سبز اندیشان امروز

عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی

3-2-2-1- مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه های اجتماعی ای که می توانند حس همکاری و اطمینان رادر میان افراد یک جامعه پدید آورند. بوردیو اولین کسی است که به زعم پورتز (١٩٩٨:٣) تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم راچنین تعریف کرده است: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود» (بوردیو،١٩٨۵ : ٢۴٨).
همانطورکه سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس وقابل مشاهده برخوردار است. سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش راتسهیل نماید (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می شود، به زعم وی سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند :همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه های اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معین را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۴). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می تواند منابع سرمایه ای سودمند ایجاد کند شامل :تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می داند.
تعریف رایج سرمایه اجتماعی درجریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه تعاملات وشبکه هایی که درمیان گروههای انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات وهنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرند که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال، 1998: (304.
علاوه بر تعاریف فوق، ازسرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی نیز ارائه گردیده است. پاتنام (1995a : 66) سرمایه اجتماعی را به عنوان “ویژگی های سازمان های اجتماعی مانند: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که هماهنگی و همکاری متقابل را تسهیل می کند” تعریف می نماید. سرمایه اجتماعی می تواند شکل های گوناگونی داشته باشد، البته پاتنام به شدت آن دسته از مدل هایی را که در خدمت اهداف اجتماعی هستند را مورد بررسی قرار داده است مانند فعالیت های اجتماعی. فعالیت های اجتماعی به “ارتباط مردم با زندگی اجتماعی آنها ” اشاره دارد (پاتنام، 1995b: 665) و شامل عضویت در اتحادیه های محله، گروه های سرودخوانان، یا باشگاه های ورزشی می باشد. به زعم وی شبکه ها، هنجارها و اعتماد، بخش های ضروری تئوری سرمایه اجتماعی هستند (پاتنام، 1995b) که همکاری را آسان تر و احساس اعتماد را بیشتر می کنند و سپس احتمال همکاری در میان این افراد بیشتر می شود. به گفته پاتنام، این اعتماد اجتماعی ناشی از دو منبع وابسته به: هنجارهای روابط متقابل و شبکه های اجتماعی است. اگرچه چندین هنجار وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد ولی هنجار عمل متقابل مهمترین آنها است.
پاتنام در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکتهای اجتماعی را از اشکال ضروری به شمار می آورد و معتقد است که هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای افزایش یابد. هنجارهای قوی عمل متقابل راتقویت کند، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود بخشد و شبکه های اجتماعی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است (پاتنام،٢٠٠٠) و بعلاوه برشبکه های اجتماعی از هنجارهای عمل متقابل و اعتماد نیز به عنوان عناصر ذهنی و شناختی سرمایه اجتماعی نامبرد.
افه و فوش علاوه بر عناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، در بعد گرایش به آگاهی و توجه، اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیعترین معنا به امور عمومی اطلاق می شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه های الکترونیکی وچاپی بوده و پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعالتر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است (ُافه و فوش،٢٠٠٢: ١٩١-١٩٠).
پس درتعریف، سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی جهت « کنش جمعی » تلقی می گردد و این منبع علاوه برآگاهی وتوجه یا دانش نسبت به امور عمومی اجتماعی یا سیاسی است. یعنی آگاهی که موجب علاقه مندی و دل نگرانی است، شامل هنجارهای اعتماد (اعتماد عمومی یا تعمیم یافته و اعتماد نهادی/مدنی)، هنجارها و یا رفتارهای عمل متقابل که در درون شبکه های اجتماعی عمل می کنند و عناصر ساختاری شبکه ها و مشارکت های رسمی و غیر رسمی می باشد. نتایج سرمایه اجتماعی در داخل شبکه شامل مجموعه ای از کنش های جمعی در اشکال و اندازه های مختلف است.
3-2-2-2- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت.
برخی معتقدند اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال 1916، در مقاله ای توسط هانی فان در دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد،که در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی است و اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه داشته است و بعدها در کتاب “مرگ و زندگی در شهرهای امریکایی “جین جاکوبس (1961) مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما به بیان ویژگی‌ها و خصلت هایی پرداخته که به وسیله آنها، حاشیه‌نشین‌‌های شهر می‌توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروههایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلاتشان را حل کنند و وی توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال 1969 با عنوان “نظریه داد و ستد در گروههای ذینفع” در نشریه “Midwest Journal of Political Science“ معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه های سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال 1972 در کتاب “طرح نظریه عمل”(بوردیو، 1972) استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (1977) را پذیرفته اند (کلمن،1988) و رابرت پاتنام اندیشمند علوم سیاسی این واژه را درباره برهم کنش آن با جامعه مدنی در ایتالیا و امریکا مطرح کرد.
بنابراین سرمایه ی اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال 1980 توسط جاکوبس، بوردیو، پاسرون و لوری وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است (ازکیا و غفاری؛ 1383: 278)(وال، 1998، صفحه 259). و می توان گفت کاربرد مفهوم سرمایه ی اجتماعی بصورت آنچه که امروزه مدنظر است به تدریج در دهه 1990 رایج شده است اما مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد و به معنای این نیست که در آثار جامعه شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نمی باشد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمع گرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکررا عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاش های نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالا اولین کسی است که مستقیما از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (1899) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است. همچنین در آثار اندیشمندان و جامعه شناسانی چون مارکس ، زیمل، وبر و دورکیم می‌توان به جستجوی این مفهوم پرداخت که به مفاهیمی همچون اضطرار؛ نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه نموده اند که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر می‌گیرد (توسلی؛ 1384:3).
3-2-2-3- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:
با این وجود به نظر ما مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری‌اند از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند. این سه مولفه از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نیز هستند.
3-2-2-3-1- اعتماد اجتماعی
اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب شده و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد؛ بطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می گردد. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد، بدین صورت که هرچه میزان اعتماد اجتماعی میان افراد و گروهها و سازمان های اجتماعی جامعه بیشتر باشد به همان میزان روابط اجتماعی از «شدت»، «تنوع»، «ثبات» و «پایداری» بیشتری برخوردار است. اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند به ویژه در آن دسته از کنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن، قدرت عمل کردن را تسهیل می کند. به طور کلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این بر مبنای این احتمال است که گروه های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من یا ما خودداری می کنند (تاجبخش، 1384: 210).
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرآیند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است (اکبری، 1383؛11).
هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد بالاتری باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری نیزخواهد داشت . چنانچه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروههای دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن نیز فراتر می رود.
3-2-2-3-2-انسجام و همبستگی اجتماعی
” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افرادآن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی راازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).
انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند.
برخی کارهای داوطلبانه در جهت گسترش انسجام اجتماعی :
جمع آوری اعانات و کمک های نقدی و غیر نقدی مردمی
عیادت و دلجویی از بیماران و مددجویان

                                                    .