2-2-3. نظریه‌های مربوط به سالمندی
جامعه شناسان، روان‌شناسان، متخصصان سالمندی الگوهای گوناگونی از پیر شدن فراهم آورده‌اند تا تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر پیر شدن تعیین کنند بعضی از الگو‌ها به شرح زیر است:‌
2-2-3-1. نظریه‌های جامعه شناخت
2-2-3-1. نظریه عدم تعهد
بر طبق این نظریه سالمندی عبارت است از کناره‌گیری متقابل بین فرد سالمند و افرادی که در محیط او وجود دارند. این کناره‌گیری باعث دوری فرد سالمند از فشارهای اجتماعی شده و تدریجاً تعداد اشخاصی که با سالمند در ارتباط هستند، کاهش می‌یابد. بنابر نظریه عدم تعهد پیر شدن با عدم تعهد متقابل فرد و جامعه همراه است فرد رفته رفته از مداخله درزندگی اجتماعی باز می‌ایستد و اجتماع نیز کمتر از پیش،‌انواع مختلف امتیازات را به او عرضه می‌دارد (کزیر و ارب، 1987).
2-2-3-1-2. نظریه فعالیت
این نظریه رابطه مثبت میان فعالیت‌های اجتماعی و رضایت از زندگی را بررسی می‌نماید و اینکه هر چه نقش‌های اجتماعی فرد کاهش یابد. احساس عدم رضایت از زندگی افزایش می‌یابد (یوریک ، 1984). نظریه فعالیت، نخست به منظور رفع نقایص نظریه عدم تعهد فراهم آمد. هدف این نظریه مورد توجه قرار دادن مسائل اجتماعی و عمل دقیقی است که در عدم سازگاری اشخاص مسن سهیم‌اند.
اگر چه بعضی از نقش‌ها از سالمندان سلب شده نقش‌هایی که برای آنان باقی‌مانده به روشنی تعریف نشده است. ابهامی که از این امر ناشی می‌شود، فرد را به حالت بی‌نظمی طبیعی می‌کشاند. فرد دیگر نه هدفی دارد نه هویتی. بنابر نظریه فعالیت اگر نقش‌های جدید جانشین نقش‌های قدیمی نشود، این بی‌نظمی دائمی خواهد شد و فرد نه تنها با موقعیت بلکه با خودش نیز ناسازگار و بیگانه خواهد بود پیری موفقیت آمیز ایجاب می‌کند که نقش‌‌های تازه‌ای با توجه به توانمندیهای سالمند کشف شود یا برای حفظ نقش‌های قدیم، وسایل تازه‌ای بوجود آید. برای آنکه این آرمان تحقق یابد، لازم است که در آینده ارزش سن را بازشناخته و سالمندان را عهده‌دار نقش‌های جدیدی کرد، نقش‌هایی که از نظر اجتماع ارزشمند است. (گنجی، 1378).
2-2-3-1-3. نظریه استقرار تداوم
بر طبق این نظریه،‌ارزش‌ها،‌عادات و رفتار افراد در سن پیری تداوم می‌یابد، ‌شخصی که عادت به زندگی جمعی و برقراری ارتباط با دیگران دارد به این کار ادامه می‌دهد و کسی که به ارتباط با دیگران علاقه نشان نمی‌دهد،‌بیشتر حالات کناره‌گیری پیدا می‌کنند. (کزیر و همکاران، 1987).
بنابر نظریه تداوم، عادات،‌سلیقه‌ها و سبک‌های شخصی که در جریان زندگی کسب و فراهم شده است تا زمان پیری باقی می‌‌مانند. بهترین نشانه‌برای پیش‌بینی رفتارهای فرد در یک موقعیت معین، همواره رفتار قبلی اوست. سازگاری اجتماعی با پیری، یا بازنشستگی و با رویدادهایی از همین نوع،‌اصولاً توسط گذشته تعیین می‌شود. رویدادهای اجتماعی که در جریان آخرین سالهای زندگی رخ می‌دهد، بی‌شک، فشارهایی وارد می‌کند و پذیرش برخی رفتارها را به دنبال می‌آورد، ولی این رفتارها مسیری را دنبال می‌کند که قبلاً در زندگی انتخاب شده است. (به نقل از محتشمی، 1372).
2-2-3-2. نظریه‌های روان‌شناختی:
این تئوری در مورد تغییرات رفتاری سالمندان بحث می‌کند (بیلینگر و استک، 1987).
یوریک نیز در این مورد می‌نویسد:‌افرادی که مایل به بررسی جوانب روانشناختی سالخوردگی و وظایف تکاملی آنها می‌باشند باید بر روی رفتار و تغییرات آن تمرکز داشته باشند. وی می‌افزاید دگرگونی‌های زیستی، فرهنگی و تاریخی، بیشتر این اثرات را بر روی رفتار داشته و موجبات تغییر را فراهم می‌کند (یوریک، 1984).
2-2-3-2-1. نظریه‌روانی- اجتماعی اریکسون:
از میان نظریه‌های تحولی،‌معروفترین آنها در رابطه باجوانب تحولی سالمندی، نظریه اریکسون است. براساس نظریه اریکسون،‌تطابق فرد با محیط در طی مراحل رشد صورت می‌گیرد. او هشت مرحله را برای رشد قائل شده و معتقد است که در هر مرحله یک کشمکش روانی وجود دارد که در تکامل سن تاثیر می‌گذارد:
الف- مراحل تکامل دوران کودکی که خود شامل 5 مرحله است:
1- مرحله اعتماد بنیادی در مقابل بی‌اعتمادی که از تولد یک سالگی بوده و پایه و اساس سایر دوران‌هاست.
2- خود مختاری در مقابل شک و شرم و تردید که از یک سالگی تا 3 سالگی ادمه می‌یابد.
3- قوه ابتکار در مقابل تقصیر گناه که از 3 سالگی تا 5 سالگی می‌باشد.
4- سعی و کوشش در مقابل خودکم بینی که از 6 سالگی تا 11 سالگی ادامه دارد.
5- مرحله خودشناسی و یافتن هویت در برابر گیجی و ابهام نقش که از 12 تا 18 سالگی می‌باشد.

                                                    .