رشته حقوق

فرایندهای شناختی

دانلود پایان نامه

در الگوی پردازش موازی شبکه شامل سلول‌های عصبی است که این مفاهیم به خودی خود بازنماینده مفاهیم، گزاره‌ها و یا هیچ دانش خاص دیگری نیستند بلکه الگوی پیوند بین این گره‌هاست که ممکن است بازنماینده مفاهیم و گزاره‌های خاصی باشد و با عوض شدن الگوی پیوند میان مفاهیم، و به عبارتی میان گره‌های شبکه، مفهوم و یا گزاره‌هایی که تولید می‌شوند متفاوت خواهند بود(مک کللند و روملهارت 1988).
طبق نظریه پردازش توزیع، برخلاف الگوی اتکینسون وشیفرین، اطلاعات در هر سه حافظه حسی، کوتاه مدت، و بلند مدت همزمان پردازش می‌شوند؛ بدین معنی که هر سه بخش حافظه اطلاعات واحدی را با هم پردازش می‌کنند به عنوان مثال، هنگام خواندن مطالب حاضر، به این صورت عمل نمی‌کنید که ابتدا به یک یک حرفها نگاه کنید، بعد آنها را به صورت کلمه‌ها ومعانی در آورید، آنگاه در حافظه کوتاه مدت بر روی آنها کار کنید تا بعداً آنها را به حافظه بلند مدت بفرستید، بلکه در الگوی پردازش توزیع موازی شیوه کار این است که بلافاصله و همزمان با پردازش حسی، از اطلاعات موجود در حافظه بلند مدت استفاده می‌کنید تا کلمه‌ها ومعنی‌ها را تعبیر وتفسیر نمایید. بنا به گفته اسلاوین ، حتی در مراحل اولیه ادراک آنچه را که می‌بینید شدیداً تحت تأثیر آنچه انتظار دیدنش را دارید قرار می‌گیرد، که معنی آن این است که حافظه بلند مدت با حافظه حسی وحافظه کوتاه مدت به صورت هماهنگ و پیوسته عمل می‌کند نه به صورت پلکانی.
الگوی سه انباری را می‌توان به رایانه‌هایی تشبیه کرد که در هر لحظه فقط یکی از آنها فعال است و فقط یک عملیات را انجام می‌دهد. این در حالی است که الگوی پردازش موازی تا همین اواخر بر روی یک رایانه قابل توصیف و اجرا نبود. پردازش موازی نیاز به شبکه‌های عصبی دارد که در چنین رایانه‌ای چندین شبکه به هم متصل شده و به طور همزمان و باهم کار می‌کنند.
امروزه بسیاری از روانشناسان شناختی الگوی پردازش موازی را قبول دارند و ترجیح می‌دهند. این الگو در واقع از نحوه پردازش اطلاعات در مغز الهام گرفته است که درآن پردازش‌های همزمان جریان دارند. تحقیقات روانشناسی شناختی علاوه بر کمک به طراحی الگو‌های نظری در باره کارکرد‌های حافظه، بینش‌هاو شواهدی برای تایید یا رد فرضیه‌های مختلف را نیز در این باره عرضه کرده اند.
برخی از محققان این الگو را برای تبیین سازوکارهای حافظه قبول ندارند و معتقدند که فکر انسان فراتر از آنچه الگوهای پیوند گرا اجازه می‌دهد نظام مند است. به عبارتی رفتار پیچیده و هوشمندانه انسانی میزانی از نظم و هدفمندی را نشان می‌هد که الگوهای پیوند گرا قادر به تبیین آن نیستند(ماتیوز، 2004) اگرچه این رویکرد پیش بینی‌ها و تبیین‌های خوبی از فرایند‌های حافظه را در بر دارد ولی در ارائه توضیحاتی روشن در مورد تفاوت‌های حافظه بازشناسی و یادآوری ناکام بوده است.
به نظر می‌رسد با توجه به این که رویکرد اخیر جدید تر است، هنوز زمان لازم است تا بتواند مولفه‌هایی روشن و واضح را در بر داشته باشد که قابلیت تحقیق علمی و آزمایشی را به صورتی گسترده دارا باشد. بنا بر این تحقیق در این زمینه اندک است و تنها مدل سازی‌ها و مفهوم پردازی‌ها در این زمینه صورت پذیرفته است.
2-13- انواع توجه
توجه به صورت علمی به طور عمده در سه حس بینایی،شنوایی و لامسه بررسی شده است(گروم ،2009؛کندل و همکاران،2000).یکی از مدل‌هایی که در تقسیم بندی انواع توجه بسیار به کار می‌رود مدل بالینی سلسه مراتبی سلبرگ و متیو (1989) است.پنج گونه متفاوت از توجه در این مدل توصیف شده اند که بخش‌های زیر را شامل می‌شود:
توجه متمرکز :این نوع از توجه،توانایی پاسخدهی مستقیم و دقیق به محرک‌های مشخص و ویژه بینایی،شنوایی یا لامسه است.
توجه مداوم :این نوع توجه،بیانگر توانایی ادامه دادن پاسخ رفتاری پایدار و ثابت در طی فعالیت پیوسته و مکرر است.
توجه انتخابی : این سطح از توجه به ظرفیت نگهداری و ابقاء یک مجموعه رفتاری یا شناختی در مواجهه با محرک‌های حواس پرتی یا رقیب اشاره دارد.بنابراین، این بخش اندیشه« رهایی از حواس پرتی» را در خود جای می‌دهد.
توجه تناوبی :این گونه از توجه به ظرفیت انعطاف پذیری روانی معطوف است که به فرد اجازه می‌دهد تمرکز توجه خود را در بین تکالیفی تغییر دهد که نیازهای شناختی متفاوتی دارند.
توجه تقسیم شده :این گونه از توجه بالاترین سطح توجه است و به توانایی پاسخدهی همزمان به تکالیف چندگانه یا خواسته‌های کاری چندگانه اشاره دارد.
مهمترین ویژگی در توجه،انتخابی بودن محرک‌های مورد توجه است.مفهوم« ظرفیت محدود »مفهوم مرکزی برای درک توجه انتخابی است به این معنا که مغز در هر لحظه فقط می‌تواند به موارد محدودی توجه کند و باید به نفع پاره‌ای موارد و محرک‌ها از توجه به سایر موارد صرف نظر کند(دنس و پیتز امیالیو ،1999).
یک صفحه بینایی شامل چندین شی و عنصر است و توجه نقشی ویژه در یافتن و شناسایی یک شی در میان بقیه را ایفا می‌کند.مشخص شده است که عملکرد بینایی به میزان زیادی، بدون در نظر گرفتن سطح پردازش شناختی درگیر در تکلیف موجود،تحت تاثیر توجه است(سنت کلر تامپسن و همکاران،2010) در بین نظام‌های دریافت دروندادهای محیطی نظام بینایی در کنارنظام شنوایی اهمیتی ویژه دارد.تخمین زده می‌شود که بیش از 80% پردازش اطلاعات مغز،از طریق پردازش بینایی است.در رویکردهای عصب روانشناختی انسان را موجودی سمعی- بصری تلقی کرده و سایر حواس مکمل محسوب می‌شوند(کینگزلی ،2000).مفهوم چسب توجهی تریسمن توضیحی برای نقش محوری توجه بینایی در فرایندهای توجهی در افراد سالم تام به این امر بستگی دارد که چه میزان از منابع توجه بطور عام و توجه انتخابی بینایی به طور خاص به شکلی موثر به آن تکلیف اختصاص داده شده است(سنت کلر تامپسن و همکاران،2010).
توجه بینایی انتخابی به توانایی تمرکز به شکل گزینشی بر مکان خاصی از میدان بینایی گفته می‌شود و از لحاظ عصبی تاثیرات این گونه توجه بر فعالیت‌های نورونی به بهترین شکل خود در منطقه V4 بینایی در مغز دیده می‌شود،جایی که مشخص شده است تبدیلات در آن برای این ساختارهای زیربنایی پردازشی بسیار پر اهمیت است(پاستوخوف و همکاران، 2009).
2-13-1 تاریخچه‌ای از مطالعات توجه(1850 تا 1900)
در زمان ویلیام جیمز،عمومی ترین روشی که جهت مطالعه توجه بکار برده می‌شد،درون نگری بود.با این حال،اوایل سال 1858 فرانسیس دانترز برای بررسی توجه گاه شمار ذهنی را به کار برد که این گاه شمار حوزه‌های عمده‌ای از کندو کاوهای فکری مولفانی مانند زیگموند فروید را دربرمی گیرد.یک بحث عمده ،در این دوره این موضوع می‌باشد که آیا امکان اینکه که در یک لحظه به دو چیز توجه شود وجود دارد یا نه(توجه تقسیم شده).والتر بنجامین این تجربه را به عنوان “ادارک در حالتی از حواس پرتی” توصیف نمود.این عدم توافقات فقط از طریق آزمایشات قابل حل بود.
از سال 1950تاکنون: در سال 1950 پژوهش روانشناسان در خصوص علاقه شان به توجه زمانی که معرفت شناسی غالب به مثبت گرایی تغییر یافت در طی آنچه که به عنوان انقلاب شناختی بازنگری شد.درانقلاب شناختی ،فرایندهای شناختی غیرقابل مشاهده مانن توجه به عنوان ابزار مشروع مطالعه علمی پذیرفته شدند.
تحقیقات امروزی در توجه با پژوهش کالین چری دانشمند بریتانیایی که به مساله “مهمانی کوکتل” علاقمند شد،یعنی ،چگونه در زمانی که چند نفر در یک زمان صحبت می‌کنند ما می‌توانیم فقط یک مکالمه را پیگیری کنیم؟ آغاز گردید.همچنین چری مطالعاتی را انجام داد که در آن یک پیام شنیداری باید تعقیب مشد(مثل تکرار با صدای بلند)و همزمان یک پیام شنیداری دیگر به گوش دیگر پخش می‌شد،به نظر می‌رسید از پیام دوم یا توجه نشده،اطلاعات بسیار کمی را می‌توان استخراج کرد.
با تحلیل مشکل مهمانی کاکتیل توسط کالین چری در 1953 تحلیل شد.در مهمانی کاکتیل چگونه افراد در گفتگو، برخی صحبت‌ها را گوش می‌کنند و بقیه را نادیده می‌گیرند تمرکز دارد.این مشکل در آن زمان توجه متمرکز نام دارد که مخالف آن توجه تقسیم شده نام دارد.چری تعدادی آزمایش را اجرا نمود که به عنوان گوش دادن دوگوشی شناخته شده بود و توسط دونالد برودبنت و دیگران گسترش یافت.
در آزمایش دیگری،آزمودنی‌های بایستی هدفون‌هایی را برای گوش دادن به دو سری لغات از گوش‌های متفاوت به صورت توجه انتخابی به یک سری از لغات به کار می‌بردند.بعد از انجام تکلیف،آزمونگر‌ها سوالاتی را درباره محتوای توجه نشده از آزمودنی پرسیدند. آزمایشات توسط گری و ودربرن و بعداً انا تریسمن با اشاره به مشکلات مختلف در مدل اولیه برودبنت و درنهایت به مدل دویچ نورمن در سال 1960 منجر شده است.گری و ودربرن (1960) از نوعی تکلیف دوگانه استفاده کردند که در آن احتمال داشت عبارت “چه کسی 6 آنجا” به یک گوش ارائه شود و عبارت”4 می‌رود 1″ به گوش دیگر.معنای آنها نظم و ترتیب گزارش را رقم می‌زد(“یعنی چه کسی آنجا می‌رود” و عبارت بعدی”461″).این واقعیت که انتخاب می‌تواند بر اساس معنای اطلاعات ارائه شده باشد،با نظریه فیلتر یا صافی برادبنت مغایرت دارد.

مطلب مشابه :  کنوانسیون حقوق دریاها

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید