بر اساس این تحقیقات، محور کلیدی و ایده اصلی تمرکز برپارامترهای صندوق بازنشستگیو سیستم‏های بازنشستگی است، بنابراین برای برون‏رفت از مسایل باید پارامترها و سیستم بازنشستگی کشور اصلاح شود. در واقع چهارچوب‏های نظری این تحقیقات بر پارامترها و سیستم بازنشستگی و عوامل درونی صندوق‏ها است. این تحقیقات در سطح عوامل درون‏سازمانی، ارزشمند است، امااز نظر محقق، کمتر به ابعاد عمیق‏ترمساله مثل گفتمان‏های بنیادین پشت داده‏های ملموس می‏پردازند. این سطح از تحقیقات که بر لایه‏ی قابل مشاهده پدیده اجتماعی تمرکز می‏کنند به لایه‏های عمیق‏تر گذر نمی‏کنند، اگرچه در بیان شرح فنی و تحلیل‏های تکنیکی و ابزارگرا عملکرد مناسبی دارند، اما پرسش‏های آنها داده‏محور است و گفتمان‏هایا پارادایمی کهمساله در آن تولید می‏شود به چالش کشیده نمی‏شوند بلکه نسبت به پارادایم حاکم مطیع و فرمان‏بردار هستند(عنایت‏الله، 1388: 26). یعنی این که این سطح از تحقیقات در همان محل ظهورمساله که صندوق‏های بازنشستگی است، در جستجوی بهینه کردن منافع ذی نفعان هستند، و وارد مباحث فرهنگی- انتقادی نمی‏شوند.
بازنشستگیمساله‏ای است که ابعاد مهم برون سازمانی دارد که برخی از این ابعاد عبارتند از اقتصاد سیاسی بازنشستگی، جنبه‏های اجتماعی و سیاسی و غیره. روش‏های کمی کمتر بهابعاد کلان و برون‏سازمانی و عمیق بازنشستگی می‏پردازند. تحقیقات پیشین عمدتاٌ بر محل بروزمساله که سطحی‏ترین لایه پدیده است محدود می‏شوند. چراکه برای مطالعه ابعاد اجتماعی و سیاسی بازنشستگی باید شیوه‏های مناسب را بکار بست.
اگر قرار باشد آینده‏پژوهی بر اساس این نوع تحقیقات انجام گیرد،تحلیل وضعیت موجود(صرفاً داده‏های کمی) ملاک اصلی پیش‏بینی آینده است. مثلا سناریوهای آینده صندوق‏های بازنشستگی کشور بر اساس اطلاعات پایه‏ای 10 ساله یا 7 ساله ترسیم می‏گردد. همچنین از روش رگرسیون بر اساس محاسبه ضریب Xبرای مقادیر مختلف و یا چندین پارامترهایی از قبیل کسورات، سنوات خدمت،یااین که آینده‏ها و سناریوهای مختلف بر اساس سیستم بازنشستگی ترسیم می‏شود. اگر قرار باشد که عدم قطعیت‏ها از پارامترها استخراج شود، در این حالت، پارامترهای بازنشستگی از سن بازنشستگی، سنوات خدمت،میزان کسورات و غیره ملاک سناریوهای چندگانه است.در این حالت عدم قطعیت‏های آینده مربوط به این است که چه سیستم بازنشستگی انتخاب شود. سیستم‏های بازنشستگی از قبیل مزایای معین یامشارکت معین یا یک سطحی یا چند سطحی، و یا ترکیبی از اینها می‏تواند باشد. بنابراین آینده‏های محتمل و مرجح هم بر اساس این نظام‏ها ترسیم می‏گردد.عنایت اللهاز منظر روش‏شناسی آینده‏پژوهی، دو رویکرد عمده را مطرح می‏کند. رویکرد کمی یا تفکر افقی که بر بعد قابل رویت پدیده اجتماعی،از قبیل روندها ومسایل کمی و عینی تأکید دارد در واقعآینده‏پژوهی تجربی – پیش‏بینی است و بر بخش قابل مشاهده کوه یخی تأکید دارد، و رویکرد دوم را لایه‏ای یا عمودی می‏نامد که از ظواهر پدیده اجتماعی عبور می‏کند(در صدد کشف معنای نهفته در پشت داده‏های عینی و کمی است)، و تلاش دارد با تحلیل‏های فرهنگی و انتقادی و عمیق گذشته، آینده‏های بدیل را بگشاید، در واقع بر بخش‏های عمیق‏تر کوه یخ شناور تأکیدمی‏ورزد(Inayatullah,2002:480).بر همین اساس، تحقیقات پیشین که عمدتاٌبر لایه اول یعنی سطح قابل مشاهده پدیده اجتماعی تمرکز دارند و فقط در همانمحل ظهورمساله(صندوق‏های بازنشستگی)نیز به دنبالراه حل آنها هستند و از روش‏شناسی‏هایی از قبیل رگرسیون، مدل‏های ریاضی و آماری و محاسبات آکچوائری بهره می‏گیرند، در زمره رویکرد اول یعنی روش‏شناسی کمی و آینده‏پژوهی پیش‏بینی و تجربی قرار می‏گیرند. بر اساس دیدگاه عنایتالله،مهمترین نقدهای وارده بر رویکرد کمی و آینده پژوهی تجربی – پیش‏بینی، مربوطبه فرض‏های نهفته در آن است. یکی از فرض‏های این تحقیقات این است که ساختارهای نهادی و همچنین انگاره‏هایی که روبنای خود بوجود آورده‏اند، به انداز کافی عقلانی، و دارای مشروعیت هستند، اگر خلالی است در بکارگیری صحیح ابزارها وتکنیک‏های علمی است. بنابراین اگرمساله‏ای وجود دارد در سطح بکارگیری تکنیک‏های کمی مربوط است. یا این که انگاره‏های بنیادین مورد توافق و اجماع است. و کسی آن‏ها را مورد نقد قرار نمی‏دهد فرض‏های بنیادین کمتر مورد پرسش قرار می‏گیرند(عنایت الله، 1388: 25). عمدتاً دغدغه در تحقیقات متمرکز بر پارامترها و سیستم‏های بازنشستگی، پایداری مالی صندوق‏های بازنشستگی است نه سطوح کلان و عمیق اجتماعی از قبیل کشف نظام‏های معنایی که موقعیت‏مساله‏خیزی را برایتامین اجتماعی و بازنشستگی بوجود آورده‏اند.
اگرچه پرداختن به لایه‏ی آشکار پدیده بازنشستگی یعنی جایی کهمساله‏های بازنشستگی مثل بحران‏های مالی ظهور می‏کنند اجتناب‏ناپذیر است،امابازنشستگی را نمی‏توان صرفاٌ در درون صندوق‏های بازنشستگی و یا سازمانتامین اجتماعیخلاصه کرد، بسیاری از مشکلات و مسایلی که در صندوق‏ها آشکار می‏شوند، نه به دلیل کارشناسی و تکنیکی است، بلکهریشه درابعاد برون‏سازمانی از قبیل اقتصاد سیاسی، و هژمونیک شدن گفتمان‏هایخاص سیاسی و اجتماعی دارد(این ابعاد در ادامه فصل دوم بیان شده است). بنابراین بدون توجه به ابعاد برون‏سازمانی، نمی‏توان به درک جامعی از این پدیده، و گشودن آینده‏های بدیل دست یافت. این تحقیق در راستای تکمیل تحقیقات پیشین،ابعاد برون‏سازمانیبازنشستگی با تأکید بر گفتمان‏ها را مورد بررسی قرار می‏دهد.
2-3-ترسیم نقشه ادبی پژوهش
نقشه ادبی پژوهش، نقشه‏ای است که نشان می‏دهد که در مطالعه نظری، چه متون حول چه واژگانی انتخاب، و در چه سطحی از عمق و دامنه مورد مطالعه قرار گیرند، در واقع نقشه، مسیری است که در آن هر متغیر بر متغیر دیگر دلالت دارد(پورعزت، 1393:21 ). در پژوهش حاضربا توجه بهموضوع تحقیق،و سئوالات اصلی، نقشه ادبی به شرح شکل 2-1 ترسیم شده است. بر اساس این نقشه، ابتدا مفهوم شناسی واژگان کلیدی تحقیق(شامل گفتمان، بازنشستگی، آینده‏های بدیل)مورد بررسی قرار می‏گیرد،سپس عوامل درون سازمانی از قبیل طرح‏ها و سیستم‏های بازنشستگی تاثیرگذار بر بازنشستگی مطرح می‏شوند. در ادامه عوامل برون سازمانی تاثیرگذار بر بازنشستگی شامل عوامل عینیت گرا و عوامل برساختی بیانمی‏شود، در انتهای این فصل چهارچوب نظری انتخابی برای تبیین پدیده معرفی می‏گردد.
شکل2-1: نقشه ادبی پژوهش تحقیق تحلیل گفتمان خط‏مشی‏های مرتبط با بازنشتگی در جمهوری اسلامی ایران و ترسیم آینده‏های بدیل
2-3-1- بررسی مفهومیتامین اجتماعی
از آنجاکه مقوله بازنشستگی به مثابه یک پدیده اجتماعی مدرن تاریخ‏مند یکی از زیرمجموعه‏هایتامین اجتماعی است لذا لازم است تا مختصاتی که این پدیده در آن محدودهقرار گرفته است در حد ضرورت مورد بررسی قرار گیرد.
از نظر واژه‏شناسیتامین اجتماعی از دو کلمه”تامین” و”اجتماع” تشکیل شده است. که کلمه “تامین ” از ریشه”امن”به معنی “ایمن کردن، آرام دادن وفراهم نمودن آرامش و آسایش خاطر”است (معین، 1380: 1017). ولیکن این مفهوم رامی‏توانبر اساسدیدگاههای مختلف از دومنظرکلی مورد توجه قرار داد این دو منظر عبارتست از مفهوم افقی و مفهوم عمودی.
مفهوم افقیدر این منظر، مفهومتامین اجتماعی عبارتست از تلاش‏هایدولتها در جهت جبران خساراتودر مقابل پاره‏ای از حوادث و اتفاقات اجتماعی در چهارچوب محدودیت‏ها و امکانات، ومناسب با ظرفیتو شرایط اقتصادی اجتماعی جامعه (طالب، 1381: 40).
مفهوم عمودی در این منظرتامین اجتماعی فراتر از مقوله جبران است. در مفهوم اخیر، بحث از جبرانعوارض خطرات مطرح نیست بلکه هدف اساسی جلوگیری از بروز حوادث و پیش بینی‏هاییلازم است. در این مصداق،تامین اجتماعی سعی بر پیش بینی و پیشگیری دارد و حمایت‏های چند جانبه‏ای از افراد در مقابل خطرات مختلف را در برمی‏گیرد (طالب، 1381؛ 45).
در تعبیریدیگر ازتامین اجتماعی، دو مفهوم “خاص” و”عام” رابرای آن قائل شده‏اند.
مفهوم عام، یعنیتامین نیازهای مادی ومعنوی اعضای جامعه و مفهوم خاص یعنی سهیم بودن همگان در مزایای اقتصادی جامعه (آراسته‏خو، 1385؛ 3).
تامین اجتماعی در مفهوم خاص تنها خطرهای پیری، از کارافتادگی و مرگ سرپرست خانواده را مورد توجه قرار می‏دهد و تلاش می‏کندتا پی‏آمدهای منفی ناشی از آن‏ها را رفع سازد. این مفهوم همه خطرهای اجتماعی را در برنمی‏گیرد. در مفهوم عام به مسائل پیشگیری نیز توجه می‏شود و سیاستهایی را در مورد اشتغال و استخدام کامل و سلامت و بهداشت را اخذ می‏شود، به ویژه اینکه تنها به قشر خاصی اختصاص نداشته و گروه‏های مختلف اجتماعی را مورد حمایت قرار می‏دهد.
به طور کلی دو نظامتامین اجتماعی بوجود آمده است. یکی نظامی بنام “بیسمارکی” و دیگری”نظام بوریجی”.
نظام بیسمارکی، نوعی بیمه حرفه‏ای اجباری است.توجیه حقوق اجتماعی در این نظام، اشتغال به یک کار حرفه‏ای یا بستگی خانوادگی با کارگری است کهتامین اجتماعی او به ازای آن است و از محل حق بیمه‏ای است که به نسبت دستمزد محاسبه و تغذیه می‏شود و ریشه آن از کشور آلماناست(طالب، 1381).
نظام بوریجی، کهتامین اجتماعی و نظام ملی نامگذاری شده است بر مبنای همبستگی عمومی بنا شد و هزینه آن از محل مالیاتتامین می‏شود اینتامین حقوق اجتماعی منبعث از نفس شهروندی است و بر حسب نیاز معین می‏شودو ریشه آن از کشور انگلستان است(طالب، 1381)
در حال حاضر به هیچ وجه از این دو نظام به طور خالص عمل نمی‏شود، حتی در دوکشور اصلی آن، یعنی در آلمان وانگلستان. زیرا تاریخ در هر کشور حقوق و نهادهای خاص آن کشور را ساخته است، ولیکن ریشه همه آنها یکی از این دو نظام است. یعنی بیمه اجتماعی بر اساس همبستگی موجود بین گروههای حرفه‏ای وتامین اجتماعی بر مبنای همبستگی بین تمامی شهروندان.
در کشور ما اصل 29 قانون اساسی مستند قانونی برای تعیین محدوده و چارچوب مفهومیتامین اجتماعیمی‏باشد و مطابق اصل مذکور: برخورداری ازتامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بی‏سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‏های پزشکی به صورت بیمه وغیره حقی است همگانی. دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای حاصله از مشارکت مردم، خدمات و حمایت‏های مالی فوق را برای یک یک افراد کشورتامین کند. بنابراین مطابق اصل فوقتامین اجتماعی در ایران باید واجد چند ویژگی است
1. تامین اجتماعی، اموری مثل بازنشستگی، سالمندی (پیری) ازکارافتادگی، بی‏سرپرستی، در راه ماندگی (که بعضا” تحت عنوان خدمات اجتماعی قرار دادهمی‏شوند)، بی‏کاری، حوادث وسوانح (امداد)، بهداشت ودرمان و…را شامل می‏شود.
2. برخورداری ازتامین اجتماعی، حقی است همگانی و باید همه افراد کشور را تحت پوشش قرار دهد.
3. دولت متصدیتامین اجتماعی و مکلف بهتامین آن می‏باشد.
4. منابعتامین اجتماعی، شامل درآمدهای عمومی ودرآمدهای حاصل از مشارکت مردم است.
5. تامین اجتماعی به سه صورت بیمه‏ای، حمایتی و امدادی ارائه می‏شود.(فیض زاده و مدنی، 1379؛213).

                                                    .