رشته حقوق

فخرالدین اسعد گرگانی

دانلود پایان نامه

در ویس و رامین شاهد چنین عشقی هستیم. عاشق و معشوق دو انسانند که به یکدیگر دل میسپارند و برای رسیدن به هم از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند.
ب ـ معشوق وفادار و در عشق ثابت قدم است
در سنّت شعر فارسی عموماً معشوق جفاکار و دست نیافتنیست. امّا این سنّت در منظومهی ویس و رامین رنگ میبازد. در این داستان نه تنها معشوق ویژگیهای فوق را دارا نیست که خواستار وصال عاشق است و برای رسیدن به او دست به هر اقدامی میزد. و به مراتب وفادارتر از عاشق ظاهر میگردد. ویس، پس از دل بستن به رامین تا پایان عمر به او وفادار باقی میماند، امّا رامین تحت تأثیر توصیهها و سرزنشهای اطرافیان قرار میگیرد، معشوق را رها کرده و حتّی برای فراموش کردن ویس، با شاهزادهای از طبرستان ازدواج میکند. ویس علی رغم همهی این اتّفاقات، همچنان به عهدی که با رامین بسته پایبند است و طی ده نامهای برای او مینویسد؛ سوگندی را که برای وفاداری به هم خورده بودند، به او یادآوری میکند (شاید بیراه نباشد بگوییم همین سوگند بود که به نوعی این عشق ممنوع را برای ویس و رامین مشروعیت بخشید). ده نامهی عاشقانهی ویس مملو از احساسات و شور عاشقی و همچنین گله از بیوفایی و عهدشکنی رامین است. امّا در عین حال معشوقِ عاشق را همچنان وفادار میداند:
وفــای تو اکنـون بیــش دارم جفــاهایی که کـردی یــاد نارم
کنم چنـدان وفــا و مهــربانی که جور خویش و مهر من بدانی
(فخرالدین اسعد گرگانی، 1381: 263)
علی رغم اینکه ویس قبل از آشنایی با رامین ازدواج کرده و مدّتی نیز در حصر موبد بوده است، امّا تنها مردی که از او کام میگیرد، رامین است. ویس همیشه به او وفادار باقی ماند. در مقابل در بُرههای از زمان رامین راه بیوفایی پیش میگیرد و حتّی با زن دیگری ازدواج میکند. این اتّفاق به حدّی ویس را ناراحت میکند که به زنان عاشق توصیه میکند:
مـرا بینید و حــال مــن نیوشیـــد دگر در عشــق ورزیدن مکوشید
مـرا بینیدو خــود هشیــار باشیـد ز مهــــر ناکسان بیــزار باشیـد
نهـــال عــاشقی در دل مکـــارید وگـر کارید، جـــان او سپــارید
زنـان را شوهــر است و یار بر سـر مرا اکنون نه یار است و نه شوهر
اگر شوی است با من بدگمان است اگر یار است با مـن بد نهـانست
بیفکنــــدم دِرم از بهــر دینــــار کنون بی هر دوان ماندم به تیمـار
(همان: 251)
امّا ویس با وجود آگاهی از همهی اتّفاقات همچنان در عشق خود ثابت قدم است. در تمام داستان او برای عشـقورزی به رامین نه تنها دست به ترفنـدهای مختلف میزند؛ که از جـان خـودش هم مایه میگذارد.
ج ـ معشوق جسور و بی پرواست
«قهرمان اوّل و شخصیت اصلی این منظومه «ویس» است. زنی بیپروا و عاشق پیشه با شور و هیجان جوانی که در راه وصال معشوقش دست به هر کاری میزند و تا پای جان مقاومت میکند. برخی از منتقدین ادبی، ویس را زنی ناب و شعلهور میدانند که نهایت بهره را از جوانی برده است و در ادبیات فارسی بیشتر از سایر زنها به کامرانی و خوشگذرانی پرداخته است و در این مسیر تاوان هر آنچه که انجام داده است را نیز پرداخت کرده، از این دیدگاه ویس به جهت پایبندی در عشق و ایستادگی در آن مورد ستایش است» (اسلامی ندوشن، 1370: 94ـ110). ظاهراً این بیپروایی و روح سرکشی از سالهای کودکی در ویس وجود داشته، تا جایی که دایهاش ازدست او به تنگ آمده و در نامهای به مادرش خواستار بازگرداندن ویس شد:
همی ترسم که او پـرواز گیـرد به کام خــود یکی انبــاز گیـرد
که مـن زین بیش او را برنتـابم همان چیزی که میخواهد، نیابم
(فخرالدین اسعد گرگانی،51:1381)
حاضر جوابی و سرکشی ویس را میتوان در برخورد او با موبد نیز مشاهده کرد؛ هنگامی که موبد برای باز پس گرفتن ویس از شهرو نامهای برایش میفرستند ویس پس از آگاهی یافتن از محتوای نامه ضمن سرزنش مادر، موبد را به باد تمسخر گرفته و میگوید:
بسی گاه است، خیلـی روزگارست که نادانیــت بر مـا آشـکار است
ز پیـری مغزت آهـومند گشتهست ز گیتی روزگارت در گذشتهست
تو را گر هیــچ دانــش یار بودی زبـانت را نه ایــن گفتــار بودی

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درباره فعالیت های روزانه، کودکان مبتلا

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید