رشته حقوق

فعالیت‌های

دانلود پایان نامه

به منظور مطالعه این برجستگی های قدیمه که در محدوده دزفول جنوبی قرار دارند، تعداد 36 چاه و 10 برش سطح الارضی از کوه های میش، بنگستان، مورد و فهلیان مورد بررسی قرار گرفت. در شکل 1 محدوده دو بلندای خارک- میش و هندیجان- بنگستان دیده می شود. در طی مطالعات اشرف زاده نتایج زیر بدست آمد:
1- دو Palaeohigh موجود در منطقه (خارک- میش و هندیجان- بنگستان) در امتداد گسل های پی‌سنگی با جهت‌های SSW- NNE در طی ادوار مختلف زمین شناسی تشکیل شده اند.
2- قدیمی ترین زمان حرکات تکتونیکی Palaeohigh (خارک- میش) به کرتاسه پیشین مرتبط است که نتیجه آن کاهش ضخامت سازند گدوان و ناپیوستگی رأس سازند فهلیان در قسمت شرقی این Palaeohigh است.
3- در آپسین حرکت مجدد Palaeohigh (خارک- میش) منجر به رسوبگذاری لایه های آهکی کم عمق داریان بالایی در قسمت شرق و لایه های شیلی عمیق کژدمی در طرف غرب این برجستگی شده است.
4- در طی آپسین قسمت جنوبی منطقه دزفول جنوبی در امتداد میادین هندیجان به کیلور کریم- 1 بالاآمدگی حاصل نموده است که در نتیجه آن لایه های کم عمق داریان بالایی در این ناحیه نیز گسترش یافته و به عبارت دیگر قسمت شمال غرب ناحیه مورد مطالعه در این امتداد و امتداد خارک- میش، فرونشینی کرده و لایه های عمیق سازند کژدمی در ناحیه اخیر رسوب نموده اند.
5- اختلاف توپوگرافی طرفین Palaeohigh (خارک- میش) منجر به اختلاف ضخامت سازندهای کژدمی و سروک شده و در نتیجه ضخامت این سازندها در شرق این امتداد (خارک- میش) کم و به طرف غرب افزایش یافته است. احتمالاً در طی آلبین تا سنومانین، گسل خارک- میش حرکات کمی داشته است.
6- سازند کژدمی در طرف شرق Palaeohigh (خارک- میش) دارای رخساره ای کم عمق همراه با فسیل های نریتیک بایوزون 19 است در صورتیکه در غرب این Palaeohigh رخساره آن عمیق، و همراه با فسیل های پلانکتونیک می باشد. سازند سروک نیز در طرفین این برجستگی قدیمی دارای تغییرات رخساره ای است.
7- حرکات تکتونیکی اواخر سنومانین (Post- Cenomanian)، علاوه بر تشدید فعالیت Palaeohigh (خارک- میش)، باعث ایجاد Palaeohigh (هندیجان- بنگستان) نیز شده است. بدین ترتیب Palaeohigh (خارک- میش) در زمان کرتاسه پیشین، مقدم بر Palaeohigh (هندیجان- بنگستان) است که در زمان اواخر سنومانین ایجاد شده است.
8- بر اثر حرکات تکتونیکی و عقب نشینی دریا، رسوبات سنومانین از آب خارج گردیده و تحت تأثیر این ناپیوستگی (Unconformity) ، لایه های فوقانی سروک (سنومانین) دارای سطح فرسایشی، Fe stain، گلوکونیت، Trace fossil، Brecciation و Vadose solution هستند.
9- لایه های بایوزون 29 و 27 متعلق به تورونین در گودی بین دو Palaeohigh ایجاد شده رسوب نموده اند و گسترش این بایوزون ها به شدت از توپوگرافی حاصل از فعالیت این دو Palaeohigh تبعیت می کند.
10- در اشکوب کنیاسین، فعالیت‌های تکتونیکی به اوج خود می رسد و در نتیجه حوضه های محدودی ایجاد می گردد که ارتباط آن در مقاطعی با دریای آزاد قطع شده و در این حوضه ها سازند لافان با رخساره حاوی آلگ Charophytes که متعلق به آبهای شیرین تا لب شور است، در بین دو Palaeohigh نهشته می شود.
11- رسوبگذاری سازند ایلام با سن سانتونین نیز تابع توپوگرافی حاصل در نتیجه فعالیت این دو Palaeohigh است و گسترش آن در ناحیه دزفول جنوبی به گودی بین این دو Palaeohigh محدود می شود. شکل حوضه رسوبی آن شبیه به سازند لافان است اما گسترده تر است و بر خلاف سازند لافان، دریایی نیز می باشد.
12- پیشروی تدریجی دریا در این ناحیه، منجر به رسوبگذاری سازند مربوط به مناطق عمیق دریای گورپی گردید. در سانتونین کل Palaeohigh (هندیجان- بنگستان) و بخش اعظم Palaeohigh (خارک- میش) از آب خارج بوده است و نواحی مانند گچساران- 227، تنگو و رگ سفید2و 33 فاقد رسوبات گورپی است.
13- خطوط هم ضخامت سازند گورپی و بایوزون های آن دارای جهت SSW- NNE بوده که موازی با دو برجستگی قدیمه مورد مطالعه بوده و رسوبگذاری سازند گورپی تابع شکل ایجاد شده بر اثر حرکات تکتونیکی Post- Cenomanian است.
14- در حین رسوبگذاری سازند پابده، منطقه مورد مطالعه در اواخر پالئوسن پسین، ائوسن پیشین و Pre Late Eocene متحمل حرکات تکتونیکی بوده است. تأثیر این حرکات تکتونیکی در قسمت شرق منطقه بیشتر بوده است.
15- خطوط هم ضخامت بایوزون‌های 42، 45 و 47 از سازند پابده مربوط به زمان‌های پالئوسن پسین با ائوسن پیشین و میانی دارای امتداد SSW- NNE می باشد. اما در ائوسن میانی امتدادی جدید از چاه های شاپور به گچساران- 55 با جهت SSE- NNW شکل می گیرد و به نظر می رسد که بلوک شمال شرقی در امتداد این گسل به طرف بالا حرکت نموده است.
16- امتداد خطوط هم ضخامت سازند پابده از ائوسن پسین تغییر نموده و جهت SE-NW را
به خود می گیرد که احتمالاً به دلیل تشکیل پلاتفرم آهکی (سازند جهرم) در جنوب منطقه و همچنین به دلیل کاهش فعالیت تکتونیکی هر دو Palaeohigh از زمان ائوسن پسین به بعد بوده است.
17- علاوه بر شکستگی های معمولی که در حین چین خوردگی تاقدیس ها به وجود آمده اند، حرکات تکتونیکی در امتداد Palaeohigh ها، شکستگی هایی با جهت SSW-NNE موازی با امتداد Palaeohigh ها ایجاد نموده اند که با شکستگی های موجود در سازند آسماری مغایرت دارند.
18- هر دو Palaeohigh و به خصوص Palaeohigh (خارک- میش) نقش بسیار مهمی در توزیع پراکندگی میادین هیدروکربوری و خشک داشته اند. تاقدیس های واقع در غرب Palaeohigh (خارک- میش) به استثنای میدان بهبهان، در افق های آسماری، بنگستان و خامی حاوی نفت بوده در صورتیکه بیش از نیمی از تاقدیس‌هایی که در شرق این بلندای قدیمه قرار دارند، در افق های آسماری و بنگستان خشک ولی در گروه خامی دارای هیدروکربور هستند که به دلیل تأثیر این Palaeohigh بر روی سازند کژدمی می باشد.
19- شروع فعالیت Palaeohigh (خارک-میش) از کرتاسه پیشین بوده و فعالیت Palaeohigh (هندیجان- کوه بنگستان) از زمان Post- Cenomanian می باشد و آخرین حرکات تکتونیکی این برجستگی های قدیمی تا ائوسن پسین می باشد.
20- جهت Palaeohigh (خارک- میش) در اکثر دوره ها از کرتاسه تا ائوسن پسین از چاه های خارک، گلخاری- 2، کیلور کریم- 2، گرنگان، گچساران- 227 و کوه میش می گذرد. در زمان های Aptian، تورونین تا سانتونین لبه غربی Palaeohigh تا چاه های کیلور کریم- 1 و بی بی حکیمیه 29 و 91 امتداد می یافته و جهت Palaeohigh (هندیجان- کوه بنگستان) از چاه های هندیجان، تنگو، رگ سفید- 2 و 32 و کوه بنگستان می گذرد.
21- هر دو Palaeohigh به طرف تراست اصلی زاگرس و در خلیج فارس ادامه می یابند.
وی همچنین مناطق هاشور خورده در شکل 3-2 را که در مسیر Palaeohigh های مورد مطالعه هستند را جهت مطالعات ژئوفیزیکی و مناسب می داند. مطالعات جدیدتر وجود میادین بهرگانسر، سالار و نوروز در جنوب میدان هندیجان، و میادین کیان و پرنج را در شمال پازنان و جنوب بنگستان، در امتداد بلندای قدیمه (هندیجان- کوه بنگستان) ثابت نمود.
٢-7-چینه شناسی کرتاسه حوضه زاگرس

مطلب مشابه :  دیوان بین المللی دادگستری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید