رشته حقوق

فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه

حتی فضایل عقلانی نیز از انگیزه برمی‌آیند و از قضا، انگیزه‌ی عشق در این زمینه نیز مؤثر است. عشق به حقیقت، که از عشق به باور ساده آغاز می‌شود و تا عشق به حالات معرفتی ارزشمندی چون «فهم» و «حکمت» فرا می‌رود، برسازنده‌ی فضایل عقلانی است. عشق به حقیقت البته ممکن است صورت «عشق به داشتن باورهای صادق» یا «عشق به نداشتن باورهای کاذب» را پیدا کند که دو راهبرد مختلف در کسب معرفت‌اند. چنانکه در بحث از اخلاق باور آمد، این دو راهبرد و نحوه‌ی مواجهه‌ی فاعل معرفت با آن ها اهمیت خود را در پاره‌ای زمینه‌ها به‌قوّت آشکار می‌کند.
Zagzebski, Linda, “Intellectual Motivation and the Good of Truth”, in Zagzebski, Linda, Michael DePaul (eds.), Intellectual Virtue: Perspectives from Ethics and Epistemology, Oxford: Oxford University Press, 2003, p. 147 & Zagzebski, Linda, “The Search for the Source of Epistemic Good”, Metaphilosophy, Vol. 34: No. 1/2, Jan. 2003, pp. 18-19
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 122-127
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 22-25 & & Zagzebski, Linda, “Intellectual Motivation and the Good of Truth”, in Zagzebski, Linda, Michael DePaul (eds.), Intellectual Virtue: Perspectives from Ethics and Epistemology, Oxford: Oxford University Press, 2003, pp. 146-147
همچنین، «انگیزه‌های عمل» بهتر از مفهوم «اراده» چیستی فعل و چگونگی شخصیت فاعل را بیان می‌کنند. تلقی متعارف از اراده آن را به معنای رخدادی ذهنی می‌گیرد که پیش از عمل واقع و آن را موجب می‌شود، تو گویی اراده خود قوه‌ای مجزّا در ضمیر آدمی و علت عمل است. این تلقّی از اراده را برخی متفکران «اراده‌اندیشی» (volitionism) نامیده‌اند. اما به باور آنان و نیز به نظر زگزبسکی، برای تصدیق آزادی و ارادی بودن افعال، این تلقی از اراده لازم نیست. در واقع، آنچه اراده خوانده می‌شود مجموعه‌ای از باورها، انگیزه‌ها، عواطف و امیال است که به‌تنهایی یا به نحو جمعی، به عمل می‌انجامد. بنابراین، نیازی به مجزّا ساختن مفهوم اراده از انگیزه‌ها، امیال و دیگر حالات روانیِ فاعل نیست. فاعلیت انسانی و ارادی انگاشتن افعال او مطابق با این تلقی نیز بر جای می‌ماند. این امر نه فقط در مورد انسان بلکه به نظر زگزبسکی، درباره‌ی مفهوم «اراده‌ی الهی» نیز صادق است. برای توضیح بیشتر، نک:
O’Shaughnesy, Brian, The Will: A Dual Aspect Theory, Vol. 2, Cambridge: Cambridge University Press, 2008, pp. 365-366 & Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 290-292
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 71-72
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 97-98
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 99-102
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 99-103
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 128-129
تحلیل دوجزئیِ زگزبسکی از ارزش فعل را می‌توان با تحلیل دوجزئیِ متعارف در سنّت اسلامی مقایسه کرد که بر اساس آن، هر فعلی واجد «حسن فاعلی» و «حسن فعلی» است و از قضا، آنچه ارزش تعیین‌کننده و مستقیم عمل را آشکار می‌کند همان «حسن فاعلی» است.
phronimos
باید توجه داشت که زگزبسکی تعاریف ماهوی را یکسره کنار نمی‌نهد. مثلاً، چنانکه دیدیم، عاطفه‌ی خوب را عاطفه‌ای می‌داند که با متعلَّق خود متناسب و حکم بیانگر آن صادق است.
right
wrong
moral duty
virtuous act
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 141-143
همچنین، به ص 160 بنگرید که در آن؛ این تعاریف با تعابیری متفاوت آمده است. این تعاریف را با تعاریف مذکور در این نوشته‌ها نیز مقایسه کنید:
Zagzebski, Linda, “Exemplarist Virtue Theory”, in Battaly, Heather (ed.), Virtue and Vice, Moral and Epistemic, Oxford: Wiley- Blackwell, 2010, pp. 52-53 & Zagzebski, Linda, “Moral Exemplars in Theory and Practice”, Theory and Research in Education, Vol. 11: No. 2, June 2013, p. 202
obligation
Williams, Bernard, Shame and Necessity, Berkeley: University of California Press, 1993, pp. 75-76
Zagzebski, Linda, Divine Motivation Theory, Cambridge: Cambridge University Press, 2004, pp. 145-151
Korsgaard, Christine, The Sources of Normativity, Cambridge: Cambridge University Press, 2010, p. 102
خودِ برین فاعل را غالباً با «وجدان»، به مثابه کیفیت روانی متعالی او، یکسان گرفته‌اند. برای نمونه، نک: فرانکل، ویکتور، خدا در ناخودآگاه، ترجمه‌ی ابراهیم یزدی، تهران: رسا، چاپ اول: 1375
تلقّی زگزبسکی از اخلاق مسیحی و قواعد اخلاقیِ منظور در عهدین نیز آن است که اخلاق مسیحی مبتنی بر قوانین و الزام‌های شبه‌قانونی نیست. به نظر او، به دشواری می‌توان اخلاق مسیحی را وظیفه‌گرایانه تعبیر کرد؛ فرامین عهدین و مفاهیمی همچون گناه در قالب فضیلت‌گرایی توضیحی بهتر می‌یابند. اگر الگوگراییِ فضیلت‌محورانه‌ی او را نیز در نظر آوریم، آنگاه تجسّد مسیح نیز واجد اهمیت اخلاقی می‌شود و مسیح کلمه‌ی تنومندشده‌ی خداوند به چشم می‌آید که با تجسّم فضایل اخلاقی، الگوی حیات اخلاقی را بر همگان آشکار می‌کند. زگزبسکی سابقه‌ی تلقی اخلاقی از تجسّد را به ایرنائوسِ شهید و جان دانز اسکوتوس بازمی‌گرداند. در زمانه‌ی ما، فیلسوفی بر این تلقی از اخلاق مسیحی و تجسّد پای می‌فشرد که سرنوشتی همچون ایرنائوس یافت: دیتریش بونهافر. برای بازخوانی زگزبسکی از آراء ایرنائوس و بونهافر و نیز نقد او بر اخلاق مسیحیِ مبتنی بر قاعده و قانون، نک:

مطلب مشابه :  پیشرفت تکنولوژی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید