رشته حقوق

عوامل فرهنگی و اجتماعی

دانلود پایان نامه

برای آگاهی بیشتر، ر.ک: سلطان‌زاده، فضاهای شهری در بافت‌های تاریخی ایران، ص81-100.
برای آگاهی بیش‌تر از طرح این مسئله در حوزۀ تاریخ ایران، ر.ک: یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 244.
ملک شهمیرزادی، «بررسی مفهوم شهر از دیدگاه باستان‌شناسی»، ص 32.
برای آگاهی بیش‌تر از طرح مسئلۀ «ماهیت شهر»، ر.ک: چنسی هریس و ادوارد اولمن، «ماهیت شهر»، مقالاتی دربارۀ شهر و شهرسازی، گردآوری و ترجمه منوچهر مزینی (تهران: دانشگاه ملی ایران، 1355)، ص 15- 39.
در اینجا منظور هر گونه مکانی است که به عنوان سکونتگاه به اختیار آدمی درآمده و در آن تغییرات کالبدی ایجاد کرده تا ضمن انجام ساخت‌وساز آن را به صورت محل استقرار خویش درآورد، از غارنشینی تا کپرنشینی کنارۀ رودها و سواحل و از ده‌نشینی تا شهرنشینی: برای آگاهی از روند این تحول و به صورت اجمالی، ر.ک: ورجاوند، «شهرسازی و شهرنشینی در ایران»، شهرهای ایران، ج4، ص 1- 6.
نمونۀ موردی این امر را حبیبی در کتاب از شار تا شهر طرح کرده است، ر.ک: مقدمه، ص سه – پنج. وی این عوامل را در سه دستۀ کلی مطرح کرده است: مسائل جهان‌بینی شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی، عامل اقتصادی، عامل محیط یا اقلیم. یوسفی‌فر نیز که بر آن است تا «تعریفی از شهر… منطبق با واقعیت اجتماعی این پدیده» و بر اساس «تعریف تاریخی از پدیدۀ شهر» ارائه دهد (ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 246)، شهر در ایران را «مولود سه عامل کلی» می‌داند که حبیبی طرح کرده است: ر.ک: یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 251. از نگاه دیگر عوامل در پنج دستۀ کلی موضوعی قابل تقسیم‌بندی هستند که از درون سه عامل یاد شده استخراج می‌شوند: جغرافیایی (با تأکید بر طبیعت و اقلیم)، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی. سلطان‌زاده در یک دسته‌بندی کلی، عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را سه دستۀ کلی و نظامی، تجاری، مذهبی را به عنوان عوامل دستۀ دوم در پیدایش شهرها معرفی می‌کند، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص39- 55. چنان که خواهد آمد اختلاف نظرها دربارۀ عوامل پیدایش شهر خود عاملی است مهم در ارائۀ مفاهیم گوناگون از شهر در حوزه‌های علمی مختلف.
فلامکی، باززنده سازی بناها در شهرهای تاریخی، ص 86.
برای نمونه: حبیبی در کتاب از شار تا شهر، سلطان‌زاده در کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شهرنشینی در ایران و دیگر کتاب وی تحت عنوان روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران؛ همچنین در مجموعه مقالات پیرامون مفهوم، ماهیت و معنای شهر در کتاب مفهوم شهر، تدوین و ترجمۀ گروه مطالعات شهری و منطقه ای؛ برای آگاهی بیش‌تر از نظر انتقادی در این باره، ر.ک: ورجاوند، «شهرسازی و شهرنشینی در ایران»، ص 2- 3.
از زمانی که احمد اشرف نخستین مقالۀ مفصل را با عنوان «ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران دورۀ اسلامی» ارائه کرد (1353)، بیش از سه دهه گذشته است و در طی این مدت مقالات گوناگونی با تأمل در مفهوم تاریخی شهر در دوره‌های گوناگون تاریخ ایران پیش از اسلام و پس از اسلام منتشر شده است. اما همچنان این موضوع، پژوهشگران تاریخ را برای هر دوره می‌طلبد. برای آگاهی بیش‌تر از یک نمونه تلاش در این زمینه، ر.ک: یوسفی‌فر در رسالۀ دکتری با عنوان ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، (ص 243- 275). تلاش وی برای ارائۀ «تعریف تاریخی از پدیدۀ شهر» اما با تأکید بر مسئلۀ اقتصاد شهری دورۀ سلجوقیان الگوی پژوهشی ارزنده‌ای در این زمینه به شمار می‌رود.
dstgard/ dastkart/ dastgerd
اصطخری، مسالک و ممالک، ص 86- 87. پیگولوسکایا دسکره را با مِلک منطبق می‌داند. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 286- 290.
کارنامۀ اردشیر بابکان، ص50.
Philippe Gignoux, “Dastgerd”, in Encyclopaedia Iranica, Vol. VII, Mazda Publishers, 1999. p.150- 106.
فعل «کرت»، «گرد» در دوران پارتیان و ساسانیان و معرب آن، جرد در دوران اسلامی به کار رفته است. مانند مهردادکرت (در کنار نسا از دورۀ پارتیان)، دارابگرد (دارابجرد)، سوسنگرد، روستای مهرجرد در میبد یزد و … .
پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 290.
ابن‌رُسته الاعلاق النفیسه، ص 192- 193. در تقویم البلدان دسکره در شش فرسنگی جلولاء مشخص شده است، ص 394.
کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان، ص 592.
مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص 53؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 394. اصطخری می‌گوید «دسکره آباد است و حصنی گلین دارد، اندرونش فارغ (؟) است و آن جا مزرعه‌ای است. گویند کی پادشاه، گاه گاه آن جا مقام کردی، آن را دسکره الملک خوانند»، مسالک و ممالک، ص 87. در فتوح البلدان، اشاره شده است که دهقانِ دسکره ابتدا با مسلمانان همکاری کرد اما سپس به دلیل روی برگرداندن او را کشتند (فتح دسکره: 16 قمری). بلاذری، فتوح البلدان، ترجمۀ محمد توکل، ص 378.
جیهانی، اشکال العالم، ص 101؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص 87.
مقدسی، احسن التقاسیم، ص 36- 37.
بیهقی، تاریخ بیهقی، ص 83.
از جمله دسکره‌ها: دسکره بانازادان، اسحاق، اسرار، عین، معروف، و برخی تنها به صورت دستجرد، دستجرده، بدون نام خاص به کار رفته‌اند: برای نمونه ر.ک: قمی، تاریخ قم، ص 317- 320، 353- 354.

مطلب مشابه :  بحث و گفتگو

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید