اساسی ترین و مهمترین نقش زن و مرد با ازدواج و تشکیل خانواده شکل می گیرد. خانواده کوچکترین واحد و نهاد اجتماعی است که استحکام درآن، اساس جامعه را محکم می سازد. برای ساختن جامعه ای سعادتمند و هدفدار باید در اصلاح خانواده ها کوشید و برای پرورش افراد آن، ارزش و اهمیت ویژه ای قائل شد. بر این اساس مهمترین نقش در جامعه بر عهده مدیر آن و حساس ترین وظیفه در خانواده بر دوش مربی آن می باشد. مربی در خانواده قادر است، با بر عهده گرفتن سیستم تربیتی فرزندان و پرورش سرمایه های متعدد آن ها و نیز وضع قوانین صحیح در خانه موجبات ترقی جامعه را فراهم سازد و آن را به اهداف خود نزدیک گرداند. سرپرست خانواده نیز حفظ امنیت و اقتصاد آن را بر عهده دارد. این موضوع به قدری مؤثر و پر اهمیت است که به جرأت می توان گفت: مهمترین تغییرات و تحولات جهانی که در جوامع شکل می گیرد بر اثر رعایت یا عدم رعایت مسائل تربیتی والدین به خصوص مادران می باشد. البته نا گفته نماند که مادر نیز با پشتیبانی و حمایت پدر قادر به ایفای نقش مهم خود می باشد. بدین ترتیب زنان و مردان می آموزند، اختلافات و تمایزات یکدیگر را پذیرفته، از نیازهای هم حمایت کرده و به جنبه های تکمیلی صفات توجه داشته باشند و از این نکته غافل نمانند که خداوند متعال جنس مذکر و مونث را مکمل یکدیگر آفرید تا به کمک و پیشتیبانی هم به سوی قرب الهی سیر کنند.
بخش پنجم
مشارکت زنان
مقدمه:
جامعه متشکل از زنان و مردان توانمندی است که سازندگی و تعالی آن را برعهده دارند و بایستی در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن شرکت جویند. فعالیتی قانونمند، آگاهانه، منظم و هماهنگ با حفظ هویت انسانی و جنسنی که منافات با روح و روان و ویژگی های فطری فرد نداشته باشد ومطابق توانایی، استعداد و غرایز او برنامه ریزی شده باشد. فعالیتی که او را به اهداف والای انسانی اش برساند و آرامش و پیشرفت را برای فرد و جامعه به ارمغان آورد.
با این مقدمه در این فصل سعی می شود انواع مشارکت زنان به عنوان نیمی از فعالان جامعه و قوانین و چارچوب آن در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تاریخ اسلام بررسی گردد و با در نظر گرفتن موقعیت صدر اسلام که قوانین دینی به شکل صحیح و خالص ارائه و اجرا می شد و فرهنگ مسلمین در آن دخل و تصرف نداشت، مورد مطالعه قرار گیرد.
1-مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان
از نظر اسلام زن و مرد در میدان های کار و تلاش و مسائل اقتصادی حق مشارکت داشته و از لحاظ تصرفات مالی وحقوقی از موقعیتی مساوی برخوردارند. اسلام محرومیتی برای افراد در زندگی اجتماعی براساس جنسیتشان قائل نیست، آن ها می توانند در ساختن جامعه، شرکت فعال نمایند، اما به شرط آن که اعمال خود را مطابق با قوانین و مقرارت خاصی قرار دهند و موجبات سلب آزادی و آسایش دیگران نشوند. بانوان به عنوان سازندگان جامعه از این مشارکت محروم نیستند. آن ها در خانه و خارج از آن می توانند کمک های مؤثری به جامعه داشته باشند. آیات قرآن کریم نشان دهنده حضور اجتماعی زنان در کانون زندگی انبیاء علیهم السلام است و این مطلب بدین معناست که زنان همواره به طور مستقل می توانند در صحنه حضور یابند.«وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینْ‏ِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیر» در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز بانوان جهت پیشبرد اهداف جامعه به فعالیت می پرداختند. از جمله فعالیت های اجتماعی زنان در صدر اسلام می توان به موارد زیر اشاره نمود؛
مادری
یکی از مهمترین و محترم ترین نقش های اجتماعی بانوان، مادری است. او کانون روح افزا و انرژی بخش خانواده و جامعه می باشد. هیچ حرفه و شغلی به اندازه وظیفه انسان سازی، اصولی و زیر بنایی نبوده و ارزش و اهمیت ندارد، تربیت صحیح فرزندان آینده ساز بالاترین و حساس ترین شغل در جامعه است.
اجتماع پیشرفته و متعهد را مادران عالم و متعهد می سازند و تمامی افراد برجسته اجتماع لازم است ترقیات خود را مدیون تلاش های بی وقفه مادران بدانند. بدین خاطر است که بسیاری از زنانی که همسرانی در رتبه های بالای مملکتی دارند، پیشرفت آن ها را در گرو خانه داری خود می دانند.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها نزد پیامبرصلی الله علیه و آله رفتند تا ایشان در مورد وظایف خاص هر کدام حکم فرماید. پیامبرصلی الله علیه و آله چنین فرمود که حضرت زهرا سلام الله علیها کارهای داخل منزل را انجام دهد و امیرالمؤمنین علیه السلام وظایف خارج منزل را بر عهده گیرد. دختر گرامی پیامبر از این تقسیم کار به جهت عدم تماسشان به مردها بسیار خوشحال شدند « فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ ص تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ‌ »
بنابراین یکی از مهمترین و محترم ترین نقش های اجتماعی بانوان، مادری است. او کانون روح افزا و انرژی بخش خانواده و جامعه می باشد. هیچ حرفه و شغلی به اندازه وظیفه انسان سازی، اصولی و زیر بنایی نبوده و ارزش و اهمیت ندارد، تربیت صحیح فرزندان آینده ساز بالاترین و حساس ترین شغل در جامعه است.
اجتماع پیشرفته و متعهد را مادران عالم و متعهد می سازند و تمامی افراد برجسته اجتماع لازم است، ترقیات خود را مدیون تلاش های بی وقفه مادران بدانند. بدین خاطر است که بسیاری از زنانی که همسرانی در رتبه های بالای مملکتی دارند، پیشرفت آن ها را در گرو خانه داری خود می دانند.
2- اشتغال زنان
قبل از بیان دیدگاه اسلام در زمینه شاغل بودن زنان، بهتر است چند موضوع مورد بررسی قرار گیرد:
تبیین واژه شاغل بودن
در ابتدا لازم است، تعریفی از اشتغال ارائه شود؛اشتغال به«مجموعه فعالیت هایی که در یک دوره معین انجام شود و در مقابل آن مزدی پرداخت گردد» اطلاق شده است. بر اساس این تعریف، زنان شاغل افرادی محسوب می شوند که در قبال دستمزدی حتی در دوره ای کوتاه ولی معین به فعالیت بپردازند. بدین ترتیب بسیاری از زنان که در خانه مشغول به کار می باشند از این حوزه خارج می شوند، در حالی که مؤثرترین نقش زن در خانه و در کنار فرزندان ایفا می شود.
تقسیم زنان به بانوان و دوشیزگان
بانوان را با معیار تعهدات پس از ازدواج می توان به دو گروه تقسیم نمود؛ آنانی که دارای مسئولیت اداره خانواده هستند و در نقش مهم همسری و مادری حضور دارند و عده ای دیگر برکنار از این مسئولیت می باشند.
توجه به سطوح شغلی
امروزه تقریباً همه دیدگاه ها پذیرفته اند که زن می تواند در صحنه جامعه حاضر شود و با پذیرش شغل و مسئولیت های اجتماعی، به فعالیت هایی در این زمینه بپردازد. اما آن چه مورد اختلاف است محدوده و دائره این اشتغال است و این سؤال مطرح می گردد که آیا مردان و زنان می توانند در همه سطوح شغلی وارد شوند؟ به عبارتی دیگر آیا آن ها توان یکسان در انجام تمام مشاغل و حرفه ها را دارند؟ یا انجام فعالیت های مختلف، نیازمند ابزار جسمانی و روحانی مختص خود می باشد؟
جایگاه زنان در عرصه اجتماع
و در انتها لازم است به میزان بهره گیری زنان از زاویه مشاغل مختلف دقت شود؛بدین معنا که در صورت ورود زنان درعرصه اجتماع به آنان به عنوان یک مهره اصلی جامعه نگاه می شود یا عضوی فرعی که در هر لحظه قابل کنار گذاشتن است؟ و در صورتی که از توانمندی های او استفاده می شود به چه میزان از مزایای شغل خود بهره مند می گردد؟ به اندازه زمان و نوع فعالیت یا محروم ازمساوات و برابری !
در پاسخ به سؤالات اخیر باید گفت:

                                                    .