رشته حقوق

فارسی میانه

دانلود پایان نامه

«نه این حکایت امشب نیست
عمری است
تا این دهان بی انسان
-این بی دهان و صدا، انسان-
از انحنای شب هایم
مثل مهی مردد، ترسان
بالا می آید
و در مسیر تهمتن شعرم، خندق ها
انباشته به نیزه و تزویر، می کارد» (همان، ص 403).
در این جا آتشی به در چاه افتادن رستم توسط نابرادرش «شغاد» اشاره کرده است.
«دیو سفید»-به تسخیر می گویم :
دیو سفید سفید آمده با پیشواز تهمتن
حتماً شنیده شیهه ی این رخش آهنین
باید هجوم برد و نترسید» (همان، ص 1089).
دیگر اشعاری که از این واژه استفاده شده است :
صفحه 469، صفحه 573، صفحه 1031، صفحه 1079، صفحه 1200، صفحه 1727 و صفحه 1865.
12-3-1-4- رودابه :
«فارسی میانه : rudabag، دختر مهراب کابلی، امیری از نژاد ضحّاک است.» (قلی زاده، 1388، ص 228).
همان گونه که گفته شد «رودابه» مادر رستم و «زال» پدر این جهان پهلوان است؛ امّا وصلت آن دو که با عشق و دلداگی رودابه آغاز شده بود، نه به آسانی بلکه به دشواری بسیاری صورت گرفت. زیرا رودابه دختر «مهراب» از نژاد ضحّاک تازی، پادشاه کابلستان بود و از قدیم الایام بین ایراینان و تازیان، روزگار به دشمنی می گذشت. «سیندخت» مادر رودابه و همسر مهراب، از زنانی بود که در شاهنامه به درایت و تیزهوشی از آن یاد شده است. وجود این زن در پیوند زناشویی رودابه و زال به حدّی موثر بود که خشم و تندی مهراب هرگز نتوانست در برابر آن پایدار بماند و گر چه در ابتدای کار، خیلی ناراحت بود و آرزو می کرد که مانند همه ی مردان متعصّب عرب، هنگامی که رودابه به دنیا قدم گذاشت، او را زنده به گور می کرد، امّا به هر حال در برابر سخنان سیندخت، آرام شد.
نکته ی جالبی که در جای جای ماجراهای عاشقانه ی شاهنامه به چشم می خورد، آن است که : شاهان و سران سرزمین ها در حلّ مشکلات، پیوسته از دو منبع «عقلانی و روحانی» بهره مندمی شدند، یکی «موبدان و دانایان» و دیگری، «منجّمان و آینده نگران». پس هنگامی که «منوچهر» -پادشاه ایران- از داستان دختر مهراب و زال آگاه می شود و نگران می گردد، نخست باید با موبدان مشورت کند و بعد با صلاح دید آنان به جنگ با مهراب کابلی، اقدام کند.
در جریان این داستان، نکته ی جالب توجه دیگر آن است که : سام، جنگنده ی نیرومند ایرانی، در خدمت منوچهر است و پسرش زال، در مقابل، یکّه تاز لشکریان مهراب است. حال زال، از یک سو با حملات پدر و از سوی دیگر با «عشق» روبرو است. چون به مهراب و زال خبر رسید که به فرمان منوچهر، لشکر ایران به فرماندهی سام، سوی کابلستان در حرکت است، زال به خاطر عشقی که به دختر مهراب کابلی دارد، در برابر پدر صف آرایی کرد و ضمن یادآوری گذشته های خود، رویاروی سپاه پدر ایستاد و آماده ی کارزار شد.

مطلب مشابه :  تاریخ معاصر ایران

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید