راه دیگر، نصب نماینده از طریق دادگاه است؛ این فرد کسی است که از طرف یک قاضی برای تصمیم گیری های درمانی بیمار انتخاب می شود؛
در آمریکا شخص منصوب، بسته به اینکه وضعیّت خانوادگی بیمار چگونه باشد و در چه ایالتی ساکن باشد، ممکن است همسر، والدین، فرزند، خواهر و برادر یا خویشاوندان نزدیک دیگری باشند. این روش در صورتی اعمال می شود که قبلاً شخصی به عنوان نماینده ی قراردادی از طرف خود بیمار تعیین نشده باشد.
چنانچه بیمار، نماینده ی قراردادی نداشته باشد و در شرایطی قرار گیرد که قادر به تصمیم گیری نباشد، یکی از اعضای خانواده، دوست و یا پزشک می تواند از دادگاه بخواهد شخصی را برای تصمیم گیری های درمانی بیمار منصوب کند.
یکی از نزدیکان
راه دیگر تصمیم گیری یکی از اعضاء خانواده به ترتیب اولویت است. در نظام کامن لا دوره ی تصمیم گیری اعضاء خانواده به ترتیب اولویت، برای بیمار بزرگسال فاقد صلاحیت، پشت سر گذاشته شده است؛ این روش تنها زمانی کاربرد دارد که بیمار از پیش، دستور، راهنمایی یا درخواستی نداده باشد و یا شخصی قبلاً از سوی بیمار تعیین نشده باشد یا دادگاه برای او نماینده ی منصوب نکرده باشد.
نکته ی مهم آن که در عمل، چنانچه اشخاص تعیین شده هیچ یک در دسترس نباشند، از پزشک انتظار می رود موقتاً به بهترین نحو در جهت منافع بیمار، صرفاً اقدامات ضروری را انجام دهد تا شخص جایگزین منصوب شود.
مبحث دوم ـ اختیار
طرح مطلب
دومین رکن رضایت، اختیار رضایت دهنده است. همچنان ‌که رضایت فرد فاقد صلاحیت بی‌حاصل است، بدون تردید اخذ رضایت در شرایطی که آزادی فرد تأمین نگردیده است، بی تأثیر است.
آزادانه بودن رضایت هم به لحاظ حقوقی شرط لازم جهت اعتبار و تأثیر رضایت است و هم از نظر اخلاقی رضایتی ارزشمند است که داوطلبانه باشد. در تمام جوامع این اصل پذیرفته شده است که فرآیند رضایت، نسبت به درمان و یا سایر پروسه های پزشکی، باید داوطلبانه و بر اساس اختیار بیمار صورت گیرد.
از آنجا که بیمار اغلب احساس ناتوانی و آسیب پذیری می کند برای بهبود وضعیت و تشویق بیمار به انتخاب داوطلبانه، پیشنهاد شده است که “پزشک برای بیمار روشن کند که در حال مشارکت در تصمیم گیری است، نه صرفاً امضاء یک فرم. با این دید پروسه ی رضایت آگاهانه در واقع دعوتی است جهت مشارکت در تصمیمات درمانی.”
در این مبحث از عوامل خارجی و داخلی که بر آزادی عمل بیمار تأثیر می گذارند، اختیار تصمیم گیری را از وی سلب و اثر رضایت را زائل می کنند سخن می گوییم.
گفتار اول ـ عوامل خارجی سالب اختیار
الف ـ زور و اجبار
رضایتی آزادانه است که بدون اعمال زور و اجبار حاصل شده باشد.
غالباً در اخلاق پزشکی تمایل بر آن است که برای اخذ رضایت، مجموعه ای از رفتارهای اغماض گرانه به کار رود تا اجبار و زور بر اقدام پزشک صدق نکند.
اجبار ممکن است فیزیکی باشد؛ مانند بستن بیمار به تخت و گرفتن دست و پای بیمار و یا روانی باشد؛ مثلاً فشار خانواده یا عصبانیت پزشک؛
ب ـ تهدید
آسیب‌پذیری بیمار در مواجهه با بیماری و عدم توازن قدرتی که همواره بر روابط پزشک و بیمار حکم ‌فرماست، جوّ تهدید را ایجاد می‌کند. چنین عاملی وقتی در اوج خود تجلّی می‌یابد که بیمار، توسط پزشک تهدید به عدم دریافت خدمات درمانی شود. مثلاً اینکه پزشک بگوید اگر نسبت به انجام این آزمایشات رضایت ندهید ما شما را از بیمارستان ترخیص می کنیم. و یا مثلاً تهدید به یک درد خفیف هم رضایت را غیر معتبر می کند.
البته گفته شده است که تهدید باید درعمل باعث شود که وضعیت بیمار از آنچه که هست یا آنچه که باید باشد، بدتر شود؛ حتی اگر بر اساس دانش و اطلاعات، پیش بینی نظری این باشد که چنین تهدیدی به وضعیت بدتر بیمار، نمی انجامد؛ از این رو مثلاً تهدید به عدم مراقبت از بیمار که عملاً به ندرت منجر به بدتر شدن وضعیت بیمار می شود، نمی تواند رضایت را بی اثر کند، مگر این که وضعیت بیمار، عملاً از آنچه هست یا آنچه باید باشد، بدتر شود.
سؤالی که ممکن است مطرح شود این است که آیا تهدید ضمنی، تهدید محسوب می شود؟
تصور کنید بیماری، می ترسد که کاهش مراقبت های پزشکی، برای سلامتی او مضر باشد، بدون این که پزشک در این مورد مستقیماً سخنی گفته باشد؛ گفته شده است که اگر این ترس عمداً از طرف پزشک القاء شده باشد، رضایت حاصله نامعتبر خواهد بود؛ حتی زمانی هم که ترس بیمار، بی اساس و غیر ارادی است، قدرت نابرابر موجود در رابطه ی پزشک- بیمار و سلسله مراتب موجود، غالباً رضایت بدون اختیار را به ذهن متبادر می کند.
ج ـ فریب

                                                    .