و یگان هایی تحت فرماندهی افسران ارائه شد که توسط ارتش ایالات متحده رد گردید. ولی در سال 1928 زنان پیرو طرح جذب در نیروهای نظامی و داشتن امتیازات مشابه با مردان وارد ارتش شدند. بنابراین برخی از رهبران جنبش زنان در قرن نوزدهم بدون توجه به فطرت انسان ها، به برابری در کار و فرصت های شغلی تأکید داشتند و اشتغال زنان را به صورت «کار در کنار ازدواج» یا به عنوان «بدیلی برای ازدواج» مطرح کردند. در برخی موارد نیز با نگرش شیء گونه به زن، جامعه کارکرد جدیدی برای قشر آنان ایجاد می نمود. در حالی که زن باید مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی است که می تواند مسئولیت های اجتماعی را بپذیرد. بنابرآن چه بیان شد، فمینیسم‏‏ به بهانه احیای ماهیت انسانی، در تقابل با هویت جنسی زن قرار گرفت. در حالی که اگر کار و فعالیت زنان با شخصیت آن ها یعنی جوهر زنانه شان، وارد کشمکش شود، جنبه غیر طبیعی و ناسالمی پیدا خواهد کرد.
5-1-3-حضور در جامعه به منظور نیل به استقلال روانی
هریت تیلور(همسر جان استوارت میل) زنان را چه مجرد و چه شوهر دار، با قاطعیت تشویق می کرد که نه تنها به عنوان وسیله ای برای استقلال مالی بلکه، مهمتر از آن، برای استقلال روانی دنبال کار کردن بروند. زیرا کار کردن عزت نفس را قوت می بخشد و مشارکت اصیل و مساوی بین زن و شوهر را تسهیل می کند.
5-1-4-حضور در جامعه مشروط بر توانمندی شغلی
گروهی دیگر از فمینیست ها معتقد بودند هویت تعیین کننده مشاغل نیست، بلکه استعداد افراد در انجام آن شغل باید سنجیده شود. استدلال کسانی چون ناتان گایزرسیدنی هوکو برونو بتلهایمدر دانشگاه ها این بود که نباید اجازه داد، «زنان بی صلاحیت» به استخدام دانشگاه ها در آیند. به اعتقاد اینان، بر اثر فشارهای فمنیست ها در شرایطی که «مردان سفید پوست با استعداد» نمی توانند شغل مناسبی بیابند، زنانی که فاقد صلاحیت علمی هستند، جای آن ها را اشغال می کنند. با توجه به آنچه گفته شد و نیز ایده ی مهم فمینیست ها مبنی بر تساوی در تمام زمینه ها دست یافتن به این نکته ضرورت دارد که اگر شغل های متناسب با روح و جسم زنانه به بانوان سپرده شود و شغل های متناسب با روح و جسم مردانه به آقایان سپرده شود، بی شک جامعه مسیر طبیعی خود را خواهد پیمود و بدون تشویق و اضطراب به پیشرفت های چشمگیری دست خواهد یافت. بنابراین در برخی موارد آن چه به ظاهر در نزد فمینیست ها تبعیض است در اصل مبتنی بر مصالح زن و مرد و خانواده و حتی واجد وصف جنبه حمایتی از زن می باشد.
5-2- دیدگاه اسلام در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن
از نظر اسلام، زن و مرد در میدان های کار و تلاش و مسائل اقتصادی حق مشارکت داشته و از لحاظ تصرفات مالی وحقوقی از موقعیتی مساوی برخوردارند. اسلام محرومیتی برای افراد در زندگی اجتماعی براساس جنسیتشان قائل نیست. آن ها می توانند در ساختن جامعه، شرکت فعال نمایند، اما به شرط آن که اعمال خود را مطابق با قوانین و مقرارت خاصی قرار دهند و موجبات سلب آزادی و آسایش دیگران نشوند. بانوان به عنوان سازندگان جامعه از این مشارکت محروم نیستند. آن ها در خانه و خارج از آن می توانند کمک های مؤثری به جامعه داشته باشند. آیات قرآن کریم نشان دهنده حضور اجتماعی زنان در کانون زندگی انبیاء علیهم السلام است با توجه به این که انبیاء مجریان دستورات الهی در بین خانواده و جامعه خود می باشند، لذا حضور زنان آن ها، در جامعه بیانگر آن است که بانوان همواره به طور مستقل« وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینْ‏ِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا . . » و با حفظ حریم« . . قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ . .»می توانند در صحنه اجتماع حضور یابند و برای امرار معاش خود و خانواده شان تلاش نمایند ولی تن به ذلت ندهند و در زمانی که سرپرست خانواده نتواند تأمین زندگی نماید، «. . وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیر» زنان می توانند به کارهای سخت نیز تن درهند. «قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ. . » البته حضور آن ها در جامعه باید همراه با تعفف و تحجب و با محوریت حیاء و نجابت« فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ …» باشد و قانون حامی آنان باشد تا برخی از مردان حقوق آن ها را نادیده نگیرند.
علاوه بر آیات قرآن کریم و حضور دختران شعیب علیه السلام در صحنه کار و فعالیت، وجود نمونه های تاریخی فراوان از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی زنان در قالب مشاغل مختلف در صدر اسلام و تقریر پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به آن، بیانگر جواز اشتغال بانوان می باشد؛ مانند تجارت خدیجه سلام الله علیها، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و نیز بانوان دیگری که همانند ایشان به کار تجارت می پرداختند و گاه سؤالاتی در باره فعالیت خود از پیامبر صلی الله علیه و آله می پرسیدند و پیامبر به آن ها پاسخ می داد، بدون این که ایشان را از ادامه فعالیت منع نماید، دلیل موجهی است بر این که دین اسلام نه تنها مانع حضور زنان در جامعه نمی باشد بلکه این حضور را تأیید می نماید. به عنوان نمونه می توان به «‌قیله» اشاره نمود که سؤالاتی را از پیامبر اکرم در امر تجارت خود پرسید و ایشان به او پاسخ دادندیا برخی از بانوان در صدر اسلام به حرفه مدیریت اشتغال داشتند. مانند دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به فدک با به کارگیری کارگزاران و کارگرانی برای رسیدگی به محصولات می توان اشاره داشت. برخی از بانوان به فروش عطر و لوازم آرایشی مشغول بودند و امرا معاش می کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله منعی بر انجام این کار نداشتند و حتی اهل منزل از آن ها خرید نیز می کردند. مانند حولاء عطر فروش که برای خاندان رسالت، عطر می آوردو زینب عطاره که شغلش فروش لوازم آرایش به زنان بود. عده ای دیگر از زنان در صدر اسلام به تولید صنایع دستی اشتغال داشتند. همانند زینب دختر جحش یا گروهی دیگر از زنان با فروش محصولات لبنی مانند شیر و روغن به گذران زندگی می پرداختند. اینان نمونه هایی از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بانوان در صدر اسلام است که پیامبر با هیچکدام از آن ها مخالفتی ننمودند. حتی ایشان در مواردی برخی از زنان را به مداوای مجروحان جنگی مأمور می نمودند؛ مانند ام سلیم و حفصه دختر سیرین و ربیع دختر معوذ که خود بیانگر حضور اجتماعی زنان در زمینه طبابت و پرستاری بود. برخی از آنان مانند زینب پزشک قبیله بنی اود بود و در غیر ایام جنگ مریضان را مداوا می کردند.« و کانت زینب طبیبه بنی اود تعالج المرضی»
در برخی موارد نیز بانوان مجبور بودند به کارهای سخت مردانه تن در دهند؛ مانند سلامه الضَبِیه که اسلام آورد و از طریق شبانی به امرار معاش می پرداخت و با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات داشت و نیز ام هانی نیز از جمله زنانی است که چوپانی می کرده است یا «ریطه دختر عبدالله بن معاویه الثقفی» همسر عبدالله بن مسعود که زنی صنعتگر بود و با صنعت زندگی روزمره خود و همسر و فرزندان تهیدستش را اداره می نمود و پیامبرصلی الله علیه و آله به وی فرمود: آن چه بر آن ها انفاق کنی، اجر و پاداش آن نزد خدا برای تو باقی خواهد ماند. از انفاق بر آن ها خودداری مکن.
بنابر آنچه گذشت زن و مرد، دو رکن جامعه و مکمل دیگر می باشند که در پیدایش یک جامعه سالم، صمیمی، آرام، پویا و سازنده نقش مهم و مؤثری دارند. هریک با حفظ حدود و موازین شرعی و بر پایه ابزار و توانمندی های لازم می توانند در عرصه های اجتماعی شرکت نمایند. البته اشتغال وسیله کسب عزت یا جستجوی هویت گمشده افراد نیست. بلکه هدف همکاری و همیاری افراد جامعه در پیشبرد و تعالی آن می باشد.
البته واضح است که زنان همانند مردان پس از ازدواج تعهداتی را متقبل می شوند؛ مردان موظف می شود تا با توجه به شئونات همسر خود به تأمین هزینه های زندگی و . . مقید شوند. بانوان نیز لازم است اصلی ترین نقش خود در ایجاد آرامش و سکون ایفا نمایند و پس از فرزنددار شدن، از نقش مؤثر و والای مادری غافل نباشند و در راه نیل به نقش های اجتماعی، تعهدات خانوادگی را رها نسازند، بلکه در صورت امکان با جمع دو نقش مادری و اجتماعی به جامعه خدمت رسانی نمایند و با انتخاب مشاغلی مطابق با ابزارها و نیازهای جنس مؤنث و لحاظ نمودن وظیفه مادری آرامش خانواده و جامعه را تضمین کنند. دولت نیز با تقلیل ساعت کار زمینه همکاری بهتر آن ها را بدون ضربه زدن به کانون خانواده فراهم سازد تا نقشی فعال و حیات بخش در خانه و جامعه از خود به جا بگذارند.

مطلب مشابه :  دانشگاه فردوسی مشهد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید