رشته حقوق

عوامل اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه

٭ با توجه به رشد شهر و شهرنشینی در دورۀ سامانیان، عوامل اصلی در این مسئله به کدام حوزه از اوضاع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تعلق داشتند؟
به تعبیر دیگر:
٭عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی(دهقانان، روستاها، ساختار اقتصاد شهری و… ) و اقدامات سیاسی سامانیان تا چه اندازه در شکوفایی شهرها و شهرنشینی در دورۀ سامانیان تأثیر داشتند؟
در این راستا به برخی از پرسش‌های فرعی نیز بایستی پاسخ منطقی داده شود:
٭ شهر و شهر نشینی در دوره سامانیان بر چه شالوده و پیشینه‌ای استوار بود و آن پیشینه در بالندگی آن چه تأثیراتی داشت؟
٭ سامانیان چگونه توانستند پس از یک دوره رکود زندگی شهری پس از اسلام، با توسعه فضاهای شهری و اعتلای شهرنشینی، زمینه‌های شکوفایی تمدن ایرانی _ اسلامی را فراهم آورند؟
از این رو بایستی سلسله علت‌هایی مورد بررسی قرار گیرند که در تکوین و بالندگی شهر و شهرنشینی در دورۀ سامانیان تأثیر داشته‌اند. در بررسی علل و یافتن پاسخ مناسب به این فرضیه (بالندگی شهر و شهرنشینی در دوره سامانیان)، طرح کلی پژوهش بر پیشینۀ تاریخی مفاهیم و موضوعات در پیوند با این مسئله، مبتنی خواهد بود. از دیگر سو، متناسب با پیشینۀ تاریخی شهر و شهرنشینی در ایرانِ پیش از دورۀ سامانیان مسئلۀ اصلی تحقیق، چرایی بالندگی شهر و شهرنشینی در دورۀ سامانیان بوده است که ضمن پاسخ‌یابی برای پرسش اصلی و بررسی عوامل مؤثر در این مسئله، نقش سامانیان در هر موضوع مورد توجه بوده است.
فرض این تحقیق در دورۀ مورد بحث که از نظر زمانی سدۀ چهارم قمری و از نظر محدودۀ مکانی بخش‌های شرقی ایران را در بر‌می گیرد، بر آن است که بیش‌ترین فعالیت‌های سامانیان در پهنۀ خراسان بزرگ (در معنای تاریخی آن) و با تأکید بر کناره‌های رود سغد از سمرقند تا بخارا و شهرهای پیرامون آنها، همچنین از بخش‌های شرقی ایران، کناره‌های رود سیحون و سند، تا میانۀ بخش‌های مرکزی ایران در راستای رشد شهرها و بالندگی شهرنشینی متأثر از زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تلاش‌های سیاسی آنان بوده است. از این رو در پیوند با عوامل اجتماعی و فرهنگی و از دیگر سو تأثیر بالندگی شهر و شهرنشینی در مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی دورۀ سامانیان، ساخت شهر و عناصر کالبدی آن بیش‌تر مورد تأکید قرار گرفته که از آن میان در شهرهای حوضه رود سغد، بخارا به دلیل نقش بارز آن به عنوان دارالاماره و در پیوند با ویژگی‌های فرهنگی، به عنوان قبه‌الاسلام، واپسین گفتار را در بررسی این مسئله و اثبات فرضیه‌ مورد نظر، در بر می‌گیرد.
روش تحقیق:
به مانند دیگر پژوهش‌های تاریخی, در اینجا روش تحقیق تاریخی در پیش گرفته خواهد شد که در این تحقیق مبتنی است بر تحقیقات کتابخانه‌ای در منابع تاریخی و استفاده از تحقیقات وآگاهی‌های میان رشته‌ای تا آنجا که برای نگارنده مقدور بوده است. از آنجا که مسائل و نظریات مطرح شده کنونی بایستی با داده‌های تاریخی، جغرافیایی و… در آن زمان انطباق داشته باشند تلاش شده تا در راستای این امر، از پیش‌داوری پرهیز شود. بدیهی است که پایبندی به مفروضات کنونی و فاصله گرفتن از واقعیت‌های رخ داده در گذشته تحقیق را در مسیر انحرافی آن قرار می‌دهد. اما بررسی موضوع از طریق در نظر گرفتن مسائل گوناگون تاریخی که با آن در پیوند هستند، تحقیق را در راهی قرار خواهد داد که به واقعیات آن زمان اعم از مسائل اجتماعی، اقتصادی, سیاسی و فرهنگی نزدیک‌تر باشد. تلاش نگارنده آن بوده تا در این پژوهش همواره یک اصل کلی را رعایت کند و به آن پایبند باشد، و آن اتکا به بررسی پیشینه تاریخی قبل از دوره سامانیان و بررسی آن در مسائل مربوط به شهر در این دوره است. چنان که گاه درباره برخی موضوع‌های هرچند بدیهی تلاش شده تا سیر تاریخی تا پایان روزگار سامانیان ملاک کار باشد. این روش هم متأثر از برداشت‌های تاریخی بوده و هم راهی برای درک محتوایی مفاهیم که در بررسی ماهیت موضوع مهم می‌نموده است.
سامان تحقیق:
این پژوهش در سه بخش سامان یافته است که مقدمات موضوع، زمینه‌های تاریخی پدیده شهر و موضوع شهرنشینی در گذشته ایران (بخش یکم) و مسئله شهر و شهرنشینی در دوره سامانیان با تأکید بر مفاهیم کلیدی آن(بخش دوم)، را در بر می‌گیرد. از آنجا که نگارنده به بررسی پیشینه موضوع در وجوه گوناگون آن پایبند بوده است، این پژوهش با این رویکرد سامان یافته است. بازشناسی تاریخ شهر و شهرنشینی تا دوره سامانیان و بررسی شاخص‌های دوره‌های گوناگون زمینه این بحث را پیش آورد که در بررسی عناصر کالبدی شهر نیز سیر تاریخی این عناصر مورد توجه و پژوهش قرار گیرند. با این همه برای پرهیز از انجام مطالعه تکراری به نسبت دیگر پژوهش‌های انجام شده، تلاش بر آن بود تا درباره برخی موضوعات مبهم یا موضوعاتی که کم‌تر مورد پژوهش قرار گرفته‌اند، مطالعه و تحقیق صورت بگیرد. از این رو برخی عناصر کالبدی شهر، از آن میان ارگ، به گونه‌ای مفصل‌تر بررسی شدند. از دیگر سو در بیان مفاهیمی که با موضوع شهر در ارتباط بودند، مانند مفهوم شهر در ایران و پیرامون آن، مفاهیم و اصطلاحات رایج در تقسیمات کشوری روزگار سامانیان و پیش از آن (دستکرت، دیه، تسوک، روستا، کوره، قصبه، استان) بخش مهمی از این پایان‌نامه را به خود اختصاص دادند.
همچنین علاوه بر اشاره‌های گوناگون در بخشی از بخش‌ها، در فصلی مجزا نقش راه‌ها و مبادلات پولی بیان شود. از این رو در بررسی ساختار اقتصاد شهری بیش‌تر به زمینه‌ها و امر مبادله پرداخته شد تا به وجوه صنفی و تولیدی. در پایان نیز در دو فصل خاستگاه سامانیان و نقش شهرها در بالندگی زندگی در آن روزگار و با تأکید بر جغرافیای طبیعی و تاریخی و نیز ساخت شهر و ویژگی‌های آن بررسی شدند.
موانع و مشکلات پژوهش:
بدیهی است که شهرپژوهی پیش از هر چیز نیاز به دانسته‌های میان‌رشته‌ای دارد.نگارنده ضمن اینکه تلاش کرده تا بیش‌تر متکی به داده‌های تاریخی باشد، اذعان می‌کند که در این راستا چندان که باید از مطالعات میان رشته‌ای مانند اقتصاد شهری و جامعه شناسی شهری بهره نبرده و ضمن کوشش در راستای درک واقعی از موضوع شهر و شهرنشینی بیش‌تر متکی با تاریخ بوده تا دیگر دانشهایی که با موضوع در ارتباط هستند. ازدیگر سو برای پژوهش پیرامون شهر و شهرنشینی در ایران بایستی به پژوهش‌هایی که محققان برخی کشورها از آن میان به زبان روسی، انجام داده‌اند، رجوع کرد که عدم توانایی نگارنده در استفاده از این متون همچنان باری سنگین را بر دوش تحمیل می‌کند. همچنین است عدم موفقیت برای انجام سفر هرچند کوتاه مدت تحقیقاتی به شهرهایی که اگرچه امروزه آنها را «از نیستان ببریده‌اند» و در ورای مرزهای سیاسی قرار گرفته‌اند، اما با همزادان و هم‌تباران خود در اینجا انس و الفتی دیرینه و پایدار و تار و پودی به هم تنیده دارند که همواره «از جدایی‌ها شکایت» میکنند!

مطلب مشابه :  وجود رابطه زوجیت

نقد و بررسی منابع تحقیق
دورۀ سامانیان از مهم‌ترین دوره‌های تأثیرگذار و خاستگاه آنان بستر شکوفایی، تکوین و بالندگی زبان فارسی دری (جدید) است. در این دوره اگرچه بسیاری از تألیف‌های دانشمندان عرصه‌های گوناگون علمی مانند علوم قرآنی و فقه و کلام، علوم عقلی و ادبی مانند فلسفه، ریاضیات، پزشکی، جغرافیا، تاریخ، شعر و انواع نثرها به زبان حکومتی و دینی درآن زمان، عربی، نوشته می‌شد. اما این دوره با ریشه گستردن در دوره نوزایی این زبان در سده سوم قمری، سرآغاز راهی بود برای آفرینش ادبی با زبان فارسی دری که هم تا به امروز پویایی خود را بر دوام نگه داشته است.
اگرچه در همسایگی سامانیان، دودمان شیعه مذهب بویه که بر قلمرو غربی ایران در پهنه جغرافیایی فارس و خوزستان و عراق عجم و عرب متأثر از آموزه‌های کهن ایرانی امارت و به تعبیری پادشاهی می‌کردند، اما در باروری بیش از پیش زبان عربی کوشیدند و با این همه به تدریج نیز در آن سامان زبانِ جدیدِ برخاسته از خراسان، غرب ایران را نیز درنوردید و این درختِ ریشه‌دار به ویژه در دوره دودمان ترک‌زادِ سلجوقی در سده‌های پنجم و ششم قمری به بار نشست.
در اینجا بنا به ضرورت تحقیق تلاش می‌شود تا برخی از منابعی که به زبان فارسی و عربی نگاشته شده و در پیوند مستقیم با موضوع شهر و شهرنشینی هستند، به اجمال بررسی شوند.
«تاریخ نوشته‌های جغرافیایی»
سدۀ چهارم قمری (دهم میلادی) را‌می‌توان دوران بالندگی و شکوفایی تأملات جغرافیایی دانشمندان مسلمان و به ثمر رسیدن تلاش‌های بی شائبۀ آنها در دانش جغرافیا و در حوزه‌های گوناگون برای شناخت راه‌ها، سرزمین‌ها، شهرها (مسالک و ممالک/ بَلَدها = بلدان)، شناخت زمین (معرﻓﺔ الارض)، نجوم و تقویم و … دانست که همپایۀ دیگر دانش‌ها در این زمینه نیز، به ویژه دانشمندان قلمرو ایرانیِ اسلام، صاحب نام و اثرگذار شدند. در یک نگاه کلی‌می‌توان مهم‌‌ترین منابع در راستای شهرپژوهی در دورۀ سامانیان را منابع جغرافیایی آن دوره و نیز دوره‌های پس از آن دانست و چنان که بیان شد جغرافی نوشته‌هایِ حوزۀ تاریخ محلی نیز به همین ‌اندازه، حتی در برخی موارد بیش‌تر، در بررسی شهر و شهرنشینی آگاهی‌های سودمندی ارائه‌ می‌دهند.
گسترۀ پهناور قلمرو اسلام از اَندَلُس، مغرب و شمال افریقا تا بیابان‌های مرکزی آسیا و از دیگر سو از هند و چین تا سرزمین روس‌ها، خزرها، بلغارها و اسلاوها، اهمیتِ پرداختن به شناخت «مسالک و ممالک» بر اساس نیازهای اداری، سیاسی، تجاری و دینی مسلمانان را نمایان‌می‌کند. از این رو متأثر از مدرسه‌های علمی در قلمرو اسلامی و جریان‌های فکری و نحله‌های علمی در پیوند با آن یا در پیرامون آن، دانش جغرافیانگاری نیز به مانند دیگر دانش‌ها، و حتی بیش از حد تصور، از حوزه‌ها و تفکرات گوناگون تأثیر پذیرفت و به شکوفایی رسید. طلب علم، سفر حج، معرفت آفاق، سازمان اداری و سیاسی، شناخت اقوام و فرهنگ‌های گوناگون، نیازهای مربوط به راه شناسی تاریخی و جغرافیایی (در راستای بازرگانی)، شناخت مرزهای اسلامی (ثغور) و عواملی دیگر از این دست، مسلمانان را به پژوهش در جغرافیا وا‌می‌داشت و از این رهگذر شهر و زندگی شهری و نیز وجوه گوناگون شیوه‌های زندگی کوچروی و کشاورزی مورد تأمل، شناخت، تحقیق و نگارش درآمد.
بدان سان که خراسان و بخش‌های شرقی ایران از نظر سیاسی مهد مهم‌‌ترین جنبش‌های دینی، اجتماعی و سیاسی بودند و از دیگر سو، خاستگاه مهم حکومت‌های ایرانی، تکوین زبان فارسی جدید (دری)، مکتب نوین تاریخ نگاری به زبان فارسی در برابر مکتب عراق (به زبان عربی) و در زمینۀ علوم گوناگون ریاضی، نجوم و … و حتی شهرسازی به شمار‌می‌رفت؛ پژوهشگران برآنند که در زمنیۀ جغرافیانگاری نیز این بخش از ایران، خاستگاه «مکتب کلاسیک جغرافیایی» در سدۀ چهارم قمری بود. اگرچه بغداد به تأثیر از بیت الحکمه و برخورداری از مرده‌ریگ علمی مراکزی مانند گندی شاپور، نصیبین و … بود اما از اواخر سدۀ سوم قمری در بیش‌تر زمینه‌های علمی تلاش‌های جدید متوجه بخش‌های شرقی ایران شد و در تدوینِ آثاری در حوزۀ مسالک و ممالک اثرگذاری پایداری در شرق ایران آغاز شد. بر این اساس در زمینۀ جغرافیانگاری، ابوزید احمد بن سهل بلخی (235- دهۀ 320 ق/ 850- دهۀ 930 م) را آغازگر سلسله دانشمندانِ آن مکتب (مکتب کلاسیک جغرافیایی)،‌می‌دانند.
چنان که بیان خواهد شد، در پیوند با جغرافی نوشته‌ها، سفرنامه‌هایی نیز در سدۀ چهارم قمری نوشته شد که سفرنامۀ ابودلف مسعر بن المهلهل خزرجی و سفرنامۀ ابن فضلان، اگر نه به مانند نوشته‌های جغرافیایی، بلکه در اندازه‌ای قابل تأمل با دیدگاه جغرافیایی نوشته شدند که عوامل یادشده در تحقیق و تألیف چنین آثاری را نمایان‌می‌کنند.
نکتۀ مهم در بررسی جغرافی نوشته‌های این دوره در نظر داشتن نگرش مؤلفان، انگیزه‌ها و اهداف، روش‌ها و زبان نوشتار است. نوع نگرش جغرافی‌دانان نسبت به موضوع مورد نظرشان تفاوت‌هایی بسیار با یکدیگر دارد که این امر در انگیزه‌ها و اهداف آنها برای تدوین آثارشان، سخت مؤثر بوده است. از دیگرسو روش‌های گوناگون در بهره‌برداری از داده‌ها و تدوین آنها و حتی در تقسیم‌بندی جغرافیای اداری و سیاسی و از این رهگذر ارائۀ دیدگاه‌های شخصی در تدوین آثار باعث شده است که مشکلاتی برای فهم کنونی از محتوای برخی آثار به وجود آید. معمولاً در کاربرد اعلام جغرافیایی منطقه‌ها‌ به زبانی غیر از زبان بومیان مشکلاتی ایجاد‌می‌کند، چنان که تفاوت‌های آشکاری در بازخوانی نام‌ها‌ میان آثاری که به زبان عربی نوشته شده‌اند و آثاری که به زبان فارسی جدید (دری) ترجمه یا تألیف شده‌اند، دیده‌می‌شود. این مسئله را حتی در ترجمۀ آثار عربی مانند ترجمۀ مسالک و ممالک اصطخری از عربی به فارسی و حتی میان دو ترجمۀ آن به وضوح‌می‌توان مشاهده کرد.
آگاهی‌های جغرافیایی در متون کهن ایرانی:

مطلب مشابه :  قانون اجرای احکام مدنی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید