رشته حقوق

غرب و شمال غرب ایران

دانلود پایان نامه

از کوی بولیث هم یاد شده است که در سدۀ پنجم قمری، ارسلان خان در آن جا سرایی بنا کرد و دو گرمابه ساخت. آن سرا بعدها به دار الملک بخارا و سپس به مدرسۀ فقها تبدیل شد. توصیفی که مقدسی از شهر بخارا در عصر سامانیان ارائه کرده است از چند نظر اهمیت دارد. او بیان می‌کند:
«نموجکَث (بومجکث) قصبۀ بخارا است که همانند فسطاط است در سیاهی گل و عفونت و گشادگی بازار؛ و همانند دمشق است در ساخت شهر و چگونگی سواد آن و تنگی خانه‌ها و بسیاری بالکونهایش [ایوان‌هایش؟بهارخواب؟]. قصبه در دشتی واقع شده و روز به روز در گسترش است. شهر آن پرساختمان است. در شهرهای عجمان پرساختمان‌تر و پرجمعیت‌تر از آن یافت نشود. هفت دروازۀ آهنین دارد… جامع در شهر است و چند صحن پاکیزه دارد. مسجدهای شهر همه پاکیزه و بازارها دلبازند…».
مقدسی از گسترش شهر خبر می‌دهد. به مانند دیگر منابع از باروی دو ردیفۀ گرد ربض یاد می‌کد که ساختمان‌ها از باروی نخست گذشته باروی دوم را با ده دروازۀ دیگر در پشت ساختمان‌های جدید ساخته‌اند. از این رو بایستی غیر از کوی‌های شارستان، کوی‌های دیگری در بیرون از باروی نخست که هفت دروازه داشت ساخته شده باشد و از این رو شهر تا پیرامون کهندژ نیز توسعه یافته بود. مقدسی واضح‌ترین توضیح‌ها دربارۀ شهر در آن عصر را این گونه بیان می‌کند:
«در این سرزمین (سرزمین اسلام)، شهری پر ساختمان و پرجمعیت‌تر از این جا نیست. رود از میان شهر می‌گذرد. مردم شهر، حوض آب‌ها بسیار دارند. چاه‌های نزدیک رود شیرین هستند. این شهر برای دیدارکنندگانش مبارک است و برای زیست‌کنندگان در آن، توانبخش و مرفه. خوراک‌های گوارا، گرمابه‌های خوب، خیابان‌های گشاده، آب‌های سبک، ساختمان‌های زیبا دارد… ولی خانه‌هایش تنگ، آتش‌سوزی‌ها بسیار، پشه و موی کثافت فراوان، گرما و سرماهایش سخت، چاه‌ها شور، آب نهر سنگین، مستراح‌ها بد و زمین وحشترا است. خانه‌ها گران و تیمچه‌ها اندوهبار، بچه بازی آشکار است. آری آن جا زباله دان ماوراءالنهر و تنگناترین شهرهای خاوران است. ملت‌هایی بدان جا کوچیده‌اند که فساد و بدمعاملگی را آشکار و ربا را مباح کرده‌اند…»
شارستان، از آن رو که در درون باروی کهن با هفت دروازه محدود شده بود، ناگزیر در پی افزایش جمعیت با کمبود زمین مواجه شد. تنگی کوچه‌ها و خیابان‌ها، پر ساختمان بودن شهر، آلودگی آب و معابر، گواه از همین امر دارد. از این رو است که از آغاز دورۀ سامانیان ساخت‌وساز کوشک‌های اعیانی، کاخ‌های امیران، دیوان‌های اداری، باغ-کوشک‌های وزیران، متمولان، سپاهیان و … در بیرون از باروی درونی شارستان انجام گرفت که به ویژه در پیرامون ریگستان (سهله) و کهندژ و بر کنارۀ رودهای ریگستان، رباح، جوی مولیان و در محوطۀ دشتک، بر سر راه خراسان (دروازۀ میدان) و در دروازۀ معبد که در نزدیکی چسمۀ ایوب بود، عمارت‌های عالی بنا نهاده شد و آنان که مِکنتی داشتند، شارستان را برای مردم بخارا و به احتمال قوی برای ساکنان بومی و مهاجرانی که آوازۀ قبه الاسلام را شنیده بودند، وانهادند.
7. بازار در کالبد شهرواحه‌های بخارا
چنان که بیان شد، شهرواحه‌های بخارا در کنارۀ رود سغد، بیش از هر عنصر دیگری، متأثر از شکل گیری بازار توسعه یافتند. شاهراه تجاری سمرقند-بخارا-آمل، در واقع مهم‌ترین عامل برای شکوفایی اقتصادی این شهرها و تغییر کارکرد آنها از اقتصاد متکی بر شیوه‌های تولید کشاورزی به اقتصاد متکی بر بازرگانی و در نتیجه تکوین بخش‌های مرتبط با بازار بوده است. هستۀ اصلی بخارا، بازار ماخ (ماج) بود و طواویس، اصولاً بر اساس بازار بنا نهاده شد. این ویژگی دربارۀ دیگر شهرها که می‌توانستند با بهره گیری از آب رود سغد، اقتصاد کشاورزی را بر اقتصاد تجاری ترجیح دهند صادق بود. هر چه شهر در شارستان یا ربض، بازارهایی چند‌گانه با راسته‌های منظم و برخوردار از اصناف گوناگون داشت و از این رو کشاورزی در گرو شکوفایی بازار رونق می‌گرفت. این نکته اگرچه به وضوح در منابع تاریخی دورۀ سامانیان انعکاس یافته است، اما چندان که باید مورد توجه خاص محققان قرار نگرفته است. پیشینۀ اجتماعی دودمان سامانی که دهقان‌زادگان و اشراف زمین‌دار شمرده می‌شدند، در نگاه نخست می‌تواند دلیلی باشد بر این مدعا که تلاش‌های این دودمان و جامعۀ هم روزگار آنها برای شکوفایی شهرها بر اساس شیوه‌های بازرگانی تا اندازه‌ای ملموس، نادیده گرفته شود. در وضیحی که پیرامون راه‌های تجاری محدود به شهرواجه‌های سغد ارائه شد، این نکته مورد توجه قرار گرفت که شهرواحه‌های داخل باروی بزرگ بخارا (کنپرک)، مرکز مهم ارتباطی و پیوندگاه چهار راه اصلی بودند: 1. راهی که از بلخ، سند و سیستان و از مسیر نسف می‌آمد؛ 2. راهی که از شرق و از جانب فرغانه، چاچ، اشروسنه و سمرقند می‌آمد؛ 3. راهی که به بخش‌های میانی خراسان منتهی می‌شد و از آمل می‌گذشت؛ 4. راهی که از مسیر ورخشه، هزاراسپ، شهرواحه‌های بخارا را به خوارزم پیوند می‌داد.
بخارا تلاقی دهندۀ این راه‌ها بود و از این رو بازارهای آن، همواره اهمیت تجاری چشمگیری برای بازرگانان داشتند. توصیف‌های گوناگون اما کم و بیش همانندی از این بازارها در منابع تاریخی ارائه شده است که بر اساس آنها، می‌توان دو نوع بازار برای این شهرواحه‌ها برشمرد:
بازارهای همیشگی در درون شارستان و ربض شهرها؛ 2. بازارهای موقتی هفتگی، ماهیانه، فصلی و سالیانه. از نگاه دیگر بازارها بر اساس دو رویکرد شکل گرفته بودند: 1. بازارهایی که مورد توجه بازرگانان دیگر شهرها، ولایات و مناطق دوردست مانند چین، هند، سند و بخش‌های غرب و شمال غرب ایران تا اروپا بودند؛ 2. بازارهایی که ساکنان شهرواحه‌های بخارا و جمعیت رو به تزاید این منطقه همواره بدان نیاز داشتند تا داد و ستد روزمرۀ خود را به سامان برسانند. از نگاه سوم بازارها بر اساس شهرها قابل تقسیم‌بندی بودند چنان که بازار طواویس به دلیل سالیانه بودن آن در تیرماه شهرت عام و خاص داشت اما بازارهای بخارا همواره مورد توجه بودند و محدود به زمانی خاص نمی‌شدند. از یک دیدگاه دیگر نیز بر اساس نوع محصولی که در این بازارها خرید و فروش می‌شد، می‌توان آنها را دسته‌بندی کرد، چنان که بازار ماخ در بخارا تا زمان اسلام بازار بت فروشی بود و در واقع معبد ماخ نه پرستشگاه بلکه بازار بت فروشی بود. بازار زندنه، طواویس و دیگر شهرها در خرید و فروش پارچه شهرت داشتند.
بازارهای شهر بخارا
بازار بت فروشی ماخ (ماخ روز) به عنوان هستۀ اولیۀ شکل گیری شهر بخارا، در جنوب شرقی شهر قدیم پس از اسلام به مسجدی به همین نام تبدیل شد که بعدها به آن مسجد مغاک (گودال) عطار نام دادند. پیش از اسلام، در آن جا هر سال دو بار و هر باری، یک روز بازار تشکیل می‌شد که در هر نوبت «زیادت از پنجاه هزار درم» از فروش بت درآمد حاصل می‌شد. چنان که تا زمان نرشخی (درگذشت در 348 قمری) همچنان این رسم بت فروشی بر پا بود. ابوالحسن نیشابوری نیز در خزائن العلوم، بنای این بازار را به پادشاهی به نام ماخ نسبت داده که در بخارا، درودگران و نقاشان را امر می‌کرد تا بت بتراشند و در روز معین به این بازار آورند. تغییر کاربری این بازار از بت فروشی به آتشکده و مسجد، چنان که پیش از این بیان شد نشان‌دهندۀ تداوم اهمیت آن به عنوان هستۀ اصلی شارستان بوده است. اگرچه بازار ماخ پس از اسلام برچیده شد، اما در نزدیکی آن راسته‌های صاحبان حِرَف مانند قواریریین (شیشه گران) که در آن جا مسجدی نیز بنا کردند، جوبۀ بقالان ، تیم (تیمچه) کفشگران، بازار صرافان و بزازان، راستۀ زرگران، که هنوز به همین نام مانده است، تشکیل شدند که در ضلع جنوبی دروازۀ سمرقند در یک مجموعه گواه از بازاری بزرگ می‌دادند. گذشته از این، «بازار خرقان» که یک سر آن به کوی دهقانان و دیگر سر آن به کوی مغان می‌رسید بخشی از پهنۀ شمالی شارستانِ بخارا را دربرگرفته بود.
از ویژگی‌های مهم شهرهای دورۀ سامانیان، آن بود که در پی گسترش ربض شهر، بازارها در بخش بیرونی (ربض) نیز بنا شدند. این امر البته در پی تغییر چشمگیری بود که از اواخر دورۀ ساسانیان در شکل شهرها پدیدار شد. بدان سان که همراه با گسترش و نفوذ بیش از پیش کوی‌ها از بخش شارستان یعنی بخش درونی به بخش بیرونی، اراضی کشاورزی در قالب ساخت کوشک‌ها و باغ‌ها تغییر کاربری دادند و کشاورزی تا اندازه‌ای به بیرون از باروی بیرونی (ربض) انتقال یافت. این امر اگرچه به گونه‌ای در نظام اجتماعی ساسانیان ریشه داشت، اما از بهبودی موقعیت فرودستان اجتماعی در ربض نیز حکایت می‌کرد. به هر صورت باعث شد بازار در بخش بیرونی رشد فزاینده‌ای یابد و مرکز معامله‌های تجاری به آن جا منتقل شود. روستاهای پیرامونی حصار بیرونی، یعنی بخش حومه یا سواد شهر که مزرعه‌های بی دفاع بیرون شهر را شامل می‌شدند، در پی گسترش و گستردگی دامنۀ تولیدات کشاورزی در واقع باعث رشد بازار جدیدِ بیرون از شارستان نیز می‌شدند. در دوران اسلامی که بخش بیرونی شهر با نام ربض شهرت یافته بود در واقع حلقۀ ارتباطی میان شارستان و حومه به حساب می‌آمد.تفاوت ربض بخارا با دیگر شهرها در این بود که کهندژ و خانه‌های وزیران، دیوانیان، نمازگاه عید، کوشک‌ها و باغ‌های اعیانی در آن قرار داشت نه در مرکز شارستان و تفاوت حومۀ آن با حومۀ دیگر شهرها نیز در آن بود که باروی بزرگ از آن دفاع می‌کرد. از این رو بازارهای ربض به سرعت رشد و بالندگی یافتند. اشارۀ منابع تاریخی به تشکیل بازار در ربض شهرهای گوناگون اگرچه دلیلی است بر این امر که بازار در ربض بسیاری از شهرها، نقش مهم اقتصادی را بر عهده داشت اما بازارهایی که در ربض بخارا تشکیل شدند از آن رو که در پهنۀ بخش‌های مسکونی دولتمردانِ مرکز حکومتی سامانیان ساخته شده بودند، اهمیت افزون‌تری داشتند. اصطخری بیان می‌کند که «در بخارا، درون شهر و بیرون شهر، بازارها باشد به وقت‌های معلوم، کی روزبازار آن جا جمله شوند و بسیار بازرگانی کنند».
چنان که بیان شد ربض بخارا دو بارو داشت. اصطخری در معرفی نام دروازه‌های باروی نخست چنان بیان می‌کند که گویی هر دروازه راهی بوده است به یک بازار، چنان که «و در میانۀ ربض، بازارها را دروازه‌هاست…» و آن گاه نام دروازه‌های دهگانه را ذکر می‌کند. کهندژ بخارا، که خود ربضی در داخل ربضِ بزرگ بخارا داشت، از طریق بازاری در دو سوی دروازه‌های دوگانه اش (شرقی و غربی) به پیرامون خود راه می‌یافت. بدان سان که دروازۀ شرقی آن را دَرِ کاه‌فروشان (غوریان) و دروازۀ غربی را دَرِ علف‌فروشان (ریگستان) می‌خواندند و این گواه از قرار گرفتن دو راسته از چنین بازارهایی در دو سوی کهندژ بود. کرباس زندیجی که در شهر زندنه تولید و به احتمال قوی در کارگاه‌های بخارا و طواویس بافته می‌شد، از مهم‌ترین کالاهای تجاری شهرواحه‌های بخارا بود تا به آن اندازه که اصطخری در زمانی که از فضائل بخارا صحبت می‌کند تنها همین کالا را به عنوان محصول تولیدی این شهرها بر می‌شمارد: «…و از بخارا و نواحی آن کرباس زندیجی خیزد». ابن‌حوقل بیان می‌کند که در بازارهای به هم پیوستۀ بخارا که در اندرون و بیرون باروی شهر (شارستان)، قرار داشته‌اند، داد و ستد چهارپا، لباس، برده و کالاهای دیگر مانند روی، مس، ظروف و لوازم ذخیره‌ای انجام می‌شد. جامه‌های پنبه‌ای معروف به «بخاری که سنگین و محکم بافته سده و مورد توجه عرب است و نیز فرش (گلیم یا جاجیم) و جامۀ پشمی برای رختخواب که به غایت زیباست و زیلو و سجادۀ محراب در بخارا و نواحی آن تهیه می‌شود و به عراق و سایر جاها صادر می‌گردد».
بازار طواویس
بر سر راه سمرقند- بخارا، نخستین شهر درونی باروی کنپرک، طواویس نام داشت. نرشخی نام قدیم آن را «ارقود» و یاقوت حموی آن را «اَرْفود» یاد کرده‌اند. یاقوت ارفود را از روستاهای کرمینیه و «از کارگزاری (اعمال) سمرقند سر راه بخارا» دانسته است. وی ارفود و طواویس را یکی ندانسته و طواویس را ناحیه‌ای دانسته از اعمال بخارا. مورخان و جغرافی‌دانان سدۀ چهارم قمری، این شهر را بتخانه‌ای بر سر راه سمرقند و کش توصیف کرده‌اند که در هر خانه از این شهر در زمان فتح آن توسط قتیبه بن مسلم، طاووسی بود و چون اعراب در زمان فتح شهر (91 قمری)، آن جا را پر از طاووس دیدند به آن ذات الطواویس نام نهادند که به تدریج طوایس و طواویس خوانده شد.
برخورداری شهر از بتخانۀ بودایی دلیلی عمده بر رشد و توسعۀ آن پیش از ورود اسلام به این شهر است و دیگر آن که بر سر راه بخارا- سمرقند اعتبار تجاری نیز داشت. این شهر از مهم‌ترین پایگاه‌های فرهنگی و اقتصادی سغد در عصر ساسانیان تا دوران اسلامی شمرده می‌شد که یادمان‌هایی از آن زمان، حتی تا دوران ابوریحان بیرونی در آن باقی مانده بود. وی بیان می‌کند که در روز پانزدهم از ماه «مژیخندا» (از ماه‌های سال سغدی) بازاری در طواویس بر پا می‌شود و «بازرگانان از آفاق و اطراف در آن جا جمع می‌شوند و هفت روز این بازار بر پاست». چند دهه پیش از وی، نرشخی بیان کرده است که «در ایام قدیم آن جا بازار بوده است به فصل تیرماه، ده روز». وی همچنین رسم آن بازار را در فروختن کالاها، برده و ستور معیوب دانسته که آنچه را امکانِ فروختن نبود، در این جا به فروش می‌رساندند بی آن که شرطی بر فروشنده یا خریدار باشد و توضیح می‌دهد که:
«بدین بازار، ده هزار کس بیش حاضر آمدی از بازارگانان و اصحاب حوائج. چنان که از فرغانه و چاچ و جای‌های دیگر بیامدندی و با منفعت بسیار بازگشتندی و بدین سبب اهل این دیهه توانگر بوده‌اند و سبب توانگری ایشان، کشاورزی نبوده است…». گفته‌های نرشخی را ابن‌حوقل نیز تأیید کرده است. مبنی بر این که از جای جای خراسان «به وقت معین از سال» مردم به آن جا می‌آمدند و از آن شهر، جامه‌های پنبه‌ای فراوان به دست می‌آمد که به عراق صادر می‌شد.
بدین سان طواویس نقش یک بازار میان جاده‌ای را در میانۀ سمرقند و بخارا بر عهده داشت و این نقش را دست کم از دوران تسلط حکومت یونانی باختر بر بخش‌های میانی سغد ایفا می‌کرد. اُبل چنکو، در دهۀ 1960، کاوش‌های باستان‌‎شناختی موفقیت آمیزی در کویومزار (شمال شرقی بخارا) و لیاوندک (در نزدیکی کویومزار) انجام داد که آثاری متعلق به سده‌های دوم و یکم پیش از میلاد به دست آمد. این دو منطقه در محدودۀ طواویس و در شمال شرقی بومجکث قرار گرفته‌اند. ظرف هیا سفالی، جواهراتی با جزئیات هنری هلنی، مهره‌های شیشه‌‌ای و یک پلاک کوچک از طلا و بقایای انسانی از جملۀ آثار به دست آمده بودند. در آن زمان ورخشه در محدودۀ غربی و شمال غربی بخارا اهمیت بسیار داشت و مهم‌ترین راه تجاری از بلخ برای رسیدن به ورخشه از کِش، سمرقند، کرمینیه و طواویس می‌گذشت. راه غربی که از نسف به بخارا و ورخشه می‌رفت قاعدتاً از طواویس نمی‌گذشت، از آنجا مهم‌ترین آثار مربوط به دوران پیش از ساسانیان از دو منطقه در شرق و غرب بخارا به دست آمده است، این امر گواه از آن دارد که بخارا در آن زمان شاید هنوز ویهارا خوانده نشده بود و رامیثن و بمجکث دو پایگاه و خاستگاه باستانی آن بودند، به اندازۀ طواویس در شمال شرقی و ورخشه در شمال غربی اهمیت نداشت.
طواویس، چنان که بیان شد، در دوران اسلامی نیز نقش میان جاده‌ای خود را حفظ کرد و بر سر راه سمرقند به بخارا، نخستین شهری بود که درون باروی بزرگ قرار داشت و بازار آن در خرید و فروش‌های درون بارو پیشگام‌تر از بازارهای شرغ، ایسکجکث، زندنه، ذیمس، بمجکث، ریامیثن و در نهایت بخارا بود.
طواویس اگرچه نخستین شهر از شهرواحه‌های داخل باروی بزرگ بود اما، خود حصاری عظیم و کهندژی استوار داشت. مسجد آدینه نیز در شارستان بود و شهر از آب روان و باغ و بوستان فراوان برخوردار بود. مردم آن تاجرپیشه بودند نه کشاورز. در واقع شیوۀ معیشت مردم و اقتصاد شهر متکی به بازار طواویس بود نه زمین‌های آن. با این همه در نزدیکی رود سغد می‌توانست موقعیت خوبی در تولید محصولات کشاورزی داشته باشد، اما کشاورزی آن فراتر از محصولات اندک باغی و تولید پنبه نمی‌رفت.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوعقانون اساسی، قانونگذاری، حقوق اساسی، نظام پارلمانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید