رشته حقوق

فعالیت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

در مجموع باید گفت: اسلام مخالف حضور زنان در جامعه نیست، بلکه اصلی ترین و مهم ترین نقش زن پس از ازدواج را که قبول تعهدات همسری و مادری است، با ارزش می داند و از او می خواهد در درجه نخست تعلیم و پرورش انسان ها را بر عهده گیرد و این شغل خطیر را با مشاغل سودزا و مادی مورد قیاس قرار ندهد و در مقابل نسبت به جامعه خود بی تفاوت نباشد و با لحاظ نمودن هویت جنسی خویش در عملکرد اقتصادی جامعه مؤثر واقع شوند، بدون آن که تأمین نفقه خانواده بر عهده او باشد. البته اگر تمایل بانوان در حضور اجتماعی بدلیل استقلال مالی باشد اسلام این درخواست آن ها را با تعیین مهریه و نفقه اجابت نموده و شوهران را به انجام آن موظف نموده است . بنابراین لزومی ندارد هدف از فعالیت های اجتماعی زنان رفع نیازهای مالی خانواده باشد، بلکه هدف به حرکت در آوردن چرخه های فعالیت توسط بانوان توانمند می باشد.
6- اختلاف در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن
فعالیت های سیاسی، یکی از برجسته ترین گونه های مشارکت محسوب می شود و وظیفه اجتماعی آحاد مردم است تا به دلیل شهروند بودن و بر اساس توانایی ها و قابلیت های خود، حضوری فعال داشته باشند. در این قسمت به مقایسه دیدگاه فمینیسم‏‏ و اسلام در باره مشارکت سیاسی زنان پرداخته می شود:
6-1- دیدگاه فمینیسم‏‏ در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن
یکی از مهمترین حقوق سیاسی که زن ها پس از مبارزات پیگیر توانستند به آن دست یابند، حق رأی بود. جنبش زنان در آمریکا و انگلستان در بین سال های 1880 تا1920 منجر به کسب حق رأی گردید. به طوری که موج اول، به جنبش حق رأی شناخته شده است. بدین روی در اوایل قرن بیستم زنان توانستند به عنوان یک شهروند در جامعه به حقوق سیاسی خود نائل شوند و قبل از آن اجازه اظهار نظرهای سیاسی نداشتند. در حاشیه بودن بانوان از فعالیت های اجتماعی و سیاسی موجب شد که با وجود آن که حق رأی پیدا کردند، اما کمتر در انتخابات شرکت کنند و آرای آن ها یکپارچه نبود. بنابراین «هراس» نمایندگان از زنان پایان یافت و دیگر تسلیم فشار آنان نمی شدند. در نتیجه «افسانه» رأی زنان نفوذ خود را کاملاً از دست داد.در مجموع گرچه فمینیست ها توانستند به بزرگترین حقوق سیاسی زنان دست یابند، اما جایگاه این مهم کم دوام بود و کمتر به عنوان یک «زن» وارد سیاست شدند.
6-2- دیدگاه اسلام در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن
دیدگاه اسلام در باره مشارکت سیاسی زنان همواره یکسان بوده است. اسلام موافق فعالیت های اجتماعی، سیاسی و . . .بانوان بوده است، مشروط بر آن که شرایطی که موجب ایجاد عزت برای او و خانواده و جامعه اش می شود، حفظ گردد. این مکتب برای ورود به صحنه سیاست هر فردی اعم از بانوان و آقایان شرایطی را لحاظ می نماید که اجرای آن موجب تأثیر بیشتر حضور افراد در سیاست و پیشبرد بهتر امور می شود. اسلام به کسب اطلاعات و علوم روز مادران و زنان سفارش نموده تا بی اطلاعی آن ها موجب تضرر جامعه و خانواده نشود. لذا زنان باید با حفظ خصوصیات زنانگی و حفظ سمت مادری در رفع مشکلات علمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بکوشند و نقش شایسته خود را ایفا نمایند.
قرآن مجید با بیان بیعت زنان با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بر حضور سیاسی آنان و تأثیر آن بر جامعه تأکید دارد و می فرماید:« یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلىَ أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیًْا وَ لَا یَسْرِقْنَ وَ لَا یَزْنِینَ وَ لَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْترَِینَهُ بَینْ‏َ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا یَعْصِینَکَ فىِ مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لهَُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم‏» بدین روی حضور سیاسی با شخصیت اسلامی زنان منافاتی ندارد و مساله” بیعت” پیامبر صلی الله علیه و آله با زنان یک بار در حدیبیه (در سال ششم هجرت) و یک بار در فتح مکه نشانگر اخذ پیمان الهی( به عنوان یک تهعد و تکلیف شرعی) از زنان و احیاء هویت انسانى او همراه با توجه به هویت جنسی او می باشد. از طرفی حضور سیاسی دختر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در دفاع از ولایت و حضور سیاسی دختر گرامی امیرالمؤمنین علیه السلام در دفاع از امامت از بارزترین نمونه های ظهور زن در مسائل سیاسی است.
7- اختلاف در نوع نگرش به مفهوم آزادی
تجدد گرایی به عنوان یک «پیکربندی ایدئولوژی –فرهنگی» از هر نوع برداشت مطلق انگارانه و آمرانه می گسستدر این تجدد گرایی نقش ها، روابط و جایگاه ها تغییر یافت و «انسان» معیار و ملاک قرار گرفت. در نتیجه آن چه در طول تاریخ به عنوان طبیعت و سرشت زن مطرح بود، زیرسؤال رفت. به بیان میشل توجه به «اصالت شخص» برگشت و این که زنان به عنوان «انسان» دارای سرشت پاک،کرامت وحیثیت فردی هستند. نیاز به آزادی و برابری دارند. اما برخی در مخالفت با این نظر،آزادی را مختص مردان می دانستند.
فمینیسم‏‏ و اسلام برای نیل به رهایی، روش ها و نگرش هایی را مطرح می کند که در این قسمت به بیان آن پرداخته می شود:
7-1- دیدگاه فمینیسم‏‏ در مورد آزادی
فمینیست ها از آزادی معانی متفاوتی ارائه نموده اند
7-1-1-تفاوت قائل نشدن بین آزادی حیوانی و انسانی
برخی از فمینیست های موج دوم مهمترین راه رهایی از ظلم و ستم را آزادی کامل زنان در امور جنسی می دانند. اینان معتقدند زنان حق تسلط بر بدن خود را دارند و در روابط جنسی آزاد می باشند و حتی می توانند با محارم ازدواج نمایند یا خانواده را ترک کنند. بدین روی تحت عنوان احترام به حقوق بانوان، در اصل به سوء استفاده از آن ها اقدام نمودند و به بهانه آزادی، او را در ارتباط با دیگران قرار دادند. به عنوان نمونه در سال های 1380-1422 لواط و فحشا در فرانسه امری عمومی بود و زنا کردن تقریباً همگانی بود. فرقه ای به نام «پیروان حضرت آدم» طرفدار برهنگی بودند و عملاً بدین کار می پرداختند. فمینیست با طرح ایدئولوژی آزادی فردی با قواعد اخلاقی«خوش باش» که بسیار نهی از ارزش است، بر مفهوم احساس وظیفه در برابر همسر، خانواده، فرزندان و جامعه غالب شده است.گویا آزادی، فراتر از فرهنگ، جامعه، سنّت، عرف، ارزش‌های متعالی، وظیفه و بسیاری دیگر از واقعیات فرا فردی قرار می گیرد. بدین روی فمینیسم‏‏ موجب رشد فزاینده استفاده ابزاری مردان از زنان گردیده است و آنان را به مثابه کالای جنسی در تبلیغات تجاری مورد استفاده قرار می دهد. زنان در تبعیت از این طرح از لحاظ جنسی و سیاسی قیدی نمی شناسند و به هرزگی تکیه می کنند و آن را آزادی تلقی می کنند و به بهانه تساوی با مردان به این عمل روی می آورند. در حالی که اگر فمینیسم به غایت خود برسد، یعنی جامعه ای با آزادی و استقلال به معنای بی بند و باری را برای زن به ارمغان آورد، زن را مسخر مرد کرده است و به او ستم و ظلم روا داشته است و در ظاهر آزادی حیوانی و در باطن اسارت به دست مردان را ایجاد نموده است. همان گونه که آثار فجیع و شرم آور این جریان در غرب بیداد می کند. در حالی که تفسیر زنان از آزادی معنای غیر از آزادی حیوانی دارد، آنان نیازمند توجه و شهروند محسوب شدن و ایجاد زمینه های تحصیل و به کارگیری استعدادهای خدادادی و نیازمند استقلال اقتصادی هستند و منظورشان از آزادی، قید و بندهایی است که فرهنگ ها و نه سنت ها بدون تأیید دین برای آن ها قرار داده است تا به عنوان جنس دوم در تسخیر مردان باشند مانند آزادی انتخاب همسر، آزادی بیان عقیده حقه، آزادی انتخاب شغلی که مطابق با شرایط و آدای اسلامی است و . . .
7-1-2-آزادی به معنای حذف خانواده
برخی از فمینیست ها معتقدند برای رسیدن به تساوی کامل با مردان لازم است که بانوان، به آزادی دست یابند تا اسیر مردان و چارچوب خانواده نباشند، نیل به آزادی به تمام ظلم و ستم های مردان علیه آنان پایان می دهد، لذا کسب آزادی را مهمترین راه رسیدن به تشابه با مردان می دانند. بنابراین در تکاپوی این آزادی افراطی ترین رهیافت در اخلاق فمینیستی جهت حذف کامل سلطه مردان یا به عبارتی کنار زدن وجود آن ها از صحنه زندگی زنان ایجاد شد. فمنیست های موج دوم بر خلاف موج اولی ها که خواهان برخورداری از فرصت های برابر بودند، با طرح شعار برابری کامل زن و مرد در تمامی حوزه های اجتماعی، روانی و فرهنگی، خواهان انقلابی اساسی در تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی شدند. از نظر آن ها، نباید با تعریف زنان به عنوان مادر و همسر آن ها را در محدودیت تاریخی قرار داد و باید برای آرمان برابری و مقابله با ستم های جنسی در تمامی زوایای پیدا و پنهان جامعه مبارزه کرد. آنان علاوه بر طرح شعار برابری مطلق، بر آزادی مطلق زنان نیز پای می فشردند.
7-2- دیدگاه اسلام در مورد آزادی
آزادی از دیدگاه اسلام حق مقدس و گرانبهایی است که برای هر انسانی جاذبه دارد و دارای معانی مختلفی می باشد؛ گاه به معنی عدم وابستگی به موجود دیگر است که استقلال وجودی را به همراه می آورد، گاه در مقابل «جبر» قرار دارد و این که انسان در مقام عمل دارای اختیار و آزادی است یا مجبور و دربند. این دو معنا در حوزه الهیات و فلسفه و کلام بررسی می شود. معنای سوم آن که بیشتر در اخلاق و عرفان کاربرد دارد، آزادی در مقابل «‌تعلق» و «‌دل بستگی» است یعنی هیچ چیز برای او ایجاد علاقه و محبت نمی کند. معنای دیگر آزادی در حقوق و سیاست مطرح است، یعنی«حاکمیت بر سرنوشت خویش»بنابر تعاریف مذکور انسان نباید وابسته و دل بسته به وجودی جز خداوند تبارک و تعالی باشد و تنها او را حاکم بر سرنوشت خویش بداند و لازمه عبودیت را در اطاعت مطلق از پروردگار ایجاد نماید. زیرا آزاد شدن از اطاعت الهی یعنی رها از هر قید و بندی که انسان را از کمال خویش دور سازد و به پوچی و نیستی بکشاند و حقوق فردی و اجتماعی او را نابود سازد.
بنابراین منظور از آزادی، رهایی از اخلاق و حدود اخلاقی نیست که انسان هر رفتاری که مخل نظم و آرامش است، انجام دهد و موجب سلب آزادی و راحتی دیگر افراد جامعه شود، بلکه مقصود، آزادی از هر قید و بندی است که ما را از حقوق طبیعی یا عمومی و شهروندی محروم سازد. مانند: آزادی انتخاب شغل، آزادی انتخاب همسر، آزادی انتخاب محل سکونت، آزادی انتخاب رشته تحصیلی، آزادی بیان دیدگاه سیاسی به شرط آن که به سیاست های جامعه خللی وارد نسازد و ما را از رسیدن به کمالات معنوی باز ندارد. اسلام موافق با آزادی است که مقید به ارزش ها باشد و با آزادی که قانونمند نباشد و موجب کامیابی مردان از زنان شود، مخالف است. لذا نباید با نام آزادی به استثمار جنسی زن پرداخته شود و نگاه جنسی بر نگاه انسانی غلبه یابد. به عبارت دیگر نباید با زن به عنوان یک ابزار برخورد کرد و شخصیت او را به حقارت یا اهانت گرفت. اسلام هرگز چنین بینشی نسبت به او ندارد.
8-قانونگذار در دو مکتب
یکی از مشکلات بزرگی که حرکت ها را در مسیر ارزش های انسانی محدود می کند، برخورد انسان با مسائل و مشکلات گوناگونی است که در مراحل مختلف زندگی، فراروی او قرار دارد و این امر سبب می شود که درست اندیشیدن و مسیر اصلی حرکت گاه فراموش شود. در حالی که وضع قوانین صحیح در زندگی فردی و اجتماعی می تواند او را به هدف اصلی رهنمون سازد و او را به کمال انسانی برساند. از این رو، انسان در اجتماع، در بسیاری از مقاطع تسلیم شرایطی می شود، که او را در بر گرفته است و این شرایط میراثی از باورهای پیشینیان و رسوم اجتماعی و سنت هایی است که بر اثر همجواری با جوامع و مکاتب دیگر ایجاد شده است. این جریان های نادرست در برابر جریان صحیح رشد می یابد و باورهایی را می پروراند که در یافتن اندیشه و مسیر صحیح انحراف ایجاد می کند. در حالی که بشر نیاز به قانونی ثابت و بدون تغییر دارد تا با در نظر گرفتن هویت انسانی و جنسی او، به سوی کمال انسانی رهنمون نماید.

مطلب مشابه :  دیوان کیفری بین المللی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید