و بیشه زار سنان های بی قرار انیران ؟» (همان، ص 789).
«زاییده نشدی
تابیده شدی
در چکاچک جنگ اهورا و اهریمن
از اصطکاک هزار خنجر دم به دم
آذرخش برآمدی» (همان، ص 884).
«امّا برادرم ! مبراز یاد
که شستن دستان از خون برادر را
اهریمنت آموخت،
تا میراث نامبارک، انسان باشد برای ابد» (همان، ص 1174).
نمونه های دیگری که آتشی از واژه ی اهریمن در اشعارش استفاده کرده است :
(صفحه 135، صفحه 797، صفحه 1629 و صفحه 1923).
4-1-4-4- پری
«پری»، موجودی است موهوم، افسانه ای و زیبا. برعکس دیو، اغلب نیکوکار و جذّاب است، از این اسطوره،ترکیبات زیبایی چون :پری رو، پری چهره، پری رخسار و…ساخته شده است.
«پری جنس مؤنث جادو واز پیروان اهریمن است.در اوستا به صورت «پائردیکا» و در÷پهلوی «پریگ»و درفارسی پری گفته می شود.» (عفیفی، 1383، ص 469).
مرحوم دهخدا پری را موجود خیالی دارای پر معنی کرده که اصلش از آتش است و به چشم دیده نمی شود و غالباً نیکوکار است، به عکس دیو که بدکار است. (دهخدا، 1385، ص 582).
پریان، دیوان مونث است که ضدّ زمین، گیاه، آب، آتش، ستوران و مخصوصاً باران می باشند و خشکسالی می آورند. اینان از یاران اهریمن اند. ظاهراً به شکل های متعدد در می آیند،مانند ستاره ی دنباله دار و پری سگ پیکر.
درگذر به فرهنگ اسلامی، پری معادل فرشته شده است. در داستان«سریت»پری سگ پیکر در بیشه مسکن دارد وهر بار که سریت اورا از بین می برد، دوتا می شود.این پری آنقدر زیادشدکه هزاران گردید و سریت رانابود کرد.
به روایت بندهشن ضحّاک، مرد جوانی را وادار به هم آغوشی با پریکرد و در نتیجه نژاد زنگی به وجود آمد.همچنین، پس از اینکه جسم، از دست ضحاّک گریخت،از روی ناآگاهی با یک پری ازدواج کردوازآن جسم و پری خرس، میمون، گندرو و برگوش (گوش بر سینه) زاده شدند. از میان پریان می توان به پری«خنثئیتی»اشاره کرد. آتش بخصوص ضدّ پری است.همچنین آناهید نابود کننده ی پریان است.
طبق زادسپرم، پریان ازدریا برآیند و پوشش مادی دارندو روشنان (ثوابت)را به گندو آلودگی دشمنی ورزند و با جادوگری، آفریدگان راتباه کنند و زدن وسوختن وشکست دادن جادو و پری وظیفه آتش بلندسوداست. به گفته ی بندهشن، مردم کابل پری کامه و دیو پرستند. (قلی زاده، 1388، صص 152 و 153).
همان گونه که اشاره شد، برخی از خصوصیاتی که برای دیو برشمردیم شامل پری نیز می شود. زیرا هوّیّت دیو و پری، گاهی یکسان فرض شده است و این دو مقوله با هم خلط شده اند. در اساطیر چین پریان منشأ نیکی اند.در روایات ادبی ما همواره جفت لفظی انسان، پری است، از این روست که تعبیر «انس و جن»متداول بوده است. تقابل وتضاد دیو وپری درسخن شاعران ما نمایان است.علی رغم دیوچهر و اهریمن روی، تعبیرپری چهر حاکی از زیبایی معشوق است و نشانه ی اظهار محبّت گوینده محسوب می شود. ارتباط پری و دیوانگی همچون رابطه ی دیو با دیوانگی است. همچنین ناپیدایی و دوری پری از آدمیان چنان که درباره ی دیو نیز اشاره شد در متون ادبی ما مندرج است. جایگاه پریان نیز مانند دیوان که بر کوهساران جای دارند، بر چشمه ساران تصوّر شده است.

                                                    .